ه‌ آن‌ كس‌ نيكوكار باشد، چه‌ بدكردار، چه‌ حيوان‌ باشد، چه‌ جماد. البته‌ ريا نيز كه‌ شرك‌ خفي‌ است‌، شامل ‌اين‌ نهي‌ مي‌شود.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ احمد و ابن ‌سعد از ابي‌سعيد بن‌ابي ‌فضاله‌ انصاري‌(رض)  آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: از رسول‌ خداص شنيدم‌ كه‌ فرمودند: «إذا جمع الله الأولين والآخرين ليوم لا ريب فيه نادى مناد: من كان أشرك في عمل عمله لله أحداً، فليطلب ثوابه من عند غير الله؛ فإن الله أغنى الشركاء عن الشرك‌: چون‌ خداي‌ عزوجل ‌پيشينيان‌ و پسينيان‌ را براي‌ روزي‌ كه‌ هيچ‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ در آن‌ نيست‌ گرد آورد، مناديي‌ ندا در مي‌دهد كه‌: هر كس‌ با خدا در عملي‌ كه‌ براي‌ او انجام‌ داده‌، كسي‌ را شريك‌ آورده‌ است‌، بايد ثواب‌ خويش‌ را از غير الله(ج)  طلب‌ كند زيرا خدا بي‌نيازترين‌ شركا از شرك‌ است‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «روزقيامت‌ اعمال‌ بني‌آدم‌ در نامه‌هايي‌ سر به‌ مهر به‌ پيشگاه‌ خداي‌ عزوجل‌ عرضه ‌مي‌شود پس‌ خداي‌ عزوجل‌ مي‌فرمايد: اين‌ يكي‌ را دور افگنيد و آن‌ يكي‌ را پيش‌آوريد. فرشتگان‌ مي‌گويند: پروردگارا! به‌ ذات‌ تو سوگند كه‌ ما از وي‌ جز خير چيزي‌ نديده‌ايم‌؛ مي‌فرمايد: آري‌! ولي‌ عمل‌ وي‌ براي‌ غير رضاي‌ من‌ بود و من ‌امروز فقط آن‌ عملي‌ را مي‌پذيرم‌ كه‌ هدف‌ از آن‌ خالصا رضاي‌ من‌ بوده‌ است‌».
 

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2593.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:2594.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:2595.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:2596.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:2597.txt"> آيه  5</a><a class="text" href="w:text:2598.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:2599.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:2600.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:2601.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:2602.txt"> آيه  10</a><a class="text" href="w:text:2603.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:2604.txt">وجه‌ تسميه‌:﴿ سوره‌ مریم ﴾</a></body></html>سوره مريم آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ كهيعص ‏
 
‏ترجمه : ‏
خوانده‌ مي‌شود: «كاف‌، ها، يا، عين‌، صاد» در «كاف‌» و«صاد» به‌ مقدار شش‌ حركت‌ يا سه‌ الف‌، مد طويل‌ كشيده‌ مي‌شود، در «ها» و«يا» مد به‌ مقدار يك‌ حركت‌ يا يك‌ الف‌ متعين‌ است‌ و در «عين‌»، هم‌ مد طويل‌ جايز است‌ و هم ‌قصر آن‌ با دو حركت‌ به‌ مقدار دو الف‌. اين‌ حروف‌ از حروف‌ مقطعه‌ است‌ و سخن‌ در اين‌ باره‌، در ابتداي‌ سوره ‌«بقره‌» گذشت‌.
 
	سوره مريم آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ ذِكْرُ رَحْمَةِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بيان‌ رحمت‌ پروردگار تو بر بنده‌اش‌ زكريا» يعني‌: اين‌ آيات‌ يادي‌ از رحمت ‌پروردگار تو بر بنده‌اش‌ زكريا(ع) است‌. او از انبياي‌ بني‌اسرائيل‌ بود كه‌ شغل‌ نجاري ‌داشت‌ و همسرش‌ خاله‌ عيسي‌(ع) است‌.
 
	سوره مريم آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاء خَفِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ كه‌ پروردگار خود را به‌ ندايي‌ آهسته‌ ندا كرد» به‌ قولي‌: زكريا(ع) بدان‌ جهت‌ پروردگار خويش‌ را آهسته‌ ندا داد كه‌ اين‌ شيوه‌، از ريا دورتر است‌. به‌قولي‌ ديگر: نداي‌ خاموشانه‌ زكريا از آن‌ روي‌ بود كه‌ او سالخورده‌ و ضعيف‌ شده‌ بود وتوانايي‌ ندا كردن‌ بلند را نداشت‌.
 
	سوره مريم آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» زكريا در آن‌ نداي‌ آهسته‌ خود: «پروردگارا! من‌ استخوانم‌ سست ‌گرديده‌» مرادش‌ اين‌ بود كه‌ استخوانهايش‌ ضعيف‌ و ناتوان‌ شده‌ «و سرم‌ از پيري ‌شعله‌ور شده‌» يعني‌: سپيدي‌ بر سرم‌ منتشر شده‌ چنان‌كه‌ آتش‌ در هيزم‌ شعله‌ور مي‌شود و اين‌ كنايه‌ از پيري‌ وي‌ است‌ «و اي‌ پروردگارم‌! من‌ هرگز در دعاي‌ تو بي‌بهره‌ نبوده‌ام‌» يعني‌: هر زماني‌ كه‌ من‌ به‌ بارگاه‌ تو دعا كرده‌ام‌، دست‌ خالي‌ و نااميد برنگشته‌ام‌ و تو دعايم‌ را اجابت‌ كرده‌اي‌؛ اكنون‌ نيز از تو همين‌ اميد را دارم‌.
 
	سوره مريم آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِراً فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و همانا من‌ پس‌ از خود از مواليم‌ بيمناكم‌» مراد از موالي‌ در اينجا: اقارب‌ و اقوام ‌عصبه‌ (پشتي‌) چون‌ پسرعموها و مانندشانند. آري‌! اقارب‌ و پسر عموهاي‌ زكريا به ‌امر دين‌ بي‌توجه‌ بوده‌ و از برداشتن‌ بار رسالت‌ سستي‌ ورزيده‌ و اين‌ شايستگي‌ را از كف‌ داده‌ بودند، يا گرفتار دنيا گشته‌ بودند و مشغوليت‌هاي‌ دنيوي‌ آنها را از برپا داشتن‌ كار دين‌ براي‌ بني‌اسرائيل‌ به‌ خود سرگرم‌ ساخته‌ بود پس‌ زكريا از آن ‌بيمناك‌ شد كه‌ با مرگش‌ دين‌ حق‌ از بين‌ برود بنابراين‌، از خداي‌ عزوجل‌ خواست ‌تا ولي‌ و سرپرستي‌ را به‌ وي‌ عنايت‌ فرمايد كه‌ بعد از مرگش‌ به‌ امر دين‌ قيام‌ ورزيده ‌و بر رونق‌ بخشيدن‌ به‌ كار آن‌، حريص‌ و مشتاق‌ باشد «و زنم‌ عاقر است‌» عاقر: زني‌ است‌ كه‌ به‌ سبب‌ كبر سن‌ از زايايي‌ بازمانده‌ است‌ «پس‌ عطا كن‌ به‌ من‌ از جانب ‌خود وليي‌» يعني‌: وارث‌ و جانشيني‌. او بدان‌ جهت‌ تصريحا طلب‌ فرزند نكرد زيرا مي‌دانست‌ كه‌ او و زنش‌ در سن‌ و حالتي‌ قرار ندارند كه‌ پيدايش‌ فرزند به‌ حسب‌ عادت‌ از ايشان‌ ممكن‌ باشد. به‌قولي‌ ديگر: مراد او از ولي‌، فرزند بود.
 
	سوره مريم آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا هم‌ وارث‌ من‌ باشد و هم‌ وارث‌ آل‌ يعقوب‌» وراثت‌ در اينجا بنابر قول‌ راجح‌: وراثت‌ علم‌ و نبوت‌ است‌ نه‌ وراثت‌ مال‌، به‌ دليل‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ رسول‌ خداص: «نحن معاشر الأنبياء لا نورث: ما جماعت‌ انبيا ميراث‌ نمي‌گذاريم‌». پس‌ معني‌ سخن‌ زكريا(ع) اين‌ است‌ كه‌: آن‌ جانشين‌، علمي‌ را كه‌ نزد وي‌ و اولاد يعقوب‌(ع) هست‌، ميراث‌ ببرد و به‌ سرپرستي‌ امور ديني‌شان‌ قيام‌ ورزد «و او را ـ اي‌ پروردگار من‌ ـ پسنديده‌ گردان‌» در اخلاق‌ و افعال‌ وي‌، كه‌ هم‌ تو از او راضي‌ و خشنود باشي‌ و هم‌ بندگانت‌ او را بپسندند و دوست‌ بدارند تا بدين‌ وسيله‌، او شايسته‌ برداشت‌ علم‌ دين‌ و تعليم‌ و تبليغ‌ آن‌ باشد و بتواند شعاير دينشان‌ را برايشان‌ برپا دارد.
 
سوره مريم آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
خداوند(ج)دعاي‌ وي‌ را اجابت‌ كرد و اين‌ ندا را به‌ وسيله‌ فرشتگان‌ به‌ سوي‌ وي ‌فرستاد: «اي‌ زكريا! ما تو را به‌ پسري‌ كه‌ نامش‌ يحيي‌ است‌ مژده‌ مي‌