را در رنج‌ و تعب‌ افگني‌؛ زيرا ايمان‌ آوردن‌ آنها امري‌ است‌ كه‌ به‌ تو مربوط نيست‌ و در اختيار تو هم ‌نمي‌باشد.
 
	سوره طه آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَّا تَذْكِرَةً لِّمَن يَخْشَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«جز اين‌كه‌ پندآموز كسي‌ باشد كه‌ مي‌ترسد» يعني‌: ما قرآن‌ را براي‌ آن‌ نازل ‌كرده‌ايم‌ تا يادآور و پندآموز كساني‌ باشد كه‌ به‌ ايشان‌ توفيق‌ تقوا مي‌دهيم‌ لذا برعهده‌ تو نيست‌ كه‌ آنان‌ را به‌ ايمان‌ آوردن‌ مجبور كني‌.
اين‌ دو آيه‌ بيانگر آن‌ است‌ كه‌: خوشبختي‌ و سعادت‌ دوجهاني‌، در گرو پايبندي‌ به‌ كتاب‌ خدا(ج) است‌ و بدون‌ آن‌ سعادتي‌ ميسر نيست‌.
 
	سوره طه آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ تَنزِيلاً مِّمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كتابي‌ است‌ نازل‌شده‌ از جانب‌ كسي‌ كه‌ زمين‌ و آسمانهاي‌ بلند را آفريده ‌است‌» مراد آيه‌ كريمه‌ خبردادن‌ به‌ بندگان‌ از كمال‌ عظمت‌ نازل‌كننده‌ قرآن ‌و بزرگي‌ جلال‌ و مقام‌ وي‌ است‌ تا به‌ قرآن‌ ـ چنان‌كه‌ حق‌ ارج ‌نهادن‌ به‌ آن‌ است‌ ـ ارج‌ گذاشته‌ و آن‌ را مدينه‌ فاضله‌ سعادت‌ جاوداني‌ خويش‌ بشناسند چنان‌كه‌ حق‌ تعالي‌ با همين‌ هدف‌ در ادامه‌ مي‌فرمايد:
 
	سوره طه آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداي‌ رحمان‌ بر عرش‌ استوا يافت‌» يعني‌: بر عرش‌ علو و ارتفاع‌ يافت‌، علو و ارتفاعي‌ كه‌ براي‌ آن‌ مثل‌ و مانندي‌ نيست‌. گفتني‌ است‌ كه‌ ما به‌ استواي‌ حق‌ تعالي‌بر عرش‌ ـ بنا بر عقيده‌ سلف‌ صالح‌ كه‌ ائمه‌ چهارگانه‌ اهل‌ سنت‌ نيز از آن‌ جمله‌اند ـ ايمان‌ داريم‌. سلف‌ صالح‌ به‌ صفات‌ حق‌ تعالي‌ ـ چنان‌كه‌ در قرآن‌ آمده ‌است‌ ـ بي‌ هيچ‌ تحريف‌، تأويل‌، تشبيه‌ يا تمثيلي‌ ايمان‌ داشتند و در برابر آنها با توجيه‌، تأويل‌، تشبيه‌ و تكييف‌ درنگ‌ نمي‌كردند. از امام‌ مالك: پرسيدند كه‌ خدا(ج) چگونه‌ بر عرش‌ استوا يافت‌؟ گفت‌: «استوا معلوم‌ است‌ و درك‌ كيفيت‌ آن‌ در حيطه‌ عقل‌ نيست‌ و ايمان‌ به‌ آن‌ واجب‌ و سؤال‌ كردن‌ از آن‌ بدعت‌ است‌». يادآورمي‌شويم‌ كه‌ قول‌ صحيح‌ در باره‌ عرش‌ و كرسي‌ اين‌ است‌ كه‌ «عرش‌» غير از «كرسي‌» است‌.
 
آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
«آنان‌ از هدايتي‌ از جانب‌ پروردگار خويش‌ برخوردارند» يعني: حال‌ اين‌ گروهي‌ كه‌تقوي، ايمان‌ به‌ غيب‌ و آخرت‌ و انجام‌ فرايض‌ را با هم‌ جمع‌ و همراه‌ كرده‌اند،چنين‌ است‌ كه: از نور، برهان، صلاح، استواري‌ و پايداريي‌ از جانب‌ پروردگار خويش‌ برخوردار مي‌باشند و اين‌ خداوند(ج) است‌ كه‌ به‌ ايشان‌ چنين‌ توفيقي‌ارزاني‌ داشته ‌ است‌ «و تنها آنانند كه‌ رستگار و نجات‌ يافته‌اند» در دنيا و آخرت‌ زيرا آنچه‌ را از خداوند(ج) به ‌وسيله‌ ايمان‌ به‌ او و كتابها و پيامبرانش‌ و به‌ وسيله‌ اعمال ‌شايسته‌ و صالح‌ درخواست‌ كرده‌اند، دريافت‌ داشته‌ و از شر آنچه‌ كه‌ از آن‌گريزان‌ بوده‌اند، نجات‌ و رهايي‌ مي‌يابند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:271.txt">آيه  216</a><a class="text" href="w:text:272.txt">آيه  217</a><a class="text" href="w:text:273.txt">آيه  218</a><a class="text" href="w:text:274.txt">آيه  219</a></body></html>سوره طه آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنچه‌ در آسمانها و آنچه‌ در زمين‌ است‌، از آن‌ اوست‌» يعني‌: حق‌ تعالي‌ مالك‌ و مدبر همه‌ آنهاست‌ «و» نيز از آن‌ اوست‌ «آنچه‌ در ميان‌ آنهاست‌» از موجودات ‌«و آنچه‌ زير خاك‌ است‌» از اشياء.
گفتني‌ است‌ كه‌ امروزه‌ در پرتو علوم‌ جديد، بخشي‌ از عظمت‌ اين‌ مقطع‌ از آيه ‌كريمه‌ (يعني‌ دنياي‌ زيرخاك‌) متجلي‌ گرديده‌ است‌.
 
	سوره طه آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر سخن‌ را آشكارا گويي‌» يعني‌ صدايت‌ را بدان‌ بلند كني‌ «پس‌ او سخن ‌نهان‌ و نهان‌تر را مي‌داند» سر: سخني‌ است‌ كه‌ انسان‌ با ديگري‌ به‌ آهستگي‌ و به‌گونه‌ راز در ميان‌ مي‌گذارد و نهان‌تر از سر: سخني‌ است‌ كه‌ انسان‌ با خودش‌ مي‌گويد ـ يعني‌ حديث‌ نفس‌ مي‌كند ـ يا سخني‌ است‌ كه‌ به‌ خاطرش‌ خطور مي‌كند و يا در نهاد وي‌ است‌ ولي‌ هنوز آن‌ را با خودش‌ هم‌ مرور نكرده‌ است‌ كه ‌علماي‌ روانشناسي‌ امروزه‌ آن‌ را «لاشعور» مي‌نامند. يعني‌: اگر تو خداي‌ سبحان‌ را به‌ صداي‌ بلند بخواني‌، بدان‌ كه‌ او از اين‌ امر بي‌نياز است‌ زيرا او سخن‌ سر و نهان ‌و آنچه‌ را كه‌ از سر و نهان‌ هم‌ نهان‌تر است‌، مي‌داند پس‌ اساسا به‌ بلند كردن‌ صدا در ذكر و دعا نيازي‌ نيست‌ و نبايد مناجات‌ انسان‌ با پروردگار به‌ اين‌ هدف‌ باشد كه‌ آن‌را به‌ پروردگار متعال‌ بشنواند اما جاري ‌نمودن‌ ذكر و دعا بر زبان‌ همراه‌ با تصور معناي‌ آن‌ در ذهن‌ و ضمير، براي‌ كسب‌ بركات‌ و فيوضات‌ عظيم‌ و برآوردن ‌اهداف‌ ديگري‌ مانند كسب‌ رضا و قرب‌ الهي‌، ياري ‌رساندن‌ قلب‌ به‌وسيله‌ ذكر، مشغول‌ ساختن‌ حواس‌ به‌ مقصودي‌ برتر و برگردانيدن‌ آن‌ از تفكر در امور دني‌؛ مشروع‌ و مطلوب‌ و از افضل‌ اعمال‌ است‌.
 
	سوره طه آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«الله، جز او معبودي‌ نيست‌، براي‌ اوست‌ نامهاي‌ نيكو» يعني‌ نيكوترين‌ نامها مطلقا به‌ الله(ج) اختصاص‌ دارد، به‌ سبب‌ اين‌كه‌ اين‌ اسماي‌ حسني‌ بر كمال‌ و جلال ‌حضرت‌ حق‌(ج) دلالت‌ مي‌كنند. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ اسماي‌ حسناي‌ الهي‌ ـ چنان‌كه‌ در حديث‌ صحيح‌ وارد شده‌ ـ نودونه‌ اسم‌ است‌ و بيان‌ آن‌ در سوره‌ «اعراف/‌180» گذشت‌.
پس‌ آيا بعد از جلوه‌ اين‌همه‌ اسما و صفات‌، ديگر كسي‌ هست‌ كه‌ ادعا كند قرآن‌ از نزد غير الله(ج) است‌؟ آيا گرفتن‌ بتاني‌ از سنگ‌ و چوب‌ و غيره‌ به‌عنوان ‌شريك‌ خداي‌ سبحان‌ درست‌ است‌؟ و آيا كسي‌ كه‌ به‌ اين‌ صفات‌ نيكو و عظيم ‌موصوف‌ باشد، كتاب‌ نازل‌ كرده‌ او، متضمن‌ سعادت‌ دو جهاني‌ نيست‌؟
اين‌ آيات‌ مقدمه‌ سوره‌ مباركه ‌«طه‌» است‌ و عظمت‌ اين‌ آيات‌ بود كه‌ به‌مسلمان‌ شدن‌ عمربن‌خطاب‌(رض) انجاميد ـ كه‌ داستان‌ اسلام‌ عمر(رض) معروف‌ است‌.
 
	سوره طه آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ وَهَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آيا خبر موسي‌ به‌ تو رسيده ‌است‌» يعني‌: اي‌ پيامبرص! داستان‌ موسي‌ با فرعون‌ و اشراف‌ قومش‌ قطعا 