 كس‌ از نمازي‌ در خواب‌ ماند، يا آن‌ را فراموش‌ كرد پس‌كفاره‌ آن‌ اين‌ است‌ كه‌ وقتي‌ آن‌ را به‌خاطر آورد، آن‌ را به‌جاي‌ آورد و جز اين ‌هيچ‌ كفاره‌ ديگري‌ بر او نيست‌». حق‌ تعالي‌ مخصوصا نماز را ذكر كرد زيرا نماز برترين‌ طاعات‌ و بهترين‌ عبادات‌ است‌.
اين‌ آيه‌ دلالت‌ مي‌كند براين‌كه‌ معرفت‌ خداوند(ج) گام‌ اول‌ در پيمودن‌ راه‌ حق ‌است‌ و نيز دلالت‌ مي‌كند براين‌كه‌ بعد از توحيد، فريضه‌اي‌ بزرگتر از نماز نيست‌ پس‌ بايد مربيان‌ جامعه‌ اسلامي‌ به‌ اين‌ حقايق‌ توجه‌ داشته‌ باشند.
 
	آيه  216
‏متن آيه : ‏
‏ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بر شما جهاد فرض‌ شده‌ است‌» و اين، يكي‌ از موارد آزمون‌ شماست‌. مراد از جهاد در اينجا، جنگ‌ مسلحانه‌ با كفار است‌ «و آن‌ براي‌ شما ناخوشايند است‌» كره: مشقتي‌ است‌ كه‌ خوشايند نفسها نيست‌. آري‌! جهاد مشقت‌آميز است‌ زيرا مستلزم‌ صرف‌ مال‌ و صرف‌ جان‌ و جدايي‌ از خانه‌ و خانواده‌ مي‌باشد «و چه‌ بساچيزي‌ را ناخوش‌ داشته‌ باشيد، در حالي‌ كه‌ آن‌ به‌ سود شما باشد» همانند جهاد، كه‌ چه ‌بسا در آن‌ پيروز و فاتح‌ شده، هم‌ به‌ غنيمت‌ مي‌رسيد و هم‌ به‌ اجر و پاداش‌ الهي ‌و كساني‌ هم‌ كه‌ كشته‌ مي‌شوند، به‌ فيض‌ شهادت‌ نايل‌ مي‌گردند «و چه ‌بسا چيزي‌ را خوش‌ داشته‌ باشيد» چون‌ استراحت‌ و ترك‌ جهاد «در حالي‌ كه‌ آن‌ به‌ زيان‌ شما باشد» زيرا در آن‌ صورت، دشمن‌ بر شما چيره‌ شده‌ و مغلوبتان‌ مي‌كند و دردرون‌ خانه‌ و عمق‌ سرزمينتان‌، قصد جان‌ و مال‌ و ناموستان را كرده‌ و شما را باسختي‌ها و مصايبي‌ روبرو مي‌سازد كه‌ بسيار سخت‌تر از جهادي‌ است‌ كه‌ شما آن‌ را ناخوش‌ مي‌داريد و اين‌ افزون‌ بر منافع‌ كوتاه‌مدت‌ و بلندمدت‌ ديگري‌ است‌ كه‌ آنها را با ترك‌ جهاد از دست‌ مي‌دهيد «و خداوند مي‌داند» كه‌ صلاح‌ و رستگاري‌ شما در چيست‌ «و شما نمي‌دانيد».
ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: «چون‌ جهاد بر مسلمانان‌ فرض‌ شد، اين‌ كار بر آنان‌ سخت‌ و دشوار آمد و آن‌ را ناخوش‌ داشتند، پس‌ آيه‌كريمه‌ نازل‌ گرديد». عكرمه‌ مي‌گويد: «بعد از نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌، محبت‌ جهاد در دلهاي‌ مسلمانان‌ ريشه‌دار شد». ابن‌ شهاب‌ زهري‌ مي‌گويد: «جهاد، فريضه‌اي ‌برگردن‌ همه‌ آحاد امت‌ است، چه‌ آنان‌ كه‌ در ميدان‌ جهادند و چه‌ آنان‌ كه‌ درمنازل‌ خود هستند زيرا كسي‌كه‌ در خانه‌ خود نشسته‌ است، اگر به‌ كمك‌ فراخوانده‌شد، بايد كمك‌ كند و اگر از وي‌ فريادرسي‌ شد، بايد به‌ فرياد برسد و اگر به‌ او فرمان‌ رفتن‌ به‌ جهاد داده‌ شد، بايد عازم‌ جهاد شود و اگر هم‌ به‌ او نيازي‌ نبود، درخانه‌ خويش‌ مي‌نشيند». يعني: حقيقت‌ امر چنين‌ است‌ و چنين‌ بايد باشد. از اين‌جهت‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «من‌ مات‌ ولم‌ يغز و لم‌ يحدث‌ نفسه‌ با الغزو مات‌ ميته‌ جاهليه‌: هر كس‌ بميرد، در حالي‌ كه‌ جهاد نكرده‌ و در انديشه‌ و نهاد خويش‌ هم‌انديشه‌ و نيت‌ جهاد را نداشته، به‌ مرگ‌ جاهليت‌ مرده‌ است‌». جمهور علما بر آنندكه‌ جهاد - به‌ حسب‌ نياز يا به‌ حسب‌ حال‌ - بر تمام‌ مسلمانان‌ فرض‌ عين‌ است، بدين‌ ترتيب‌ كه‌ اگر غلبه‌ با اسلام‌ بود، جهاد فرض‌ كفايه‌ است‌ و اگر غلبه‌ با دشمن‌بود، جهاد تا تحقق‌ پيروزي‌ فرض‌ عين‌ است‌.
سوره طه آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ السَّاعَةَ ءاَتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
اي‌ موسي‌! «هرآينه‌ قيامت‌ آمدني‌ است‌» پس‌ براي‌ آن‌ عمل‌ خير انجام‌ ده‌، از قبيل‌ عبادت‌ الله(ج) و اداي‌ نماز «نزديك‌ است‌ پنهانش‌ بدارم‌» يعني‌: نزديك‌ است ‌خبر آمدن‌ قيامت‌ را از بندگانم‌ پنهان‌ بدارم‌؛ اگر كه‌ در دادن‌ اين‌ خبر همراه‌ با پنهان ‌ساختن‌ وقت‌ آن‌، حكمتي‌ در كار نبود. يا معني‌ اين‌ است‌: مي‌خواهم‌ حتي‌ آن‌ را از خودم‌ هم‌ پنهان‌ بدارم‌. اين‌ بدان‌ معني‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ بر پنهان‌ داشتن‌وقت‌ قيامت‌ سخت‌ مصر است‌، بدين‌ جهت‌ از آن‌ با بليغ‌ترين‌ عبارتي‌ كه‌ اعراب‌ در پنهان‌سازي‌ يك‌ امر به‌كار مي‌برند، تعبير كرده‌ است‌. يا معني‌ اين‌ است‌: مي‌خواهم ‌قيامت‌ را آشكار و محقق‌ گردانم‌ «تا هر كسي‌ به‌ موجب‌ آنچه‌ مي‌كند، خبر داده ‌شود» يعني‌: قيامت‌ را بر پا مي‌دارم‌ تا هر كسي‌ را در برابر سعي‌ و تلاشش‌ ـ اعم‌ ازخير يا شر ـ جزا دهم‌.
	سوره طه آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ فَلاَ يَصُدَّنَّكَ عَنْهَا مَنْ لاَ يُؤْمِنُ بِهَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ نبايد كه‌ تو را از آن‌ باز دارد» يعني‌: اي‌ موسي‌! نبايد تو را از ايمان‌ و عمل ‌براي‌ قيامت‌ باز دارد «كسي‌ كه‌ به‌ آن‌ ايمان‌ ندارد» از كفار «و خواهش‌ نفس‌ خود را پيروي‌ كرده‌است‌» با فروروي‌ در لذتهاي‌ حسي‌ فاني‌ حرام‌ «كه‌ آن‌گاه‌ هلاك ‌شوي‌» اگر كه‌ از ايمان‌ و عمل‌ براي‌ قيامت‌ بازماني‌. ابن‌كثير مي‌گويد: «مخاطب ‌اين‌ دستور، همه‌ آحاد مكلفانند».
 
	سوره طه آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَا مُوسَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» خداوند(ج) از موسي‌(ع) پرسيد: «اي‌ موسي‌! در دست‌ راست‌ تو چيست‌؟» سؤال ‌كردن‌ از عصاي‌ موسي‌(ع) براي‌ بيدار ساختن‌ و توجه‌ دادن‌ او به ‌موضوع‌ عصاست‌ تا بعد از تأمل‌ وي‌ در آن‌ و تشخيص‌ مؤكد اين‌ امر كه‌ اين‌ همان ‌عصاي‌ حقيقي‌ اوست‌ كه‌ مي‌شناسد، معجزه‌ در آن‌ روي‌ دهد، در غير آن‌ خداي ‌عزوجل‌ مي‌دانست‌ كه‌ در دست‌ موسي‌(ع) چيست‌ لذا سؤال‌ كردن‌ از آن‌ موردي ‌نداشت‌. بعضي‌ از مفسران‌ مي‌گويند: خداوند(ج) براي‌ اين‌كه‌ موسي‌(ع) را با كلام ‌خود بر سر انس‌ و الفت‌ آورد، اين‌ سؤال‌ را از وي‌ كرد.
 
سوره طه آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» موسي‌(ع) «اين‌ عصاي‌ من‌ است‌، بر آن‌ تكيه‌ مي‌دهم‌» هنگامي‌ كه‌ در راه‌ رفتن‌ خسته‌ شوم‌ «و با آن‌ براي‌ گوسفندانم‌ برگ‌ مي‌تكانم‌» يعني‌ شاخه‌هاي ‌درختان‌ را با آن‌ مي‌تكانم‌ تا برگ‌ آنها فروريزد و گوسفندانم‌ بخورند. به‌قولي ‌معني‌ اين‌ است‌: با آن‌ گوسفندانم‌ را به‌ جلو مي‌رانم‌ و اداره‌ مي‌كنم‌ «و كارهاي‌ ديگري‌ نيز براي‌ من‌ از آن‌ برمي