و بزرگي‌ است‌. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ اسماي‌ حسناي ‌حق‌ تعالي‌ ـ چنان‌كه‌ در حديث‌ صحيح‌ آمده‌ است‌ ـ نودونه‌ اسم‌ است‌ «و نمازت‌را» يعني‌: قرائت‌ نمازت‌ را «نه‌ با صداي‌ بلند بخوان‌ و نه‌ با صداي‌ آهسته‌ و ميان‌اين‌» و آن‌ «راهي‌ بجوي‌» يعني‌: راهي‌ ميانه‌ بجوي‌ پس‌ نه‌ به‌ آواز بسيار بلند بخوان‌ و نه‌ بسيار آهسته‌. گفتني‌ است‌ كه‌ اين‌ حكم‌ مربوط به‌ نمازگزار منفرد است ‌اما امام‌ بايد در دو ركعت‌ اول‌ نمازهاي‌ بامداد، مغرب‌ و عشاء و نيز در دو ركعت ‌جمعه‌ و عيدين‌، قرائت‌ را به‌ آواز بلند بخواند تا كساني‌كه‌ در پشت ‌سر او هستند، صداي‌ او را بشنوند.
ابن‌عباس‌(رض)  در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ بخش‌ از آيه‌ مي‌گويد: اين‌ حكم‌ هنگامي ‌نازل‌ شد كه‌ رسول‌ خداص در مكه‌ به‌ حال‌ اختفا به‌سر مي‌بردند و چون‌ در آن ‌وقت‌ مشركان‌ صداي‌ قرائت‌ قرآن‌ را مي‌شنيدند، هم‌ قرآن‌ را دشنام‌ مي‌دادند، هم‌ كسي‌ كه‌ آن‌ را نازل‌ كرده‌ و هم‌ كسي‌ كه‌ آن‌ را براي‌ مردم‌ آورده‌ است‌؛ پس‌پروردگار نازل‌ فرمود كه‌: «نمازت‌ را به‌ آواز بلند نخوان‌» كه‌ مشركان‌ بشنوند وقرآن‌ را دشنام‌ دهند، «همچنان‌ آن‌ را آهسته‌ نخوان‌» كه‌ يارانت‌ آن‌ را نشنوند بلكه‌ در ميان‌ اين‌ و آن‌، شيوه‌اي‌ ميانه‌ بجوي‌. بعد از آن‌ امت‌ نيز به‌ رعايت‌ اين‌شيوه‌ ملزم‌ شد تا هميشه‌ شرايط و ظروف‌ اوليه‌ نزول‌ قرآن‌ را به‌خاطر داشته‌ باشد.
 
آيه  196
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلاَ تَحْلِقُواْ رُؤُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضاً أَوْ بِهِ أَذًى مِّن رَّأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِّن صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَن لَّمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ اين‌ است‌ كه‌ مردي‌ نزد رسول‌ خداص آمد و سؤال‌ كرد: يارسول‌ الله! مرا در انجام‌ عمره‌ام‌ به‌ چه‌ چيز دستور مي‌دهيد؟ پس‌ نازل‌ شد: «وبراي‌ خدا حج‌ و عمره‌ را به‌ اتمام‌ رسانيد» يعني: حج‌ و عمره‌ را با رعايت‌ همه‌ حقوق ‌آنها ادا نماييد، پس‌ هر كس‌ به‌ حج‌ يا عمره‌ احرام‌ بست، به‌پايان ‌رساندن‌ آن‌ بر وي ‌واجب‌ است‌. بعضي‌ گفته‌اند: به‌اتمام‌رساندن‌ حج‌ و عمره‌ اين‌ است‌ كه‌ هر يك‌ ازآنها مستقلا و به ‌تنهايي‌ به‌جاي‌ آورده‌ شوند، نه‌ همراه‌ با حج‌ «تمتع‌» و حج ‌«قران‌». يعني‌ عمره‌ بايد در غير ماههاي‌ حج‌ ادا شود و اين‌ قول‌ عمر(رض) است‌.
صاحب‌ تفسير «المنير» با گردآوري‌ همه‌ اقوال‌ در اين‌ باره‌ گفته‌ است: «به‌اتمام‌ رساندن‌ حج‌ و عمره‌ عبارت‌ است‌ از: اداي‌ آنها به‌ طور تام، بدون‌ كاستن‌چيزي‌ از شرطها و افعال‌ آنها و بدون‌ اين‌ كه‌ چيزي‌ از محظورات‌ احرام‌ در اثناي ‌آنها از حاجي‌ يا معتمر سرزند و اين‌ با اداي‌ مناسك‌ بر وجه‌ مطلوب‌ شرعي‌ آن‌ - در ظاهر - و با اخلاص‌ براي‌ خداوند متعال‌ و نداشتن‌ قصد منفعتي‌ دنيوي‌ - درباطن‌ - ميسر است‌. و بجز اين‌ معني‌ كه‌ از آن‌ برمي‌آيد؛ قيد (اتموا) بيانگر اين‌ نيز هست‌ كه‌ مسلمانان‌، اداي‌ مناسك‌ حج‌ و عمره‌ را عملا در سال‌ ششم‌ شروع‌ نموده‌ اما از به‌ اتمام‌ رساندن‌ آن‌ بازداشته‌ شدند، پس‌ خداي‌ عزوجل‌ فرمود: اينك‌ آنهارا به‌ اتمام‌ رسانيد. از اين‌ جهت‌، عمره‌ سال‌ هفتم‌ را عمره‌ قضا مي‌نامند». «و اگر محصر شديد». گفتني‌ است‌؛ به‌ كسي‌ كه‌ بعد از بستن‌ احرام‌ به‌ دليل‌ بيماري‌ ياوجود دشمن‌ يا غيرآن‌ از علل‌ در مسير راه‌ از ورود به‌ مكه‌ بازداشته‌ مي‌شود، اصطلاحا «محصر» مي‌گويند. آري‌! اگر از ورود به‌ مكه‌ بازداشته‌ شديد؛ «آنچه‌ ازهدي‌ ميسر است، قرباني‌ كنيد» هدي: حيواني‌ از شتر يا گاو يا گوسفند است‌ كه‌ به‌خانه‌ كعبه‌ اهدا مي‌شود تا قربه‌ الي‌الله در مكه‌ ذبح‌ شده‌ و ميان‌ فقرا تقسيم‌ شود. حسن‌ مي‌گويد: «برترين‌ هديه‌ شتر، اوسط آن‌ گاو و كمترين‌ آن‌ گوسفندي‌است‌». «و تا قرباني‌ به‌ محل‌ قربانگاه‌ نرسيده‌» محل: جاي‌ فرود آوردن‌ قرباني‌است‌ و آن‌ در نزد شافعي‌ و مالك، همان‌ محل‌ احصار (بازداشته‌شدن‌ از ادامه‌ طي‌ طريق‌ به‌ سوي‌ حج) است‌. اما در نزد حنفي‌ها، محل‌ خود حرم‌ است‌. آري‌! تاقرباني‌ به‌ محل‌ قربانگاه‌ نرسيده‌ «سر خود را نتراشيد» يعني: خود را حلال‌ نسازيد. اين‌ خطابي‌ است‌ به‌ همه‌ كساني‌ كه‌ احرام‌ بسته‌اند، كه‌ تا وقتي‌ قرباني‌ خود را ذبح ‌نمي‌كنند - اگر با خود قرباني‌اي‌ دارند - نبايد خود را با تراشيدن‌ سر، حلال‌ سازند «و هر كس‌ از شما بيمار باشد، يا در سر ناراحتي‌اي‌ داشته‌ باشد» چون‌ شپش‌ زدگي، يا سردرد و ناچار شود كه‌ درحال‌ احرام‌ سر بتراشد «به‌ كفاره‌ آن‌ بايد روزه‌اي‌ بگيرد، يا صدقه‌اي‌ بدهد، يا قرباني‌اي‌ بكند» يعني: بايد يكي‌ از سه‌ كار ذيل‌ را انجام‌ دهد: با سه‌ صاع‌ از خوراك‌ غالب‌ آن‌ سرزمين، به‌ شش‌ نفر مسكين‌ خوراك‌ بدهد[8]، ياگوسفندي‌ را قرباني‌ كند و يا سه‌ روز، روزه‌ بگيرد. نسك: اصلا به‌ معناي‌ عبادت‌است، اما در اينجا مراد از آن‌ حيوان‌ مذبوحه‌ مي‌باشد و آن‌ را نسك‌ ناميدند زيرا ذبح‌ حيوان‌ در حرم، از بهترين‌ و شريف‌ترين‌ عباداتي‌ است‌ كه‌ مؤمن‌ به‌ وسيله‌ آن ‌به‌ خداوند متعال‌ تقرب‌ مي‌جويد. «أو» براي‌ تخيير (انتخاب) است، يعني: اگر كسي‌ به‌ دليل‌ بيماري‌ يا وجود ناراحتي‌اي‌ در سر خويش، قبل‌ از ذبح‌ سرمي‌تراشد، بايد يكي‌ از اين‌ سه‌ كار را انتخاب‌ كند و انجام‌ دهد و كساني‌ كه‌ بدون ‌داشتن‌ عذري‌ سر مي‌تراشند، نيز در اين‌ حكم، همانند شخص‌ معذور مي‌باشند. وآنان‌ كه‌ سر نمي‌تراشند، اما - به‌ سبب‌ داشتن‌ عذري‌ يا بدون‌ آن‌ - از خوشبويي، پوشيدن‌ لباس‌ غير احرام‌ و استعمال‌ روغن‌ بهره‌ مي‌گيرند، نيز مشمول‌ اين‌ حكم‌اند.
بخاري‌ در بيان‌ سبب‌ نزول: ﴿ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضاً﴾ از كعب‌ بن‌ عجره‌(رض) روايت‌مي‌كند كه‌ فرمود: «در ايام‌ مناسك‌، آن‌ قدر بي‌حال‌ گرديدم‌ كه‌ مرا بر دوش‌ خود نزد رسول‌ خداص بردند، در حالي‌ كه‌ شپش‌ها بر سر و صورتم‌ مي‌دويدند. رسول‌ خداص كه‌ مرا بر اين‌ حال‌ د