ْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند(ج) در رد شبهه‌ اولشان‌ كه‌ پيامبر نبايد از جنس‌ بشر باشد، مي‌فرمايد: «و پيش‌ از تو نيز جز مرداني‌ را كه‌ به‌ آنان‌ وحي‌ مي‌كرديم‌، گسيل ‌نداشتيم‌» يعني‌ پيش‌ از تو نيز، به‌سوي‌ امتهاي‌ پيشين‌ جز مرداني‌ از بشر را به‌ رسالت ‌نفرستاده‌ايم‌ و هرگز فرستادگان‌ ما به‌سوي‌ آنان‌ از فرشتگان‌ نبوده‌اند «پس‌ اگر نمي‌دانيد از اهل‌ ذكر بپرسيد» اهل‌ ذكر: اهل‌ علم‌ به‌ كتابهاي‌ آسماني‌، يعني‌ يهود ونصاري‌ اند. يعني: اگر خود نمي‌دانيد كه‌ فرستادگان‌ خداوند(ج) فقط از نوع‌ بشر بوده‌اند نه‌ از جنس‌ ديگري‌، در اين‌ صورت‌ از پژوهندگان‌ كتابهاي‌ آسماني ‌بپرسيد. همين‌طور در هر امري‌ كه‌ انسان‌ نسبت‌ به‌ آن‌ جاهل‌ است‌، بايد از اهل‌ علم ‌و دانش‌ بپرسد. بنا بر همين‌ آيه‌، علماي‌ اسلام‌ بر وجوب‌ تقليد عامي‌ از عالم‌، اجماع‌ كرده‌اند.
دليل‌ اين‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ در اين‌ آيه‌ مشركان‌ را به‌ اهل‌ كتاب‌ حوالت‌ كرد، اين‌ است‌ كه‌ مشركان‌ در كار پيامبر اكرمص با اهل‌ كتاب‌ مشورتها و تبادل ‌نظرهايي ‌داشتند، از طرفي‌ همه‌ آنها در دشمني‌ با پيامبر خدا ص با هم‌ همداستان‌ بودند بنابراين‌، مشركان‌ مكه‌ به‌ سخن‌ اهل‌ كتاب‌ اعتماد داشتند. در عين‌ حال‌، اين‌حقيقت‌ كه‌ رسولان‌ همه‌ از جنس‌ بشر بوده‌اند، حقيقتي‌ نبود كه‌ اهل‌ كتاب‌ بتوانند آن‌ را پنهان‌ كنند.
 
	سوره أنبياء آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا جَعَلْنَاهُمْ جَسَداً لَّا يَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَمَا كَانُوا خَالِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ حق‌ تعالي‌ رد سخنان‌ مشركان‌ را اين‌گونه‌ دنبال‌ مي‌كند: «و پيامبران‌ را جسدي‌ كه‌ غذا نخورند قرار نداديم‌» يعني: پيامبران‌ در قانون‌ و سنت‌ فطرت‌ و طبيعت‌، اسوه‌ و الگوي‌ ساير افراد بني‌آدم‌اند؛ پس‌ مي‌خورند؛ چنان‌كه‌ ديگر افراد بشر مي‌خورند و مي‌نوشند؛ چنان‌كه‌ آنان‌ مي‌نوشند زيرا جسم‌ هيچ‌ انساني‌ از غذا و نوشيدني‌ بي‌نياز نيست‌ بنابراين‌، انبيا‡ نيز از آن‌ بي‌نياز نيستند. جسد: همان‌ جسم ‌است‌، با اين‌ تفاوت‌ كه‌ جسد جز بر انسان‌ اطلاق‌ نمي‌شود درحالي‌كه‌ جسم‌ هم‌ بر انسان‌ اطلاق‌ مي‌شود و هم‌ بر حيوانات‌ ديگر «و» پيامبران‡ «جاويدان‌ هم‌ نبودند» در دنيا بلكه‌ آنان‌ نيز مي‌ميرند چنان‌كه‌ غير آنان‌ از بشر مي‌ميرند.
 
	سوره أنبياء آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ صَدَقْنَاهُمُ الْوَعْدَ فَأَنجَيْنَاهُمْ وَمَن نَّشَاء وَأَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سپس‌ وعده‌ خود به‌ آنان‌ را راست‌ گردانيديم‌» يعني: وعده‌اي‌ را كه‌ به‌ پيامبران‡ در مورد نجات ‌دادنشان‌ و نابود ساختن‌ تكذيب‌كنندگانشان‌ داده ‌بوديم‌، محقق‌ گردانيديم‌ «و آنها و هركه‌ را خواستيم‌» از بندگان‌ مؤمن‌ خود «نجات ‌داديم‌» از عذاب‌ «و اسرافكاران‌ را» يعني: از حد گذرندگان‌ در كفر و معاصي‌ را كه‌ مشركانند «هلاك‌ ساختيم‌» با فرستادن‌ عذاب‌ دنيوي‌ برآنان‌.
 
سوره أنبياء آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَاباً فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ هشدار ديگري‌ نازل‌ شد: «در حقيقت‌ ما به‌ سوي‌ شما» اي‌ گروه‌ قريش‌، يا اي‌ گروه‌ عرب‌! «كتابي‌ را نازل‌ كرديم‌» يعني‌ قرآن‌ را «كه‌ ذكر شما در آن ‌است‌» يعني: كتابي‌ كه‌ شرف‌ و مقام‌ و منزلت‌ بلند شما در آن‌ است‌. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: در قرآن‌ ذكر مكارم‌ اخلاق‌ و اعمال‌ نيكويي‌ است‌ كه‌ شما بايد آنها را انجام‌ دهيد. به‌قولي‌ ديگر معني‌ اين‌ است: قرآن‌ براي‌ شما در برگيرنده‌ پند و موعظه‌ است‌. به‌ هر توجيه‌؛ قرآن‌ سبب‌ برتري‌ و رفعت‌ و شرف‌ شماست‌ و حكايت‌ خواب‌هاي‌ پريشاني‌ كه‌ ادعا مي‌كنيد، نيست‌ «آيا تعقل‌ نمي‌كنيد» و نمي‌انديشيد كه ‌حقيقت‌ چنين‌ است‌ تا براي‌ به‌دست‌آوردن‌ اين‌ فضل‌ ـ يعني‌ آراسته‌ شدن‌ به‌ اين‌شرف‌ و عروج‌ به‌ اين‌ مقام‌ و منزلت‌ و تخلق‌ به‌ مكارم‌ اخلاق‌ و اندرز گرفتن‌ از قرآن‌ ـ به‌ آن‌ ايمان‌ آوريد؟
شهيد سيد قطب: در تفسير «في‌ظلال‌ القرآن‌» مي‌گويد: «مگر اعراب‌ جز اين ‌قرآن‌ كه‌ به‌ زبانشان‌ نازل‌ شده‌، ديگر چه‌ توشه‌ و ارمغاني‌ دارند كه‌ آن‌ را تقديم‌ بشريت‌ كنند...؟ و مگر نژاد عرب‌ بر ديگر نژادها و اقوام‌ بشر چه‌ برتري‌اي‌ دارد؟».
 
﴿ سوره‌ أنبیاء ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (112) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ را بدان‌ جهت‌ «انبياء» ناميدند كه‌ متضمن‌ بيان‌ جهاد و مبارزه‌ انبياي‌ عظام‡ عليه‌ اقوام‌ بت‌پرست‌ و مشركشان‌ است‌. اين‌ بيان‌ از داستان ‌ابوالانبياء ابراهيم‌(ع) كه‌ با كمي‌ تفصيل‌ مطرح‌ شده‌، شروع‌ مي‌شود، سپس‌ با داستانهاي‌ اسحاق‌، يعقوب‌، لوط، نوح‌، داوود، سليمان‌، ايوب‌، اسماعيل‌، ادريس‌، ذوالكفل‌، ذوالنون‌، يونس‌، زكريا، عيسي‌ و سرانجام‌ خاتم‌ النبيين‌ محمد مصطفي‌ صلوات ‌الله و سلامه‌ عليهم‌ اجمعين‌ دنبال‌ گرديده‌ و سرگذشت‌ دعوت‌ آنها با بياني‌ موجز مطرح‌ مي‌شود.
روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ هم‌زمان‌ با نزول‌ اين‌ سوره‌، مردي‌ از اعراب (باديه‌نشينان) به‌ مدينه‌ آمد و در منزل‌ عامربن‌ربيعه‌(رض) رحل‌ اقامت‌ افگند، عامر از او به‌ نيكويي‌ پذيرايي‌ كرد و درباره‌ وي‌ با رسول‌ خدا ص سخن‌ گفت‌، سپس‌ آن ‌مرد به‌ محضر رسول‌ خدا ص مشرف‌ شد و چون‌ از حضور ايشان‌ برگشت‌، به‌ عامرگفت: رسول‌ خدا ص به‌ من‌ واديي‌اي‌ بخشيدند كه‌ واديي‌ بهتر از آن‌ در ميان ‌اعراب‌ نيست‌ و من‌ مي‌خواهم‌ كه‌ قطعه‌اي‌ از آن‌ را به‌ تو ببخشم‌ كه‌ از آن‌ تو و بازماندگانت‌ باشد. عامر گفت: «مرا به‌ قطعه‌ زمينت‌ نيازي‌ نيست‌ زيرا امروز سوره‌اي‌ نازل‌ شد كه‌ دنيا را از يادمان‌ برد».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2849.txt"> آيه  11</a><a class="text" href="w:text:2850.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:2851.txt"> آيه  13</a><a class="text" href="w:text:2852.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:2853.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:2854.txt"> آيه  16</a><a class="text" href="w:text:2855.txt"> آيه  17</a><a class="text" href="w:text:2856.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:2857.txt"> آيه  19</a><a class="text" href="w:text:2858.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:2859.txt"> آيه  21</a><a class="text" href="w:text:2860.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:2861.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:2862.txt">آيه  24</a></body></html>سوره أنبياء آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَمْ قَصَمْنَا مِن قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَأَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْماً آخَرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
باز هشدار تكان‌دهنده‌تري‌ از قبل‌ مي‌آيد: «و چه‌ بسيار شهرها را كه‌» مردمش ‌«ستمكار بودن