ن‌كه‌ به‌ آتش‌ وارد مي‌شود». «پس‌، از آن‌ در شبهه‌ مباش‌» يعني‌: از نزول‌ قرآن‌، يا از وعده‌گاه‌ آتش‌ براي ‌آنان‌، در شك‌ و شبهه‌ مباش‌ «كه‌ آن‌ حق‌ است‌ از جانب‌ پروردگارت‌» پس‌ در آن‌ مجال‌ هيچ‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ نيست‌ «ولي‌ بيشتر مردم‌ ايمان‌ نمي‌آورند» به‌ سبب‌ عنادي‌ كه‌ دارند، با وجود آشكار بودن‌ دلايل‌ موجبه‌ ايمان‌ و روشن‌ بودن‌ حجت ‌و برهان‌.
 
آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِباً أُوْلَئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الأَشْهَادُ هَؤُلاء الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى رَبِّهِمْ أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چه‌ كسي‌ ستمكارتر از آن‌ كس‌ است‌ كه‌ بر خدا دروغ‌ بر بست‌» با اين‌ سخن ‌خويش‌ كه‌ بتان‌ نزد خداوند(ج)  براي‌ ما شفاعت‌ مي‌كنند و فرشتگان‌ دختران ‌خدا(ج)  اند و مانند اين‌ از ياوه‌ها و اراجيف‌ ديگر «آنان‌ بر پروردگارشان‌ عرضه‌ مي‌شوند» در صحراي‌ محشر پس‌ آنان‌ را در برابر اعمالشان‌ مورد محاسبه ‌قرارمي‌دهد «و گواهان‌ مي‌گويند» مراد از گواهان‌: فرشتگان‌ و پيامبران‌ و علمايي‌اند كه‌ آنچه‌ را خداي‌ عزوجل‌ به‌ تبليغ‌ آن‌ دستور داده‌ است‌، به‌ آنان‌ ابلاغ‌ كرده‌اند.آري‌! اين‌ گواهان‌ در هنگامي‌ كه‌ آن‌ ستمكاران‌ بر پروردگارشان‌ عرضه‌ مي‌شوند، مي‌گويند: «اينان‌» يعني‌: اين‌ عرضه‌شدگان‌ «همان‌ كساني‌ بودند كه‌ بر پروردگارشان‌ دروغ‌ بستند» با شركي‌ كه‌ به‌ او نسبت‌ دادند «هان‌! لعنت‌ خدا بر ستمگران‌ باد» يعني‌: بر كساني‌ باد كه‌ با دروغ‌ بستن‌ بر خداي‌ عزوجل‌، بر خود ستم‌كرده‌اند.
بخاري‌ و مسلم‌ و غير آنها از ابن‌عمر رضي‌الله عنهما روايت‌ كرده‌اند كه‌ گفت‌: از رسول‌ خداص در حديث‌ شريف‌ شنيدم‌ كه‌ فرمودند: «خداي‌ عزوجل‌ در روز حساب‌، مؤمن‌ را به‌ خود نزديك‌ مي‌كند تا بدانجا كه‌ او را در پناه‌ رحمتش‌ قرار داده‌ و از چشم‌ مردم‌ مستور مي‌گرداند، سپس‌ او را به‌ گناهانش‌ مقر و معترف‌ ساخته‌ و به‌ او مي‌گويد: آيا فلان‌ گناه‌ را كه‌ در دنيا مرتكب‌ شده‌اي‌ به‌ ياد مي‌آوري‌؟ آيا فلان‌ گناه‌ ديگر... را به‌ ياد مي‌آوري‌؟ مؤمن‌ مي‌گويد: پروردگارا! به‌ ياد مي‌آورم‌! و چون‌ او را به‌ گناهانش‌ معترف‌ و مقر گردانيد و او نزد خود متيقن ‌شد كه‌ به‌ هلاكت‌ رسيده‌ است‌، در اين‌ هنگام‌ مي‌فرمايد: اما من‌ اين‌ گناهان‌ را در دنيا بر تو ستر نمودم‌ و پوشاندم‌ و امروز هم‌ آنها را برايت‌ مي‌آمرزم‌. سپس‌ نامه‌ حسناتش‌ به‌ وي‌ داه‌ مي‌شود. اما گواهان‌ درباره‌ كافر و منافق‌ مي‌گويند: ﴿هَؤُلاء الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى رَبِّهِمْ أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ‏!﴾ اينان‌ همان‌ كساني‌ بودند كه ‌بر پروردگار خويش‌ دروغ‌ بستند؛ هان‌! لعنت‌ خداوند(ج)  بر ستمگران‌ باد».
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:176.txt">آيه  135</a><a class="text" href="w:text:177.txt">آيه  136</a><a class="text" href="w:text:178.txt">آيه  137</a><a class="text" href="w:text:179.txt">آيه  138</a><a class="text" href="w:text:180.txt">آيه  139</a><a class="text" href="w:text:181.txt">آيه  140</a><a class="text" href="w:text:182.txt">آيه  141</a></body></html>آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجاً وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانان‌ كه‌ مردم‌ را از راه‌ خدا باز مي‌دارند» يعني‌: اين‌ ستمگران‌ همان‌ كساني‌ هستند كه‌ هر كه‌ را مي‌توانند از دين‌ خدا(ج)  باز دارند، از آن‌ باز مي‌دارند «و براي ‌آن‌ راه‌، كجي‌ را مي‌خواهند» يعني‌: راه‌ خدا(ج)  را به‌ كجي‌ وصف‌ مي‌كنند تا مردم‌ را از آن‌ متنفر و بدان‌ بدانديش‌ كنند «و هم‌ آنان‌ آخرت‌ را منكرند» و باور ندارند.
آري‌! در عصر حاضر نيز بسياري‌ از شياطين‌ انسي‌ را مي‌يابيم‌ كه‌ هميشه‌ در پي ‌يافتن‌ نقطه‌ ضعفي‌ براي‌ دين‌ خدا(ج)  هستند و هرگاه‌ به‌ ظن‌ خود در آن‌ كجي‌ و عيبي ‌تراشيدند، آن‌ را در بوق‌ و كرنا گذاشته‌ اينجا و آنجا تبليغ‌ مي‌كنند. كه‌ لعنت ‌خداوند(ج)  بر اين‌ ستمگران‌ باد.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1752.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:1753.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:1754.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:1755.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:1756.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:1757.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:1758.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:1759.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:1760.txt">آيه  28</a></body></html>آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ أُولَئِكَ لَمْ يَكُونُواْ مُعْجِزِينَ فِي الأَرْضِ وَمَا كَانَ لَهُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُواْ يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَمَا كَانُواْ يُبْصِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنان‌ در زمين‌ عاجزكننده‌ نيستند» يعني‌: آنان‌ از عذاب‌ خدا(ج)  در دنيا گريزي ‌ندارند؛ چنانچه‌ بخواهد آنان‌ را مجازات‌ كند بلكه‌ در زير قهر و غلبه‌ و در قبضه‌ و سلطه‌ وي‌ قراردارند «و جز خدا دوستاني‌ براي‌ آنان‌ نيست‌» تا عقوبت‌ وي‌ را از آنان ‌دفع‌ كند. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «همانا خداوند(ج)  به‌ ستمگر مهلت ‌مي‌دهد تا اين‌كه‌ چون‌ او را فروگرفت‌، ديگر او را از در گرفت‌ وي‌ نجاتي‌ نيست‌». هم‌ به‌ اين‌ دليل‌ مي‌فرمايد: «عذاب‌ براي‌ آنان‌ دو چندان‌ مي‌شود» به‌ سبب‌ افترايشان ‌بر خداي‌ عزوجل‌، بازداشتنشان‌ از راه‌ او و وصف ‌نمودن‌ امت ‌اسلامي‌ به‌ كجي‌ ونقص‌ و بنابر همه‌ اين‌ عوامل‌ است‌ كه‌ عذاب‌ آنان‌ نسبت‌ به‌ عذاب‌ كفاري‌ كه‌ افعالي ‌مانند افعال‌ آنها را مرتكب‌ نشده‌اند، مضاعف‌ مي‌باشد «آنان‌ توان‌ شنيدن‌ حق‌ را نداشتند و حق‌ را نمي‌ديدند» يعني‌: آنان‌ در اعراض‌ از حق‌ و بغض‌ وكين‌ در برابر آن‌ تا بدانجا افراط كردند كه‌ گويي‌ از شدت‌ تنفر نسبت‌ به‌ حق‌، نه‌ توان‌ شنيدن‌ آن ‌را داشتند و نه‌ ياراي‌ ديدن‌ آن‌ را.
 
		آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اينانند كه‌» با پرستش‌ غير خدا(ج)  «به‌ خود زيان‌ زده‌اند» زيرا خود را به‌ عذاب ‌ابدي‌ دوزخ‌ در افگنده‌اند «و آنچه‌ بر مي‌بستند از آنان‌ گم‌ شد» يعني‌: شركاي‌ باطلي ‌كه‌ بر خداي‌ سبحان‌ افترا مي‌بستند و مدعي‌ شفاعتشان‌ بودند، ناپديد شد و جز زيان ‌و خسران‌ چيز ديگري‌ برايشان‌ باقي‌ نماند.
 
	آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأَخْسَرُونَ ‏
 
‏ترجمه :
«بدون‌ شك‌ آنان‌ در آخرت‌ زيانكارترند» زيرا بهشت‌ برين‌ را به‌ دوزخ‌ جحيم ‌فروخته‌اند.
 
	آيه  