دهيم‌، كه‌ پيش‌ از اين‌ هيچ‌ همنامي‌ براي‌ او قرار نداده‌ايم‌» يعني‌: قبل‌ از او هيچ ‌كس‌ را به‌ نام‌ يحيي‌ نام‌ ننهاده‌ايم‌. مجاهد در بيان‌ معني‌ آن‌ مي‌گويد: «قبلا براي‌ او هيچ‌ شبيه‌ و نظيري‌ قرار نداده‌ايم‌». گفتني‌ است‌ كه‌ بيان‌ خصوصيات‌ يحيي‌(ع) بعدا مي‌آيد. ولي‌ ابن‌جرير معني‌ اول‌ را ترجيح‌ داده‌ است‌.
 
	آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
چهارمين‌ صفت‌ متقيان‌ اين‌ است: «و آنان‌ كه‌ به‌ آنچه‌ به‌سوي‌ تو نازل‌ شده‌ و به‌آنچه‌ پيش‌ از تو نازل‌ شده‌ است، ايمان‌ مي‌آورند» يعني: تو را در آنچه‌ كه‌ از جانب‌خداوند(ج) به‌همراه‌ آورده‌اي‌ و نيز آنچه‌ را كه‌ پيامبران‌ قبل‌ از تو به‌همراه‌ آورده‌اند، تصديقم ‌كنند و ميان‌ پيامبران‌ الهي: هيچ‌ گونه‌ تفاوتي‌ قايل‌ نشده‌ وآنچه‌ را كه‌ ايشان‌ از بارگاه‌ پروردگار خويش‌ آورده‌اند، انكار نمي‌كنند. درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «سه‌ تن‌اند كه‌ پاداششان‌ را دوبار دريافت‌ مي‌كنند:
1- شخصي‌ از اهل‌ كتاب‌ كه‌ هم‌ به‌ پيامبر خويش‌ و هم‌ به‌ من‌ ايمان‌آورده‌. 2 - برده‌اي‌ كه‌ حق‌ خدا و حق‌ مالكانش‌ را ادا كرده‌ است‌. 3 - شخصي‌كه‌ به‌ كنيزك‌ خويش‌ آدابي‌ نيكو آموخته‌ سپس‌ آزادش‌ ساخته‌ و باوي‌ ازدواج‌كرده‌ است‌». «و آنانند كه‌ به‌ آخرت‌ يقين‌ دارند» مراد اين‌ است‌ كه‌ آنان‌ بي‌ هيچ‌گونه‌شكي‌ به‌ برانگيخته ‌شدن‌ پس‌ از مرگ، حشر و نشر و ديگر امور آخرت‌ باور دارند، نه‌ آن‌ گروهي‌ كه‌ مي‌پندارند به‌ پيامبران‌ و كتابهاي‌ آسماني‌ پيشين‌ ايمان‌ آورده‌اند، در حالي‌ كه‌ به‌ آنچه‌ تو به‌ همراه‌ آورده‌اي، كفر مي‌ورزند.
مجاهد مي‌گويد: «در اول‌ سوره‌ بقره‌ چهار آيه‌ در وصف‌ مؤمنان، دو آيه‌ در بيان‌ صفات‌ كافران‌ و سيزده‌ آيه‌ در بيان‌ صفات‌ و ويژگي‌ هاي‌ منافقان‌ است»‌ 
 
آيه  207
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از ميان‌ مردم‌ كسي‌ است‌ كه‌ جان‌ خود را براي‌ طلب‌ خشنودي‌ خدا مي‌فروشد» واز جان‌ خويش‌ در اعمالي‌ چون‌ جهاد و امربه‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر مي‌گذرد. ازصهيب‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: چون‌ از مكه ‌قصد هجرت‌ به‌ سوي‌ پيامبرص را كردم، قريشيان‌ به‌ من‌ گفتند: اي‌ صهيب‌! هنگامي‌ كه‌ به‌ سرزمين‌ ما آمدي، هيچ‌ مال‌ و ثروتي‌ نداشتي‌ و اكنون‌ با مال‌ و ثروت‌ از ميان‌ ما خارج‌ مي‌شوي‌؟ به‌خدا كه‌ هرگز اجازه‌ اين‌ كار را به‌ تونمي‌دهيم‌! پس‌ به‌ آنان‌ گفتم: اگر مالم‌ را به‌ شما بدهم، از سر راهم‌ كنار مي‌رويد؟ گفتند: آري‌! آن‌گاه‌ مالم‌ را به‌ آنان‌ دادم‌ و راه‌ را بر من‌ باز كردند. حركت‌ كردم‌ تا به‌ مدينه‌ نزد رسول‌ خداص رسيدم، همين‌ كه‌ رسول‌ خداص مرا ديدند، فرمودند: «ابايحيي‌ معامله‌ را برد، ابايحيي‌ معامله‌ را برد!» آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد. اما ابن‌كثير مي‌گويد: «اكثر علما بر آنند كه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ درباره‌ هر مجاهدي‌ كه‌در راه‌ خدا(ج) پيكار مي‌كند، نازل‌ شده‌ است‌». «و خدا نسبت‌ به‌ بندگانش‌ مهربان ‌است‌» پس‌ به‌ آنان‌ در برابر عمل‌ اندك، پاداشي‌ عظيم‌ عنايت‌ كرده‌ و به‌ بيشتر ازحد توانشان‌ مكلفشان‌ نمي‌گرداند و از خوان‌ بي‌كران‌ رحمت‌ و احسان‌ خويش‌ برآنان‌ سرازير مي‌سازد و اگر چنين‌ نبود، شر گروه‌ مفسدان‌ در زمين‌ غالب‌ و فراگيرمي‌شد تا بدانجا كه‌ ديگر در آن‌ صلاحي‌ باقي‌ نمي‌ماند.
علماي‌ مالكي‌ در بيان‌ حكم‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ گفته‌اند: اين‌ آيه‌ كريمه‌، دليل‌ وهشداري‌ است‌ بر رعايت‌ احتياط در امور دين‌ و دنيا و ضرورت‌ تحقيق‌ و تفحص‌در احوال‌ شهود و قضات‌ و اين‌ كه‌ حاكم‌ نبايد به‌ ظاهر احوال‌ مردم‌ عمل‌ كند تا از باطن‌ كار آنان‌ جست‌ و جو نكرده ‌باشد. اما قول‌ صحيح‌ - چنان‌كه‌ قرطبي‌ گفته‌ - اين‌ است‌ كه: به‌ ظاهر عمل‌ مي‌شود تا آن‌گاه‌ كه‌ خلاف‌ آن‌ آشكار شود، به‌ دليل ‌اين‌ فرموده‌ عمر(رض) كه‌ در بخاري‌ روايت‌ شده‌ است: «اي‌ مردم‌! همانا وحي‌ قطع‌شده‌ است‌ و ما هم‌اكنون‌ شما را بر آن‌ چيزي‌ مؤاخذه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ از اعمال‌ شما بر ما آشكار مي‌شود، پس‌ هر كس‌ به‌ ما خير را آشكار ساخت، او را ايمن‌ گردانيده‌ و به‌ خود نزديك‌ مي‌گردانيم‌ و ما را به‌ اسرار نهان‌ وي‌ كاري‌ نيست‌ و خداوند(ج) خود حساب‌ نهان‌ او را مي‌كند و هر كس‌ به‌ ما بدي‌ را آشكار ساخت، نه‌ او را ايمن‌مي‌گردانيم‌ و نه‌ تصديقش‌ مي‌كنيم، هرچند بگويد كه‌ كارم‌ در نهان‌ نيكوست‌».
 
سوره مريم آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِراً وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌: پروردگارا! چگونه‌ مرا پسري‌ خواهد بود و حال‌ آن‌كه‌ زنم‌ نازاست‌ و خودم‌ نيز به‌ سبب‌ سالخوردگي‌ به‌ نهايت‌ ضعف‌ رسيده‌ام‌» يعني‌: سن‌ و سالم‌ به‌ آخر رسيده‌ و فرسوده‌ و فرتوت‌ شده‌ام‌. به‌ قولي‌: او صدوبيست‌ سال‌ و زنش‌ نودوهشت‌ سال‌ سن‌ داشتند. از اين‌ سخن‌ وي‌ چنين‌ برمي‌آيد كه‌ او از قدرت‌ خداي‌ عزوجل‌ و صنع ‌بديع‌ وي‌ كه‌ از پيري‌ سالخورده‌ و زني‌ نازا فرزندي‌ پديد مي‌آورد، شگفت‌ زده‌ شد.
 
	سوره مريم آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ كَذَلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» خداوند متعال‌ از طريق‌ فرشته‌ «همچنين‌ است‌» يعني‌: فرمان‌ چنين ‌است‌ كه‌ از شما دو تن‌ در همين‌ سن‌ و سال‌ فرزندي‌ پديد آيد «پروردگار تو گفته‌ كه ‌اين‌ كار بر من‌ آسان‌ است‌» يعني‌: اين‌ كار در عين‌ دوري‌ و دشواري‌ از نظر تو اما بر من‌ سهل‌ و ساده‌ و آسان‌ است‌ «و هرآينه‌ خودت‌ را پيش‌ از اين‌ ـ درحالي‌كه‌ چيزي ‌نبودي‌ ـ آفريدم‌» تو را نيز از عدم‌ محض‌ به‌ ساحت‌ وجود آوردم‌ پس‌ پديد آوردن ‌فرزند برايت‌ از طريق‌ توالد و تناسل‌، بر من‌ بسي‌ سهل‌ و آسان‌ است‌.
 
	سوره مريم آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏«گفت‌: پروردگارا! براي‌ من‌ نشانه‌اي‌ قرار ده‌» يعني‌: نشانه‌اي‌ كه‌ مرا بر تحقق ‌خواسته‌ام‌ و بشارتت‌ بر باردار شدن‌ زنم‌ به‌ فرزندش‌ يحيي‌، ر