وك‌ علي‌(رض) را در مدينه‌ جانشين‌ خويش‌ كردند، به‌ او فرمودند: «آيا بدين‌ امر راضي‌ نيستي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ من‌ به‌ منزله‌ هارون‌ نسبت‌ به‌ موسي‌(ع) باشي‌؛ مگر اين‌كه‌ بعد از من‌ پيامبري‌ نيست‌».
	سوره طه آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فرمود» خداي‌ منان‌ در پاسخ‌ به‌ درخواستهاي‌ موسي‌(ع) «اي‌ موسي‌! خواسته‌ات‌ به‌ تو داده‌ شد» يعني‌: آنچه‌ كه‌ درخواست‌ كردي‌؛ از گشاده‌ ساختن ‌سينه‌ات‌، آسان‌ نمودن‌ كار رسالتت‌، گشودن‌ گره‌ از زبانت‌ و مشاركت‌ هارون‌ در نبوت‌، همه‌ را به‌ تو دادم‌. و اين‌ها در مجموع‌ هشت‌ خواسته‌ بود.
 
	سوره طه آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ راستي‌ بار ديگر هم‌ بر تو منت‌ نهاديم‌» اين‌ سخني‌ است‌ مجدد و كلامي ‌است‌ مستقل‌ كه‌ يادآور نعمت‌هاي‌ خداي‌ منان‌ بر موسي‌(ع) در گذشته‌اش‌؛ يعني‌ در ايام‌ ولادت‌ و كودكي‌ و نجاتش‌ از كشته ‌شدن‌ به‌دست‌ فرعون‌ مي‌باشد. من‌: احسان ‌و دادن‌ نعمت‌ است‌.
 
آيه  218
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أُوْلَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنان‌ كه‌ ايمان‌ آوردند» و بر ايمانشان‌ پايداري‌ كرده‌اند «و كساني‌ كه‌ در راه‌ خدا» از دار كفر به‌ سوي‌ دار اسلام‌ «هجرت‌» كرده‌اند «و» آنان‌ كه‌ «جهاد كرده‌اند، به‌ رحمت‌ الهي‌ اميدوارند و خداوند آمرزگار مهربان‌ است‌».
علما در بيان‌ احكام‌ گفته‌اند: از علت‌ فرضيت‌ هجرت‌ چنين‌ دانسته‌ مي‌شود كه ‌هر جا و هر گاه‌ كه‌ اين‌ علت‌ در هر زمان‌ و مكاني‌ تكرار شد، هجرت‌ بر مسلمان‌ فرض‌ است، پس‌ براي‌ هيچ‌ مؤمني‌ جايز نيست‌ كه‌ در سرزميني‌ كه‌ در آن‌ به‌ خاطر دين‌ و عقيده‌ و عملش‌ مورد آزار و تحت‌ فشار قرار مي‌گيرد، اقامت‌ گزيند.
بيان‌ سبب‌ نزول‌: اين‌ آيه‌ كريمه‌ درباره‌ سريه‌ (گروه) عبدالله بن‌ جحش‌(رض) نازل‌ شد زيرا ايشان‌ گفتند: يا رسول‌الله! آيا مي‌توانيم‌ اميدوار باشيم‌ كه‌ حمله‌ به‌ كاروان ‌حضرمي‌ براي‌ ما غزوه‌اي‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد كه‌ در آن‌، مستحق‌ دريافت‌ اجر مجاهدان‌ باشيم‌؟ همان‌ بود كه‌ خداوند(ج) از اين‌ حقيقت‌ كه‌ ايشان‌ به‌دليل‌ ايمان، هجرت‌ و جهاد خويش‌، بايد اميدوار پاداش‌ الهي‌ باشند، خبر داد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2731.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:2732.txt"> آيه  39</a><a class="text" href="w:text:2733.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:2734.txt"> آيه  41</a><a class="text" href="w:text:2735.txt"> آيه  42</a><a class="text" href="w:text:2736.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:2737.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:2738.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:2739.txt"> آيه  46</a><a class="text" href="w:text:2740.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:2741.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:2742.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:2743.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:2744.txt">آيه  51</a></body></html>سوره طه آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ أَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّكَ مَا يُوحَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ در تفسير آن‌ نعمت‌ مي‌فرمايد: «هنگامي‌ كه‌ به‌ مادرت‌ آنچه‌ را كه‌ بايد وحي ‌مي‌شد، وحي‌ كرديم‌» مراد از وحي‌ كردن‌ به‌ مادر موسي‌، يا مجرد الهام‌ كردن‌ به‌وي‌ است‌ از نوع‌ الهام‌ كردن‌ به‌ مريم‌، به‌ حواريون‌ و به‌ زنبور عسل‌ كه‌ اين‌ وحي‌ نبوت‌ نيست‌. يا وحي ‌كردن‌ به‌ وي‌ در خواب‌ است‌. يعني‌ حق‌ تعالي‌ آنچه‌ را كه ‌بعدا بيان‌ مي‌شود، به‌ مادر موسي‌(ع) در خواب‌ نشان‌ داد، نه‌ از طريق‌ نبوت‌ و وحيي‌ كه‌ به‌ انبيا(ع) فرستاده‌ مي‌شود.
 
سوره طه آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ أَنِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ بِالسَّاحِلِ يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِّي وَعَدُوٌّ لَّهُ وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِّنِّي وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَيْنِي ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ حق‌ تعالي‌ از مضمون‌ الهام‌ نمودن‌ خود به‌ مادر موسي‌(ع) چنين‌ حكايت ‌مي‌كند: «كه‌ او را» يعني‌ موساي‌ كوچك‌ را «در تابوتي‌ بگذار» تابوت‌: صندوقچه‌اي‌ از چوب‌ يا از غير آن‌ است‌ كه‌ چون‌ بر روي‌ آب‌ قرار گيرد، در آن‌ فرونمي‌رود «پس‌ صندوق‌ را در دريا بيفگن‌» يم‌: دريا يا رودخانه‌ بزرگ‌ است‌ ومراد از آن‌ در اينجا رودخانه‌ نيل‌ مي‌باشد «تا دريا او را به‌ ساحل ‌افگند» خداوند متعال‌ به‌ نيل‌ فرمان‌ داد تا موسي‌(ع) را در كرانه‌ روبروي‌ منزل ‌فرعون‌ به‌ساحل‌ افگند «و دشمن‌ من‌ و دشمن‌ وي‌» يعني‌ فرعون‌ «او را برگيرد» كه‌ چنين‌ شد و فرعون‌ او را برگرفت‌. در روايات‌ آمده‌ است‌: فرعون‌ در كرانه‌ نيل‌ برسر بركه‌اي‌ نشسته‌ بود كه‌ آن‌ صندوق‌ را ديد پس‌ دستور داد كه‌ آن‌ را باز كنند، بناگاه‌ در آن‌ پسربچه‌اي‌ زيبا و شاداب‌ را ديد كه‌ شديدا محبت‌ وي‌ و همسرش به‌ او جلب‌ شد چنان‌كه‌ حق‌ تعالي‌ مي‌فرمايد: «و محبتي‌ از جانب‌ خودم‌ بر توافگندم‌» خداوند(ج) بر موسي‌(ع) محبتي‌ از جانب‌ خود در دل‌هاي‌ بندگانش‌ افگند كه‌ هيچ‌ كس‌ او را نمي‌ديد؛ مگر اين‌كه‌ دوستش‌ مي‌داشت‌. به‌قولي‌ معني‌ اين ‌است‌: خداوند متعال‌ به‌ موسي‌(ع) محبت‌ ورزيد پس‌ مردم‌ نيز به‌ او مهر ورزيدند «و تا زير نظر من‌ پرورش‌ يابي‌» يعني‌: تا با عنايت‌ و رعايتي‌ از جانب‌ من‌ كه ‌مخصوص‌ به‌ توست‌، پرورش‌ يابي‌.
 
	سوره طه آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى مَن يَكْفُلُهُ فَرَجَعْنَاكَ إِلَى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَقَتَلْتَ نَفْساً فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاكَ فُتُوناً فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَى قَدَرٍ يَا مُوسَى ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ حق‌ تعالي‌ در فراز ديگري‌ از بيان‌ نعمت‌ خويش‌ بر موسي‌(ع)، چنين‌ مي‌فرمايد: «آن‌گاه‌ كه‌ خواهر تو» مريم‌ بر كرانه‌ رودخانه‌ نيل‌ «مي‌رفت‌» تا مسير صندوقچه‌ را با نگاهش‌ دنبال‌ كند و ببيند كه‌ سرانجام‌ آن‌ صندوقچه‌ چه‌ مي‌شود، به‌ كجا و به‌ دست‌ چه‌ كسي‌ مي‌رسد؟ در اين‌ اثنا فرعون‌ و زنش‌ را يافت‌ كه‌ در جست‌وجوي‌ زن‌ شيردهي‌ هستند كه‌ موسي‌(ع) را شير دهد پس‌ خواهرش‌ به‌ آنان ‌گفت‌: «آيا كسي‌ را به‌ شما نشان‌ دهم‌ كه‌ سرپرستي‌ او را عهده‌دار شود؟» يعني‌: او را پرورش‌ دهد؟ نقل‌ است‌ كه‌ هر زن‌ شيردهي‌ را آوردند، موسي‌(ع) پستان‌ او را نگرفت‌ اما مادرش‌ را كه‌ آوردند، پستان‌ وي‌ را گرفت‌ «پس‌ تو را به‌سوي‌ مادرت ‌بازگردانيديم‌ تا ديده‌اش‌