ك‌ نيكي‌ با نزديكان‌ و پيوندان‌ رحم‌ را كه‌ با هم‌ رابطه‌ تنگاتنگي‌ دارند به‌ نيكي‌ با ايشان‌ عطف ‌مي‌كند: «و به‌ صاحب‌ قرابت‌ حق‌ او را بده‌» يعني‌: به‌ نزديكان‌ نسبي‌ات‌ حقشان‌ را بده‌ و حقشان‌ عبارت‌ است‌ از: رعايت‌ صله‌ رحمي‌ كه‌ خداوند(ج)  بدان‌ امر كرده‌ و بايد انسان‌ در حدي‌ كه‌ توان‌ دارد و برحسب‌ اقتضاي‌ حال‌، آن‌ را بجا آورد. درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «مادر و پدرت‌، سپس‌ نزديكتر و نزديكترت‌». يعني‌: صله‌ رحم‌ مراتب‌ متفاوت‌ و پله‌هاي‌ اولي‌ و ادنايي‌ دارد. ابوسعيد خدري‌(رض)  روايت‌ مي‌كند: «چون‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد، رسول‌ خداص دخترشان‌ فاطمه‌رضي‌الله عنها را فراخوانده‌ و باغ‌ فدك‌ را به‌ وي‌ دادند». اما ابن‌كثير بر اين‌ روايت ‌اشكال‌ وارد كرده‌ و گفته‌ است‌: «اين‌ آيه‌ به‌ قول‌ مشهور مكي‌ است‌، درحالي‌كه ‌روايت‌ فوق‌ چنين‌ اقتضا مي‌كند كه‌ آيه‌ مدني‌ باشد». «و نيز به‌ مسكين‌» يعني‌: به‌فقير و مستمندي‌ كه‌ از كسب‌ و كار عاجز است‌، نيز حق‌ وي‌ را بده‌ «و» نيز به ‌«ابن‌السبيل‌» ابن‌السبيل‌: كسي‌ است‌ كه‌ در راه‌ سفر وامانده‌ و توشه‌اي‌ ندارد كه‌ به‌ راهش‌ ادامه‌ دهد. مراد صدقه ‌دادن‌ به‌ مساكين‌ و در راه‌ ماندگان‌ از صدقه‌ نفل‌ يا صدقه‌ فرض‌ است‌ «و اسراف‌ نكن‌ به‌ اسراف‌ كردني‌» مراد از آن‌: اسراف‌ و خرج‌ بي‌رويه‌ و ناپسند در راه‌هاي‌ حلال‌ است‌ كه‌ چنين‌ اسرافي‌ تجاوز از حد شرعي ‌است‌. همچنين‌ مراد از آن‌؛ صرف‌كردن‌ مال‌ در غير حق‌ و در راه‌هاي‌ حرام ‌است‌، هرچند اندك‌ باشد.
 
	سوره إسراء آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانا اسراف‌كاران‌ برادران‌ شياطين‌اند» و اسراف‌ در انفاق‌ مال‌ از شيطان‌ است ‌پس‌ هرگاه‌ كسي‌ اسراف‌ كرد، از شيطان‌ اطاعت‌ كرده‌ و به‌ وي‌ اقتدا نموده‌ است‌. اما به‌ قول‌ جمهور فقها، در عمل‌ خير اسرافي‌ نيست‌ چنان‌كه‌ ابن‌مسعود(رض)  مي‌گويد: «تبذير، انفاق‌ در غير حق‌ است‌». «و شيطان‌ نسبت‌ به‌ پروردگارش ‌ناسپاس‌ است‌» لذا جز عمل‌ شر را انجام‌ نداده‌ و جز به‌ كار شر فرمان‌ نمي‌دهد پس‌اسراف‌كاران‌ نيز نسبت‌ به‌ پروردگار بزرگ‌ ناسپاسند، از آنجا كه‌ قرين‌ و همدم‌ شيطان‌ مي‌باشند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2379.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:2380.txt"> آيه  29</a><a class="text" href="w:text:2381.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:2382.txt"> آيه  31</a><a class="text" href="w:text:2383.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:2384.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:2385.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:2386.txt"> آيه  35</a><a class="text" href="w:text:2387.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:2388.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:2389.txt"> آيه  38</a></body></html>سوره إسراء آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاء رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلاً مَّيْسُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر از آنان‌» يعني‌: از صاحبان‌ قرابت‌ و از مسكين‌ و درمانده‌ در راه‌ «به‌انتظار رحمتي‌ از پروردگار خود كه‌ بدان‌ اميدواري‌، روي‌ مي‌گرداني‌» يعني‌: اگررويگرداني‌ات‌ از آنها به‌ سبب‌ آن‌ است‌ كه‌ رزقي‌ از جانب‌ پروردگارت‌ در اختيار نداري‌ كه‌ به‌ آنان‌ بدهي‌ ولي‌ اميدواري‌ كه‌ خداوند(ج)  به‌ تو در اين‌ باره‌ گشايشي ‌ارزاني‌ دارد؛ «پس‌ با آنان‌ سخني‌ ملايم‌» و نرم‌ و دلجويانه‌ «بگو» و وعده‌اي‌ نيك‌بده‌، مانند گفتن‌ اين‌ سخن‌ به‌ آنان‌ كه‌: وقتي‌ رزق‌ خدا(ج)  در رسيد، ان‌شاءالله شما را از ياد نخواهيم‌ برد. يا عذر مقبول‌ ديگري‌ پيش‌افگن‌.
ضحاك‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: «آيه‌ كريمه‌ درباره‌ همه‌ مستمنداني‌ نازل‌ شد كه‌ از رسول‌ خداص درخواست‌ كمك‌ مي‌كردند».
 
	آيه  188
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُواْ بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُواْ فَرِيقاً مِّنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالإِثْمِ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اموالتان‌ را در ميان‌ خودتان‌ به‌ باطل‌ نخوريد» مراد از باطل‌ در اينجا، خوردن ‌آن‌ مالي‌ است‌ كه‌ شريعت‌ اسلام، گرفتن‌ آن‌ را از مالكش‌ مباح‌ نگردانيده‌ و اگرخورده‌ شود، به‌ ناحق‌ خورده‌ شده‌ است‌ و اين‌ شامل‌ هر چيزي‌ مي‌شود كه‌ بدون‌ عوض‌ مقابلي، يا بدون‌ رضاي‌ مالك‌ آن‌ گرفته‌ شود. مراد از خوردن‌ اموال‌؛ گرفتن‌ و مسلط شدن‌ برآنهاست‌ و از آن‌ به‌ خوردن‌ تعبير نمود زيرا بزرگترين‌ هدف ‌به‌ دست‌آوردن‌ مال، خوردن‌ آن‌ مي‌باشد. البته‌ خوردن‌ مال‌ به‌ باطل‌ دو صورت‌دارد:
1- گرفتن‌ آن‌ بر وجه‌ ستم‌ و دزدي‌ و زورگيري‌ و مانند اينها.
2- گرفتن‌ آن‌ از راه‌ غير شرعي، حتي‌ اگر مالك‌ آن ‌را به‌ طيب‌ خاطر هم‌ بدهد؛ چون‌ پرداخت‌ پول‌ به‌ زن‌ زناكار، دادن‌ پول‌ قمار، دادن‌ پاداش‌ براي‌ فالبين، دادن ‌بهاي‌ شراب‌... كه‌ هرچند اين‌ اموال‌ به‌ طيب‌ خاطر داده‌ مي‌شوند، اما خوردن‌ ودادن‌ آنها حرام‌ و باطل‌ است‌. پس‌ آيه‌ كريمه‌ به‌ طور كلي‌ اينها و مانند آن‌ از ساير وجوه‌ حرام‌ را شامل‌ مي‌شود.
«و آن‌ را» يعني: اموالتان‌ را «به‌ قضات‌ ندهيد» به ‌عنوان‌ رشوه‌ تا به‌ ناحق‌ به ‌نفعتان‌ حكم‌ كنند و «تا بخشي‌ از اموال‌ مردم‌ را به‌ گناه‌» يعني: به‌ ستم‌ و تجاوز و با وسايل‌ غيرمشروع‌؛ چون‌ گواهي‌ دادن‌ و سوگند خوردن‌ به‌ دروغ، يا مانند آنها؛ «بخوريد، درحالي‌كه‌ خودتان‌» هم‌ خوب‌ «مي‌دانيد» كه‌ به‌ ناحق‌ و ناروا مرتكب‌ اين‌ عمل‌ مي‌گرديد، كه‌ اين‌ خود، نمايانگر جرأت‌ بر ارتكاب‌ گناه‌ است‌.
ابن‌ عباس‌ك مي‌گويد: «اين‌ آيه‌ كريمه‌ ناظر بر شخصي‌ است‌ كه‌ بر ذمه‌ وي‌ مالي‌ است، اما گواه‌ و مدركي‌ عليه‌ وي‌ وجود ندارد، پس‌ مال‌ را انكار نموده‌ و بارفتن‌ نزد حكام‌، در صدد پايمال‌ نمودن‌ حق‌ است‌»، چنان‌كه‌ در سبب‌ نزول‌ آن‌آمده‌ است: «امرؤالقيس‌بن‌ عابس‌ كندي‌ و عبدان‌ حضرمي‌ بر سر موضوع‌ زميني‌نزد رسول‌ خداص به‌ مرافعه‌ رفتند، امرؤالقيس‌ مدعي‌عليه‌ بود و عبدان ‌مدعي‌ و چون‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد، امرؤالقيس‌ خودرا از قضيه‌ كنار كشيد و زمين‌را به‌ عبدان‌ واگذاشت‌.
در بيان‌ احكام‌ آيه‌ كريمه‌ فقهاي‌ اسلام‌ آرايي‌ دارند: امام‌ ابوحنيفه: بر آن ‌است‌ كه‌ حكم‌ قاضي‌ در عقدها و فسخ‌ها، ظاهرا و باطنا نافذ مي‌شود، هرچندگواهان‌؛ گواهاني‌ دروغين‌ باشند. مثال‌ آن‌ اين‌ است‌ كه‌ مردي‌ ادعا مي‌كند كه‌ زني‌را به‌ نكاح‌ گرفته‌ است، اما ز