 اين‌كه‌ به‌ عيسي‌ نسبت‌ فرزندي‌ خداي‌ سبحان‌ را مي‌دهند، در حالي‌كه‌: «خدا را نسزد كه‌ فرزندي‌ برگيرد» يعني‌: درست‌ و سزاوار نيست‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ صاحب ‌فرزند باشد «منزه‌ است‌ او» و مقدس‌ است‌ از اين‌ سخن‌ و از اين‌ نسبت‌ نادرست‌ «چون‌ كاري‌ را اراده‌ كند، جز اين‌ نيست‌ كه‌ به‌ آن‌ مي‌گويد: موجود شو پس‌ بي‌درنگ ‌موجود مي‌شود» چنان‌كه‌ به‌ عيسي‌(ع) گفت‌: «كن‌: موجود باش‌» و او هم ‌بي‌درنگ‌ موجود شد. پس‌ كسي‌ كه‌ داراي‌ اين‌چنين‌ شأني‌ است‌، چگونه‌ اين‌ توهم ‌درباره‌ وي‌ مي‌رود كه‌ داراي‌ فرزندي‌ باشد؟ زيرا داشتن‌ فرزند از نشانه‌هاي‌ نقص‌ و نيازمندي‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ از آن‌ مبراست‌.
 
سوره مريم آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» گفت‌: عيسي‌(ع) «در حقيقت‌ خداست‌ كه‌ پروردگار من‌ و پروردگار شماست ‌پس‌ او را بپرستيد، اين‌ است‌ راه‌ راست‌» يعني‌: آنچه‌ به‌ شما درباره‌ اين‌ حقيقت‌ كه ‌او پروردگار من‌ و پروردگار شماست‌، گفتم‌ همانا راه‌ راستي‌ است‌ كه‌ هيچ‌ كجي‌ وانحرافي‌ در آن‌ نيست‌ و رونده‌ اين‌ راه‌، هرگز گمراه‌ نمي‌شود.
 
	آيه  210
‏متن آيه : ‏
‏ هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلآئِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«انتظار نمي‌كشند» آنان‌ كه‌ از ورود به‌ آيين‌ اسلام‌ سر باز زده‌اند «غير از اين‌ كه ‌خدا نزدشان‌ بيايد» براي‌ داوري‌ نهايي‌ و حساب‌ و عذاب‌. يعني: انتظار نمي‌كشند جز اين‌ كه‌ امر وي‌ يا عذابش‌ برآنان‌ فرود آيد. علماي‌ سلف‌ گفته‌اند: ما به‌ صفت ‌«آمدن‌» براي‌ خداوند(ج) كه‌ در اين‌ آيه‌ كريمه‌ و نظاير آن‌ از آيات‌ بيان‌ شده‌است، بدون‌ تحريف‌ و تعطيل‌ و تكييف‌ و تمثيل‌، ايمان‌ داريم‌. آري‌! قول‌ در باره ‌صفات‌ خداوند متعال، همچون‌ قول‌ در باره‌ ذات‌ اوست، چيزي‌ همانند او نيست، نه‌ در ذات، نه‌ در صفات‌ و نه‌ در افعالش‌. «و» آنان‌ كه‌ از ورود به‌ آيين‌ اسلام‌ سرباز زده‌اند، انتظار نمي‌كشند جز اين‌ امر را كه‌ «فرشتگان‌» بيايند براي‌ اجراي ‌فرامين‌ خدا(ج) در مورد اين‌ منحرفان‌ «در سايبانهايي‌ از ابر سپيد» و نازك‌ و رقيق ‌«و كار» داوري‌ خواه‌ناخواه‌ «يك‌سره‌ خواهد شد» و عذابشان‌ تحقق‌ خواهد پذيرفت‌ «و سرانجام، كارها به‌ خدا بازمي‌گردد» در آخرت، آن‌گاه‌ حق‌ تعالي‌ به‌همه‌ مردم‌ در برابر اعمالشان‌ جزايي‌ مناسب‌ مي‌دهد.
اين‌ آيه‌ كريمه‌ اشاره‌اي‌ است‌ براي‌ مؤمن‌ به‌ اين‌ كه‌ مي‌بايد به‌ سوي‌ توبه‌ واصلاح‌ حال‌ خويش‌ بشتابد تا عذاب‌ الهي‌ او را غافلگير نكند زيرا اگر در دوران ‌حياتش‌ قيامت‌ او را غافلگير نسازد، مرگ‌ يا بيماريي‌ كه‌ از عمل‌ صالح‌ بازش‌مي‌دارد، غافلگيرش‌ خواهد ساخت‌.
 
 سوره مريم آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِن مَّشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اما احزاب‌ از ميانشان‌ اختلاف‌ كردند» يعني‌: فرقه‌هاي‌ نصاري‌ يا مجموعه‌ اهل‌ كتاب‌ در امر عيسي‌(ع) به‌ اختلاف‌ پرداختند لذا يهوديان‌ گفتند: او ساحر است ‌همچنين‌ گفتند: او پسر يوسف‌ نجار است‌. يوسف‌ نجار مرد عابد و زاهدي‌ از نزديكان‌ مريم‌ عليهاالسلام‌ بود كه‌ همراه‌ با وي‌ به‌ خدمت‌ بيت‌المقدس‌ اشتغال‌ داشت‌. نصاري‌ نيز درباره‌ عيسي‌(ع) به‌ فرقه‌هاي‌ مختلفي‌ تقسيم‌ شدند؛ فرقه‌ نسطوريه‌ گفتند: او پسر خداست‌ ـ العياذبالله ـ و فرقه‌ ملكانيه‌ گفتند: او سومين ‌سه‌ خداست‌ ـ العياذ بالله «پس‌ واي‌ بر كافران‌ از حضور در روزي‌ بزرگ‌» و آنچه‌ كه‌ در آن‌ از حساب‌ و عقاب‌ به‌ جريان‌ مي‌افتد! كه‌ اين‌ روز، روز قيامت‌ است‌.
ابن‌كثير به‌ نقل‌ از علماي‌ تاريخ‌ مي‌گويد: «قسطنطين‌ فرقه‌هاي‌ نصاري‌ را در يكي‌ از مجامع‌ سه‌گانه‌ مشهورشان‌ گرد آورد و شمار اسقف‌هايشان‌ در آن‌ اجتماع ‌عظيم‌ به‌ دوهزاروصدوهفتاد تن‌ رسيد، سپس‌ از آنان‌ درباره‌ عيسي‌(ع) نظرخواهي‌ كرد، آنها درباره‌ او اختلافي‌ جدي‌ و فاحش‌ در ميان‌ آورده‌ و آرا و انديشه‌هاي‌ بسيار متفاوتي‌ ابراز كردند مگر سيصد و هشت‌ تن‌ از آنان‌ كه‌ همه‌ بر يك‌ قول‌ متفق ‌بودند پس‌ قسطنطين‌ كه‌ خود به‌ علاوه‌ پادشاهي‌، فيلسوف‌ نيز بود به‌ آن‌ سيصد وهشت‌ تن‌ گرايش‌ يافت‌ و آنان‌ را به‌ پيشوايي‌ نصاري‌ برگزيد و ديگران‌ را طرد كرد. سپس‌ آنها برايش‌ كتابها وضع‌ كرده‌ قوانين‌ و برنامه‌هايي‌ ساختند و پرداختند وبدعت‌هاي‌ بسياري‌ را بنا نهاده‌ دين‌ مسيح‌ را تحريف‌ كردند و او در مملكت‌ خويش ‌كه‌ شامل‌ سرزمين‌ شام‌ و جزيره‌ و روم‌ بود، برايشان‌ كليساهاي‌ بزرگي‌ بنا كرد وگويند: تعداد اين‌ كليساها به‌ دوازده‌ هزار بالغ‌ مي‌شد».
 
سوره مريم آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ أَسْمِعْ بِهِمْ وَأَبْصِرْ يَوْمَ يَأْتُونَنَا لَكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«چقدر شنوا و بينا باشند» يعني‌: چقدر شنوايي‌ و بينايي‌شان‌ قوي‌ است‌ «روزي ‌كه‌ به‌سوي‌ ما مي‌آيند» براي‌ حساب‌ و جزا زيرا خداي‌ متعال‌ در آن‌ روز بينايي‌شان ‌را نافذ مي‌گرداند «ولي‌ اين‌ ستمگران‌» كه‌ نيايش‌ و پرستش‌ را در غير محل‌ و جايگاه‌ آن‌ قرار داده‌اند «امروز» يعني‌: در دنيا «در گمراهي‌ آشكار قرار دارند» و از يافتن‌ حق‌، كر ولال‌ و كور مي‌باشند درحالي‌كه‌ مي‌پندارند بر راه‌ و رسم‌ درستي ‌قرار دارند اما هيهات‌!
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2633.txt"> آيه  39</a><a class="text" href="w:text:2634.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:2635.txt"> آيه  41</a><a class="text" href="w:text:2636.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:2637.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:2638.txt"> آيه  44</a><a class="text" href="w:text:2639.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:2640.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:2641.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:2642.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:2643.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:2644.txt"> آيه  50</a><a class="text" href="w:text:2645.txt">آيه  51</a></body></html>سوره مريم آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ وَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنان‌ را از روز حسرت‌ بيم‌ ده‌» يعني‌: از روزي‌ كه‌ همگان‌ در آن‌ افسوس‌ و حسرت‌ مي‌خورند؛ بدكاران‌ بر بدكاري‌ و گناهان‌ خويش‌ و نيكوكاران‌ بر انجام ‌ندادن‌ اعمال‌ خير بيشتر «آن‌گاه‌ كه‌ كار به‌ انجام‌ رسانيده‌ شود» يعني‌: آن‌ گاه‌ كه‌خداوند(ج)