ِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كافران‌ مي‌گويند: چرا از جانب‌ پروردگارش‌ معجزه‌اي‌ براو نازل‌ نشده ‌است‌؟» گويي‌ ادله‌ ايمان‌ ناقص‌ و ناكافي‌ است‌!! در حالي‌كه‌ قرآن‌ عظيم‌، بزرگترين‌ معجزه‌ الهي‌ مي‌باشد. لذا خداوند(ج)  در اين‌ آيه‌ و آيات‌ بعد، در پاسخ ‌به‌ اين‌ درخواست‌ مشركان‌ چندين‌ رديه‌ را عنوان‌ مي‌كند «بگو: در حقيقت‌ خداست‌ كه‌ هركه‌ را بخواهد گمراه‌ مي‌كند» چنان‌كه‌ اين‌ گروهي‌ را كه‌ مي‌گويند: چرا بر او معجزه‌اي‌ نازل‌ نشده‌، گمراه‌ نمود «و هر كس‌ را كه‌ به‌سوي‌ او بازگردد» و با توبه‌ و دست‌كشيدن‌ از گناهي‌ كه‌ بر آن‌ بوده‌ است‌، به‌ قلب‌ خويش‌ به‌سوي‌ او روي‌ آورد؛ «به‌سوي‌ خود راه‌ مي‌نمايد» بنابراين‌، فرود آوردن‌ نشانه‌ها و معجزات‌ را در امر هدايت‌ و گمراهي‌ هيچ‌ تأثيري‌ نيست‌ بلكه‌ هدايت‌ و گمراهي‌ همه‌ به‌ دست‌خدا(ج)  است‌. پس‌ هر كس‌ را سزاوار هدايت‌ بداند راه‌ مي‌نمايد، در غير آن‌ او رادر سراشيبي‌ گمراهي‌ رها مي‌كند.
پس‌ شايستگان‌ راه‌ هدايت‌ كيستند؟:
 
آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همان‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ اند» يعني‌: راه‌يافتگان‌ همان‌ كساني‌ هستند كه ‌خدا(ج)  هدايتشان‌ كرده‌ لذا به‌سوي‌ او بازگشته‌اند و ايمان‌ آورده‌اند «و دلهايشان‌ به‌ياد خدا آرام‌ مي‌گيرد» يعني‌: دلهايشان‌ با ذكر خداي‌ سبحان‌ به‌ زبان‌؛ چون‌ تلاوت ‌قرآن‌، تسبيح‌، تمجيد، تكبير و كلمه‌ توحيد، يا با شنيدن‌ اين‌ اذكار از ديگران‌، انس‌ گرفته‌ و آرامش‌ مي‌يابد «آگاه‌ باش‌ كه‌ با ياد خدا» نه‌ با ياد ديگران‌ «دلها آرامش‌ مي‌يابد» و هرچند نگرش‌ در مخلوقات‌ خداي‌ سبحان‌ و شگفتي‌هاي‌ آفرينش‌ وي‌ و معجزاتش‌، في‌الجمله‌ آرام‌بخش‌ دلهاست‌ ولي‌ آرامش‌ دادن‌ اينها، همچون‌ آرامشي‌ كه‌ ياد خدا(ج)  در انسان‌ ايجاد مي‌كند، نيست‌.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2028.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:2029.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:2030.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:2031.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:2032.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:2033.txt">آيه  34</a></body></html>آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ حق‌ تعالي‌ اهل‌ ايمان‌ را مژده‌ داده‌ مي‌فرمايد: «كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند، خوشا به‌ حالشان‌» طوبي‌: حال‌ خوش‌ است‌؛ از شادي‌ وآرامش‌ روح‌، زندگاني‌ گوارا و خير و نعمت‌ فراوان‌. به‌ قولي‌: طوبي‌ درختي‌ در بهشت‌ است‌ چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ سهل‌بن‌سعد(رض)  آمده‌ است‌ كه ‌رسول‌ خدا ص فرمودند: «طوبي‌ درختي‌ است‌ در بهشت‌ كه‌ سوار در سايه‌ آن‌ صدسال‌ راه‌ مي‌پيمايد، اما هنوز آن‌ را نمي‌تواند طي‌ كند». و هيچ‌ جاي‌ شگفتي‌ هم ‌نيست‌ زيرا چنان‌ كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «در بهشت‌ چيزهايي‌ است‌ كه‌ نه ‌آنها را چشمي‌ ديده‌ و نه‌ گوشي‌ شنيده‌ و نه‌ بر قلب‌ هيچ‌ بشري‌ خطور كرده‌ است».قرطبي‌ اين‌ قول‌ را صحيح‌تر دانسته‌ است‌. «و خوش‌ سرانجامي‌ دارند» وخوش ‌جايگاهي‌ كه‌ همان‌ سراي‌ بهشت‌ است‌.
 
آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهَا أُمَمٌ لِّتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِيَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بدين‌گونه‌ تو را در ميان‌ امتي‌ كه‌ پيش‌ از آن‌ امتهاي‌ بسياري‌ گذشته‌اند فرستاديم‌» يعني‌: تو را در ميان‌ گروهي‌ از مردم‌ فرستاديم‌ كه‌ پيش‌ از آن‌ گروه‌هاي ‌بسياري‌ گذشته‌اند، گروه‌هايي‌ كه‌ به‌سوي‌ آنان‌ نيز پيامبراني‌ را فرستاده‌ بوديم ‌بنابراين‌، اين‌ امت‌ آخرين‌ امتهاست‌ و تو نيز خاتم‌ پيامبران‌‡ هستي‌ «تا آنچه‌ را به‌سوي‌ تو وحي‌ كرديم‌ بر آنان‌ بخواني‌» يعني‌: تو را در ميان‌ اين‌ امت‌ فرستاديم‌ تاقرآن‌ و ساير وحيانيات‌ ما را بر آنان‌ بخواني‌ «در حالي‌ كه‌ آنان‌ به‌ رحمان‌ كفرمي‌ورزند» يعني‌: مشركان‌ مكه‌ منكر آنند كه‌ خداوند(ج)  اسمي‌ به‌نام‌ رحمان‌ داشته‌ باشد چنان‌كه‌ گفتند: ما نمي‌دانيم‌ كه‌ رحمان‌ و رحيم‌ كيست‌؟ «بگو» اي‌ محمد درپاسخ‌ آنها «او پروردگار من‌ است‌» يعني‌: رحمان‌ آفريننده‌ من‌ است‌ «جز او خدايي‌نيست‌» يعني‌: جز او هيچ‌ كس‌ و هيچ‌ چيز ديگر سزاوار عبادت‌ و پرستش‌ نمي‌باشد «بر او توكل‌ كرده‌ام‌» در تمام‌ امور خويش‌ «و به‌سوي‌ اوست‌» نه‌ به‌سوي‌ غير وي ‌«بازگشت‌ من‌» زيرا كسي‌ جز او شايسته‌ آن‌ نيست‌ كه‌ مرجع‌ قرار گيرد.
	آيه  158
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«درحقيقت‌ صفا و مروه‌ از شعاير الهي‌ است‌» يعني: از نشانه‌هاي‌ مناسك‌خداوند(ج) است‌. صفا و مروه‌ نام‌ دو كوه‌ از كوههاي‌ معروف‌ مكه‌اند كه‌ ميان‌ آنها(760) متر فاصله‌ است‌ و هم‌اكنون‌ با سقفي‌ زيبا پوشانده‌ شده‌ اند. مراد از شعاير: اماكن‌ عبادتي‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) آنها را به‌عنوان‌ نشانه‌هايي‌ براي‌ مردم‌ قرارداده‌است، كه‌ اين‌ اماكن‌؛ شامل‌ عرفات، مني، مشعرالحرام، مسعي‌ (محل‌ سعي‌بين‌ صفا و مروه) و منحر (محل‌ ذبح‌ قرباني) مي‌شود. «پس‌ چون‌ كسي‌ حج‌ خانه‌خدا را به‌جاآورد» يعني: براي‌ اداي‌ فريضه‌ قصد خانه‌ كعبه‌ كند «يا عمره‌ بگزارد، بر او گناهي‌ نيست‌ كه‌ ميان‌ آن‌دو را طواف‌ كند» طواف‌ در صفا و مروه‌ به‌ معناي‌ تكرار پيمودن‌ آنها، يا حركت‌ شتابان‌ ميان‌ آنها در حج‌ و عمره‌ است‌. عمره: در لغت‌ به‌معني‌ زيارت‌ است‌ و در اصطلاح‌ شرع‌؛ زيارت‌ مخصوصي‌ است‌ از بيت‌الحرام ‌براي‌ انجام‌ عباداتي‌ كه‌ همچون‌ عبادات‌ حج‌ اند، با اين‌ فرق‌ كه‌ در آنها وقوفي‌ درعرفه‌ و مزدلفه‌ و مني‌ نيست‌، همچنين‌ عمره‌، وقت‌ معيني‌ نداشته‌ بلكه‌ وقت‌ آن‌ تمام‌ايام‌ سال‌ مي‌باشد. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ سعي‌ ميان‌ صفا و مروه‌ به‌ اجماع‌ علماعبادتي‌ از مناسك‌ حج‌ و عمره‌ به‌شمار مي‌رود. جمهور فقها (مالك، شافع