به‌ همراهانش‌ از بني‌اسرائيل ‌گفت‌: موسي‌ بدان‌ سبب‌ از ميعادي‌ كه‌ ميان‌ شما و او بود، تخلف‌ كرد و از شما پيشي‌ گرفت‌ كه‌ اين‌ زيورات‌ حرام‌ در ميان‌ شما وجود داشت‌! پس‌ آنها را امر كرد كه‌ زيورات‌ را در آتش‌ افگنند، سپس‌ از آن‌ زيورات‌ گوساله‌اي‌ ساخت‌ و شد آنچه‌ شد.
يادآور مي‌شويم‌ كه‌ بني‌اسرائيل‌ هنگامي‌ كه‌ قصد خروج‌ از مصر را داشتند، زيوراتي‌ را از قبطيان‌ به‌ عاريت‌ گرفته‌ بودند.
 
سوره طه آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ فَرَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفاً قَالَ يَا قَوْمِ أَلَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْداً حَسَناً أَفَطَالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدتُّمْ أَن يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُم مَّوْعِدِي ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ موسي‌» بعد از به‌ پايان‌ رساندن‌ ميعاد چهل‌ شب‌ مناجات‌ در طور و گرفتن‌ تورات‌ «خشمگين‌ و اندوهناك‌ به‌سوي‌ قوم‌ خود برگشت‌» أسفا: تأسف‌ سخت‌ و شدت‌ خشم‌ است‌ «گفت‌: اي‌ قوم‌ من‌، آيا پروردگار شما به‌ شما» بر زبان‌ من ‌«وعده‌ نيك‌ نداد» وعده‌ دريافت‌ هر خيري‌ در دنيا و در آخرت‌؟ از جمله‌ به‌شما بهشت‌ را وعده‌ داد؛ چنانچه‌ بر طاعت‌ وي‌ پايداري‌ ورزيد و به‌ شما وعده‌ داد كه‌ كلام‌ خود در تورات‌ را بر زبان‌ من‌ به‌ شما بشنواند تا به‌ آنچه‌ كه‌ در آن‌ است‌ عمل‌ كنيد و در نتيجه‌ مستحق‌ پاداش‌ عمل‌ خويش‌ گرديد «آيا مدت‌ بر شما دراز شد» يعني‌: آيا زمان‌ و مدت‌ جدايي‌ام‌ از شما طولاني‌ شد كه‌ به‌ سبب‌ آن‌، وعده‌هاي‌ الهي‌ را فراموش‌ كرديد، درحالي‌كه‌ هنوز از آن‌ مدت‌ بيش‌ از يك‌ ماه‌ وچند روز نگذشته‌ است‌؟ «يا خواستيد خشمي‌ از پروردگارتان‌ بر شما فرود آيد» يا با اين‌ عمل‌ خود خواستيد كاري‌ كنيد كه‌ به‌ سبب‌ آن‌ خشم‌ و عذاب‌ الهي‌ گريبانگيرتان‌ شود و بر شما فرود آيد «كه‌ با وعده‌ من‌ مخالفت‌ كرديد» زيرا قوم ‌موسي‌(ع) به‌ وي‌ وعده‌ داده‌ بودند كه‌ تا او از طور به‌سويشان‌ باز مي‌گردد، به‌طاعت‌ خداي‌ عزوجل‌ قيام‌ كنند. به‌قولي‌: آنان‌ به‌ او وعده‌ داده‌ بودند كه‌ در پي‌ او به‌ ميعادگاه‌ بيايند ولي‌ همين‌كه‌ او از آنان‌ پيشي‌ گرفت‌، توقف‌ كرده‌ و از پيوستن‌ به ‌او منصرف‌ شدند و تخلف‌ ورزيدند.
 
	سوره طه آيه  87
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنَا وَلَكِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَاراً مِّن زِينَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْنَاهَا فَكَذَلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: ما به‌ اختيار خود باتو خلاف‌ وعده‌ نكرديم‌» بلكه‌ بر خلاف ‌كردن‌ وعده ‌مجبور بوديم‌ زيرا اين‌ سامري‌ بود كه‌ نيرنگ‌ پليدي‌ در كاركرد. سپس‌ به‌ بيان‌ اين ‌نيرنگ‌ وي‌ پرداخته‌ گفتند: «ولي‌ از زر و زيور قوم‌ بارهايي‌ سنگين‌ بر دوش ‌داشتيم‌» نقل‌ است‌ كه‌ بني‌اسرائيل‌ چون‌ مي‌خواستند با موسي‌(ع) از مصر بيرون‌ روند، از مردم‌ آنجا زيورآلاتي‌ را به‌ عاريت‌ گرفته‌ و به‌ آنان‌ چنين‌ وانمود كردند كه‌ مي‌خواهند در جشن‌ يا عروسي‌اي‌ كه‌ دارند از آنها استفاده‌ كنند لذا به‌ اين‌ زيورات‌ موقتا احتياج‌ دارند. زيورات‌ را «اوزار: گناهان‌» ناميدند زيرا تصاحب‌ اين‌ زيورات‌ برايشان‌ حلال‌ نبود «پس‌ آنها را افگنديم‌» يعني‌: به‌ منظور رهايي‌ ازگناه‌، آن‌ زيورات‌ را در آتش‌ افگنديم‌ و اين‌ سامري‌ بود كه‌ نيرنگ‌ انداختن ‌زيورات‌ در آتش‌ را به‌كار برد و گفت‌: اين‌ زيورات‌ بر شما حلال‌ نيست‌ و آنها را در آتش‌ اندازيد «و سامري‌ همين‌ گونه‌ بينداخت‌» يعني‌: همين‌گونه‌ كه‌ ما انداختيم‌، سامري‌ نيز آنچه‌ از زيورات‌ كه‌ با خود داشت‌ در آتش‌ افگند آن‌گاه‌ از مجموعه ‌آن‌ زيورات‌ براي‌ ما گوساله‌اي‌ از طلا ساخت‌.
در روايات‌ آمده‌ است‌ كه‌ سامري‌ جبرئيل‌(ع) را در همان‌ شكل‌ و صورتي‌ كه‌ به ‌زمين‌ فرود مي‌آيد ديد، سپس‌ از خاك‌ قدمگاه‌ وي‌، يا خاك‌ زير سم‌ اسب‌ وي ‌مشتي‌ برگرفته‌ آن‌ را بر گوساله‌ طلايي‌ افگند و بر اثر آن‌، گوساله‌ بانگ‌ برمي‌داشت‌.
ابن‌كثير مي‌گويد: «بني‌اسرائيل‌ به‌ قصد زهد و تقوا از زيورات‌ قوم‌ قبط پرهيز كرده‌ و آن‌ را از خود دور افگندند اما از سوي‌ ديگر به‌ گوساله‌پرستي‌ روي ‌آوردند، بدين‌سان‌ بود كه‌ از يك‌ چيز كم‌ اهميت‌ زهد پيشه‌ كرده‌ ولي‌ در برابر يك ‌جنايت‌ بزرگ‌ گردن‌ نهادند چنان‌كه‌ نقل‌ است‌: مردي‌ از اهالي‌ عراق‌ از عبدالله بن‌عمر رضي‌الله عنهما درباره‌ خون‌ پشه‌اي‌ كه‌ لباس‌ بدان‌ آلوده‌ مي‌شود پرسيد كه‌ آيا نماز خواندن‌ در آن‌ لباس‌ جايز است‌ يا خير؟ عبدالله(رض) فرمود: شگفتا! به‌ مردم ‌عراق‌ بنگريد؛ فرزند رسول‌ خداص ـ حسين‌(رض) ـ را كشتند (و دم‌ برنياوردند) حالا مي‌آيند و از ما حكم‌ خون‌ پشه‌اي‌ را مي‌پرسند؟!».
اين‌ نكته‌ قابل‌ تأمل‌ است‌ كه‌ سامري‌ از روحيه‌ ورع‌، زهد و پرهيزگاري‌ مردم‌ سوء استفاده‌ كرد پس‌ از اين‌ امر به‌ اين‌ نتيجه‌ دست‌ مي‌يابيم‌ كه‌ اگر مردم‌ از علم‌ وآگاهي‌ درست‌ بي‌ بهره‌ باشند، ممكن‌ است‌ هميشه‌ از آنان‌ چنين‌ سوء استفاده‌هايي ‌بشود چنان‌كه‌ عبدالله بن‌ سبا از روحيه‌ ورع‌ و پرهيزگاري‌ موجود در زمان‌ خلافت ‌ابوبكر و عمر رضي‌الله عنهما سوءاستفاده‌ كرد و در زير نقاب‌ دفاع‌ از فرهنگ ‌پرهيزگاري‌، عملكرد عثمان‌(رض) را به‌ زير سؤال‌ برد و آن‌ فتنه‌ كور را كه‌ هنوز امت ‌اسلامي‌ از آثار تفرقه‌بار آن‌ رنج‌ مي‌برد، برانگيخت‌. البته‌ در هر زمان‌ مسلماناني ‌ساده‌لوح‌ وجود دارند كه‌ با آويختن‌ به‌ ريسمان‌ زهد بارد و جاهلانه‌، رهسپار وادي ‌ضلال‌ مبين‌ و گرفتار دام‌ شيطان‌ لعين‌ مي‌شوند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2785.txt">آيه  88</a><a class="text" href="w:text:2786.txt"> آيه  89</a><a class="text" href="w:text:2787.txt">آيه  90</a><a class="text" href="w:text:2788.txt"> آيه  91</a><a class="text" href="w:text:2789.txt">آيه  92-93</a><a class="text" href="w:text:2790.txt"> آيه  94</a><a class="text" href="w:text:2791.txt">آيه  95</a><a class="text" href="w:text:2792.txt"> آيه  96</a><a class="text" href="w:text:2793.txt"> آيه  97</a><a class="text" href="w:text:2794.txt"> آيه  98</a></body></html>سوره طه آيه  88
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِيَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌» سامري‌ از اين‌ طلاها «برايشان‌ پيكر گوساله‌اي‌ كه‌ صدايي‌ داشت‌ بيرون‌ آورد» يعني‌: گوساله‌ سامري‌ بانگ‌ و آواز برمي‌داشت‌ چنان‌كه‌ گوساله‌ زنده‌ بانگ ‌برمي‌دارد. خوار: بانگ‌ گاو است‌. به‌قولي‌: سامري‌ در فن‌ پيكرتراشي‌ مهارت ‌بسياري‌ داشت‌ لذا در پيكر آن‌ گوساله‌ چنان‌ شگ