يَامَةِ وَزْناً ‏﴾ ». آري‌! حديث‌ شريف‌ ناظر بر كساني‌ است‌ كه‌ در انديشه‌ وعمل‌ خويش‌، از مصاديق‌ اين‌ آيه‌ مي‌باشند.
 
سوره كهف آيه  106
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَرُسُلِي هُزُواً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌» هشدار را بگيرند كه‌: «جهنم‌ جزاي‌ آنان‌ است‌، به‌ سبب‌ اين‌كه‌ كافر شدند و آيات‌ من‌ و پيامبرانم‌ را به‌ تمسخر گرفتند» مفسران‌ در تعيين‌ اين ‌«زيانكارترين‌انسانها» اختلاف ‌نظر دارند؛ به‌قولي‌: آنان‌ يهود و نصاري‌ اند، به‌ قولي‌: آنها كفار مكه‌ و به‌قولي‌: آنها راهبان‌ متولي‌ صومعه‌ها اند. همچنين‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه ‌علي‌(رض)  خوارج ‌«حروريه‌» را نيز از مصاديق‌ آنان‌ دانسته‌ است‌.
 
	سوره كهف آيه  107
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند» حال‌ و وضع‌ ايشان‌ برضد حال‌ و وضع‌ كساني ‌است‌ كه‌ قبلا ذكرشان‌ رفت‌ زيرا «باغهاي‌ فردوس‌ جايگاه ‌پذيرايي‌ آنان‌ است‌» كه‌ براي‌ گراميداشت‌ و تجليل‌ هر چه‌ بيشترشان‌ آماده‌ شده ‌است‌. فردوس‌ در كلام‌ عرب‌: به‌ درختان‌ انبوه‌ و به‌هم‌ پيوسته‌اي‌ گفته‌ مي‌شود كه ‌اغلب‌ آنها درخت‌ انگور باشد و فردوس‌ در زبان‌ رومي‌، به‌ معناي‌ باغ‌ است‌.
 
	سوره كهف آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ خَالِدِينَ فِيهَا لَا يَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«جاودانه‌ در آنند و از آنجا درخواست‌ انتقال‌» به‌ جايي‌ ديگر «نمي‌كنند» زيرا باغهاي‌ فردوس‌ فرخنده‌تر و گرامي‌تر از آن‌ است‌ كه‌ آنان‌ خواستار جايي‌ ديگر غير از آن‌ شوند. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ احمد و ترمذي‌ از عباده‌بن‌صامت‌(رض)  آمده ‌است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «همانا در بهشت‌ صد درجه‌ است‌ كه‌ فاصله‌ هر درجه‌ از آن‌ با درجه‌ ديگر، مانند فاصله‌ ميان‌ آسمان‌ و زمين‌ است‌ و بلندترين ‌درجه‌ آن‌، فردوس‌ است‌ كه‌ عرش‌ در بالاي‌ آن‌ قرار دارد و رودخانه‌هاي ‌چهارگانه‌ بهشت‌ از آن‌ جاري‌ مي‌شود پس‌ هرگاه‌ از خدا(ج)  مي‌خواستيد، از او فردوس‌ را بخواهيد».
 
آيه  206
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ به‌ او گفته‌ شود؛ از خدا پروا كن، نخوت‌ و تكبر او را به‌ گناه‌ مي‌كشاند» يعني: خود بزرگ‌بيني‌ او را از قبول‌ پند و اندرز باز مي‌دارد، به‌خاطر گناهي‌ كه‌ درقلب‌ وي‌ است‌ و علت‌ نفاقش‌ مي‌باشد. يا: غلبه‌ و چيرگي‌ هواي‌ نفس‌ بر او، وي‌ رابه‌ گناه‌ وامي‌دارد. يا: از سر استكبار و خود بزرگ‌بيني‌، مرتكب‌ كفر مي‌گردد «پس‌ جهنم‌ براي‌ او بس‌ است‌» به‌عنوان‌ سزا و عقاب‌ وي‌ «و چه‌ بد آرامگاهي‌است‌» مهاد: بستر آماده‌ شده‌ براي‌ خواب‌ است‌ و جهنم‌ از روي‌ تهكم‌ و ريشخند به ‌اين‌ نام‌ ناميده‌ شد زيرا محل‌ استقرار كفار مي‌باشد.
 
سوره كهف آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ قُل لَّوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَاداً لِّكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: اگر دريا براي‌ نوشتن‌ كلمات‌ پروردگارم‌ مركب‌ باشد، پيش‌ از آن‌كه‌ كلمات‌ پروردگارم‌ پايان‌ پذيرد قطعا دريا به‌ پايان‌ مي‌رسد، هر چند مانند آن‌ دريا را به‌ طريق‌ مدد بياوريم‌» يعني‌: اگر كلمات‌ علم‌ خدا(ج)  و حكمت‌ وي‌ نوشته‌ شوند و آب‌ دريا مركب‌ قلم‌ باشد و قلم‌ هم‌ بنويسد، يقينا قبل‌ از آن‌كه‌ كلمات‌ حق‌ تعالي‌ به‌ پايان ‌رسد، آب‌ دريا به‌ اتمام‌ مي‌رسد و اگر مانند آن‌ دريا باز به‌ مدد آن‌ آورده‌ شود ومركب‌ آن‌ قلم‌ گردد، باز هم‌ آب‌ آن‌ درياي‌ ديگر و همين‌طور درياهاي‌ ديگر... نيز به‌ پايان‌ مي‌رسد، بي‌آن‌كه‌ كلمات‌ پروردگار به‌ آخر برسد زيرا كلمات‌ الهي‌ نامتناهي‌ است‌. پس‌ هرگاه‌ علم‌ الهي‌ چنين‌ است‌، ديگر چگونه‌ انسان‌ روي‌ دل‌ به‌سوي‌ او نكرده‌ و به‌ دين‌ وي‌ در نمي‌آيد؟!
از آيه‌ كريمه‌، كثرت‌ كلمات‌ پروردگار متعال‌ بر مي‌آيد، به‌ نحوي‌ كه‌ قلمها و كتابها نمي‌توانند آنها را در ضبط و شمار آورند. نظير آن‌ است‌ آيه‌: ‏
(وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ‏): (و اگر درختاني‌ كه‌ در زمين‌ است‌، همه‌ قلم‌ باشد و دريا را هفت‌ درياي‌ ديگر به‌ ياري‌ آيد، كلمات‌ خدا پايان‌ نپذيرد، قطعا خدا شكست‌ ناپذيرحكيم‌ است‌) «لقمان/‌27».
ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: چون‌ آيه‌ ﴿... وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً ‏ ﴾ [الإسراء: ٨٥]: و شما از علم‌ جز اندكي‌ داده‌ نشده‌ ايد) نازل‌ شد، يهود گفتند: بلكه ‌به‌ ما علم‌ بسياري‌ داده‌ شده‌ است‌ زيرا به‌ ما تورات‌ داده‌ شده‌ و هر كس‌ به‌ وي ‌تورات‌ داده‌ شد، بي‌گمان‌ به‌ او خير بسياري‌ داده‌ شده‌ است‌. همان‌ بود كه‌ آيه‌: ﴿ ‏ قُل لَّوْ كَانَ الْبَحْرُ...﴾ نازل‌ شد.
 
سوره كهف آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: جز اين‌ نيست‌ كه‌ من‌ هم‌ مثل‌ شما بشري‌ هستم‌» يعني‌: حال‌ من‌ محدود و مقصور به‌ حال‌ بشريت‌ است‌ و از بشريت‌ به‌ فرشته‌ بودن‌ يا الوهيت‌ در نمي‌گذرد بنابراين‌، من‌ علم‌ غيب‌ را نمي‌دانم‌ و اگر خداي‌ عالم‌الغيب‌ مرا آگاه‌ نمي‌كرد، نمي‌توانستم‌ به‌ شما از داستان‌ اصحاب‌ كهف‌ و ذوالقرنين‌ خبر دهم‌ «به‌ من‌ وحي ‌مي‌شود» پس‌ همين‌ صفت‌ و ويژگي‌، براي‌ ايجاد فرق‌ و تمايز ميان‌ من‌ و ساير انواع ‌بشر كافي‌ است‌ و محور اين‌ وحي‌ بر من‌ اين‌ است‌: «كه‌ خداي‌ شما خدايي‌ يگانه‌ است‌» و شريكي‌ ندارد «پس‌ هر كس‌ به‌ لقاي‌ پروردگار خود اميد دارد» و چنين ‌توقعي‌ را كه‌ از شأن‌ مؤمنان‌ است‌ در دل‌ مي‌پروراند «بايد به‌ كار شايسته ‌بپردازد» كار شايسته‌: هر كاري‌ است‌ كه‌ شرع‌ شريف‌ بر خير بودن‌ آن‌ راهنمايي‌ و تأكيد كرده‌ و انجام‌دهنده‌ آن‌ را سزاوار ثواب‌ معرفي كرده‌ است‌ «و هيچ‌كس ‌را» از خلق‌ «در عبادت‌ پروردگار خويش‌ شريك‌ نسازد» چ