‌» يعني‌: اگر ديگربار اين‌ كار را كردم‌، تو ديگر در قبال ‌من‌ معذوري‌ و مي‌تواني‌ تركم‌ كني‌ زيرا اگر باز هم‌ از تو سؤالي‌ بكنم‌، اين‌ سومين ‌بار خواهد بود كه‌ با امر تو مخالفت‌ كرده‌ام‌. البته‌ اين‌ سخن‌، سخن‌ شخص‌ نادمي ‌است‌ كه‌ از عملكرد گذشته‌ خويش‌ پشيمان‌ است‌.
 
	سوره كهف آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَاراً يُرِيدُ أَنْ يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ رفتند تا به‌ اهل‌ قريه‌اي‌ رسيدند» به‌ قولي‌: آن‌ قريه ‌«ايله‌» بود «از مردم‌آنجا خوراكي‌ خواستند ولي‌ آنها از مهمان ‌كردن‌ آن‌ دو خودداري‌ كردند» يعني‌: مردم‌ آن‌ قريه‌ ابا ورزيدند از اين‌كه‌ حق‌ واجبي‌ را كه‌ در قبال‌ آن‌ دو ميهمان‌ بر ذمه‌شان‌ بود، ادا كنند «پس‌ در آنجا» يعني‌: در آن‌ قريه‌ «ديواري‌ را يافتند كه‌ مي‌خواست‌ فروريزد» يعني‌: هيأت‌ و حالت‌ سقوط بر آن‌ ديوار نمايان‌ بود «پس‌ آن‌ را استوار كرد» يعني‌: خضر(ع)  آن‌ ديوار را كج‌ يافت‌ پس‌ آن‌ را به‌ حالت‌ اولي‌اش‌ برگردانيد و استوار كرد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «خضر دستش‌ را بر آن‌ ديوار كشيد پس ‌ديوار بي‌درنگ‌ راست‌ شد». «گفت‌» موسي‌(ع)  «اگر مي‌خواستي‌ براي‌ اين‌ مزدي ‌مي‌گرفتي‌» يعني‌: مي‌توانستي‌ در قبال‌ راست ‌ساختن‌ و اصلاح‌ ديوار مزدي‌ بگيري‌.
 
	سوره كهف آيه  78
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَيْهِ صَبْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» خضر به‌ موسي‌ «اين‌ است‌ جدايي‌ ميان‌ من‌ و تو» يعني‌: اين‌ ايرادت‌ بر من‌ كه‌ چرا از آنان‌ مزدي‌ نگرفتم‌، جدا كننده‌ من‌ و توست‌ و ديگر هنگام‌ جدايي ‌من‌ و تو فرارسيده‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «يرحم‌ الله‌ موسي‌، لوددت‌ انه‌ كان‌ صبر حتي‌ يقص‌ الله‌ علينا من‌ اخبارهما: خدا بر موسي‌ ببخشايد، من‌ دوست‌ داشتم‌ كه‌ او شكيبايي‌ مي‌ورزيد تا خداي‌ عزوجل‌ باز هم‌ از اخبار آن‌ دو بر ما حكايت‌ مي‌كرد».
خضر افزود: «به‌ زودي‌ تو را از تأويل‌ آنچه‌ كه‌ نتوانستي‌ بر آن‌ صبر كني‌ آگاه‌ خواهم ‌ساخت‌» تأويل‌: تفسير، توجيه‌ و بيان‌ دلايلي‌ است‌ كه‌ خضر(ع)  به‌ سبب‌ آن ‌كارهايي‌ را انجام‌ داد كه‌ با انكار و استبعاد موسي‌(ع)  روبرو شد.
آن‌گاه‌ خضر(ع)  به‌ تفسير و تأويل‌ كارهايش‌ پرداخت‌:
 
سوره كهف آيه  79
‏متن آيه : ‏
‏ أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءهُم مَّلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اما كشتي‌» يعني‌: كشتي‌اي‌ كه‌ من‌ آن‌ را سوراخ‌ كردم‌ «از آن‌ مساكيني‌ چند بود» كه‌ ضعيف‌ بودند و بر دفع‌ ظلم‌ از خود قدرت‌ نداشتند «كه‌ در دريا كار مي‌كردند» و جز آن‌ كشتي‌ مال‌ ديگري‌ نداشتند و آن‌ را به‌ مسافران‌ دريايي‌ به‌ اجاره ‌مي‌دادند «پس‌ خواستم‌ كه‌ آن‌ را معيوب‌ كنم‌» با بركندن‌ آن‌ تخته ‌پاره‌ «چرا كه‌ دروراي‌ آنان‌» يعني‌: در پيش‌ روي‌ آنان‌، يا در پشت‌ سر آنان‌ «پادشاهي‌ بود» كفرپيشه‌ «كه‌ هر كشتي‌اي‌ را به‌ زور مي‌گرفت‌» يعني‌: هر كشتي‌ سالم‌ و بي‌عيبي‌ را به‌ زور مي‌گرفت‌، نه‌ كشتي‌هاي‌ معيوب‌ و ناقص‌ را. نقل‌ است‌ كه‌ اسم‌ آن‌ پادشاه‌ هدهد بن‌بدد، يا جلندي‌ بن‌كركر، يا منوار بن‌ جلندي‌ بود.
 
	آيه  203
‏متن آيه : ‏
‏ وَاذْكُرُواْ اللّهَ فِي أَيَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خدا را در روزهايي‌ معين‌ ياد كنيد» كه‌ عبارت‌اند از: روزهاي‌ يازدهم، دوازدهم‌ و سيزدهم‌ ذي‌الحجه‌ كه‌ روزهاي‌ زدن‌ جمرات‌ در مني‌ بوده‌ و بي‌ هيچ‌اختلافي‌، ايام‌ تشريق‌ مي‌باشند. البته‌ ذكري‌ كه‌ بدان‌ مأمور شده‌اند؛ تكبير گفتن ‌حجاج‌ در هنگام‌ زدن‌ جمرات‌ (سنگريزه‌ها) در مني، و تكبير گفتن‌ ساير مسلمين‌ در مناطق‌ و سرزمينهايشان‌ در تمام‌ جهان‌ بعد از نمازها و غير آن، از صبح‌ روزعرفه‌ تا بعد از نماز عصر آخرين‌ روز از ايام‌ تشريق‌ است‌. و در اين‌ ذكر، حاجي‌ وغير آن‌ برابرند، جز اين‌ كه‌ غير حاجي‌، در روز عرفه‌ تكبير مي‌گويد، اما حاجي‌ درآن‌ تلبيه‌ مي‌گويد «پس‌ هر كس‌ شتاب‌ كرد» به‌ خارج‌ شدن‌ از مني‌ و بنابراين، اعمال‌ مربوطه‌ «را در دو روز» انجام‌ داد «گناهي‌ بر او نيست‌» يعني: هر كس‌ در روز دوم‌ از ايام‌ تشريق، جمرات‌ را زد و از مني‌ بيرون‌ رفت، گناهي‌ بر او نيست‌ «وهر كس‌ تأخير كرد» و جمرات‌ را در روز سوم‌ نيز زد، آن‌گاه‌ از مني‌ كوچ‌ نمود، نيز«گناهي‌ بر او نيست‌» چون‌ هر دو صورت‌ مباح‌ است‌ و حاجي‌ ميان‌ هر دو امر مخير مي‌باشد. اما ماندن‌ در مني‌ به‌ مدت‌ سه‌ شب‌ و سه روز براي‌ زدن‌ جمرات، بهتراست‌ «براي‌ كسي‌ كه‌ تقوي‌ پيشه‌كرده‌ است‌» و در حج‌ خويش‌، از خدا پروا داشته‌است‌. يعني: گناه‌ به‌ كسي‌ تعلق‌ نمي‌گيرد كه‌ در حج‌ خويش‌ تقوي‌ داشته‌ باشد. بعضي‌ در معني‌ آن‌ مي‌گويند: گناه‌ به‌ كسي‌ تعلق‌ نمي‌گيرد كه‌ بعد از بازگشتن‌ از حج‌ تقوي‌ را رعايت‌ كند و از تمام‌ گناهان‌ بپرهيزد «و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه‌ درپيشگاه‌ او محشور خواهيد شد» در آخرت، پس‌ شما را در برابر اعمالتان‌ جزامي‌دهد.
بدين‌سان‌، خداوند متعال‌ در هشت‌ آيه‌ - يعني‌ از آيه‌ 196 تا 203 - به‌ بيان‌عمده‌ احكام‌ حج‌ و عمره‌ و ارشادات‌ خويش‌ در آنها پرداخت‌. كه‌ ما در ضمن‌آيات، نظر فقها را نيز تا آنجا كه‌ مجال‌ بود، به‌ اجمال‌ نقل‌ كرديم[10]
قابل‌ ذكر است‌ كه‌ مناسك‌ حج‌ در ميان‌ اعراب‌ جاهليت‌، از زمان‌ ابراهيم‌ واسماعيل‌ عليهما السلام‌ شناخته‌ بوده‌ و اسلام‌ نيز كه‌ آمد؛ بعد از زدودن‌ انواع‌ شرك‌ و منكرات‌ از دامن‌ آن، آن‌ را به‌ حال‌ خود ابقا كرد، ولي‌ در آن‌ برخي‌ از مناسك‌ را افزود. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ خداوند متعال‌، فريضه‌ حج‌ را در سال‌ ششم‌ هجري ‌بر مسلمانان‌ با اين‌ فرموده‌اش: ﴿ وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً ﴾ «آل‌عمران‌/ 97»، فرض‌ گردانيد و اولين‌ حجي‌ كه‌ مسلمانان‌ انجام‌ دادند، در سال‌ نهم‌هجري‌ به‌ امارت‌ ابوبكر صديق‌(رض) بود، سپ