‌ زمين‌ نسبت‌ به‌ شخص‌ بيننده‌ ـ در عين‌ كرويت‌ آن‌.
2 ـ آرام‌ ساختن‌ و تعادل‌ بخشيدن‌ به‌ زمين‌ به‌ وسيله‌ كوه‌هاي‌ استوار.
3 ـ به‌ جريان‌ انداختن‌ نهرها و شكافتن‌ چشمه‌ها.
4 ـ قرار دادن‌ زوجيت‌ در ميوه‌ها.
5 ـ پوشانيدن‌ روز به‌وسيله‌ شب‌.
6 ـ تفاوت‌ توليدات‌ زمين‌ در كيفيت‌ و كميت‌، با وجود اتحاد و يگانگي‌ خاك‌ و آب‌.
سپس‌ خداوند متعال‌ به‌ بيان‌ سه‌ موقف‌ از مواقف‌ و موضع‌گيريهاي‌ كفار مي‌پردازد: 
موضع‌گيري‌ اول‌: انكار روز آخرت‌، موضع‌گيري‌ دوم‌: به‌ شتاب‌ خواستن‌ عذاب ‌و موضع‌گيري‌ سوم‌: درخواست‌ معجزات‌ است‌. خداي‌ متعال‌ اين‌ موضع‌گيري‌ هايشان‌ را در حالي‌ مطرح‌ مي‌كند كه‌ در آيات‌ قبل‌، با تبيين‌ اصل ‌آفرينندگي‌ خود، به‌ رد ضمني‌ آنها پرداخت‌ زيرا پروردگاري‌ كه‌ بر آفرينش‌ همه ‌آن‌ پديده‌هاي‌ شگرف‌ توانا باشد، بي‌شك‌ بر اعاده‌ آفرينش‌ انسان‌ نيز توانا بوده‌ و از فرستادن‌ عذاب‌ دنيوي‌ هم‌ ناتوان‌ نيست‌، در عين‌ حال‌، معجزات‌ و نشانه‌هايش ‌بيشتر از آن‌ است‌ كه‌ باز از وي‌ نشانه‌هاي‌ جديد ديگري‌ خواسته‌ شود.
اينك‌ بنگريم‌ به‌ نخستين‌ موضع‌گيري‌ از اين‌ مواضع‌ كفار: 
 
آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَئِذَا كُنَّا تُرَاباً أَئِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ الأَغْلاَلُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر تعجب‌ كني‌» اي‌ محمد ص از تكذيب‌ آنان‌ «پس‌ اين‌ سخن‌ آنان‌ عجيب‌تر است‌» كه‌ در تكذيب‌ معاد گفتند: «آيا وقتي‌ خاك‌ شديم‌، به‌ راستي‌ در آفرينش‌ جديدي‌ خواهيم‌ بود؟» يعني‌: آيا از بستر خاكي‌مان‌ دوباره‌ به‌ خلعت‌ وجود آراسته‌ مي‌شويم‌ و به‌ ميدان‌ حشر و نشر در عرصه‌گاه‌ معاد باز مي‌آييم‌؟ بدين‌گونه‌، اعاده‌ حيات‌ خويش‌ را انكار كرده‌ و آن‌ را بعيد پنداشتند در حالي‌كه‌ پروردگار توانا بر ايجاد خلق‌ بي‌هيچ‌ گونه‌ نمونه‌ سابقي‌، به‌ طريق‌ اولي‌ بر اعاده‌ مجددشان‌ نيز توانا مي‌باشد «اينان‌ همان‌ كساني‌ اند كه‌ به‌ پروردگارشان‌ كفر ورزيده‌اند» يعني‌: اين ‌گروهي‌ كه‌ منكر قدرت‌ حق‌ تعالي‌ بر بعث‌ و حشرند، در حقيقت‌ كساني‌اند كه‌ در كفر لجاجت‌ ورزيده‌ و در پيمودن‌ دركات‌ منحط آن‌، به‌ پله‌ نهايي‌ رسيده‌اند «و در گردنهايشان‌ غل‌ و زنجيرهاست‌» پس‌ اين‌ غل‌ و زنجيرها آنان‌ را از راه‌ ايمان‌ بازمي‌گرداند و بنابراين‌، به‌ ايمان‌ آوردن‌ قادر نمي‌شوند. به‌ قولي‌: غل‌ و بندها عبارت‌است‌ از اعمال‌ بدشان‌ كه‌ همچون‌ گريبانگير بودن‌ طوق‌ برگردن‌، گريبانگيرشان ‌مي‌شود. ابوحيان‌ مي‌گويد: «در قيامت‌ زنجيرها و طوقها در گردنهايشان‌ است‌ و آنان‌ را با آن‌ زنجيرها به‌سوي‌ دوزخ‌ مي‌كشانند» «و ايشانند اهل‌ آتش‌، جاودانه‌ درآنند».
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:5.xml">فهرست سوره ها</a><a class="folder" href="w:html:11.xml">جزء 1 تا 10</a><a class="folder" href="w:html:1560.xml">جزء 11 تا 20</a><a class="folder" href="w:html:3789.xml">جزء 21 تا 30</a></body></html>  آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ ‏
‏ترجمه : ‏
«راه‌ كساني‌ كه‌ به‌ آنان‌ نعمت‌ ارزاني‌ داشته‌اي» اين‌ نعمت‌يافتگان‌ گرامي‌، همان‌كساني‌ هستند كه‌ در سوره‌ « نساء» از آنان‌ ياد شده‌ است‌، جايي‌ كه‌ خداوند متعال ‌مي‌فرمايد:  (‏ وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقاً ‏)
«و هر كس‌ از خدا و پيامبر اطاعت‌ كند، در زمره‌ كساني‌ است‌ كه‌ خداوند به‌ايشان‌ نعمت‌ داده‌ است؛ اعم‌ از پيامبران‌، صديقان، شهيدان‌ و صالحان‌ وه! آنهاچه‌ همراهان‌ و دوستان‌ نيكويي‌ هستند. اين‌ فضلي‌ است‌ از جانب‌ خدا و خدا دانايي‌بسنده‌ است‌» [69/4 ].
«نه (راه) كساني‌ كه‌ مورد خشم‌ قرار گرفته‌اند» يعني: ما را با گروهي‌ قرار نده ‌كه‌ از راه‌ مستقيم‌ منحرف‌ شده‌اند، گروهي‌ كه‌ از رحمت‌ تو دورند و به‌سبب‌ آن‌ كه‌با وجود شناخت‌ حق‌ از آن‌ روي‌ برتافته‌ اند، به‌ سخت‌ترين‌ عذاب‌ و شكنجه‌ مبتلامي‌گردند. اين‌ مغضوبان‌ به‌ قول‌ جمهور علما و طبق‌ فرموده‌ رسول‌ خدا ص، يهوديانند.
«و نه»‌ راه‌ «گمراهان». اين‌ گروه‌ بر اساس‌ فرموده‌ رسول‌ خداص ـ و به‌ قول‌ جمهور علما ـ نصاري‌ (مسيحيان‌) مي‌باشند. يعني‌ از آنجايي‌كه‌ يهوديان‌ حق‌ را شناختند ولي‌ آگاهانه‌ آن‌ را فروگذاشته‌ و از آن‌ روي‌ برتافتند، سزاوار خشم‌ وغضب‌ الهي‌ گرديدند و از آنجا كه‌ نصاري‌ (مسيحيان‌) نيز از روي‌ جهل‌ و ناآگاهي، از راه‌ حق‌ منحرف‌ شده‌ و در مورد مقام‌ و منزلت‌ عيسي‌(ع) غلو و زياده‌روي‌ كردند، در گمراهي‌ آشكاري‌ قرار گرفتند.
«آمين» يعني‌: خداوندا! دعايمان‌ را اجابت‌ كن‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عايشه‌ رضي‌الله عنها آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: 
«ما حسدتكم‌ اليهود على‌ شي‌ء ما حسدتكم‌ على‌ السلام‌ والتأمين».
«يهود بر هيچ‌ چيز ديگر، به‌اندازه‌ سلام‌ گفتن‌ و آمين‌گفتن‌ بر شما حسد نورزيده‌ اند ».
بايد دانست‌ كه‌ «آمين‌» دعا بوده‌ و از كلمات‌ و آيات‌ قرآن‌ نيست‌. البته‌ آمين‌گفتن‌ بعد از خواندن‌ سوره‌ فاتحه‌ سنت‌ است، به‌ دليل‌ اين‌ حديث‌ شريف‌: «هنگامي‌كه‌ امام‌ آمين‌ مي‌گويد، شما نيز آمين‌ بگوييد زيرا هر كس‌ آمين‌ گفتنش‌ با آمين‌گفتن‌ فرشتگان‌ همراه‌ گردد، گناهان‌ گذشته‌اش‌ آمرزيده‌ مي‌شود».
نظر احناف‌ و مالكي‌ها اين‌ است‌ كه‌: آهسته‌ خواندن‌ آمين‌ از بلند خواندن‌ آن ‌بهتر است‌. اما شافعي‌ها و حنبلي‌ها برآنند كه‌: آمين‌ در نمازهاي‌ سري‌ آهسته‌ و در نمازهاي‌ جهري‌ بلند خوانده‌ شود و مقتدي‌ نيز در گفتن‌ آمين‌ با امامش‌ همراهي‌كند.
علماي‌ اسلام‌ در باره‌ حكم‌ خواندن‌ سوره‌ فاتحه‌ در نماز، بر دو نظرند. نظر احناف‌ اين‌ است‌ كه‌ مطلق‌ قرائت‌ قرآن‌ در نماز ـ چه‌ سوره‌ فاتحه‌ و چه‌ غير آن‌ ـ به‌ مقدار سه‌ آيه‌ كوتاه‌ يا يك‌ آيه‌ بلند فرض‌ است‌ بنابراين‌، خواندن‌ سوره‌ فاتحه‌ در نماز فرض‌ نبوده‌ بلكه‌ واجب‌ مي‌باشد. رأي‌ دوم‌: رأي‌ جمهور علما (مالكي‌ها، شافعي‌ها، حنبلي‌ها) است‌ كه‌ خواندن‌ سوره‌ فاتحه‌ را در نماز فرض‌ مي‌دانند.

آيه  155
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَنَبْل