، به‌ شما در برابر آن‌پاداش‌ مي‌دهد. اين‌ تشويق‌ و ترغيبي‌ است‌ بر انجام‌ دادن‌ اعمال‌ خير بعد از ذكر شر و بر طاعت‌ بعد از ذكر معصيت‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «من‌ قضي‌ نسكه‌ وسلم‌ المسلمون‌ من‌ لسانه‌ ويده، غفر له‌ ما تقدم‌ من‌ ذنبه‌: هر كس‌ مناسك‌ حجش‌ را انجام‌ داد و مسلمين‌ از آزار زبان‌ و دستش‌ در امان‌ بودند، گناهان‌ گذشته‌اش‌آمرزيده‌ مي‌شود». «و توشه‌ برگيريد» براي‌ سفر حجتان‌.
سبب‌ نزول: برخي‌ از اعراب‌ (اهالي‌ يمن) مي‌گفتند: چگونه‌ ما به‌ حج‌ خانه ‌پروردگارمان‌ رفته‌ و قصد او را مي‌كنيم، اما او به‌ ما نان‌ نمي‌دهد؟! اين‌ ممكن‌نيست‌؛ قطعا او روزي‌مان‌ مي‌دهد. پس‌ با اطمينان‌ از اين‌ امر، بدون‌ زادوبرگي‌ به‌حج‌ مي‌رفتند و مي‌گفتند: ما بر خداي‌ سبحان‌ توكل‌ مي‌كنيم‌. لذا خداوند(ج) اعلام‌فرمود كه‌ معناي‌ توكل‌ اين‌ نيست‌ و ايشان‌ را از اين‌ كار نهي‌ كرد و فرمود: بدانيد «كه‌ درحقيقت‌ بهترين‌ توشه‌ تقوي‌ است‌» يعني‌ بهترين‌ توشه‌ براي‌ سراي‌ آخرت‌ وبهترين‌ توشه‌ دنيا، كاري‌ است‌ كه‌ انسان‌ را بر تقواي‌ حق‌ تعالي‌ ياري‌ داده‌ و او را از درخواست‌ كمك‌ از مردم‌ باز دارد «و اي‌ خردمندان‌! از من‌ پروا كنيد» الباب: جمع‌لب‌ است‌ و لب‌ هر چيز؛ خالص‌ شده‌ آن‌ است، از اين‌ جهت‌ به‌ عقل‌؛ لب‌ گفته‌اند.
سوره كهف آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ مِّنْهُ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِيّاً مُّرْشِداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آفتاب‌ را مي‌بيني‌ كه‌ چون‌ برمي‌آيد، از غارشان‌ به‌ سمت‌ راست‌ ميل‌ مي‌كند» وشعاع‌ آن‌ بر ايشان‌ برنمي‌تابد تا اذيت‌شان‌ كند «و چون‌ غروب‌ كند از آنان‌ به‌ جانب ‌چپ‌» غار «تجاوز مي‌كند» و باز هم‌ مستقيما بر آنان‌ نمي‌تابد. يعني‌ آفتاب‌ در هر دو سوي‌ روز ـ چه‌ قبل‌ از زوال‌ و چه‌ بعد از آن‌ ـ به‌ دو جانب‌ راست‌ و چپ‌ متمايل‌ شده‌ دامن‌ برمي‌چيند و مستقيما بر غار نمي‌تابد «در حالي‌ كه‌ آنان‌ در گشادگي ‌غار قراردارند» يعني‌: آنان‌ در جايي‌ فراخ‌ و با گستره‌ از غار قرار گرفته‌اند كه‌ از آزار تابش‌ مستقيم‌ آفتاب‌ مصونند و در تمام‌ مدت‌ روز در سايه‌ قرار داشتند لذاخورشيد نه‌ در هنگام‌ طلوع‌ و نه‌ در وقت‌ غروب‌ برآنان‌ نمي‌تابيد. به‌قولي‌ ديگرمعني‌ اين‌ است‌: در آن‌ غار به‌سوي‌ شمال‌ گشاده‌ بود پس‌ چون‌ خورشيد طلوع ‌مي‌كرد، آفتاب‌ از دست‌ راست‌ غار بر آن‌ مي‌تابيد و چون‌ غروب‌ مي‌كرد، ازدست‌ چپ‌ غار پس‌ از آنجا كه‌ آنها در ميانه‌ غار قرار داشتند، آفتاب‌ مستقيما برآنان‌ نمي‌تابيد لذا در عين‌ حال‌ كه‌ غار در معرض‌ نور خورشيد و تهويه‌ مناسب‌ قرار داشت‌، ايشان‌ از گزند شعاع‌ خورشيد در امان‌ بودند «اين‌ از نشانه‌هاي‌ خداست‌» كه‌ ايشان‌ را در محلي‌ امن‌ و جايگاهي‌ راحتبخش‌ قرارداد و بدنهايشان‌ را از تلف‌شدن‌ حفظ كرد، از آنجا كه‌ ايشان‌ را به‌ غاري‌ راهنمايي‌ كرد كه‌ خورشيد و هوا هر دو در آن‌ نفوذ و جريان‌ داشت‌ تا بدنهايشان‌ آسيبي‌ نبيند ـ چنان‌كه‌ ابن‌كثير گفته‌ است‌. و اين‌ خود دليلي‌ بر قدرت‌ بي‌كران‌ حق‌ تعالي‌ است‌ «خدا هر كه‌ را هدايت‌ كند پس‌ همو راه‌ يافته‌ است‌ و هركه‌ را گمراه‌ كند پس‌ هرگز براي‌ او ولي‌ مرشدي ‌نخواهي‌ يافت‌» ولي‌ مرشد: يعني‌ كارساز و يار و راهبر. پس‌ خدايا! از تو مي‌خواهيم‌ كه‌ ما را از اولياي‌ مرشد خويش‌ قرار دهي‌.
 سوره كهف آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظاً وَهُمْ رُقُودٌ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ وَكَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَاراً وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مي‌پنداري‌» اي‌ بيننده‌! اگر اصحاب‌ كهف‌ را ببيني‌ «كه‌ ايشان‌ بيدارند، درحالي ‌كه‌ خفته‌اند» به‌ قولي‌: درحالي‌كه‌ ايشان‌ خواب‌ بودند، چشمهايشان‌ باز بود. به‌ قولي‌ ديگر معني‌ اين‌ است‌: ايشان‌ را به‌خاطر بسيار پهلو گردانيدنشان‌ بيدار مي‌پنداري‌ چنان‌كه‌ مي‌فرمايد: «و آنان‌ را به‌ جانب‌ راست‌ و جانب‌ چپ ‌مي‌گردانيم‌» در هنگام‌ خوابشان‌؛ تا زمين‌ اجسادشان‌ را نفرسايد و به‌ تحليل‌ نبرد. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ حكمت‌ اين‌ پهلو گردانيدن‌ در طب‌ جديد شناخته‌ شده‌ زيرا علم‌ جديد به‌ اين‌ حقيقت‌ دست‌ يافته‌ كه‌ اگر انسان‌ ماه‌هاي‌ متوالي‌ به‌طور بي‌حركت‌ بر يك‌ حال‌ باقي‌ بماند، مي‌ميرد چرا كه‌ املاح‌ بدنش‌ در پهلويي‌ كه‌ رو به‌ زمين‌ است ‌تراكم‌ پيدا مي‌كند «و سگشان‌ بر آستانه‌ غار دو دست‌ خود را گشاده‌ بود» وصيد: درگاه‌ غار يا آستانه‌ در است‌. ابن‌جريج‌ مي‌گويد: سگشان‌ در بيرون‌ در چمباتمه ‌زده‌ بود، گويي‌ از آنان‌ پاسباني‌ مي‌كرد. دليل‌ اين‌كه‌ او در خارج‌ در چمباتمه‌ زده‌ بود نه‌ در درون‌ غار؛ اين‌ است‌ كه‌ فرشتگان‌ به‌ خانه‌اي‌ كه‌ سگ‌ در آن‌ باشد وارد نمي‌شوند بنابراين‌، راه‌ ورود فرشتگان‌ به‌ غار نيز باز بود.
ابن‌كثير مي‌گويد: «بركت‌ اصحاب‌ كهف‌ شامل‌ سگشان‌ نيز شد و او نيز همانند آنان‌ در اين‌ حالت‌ به‌ خواب‌ رفت‌. و اين‌ است‌ فايده‌ محبت‌ نيكان‌، چرا كه‌ آن ‌سگ‌ نيز داراي‌ شأن‌ و مقامي‌ شد، به‌طوري‌كه‌ حكايت‌ آن‌ در قرآن‌ جاودانه ‌گشت‌». آري‌!
پسر نوح‌ با بدان‌ بنشست ‌خاندان‌ نبوتش‌ گم‌ شد
سگ‌ اصحاب‌ كهف‌ روزي‌ چند پي‌ نيكان‌ گرفت‌، مردم‌ شد
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ انس‌بن‌مالك‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: «در اثنايي‌ كه‌ من‌ و رسول‌ خداص از مسجد خارج‌ مي‌شديم‌، در آستانه‌ در با مردي‌ روبرو شديم‌، آن‌ مرد پرسيد: يا رسول‌الله! قيامت‌ چه‌ وقت‌ است‌؟ رسول‌ خداص فرمودند: چه‌ چيز براي‌ آن‌ آماده‌ كرده‌اي‌؟ انس‌(رض) مي‌گويد: گويي‌ مرد فروماند پس‌ درنگي‌ كرد و آن‌گاه‌ گفت‌: يا رسول‌الله! براي‌ آن‌ نه‌ نماز بسياري‌ را آماده ‌كرده‌ام‌، نه‌ روزه‌ و نه‌ صدقه‌ بسياري‌ را ولي‌ من‌ خدا و رسول‌ وي‌ را دوست ‌مي‌دارم‌. رسول‌ خداص فرمودند: پس‌ تو با همان‌ كساني‌ هستي‌ كه‌ دوستشان ‌داشته‌اي‌».
«اگر بر آنان‌ مي‌نگريستي‌، البته‌ گريزان‌ روي‌ از آنها برمي‌تافتي‌ و از مشاهده‌ آنها آكنده‌ از ترس‌ مي‌شدي‌» چنان‌ ترس‌ و هراسي‌ كه‌ سينه‌ را پر مي‌كند. به‌قولي‌: سبب ‌هرا