‌ و آن‌يكي‌ كه‌ بي‌قدرت‌ بود، به‌ همين‌ علت‌ خدا نبود زيرا خدايي‌ كه‌ مقتدر نباشد و قدرت‌ وي‌ مطلق‌ و بي‌نهايت‌ نباشد، شايسته‌ خدايي‌ نيست‌. پس‌ اكنون‌ كه‌ جهان‌ آفرينش‌ از نظم‌ و قانون‌ دقيقي‌ برخوردار است‌، از حاكميت‌ و فراگيري‌ اين‌ نظم ‌مي‌توان‌ چنين‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ اين‌ نظم‌ و قانون‌، محصول‌ امر و تقدير و توانايي‌خداي‌ واحدي‌ است‌ كه‌ هيچ‌ معارضي‌ ندارد[1].
 
[1] امام‌ فخر الدين‌ رازي‌ بر وحدانيت‌ خداوندY ادله‌ عقلي‌ و نقلي‌ ديگري‌ نيز اقامه‌ كرده‌ كه‌ مجموع‌آنها بيست‌ودو دليل‌ است‌، چهارده‌ دليل‌ عقلي‌ و هشت‌ دليل‌ نقلي‌ پس‌ براي‌ آگاهي‌ از آنها به‌ تفسير «كبير» مراجعه‌ كنيد.سوره أنبياء آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْأَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«الله از آنچه‌ مي‌كند پرسيده‌ نمي‌شود» يعني: حق‌ تعالي‌ به‌سبب‌ قوت‌ سلطه‌، عظمت‌، جلال‌ و يگانگي‌اش‌ در الوهيت‌ و مالكيت‌؛ از سوي‌ احدي‌ از خلقش‌ درباره‌ چيزي‌ از قضا و قدرش‌ مورد پرسش‌ قرار نمي‌گيرد «ولي‌ آنان‌» يعني‌ بندگان ‌«پرسيده‌ مي‌شوند» از آنچه‌ مي‌كنند. يعني: خداي‌ سبحان‌ آنان‌ را از افعالشان ‌مورد پرسش‌ قرار مي‌دهد زيرا آنها بندگان‌ و مملوكان‌ اويند همچنين‌ همه‌ مخلوقاتي‌كه‌ مشركان‌ مدعي‌ الوهيت‌ آنان‌ هستند ـ مانند مسيح‌ و فرشتگان‌ ـ مورد بازپرسي‌ قرار مي‌گيرند؛ زيرا هيچ‌ مخلوقي‌ صلاحيت‌ خدايي‌ را ندارد و بنده‌ و آفريده‌ مطيع ‌خداي‌ سبحان‌ است‌.
	سوره أنبياء آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا به‌جاي‌ او خداياني‌ را به‌ پرستش‌ گرفته‌اند» از مخلوقات‌ زمين‌ يا از مخلوقات‌ آسمان‌ و بدين‌ سبب‌ از محاسبه‌ حق‌ تعالي‌ غافل‌ و از ياد وي‌ روگردانند؟ «بگو برهانتان‌ را بياوريد» بر اين‌ ادعا كه‌ آنان‌ خدايانند ولي‌ شما هيچ‌ راهي‌ ـ نه‌ از عقل ‌و نه‌ از نقل‌ ـ به‌سوي‌ اين‌ برهان‌ نداريد چنان‌ كه‌ نفي‌ دليل‌ عقلي‌ بر شرك‌ در (آيه22) بيان‌ شد و نفي‌ دليل‌ نقلي‌ نيز از اين‌ فرموده‌ وي‌ بر مي‌آيد: «اين‌ است‌ ذكركساني‌ كه‌ با منند» يعني: اين‌ است‌ وحي‌ نازل‌ شده‌ بر من‌ براي‌ ابلاغ‌ آن‌ به‌ امتم‌ «و اين‌ است‌ ذكر كساني‌ كه‌ پيش‌ از من‌ بودند» يعني: اينك‌ اين‌ هم‌ كتابهايي‌ كه‌ قبل‌ از من‌ نازل‌ شده‌ است‌ پس‌ بنگريد كه‌ آيا در يكي‌ از آنها هم‌ راجع‌ به‌ اين‌ امر سخن ‌رفته‌ است‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ گرفتن‌ خدايي‌ غير از خود فرمان‌ داده‌ باشد؟ «بلكه‌ بيشترشان‌ حق‌ را نمي‌دانند» يعني: از آن‌ جاهل‌ و بي‌خبرند و ميان‌ حق‌ و باطل‌ هيچ‌ فرق‌ و تمييزي‌ نمي‌گذارند «پس‌ آنان‌» به‌ سبب‌ اين‌ جهل‌ «رويگردانند» از پذيرش ‌حق‌ و ادامه ‌دهنده‌اند بر روگرداني‌ از توحيد و پيروي‌ از پيامبر لذا نه‌ در حجتي ‌تأمل‌، نه‌ در برهاني‌ تدبر و نه‌ در دليلي‌ تفكر مي‌كنند.
سپس‌ خداوند متعال‌ براي‌ تأكيد و تبيين‌ بيشتر مضمون‌ كتب‌ و رسالتهاي ‌آسماني‌ در امر توحيد و يكتاپرستي‌، مي‌فرمايد:
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2864.txt"> آيه  25</a><a class="text" href="w:text:2865.txt"> آيه  26</a><a class="text" href="w:text:2866.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:2867.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:2868.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:2869.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:2870.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:2871.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:2872.txt"> آيه  33</a><a class="text" href="w:text:2873.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:2874.txt"> آيه  35</a></body></html>سوره أنبياء آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و پيش‌ از تو هيچ‌ پيامبري‌ را نفرستاديم‌ مگر اين‌كه‌ به‌ او وحي‌ مي‌فرستاديم‌ كه: خدايي‌ جز من‌ نيست‌ پس‌ مرا بپرستيد» بنابراين‌، رسالتهاي‌ همه‌ انبياي‌ عظام‡ برتوحيد و يكتاپرستي‌ مبتني‌ بوده‌ است‌ و لذا مشركان‌ بر شرك‌ خود هيچ‌ گونه‌ حجت‌ و برهاني‌ ندارند.
	سوره أنبياء آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَداً سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و گفتند: خداي‌ رحمان‌ فرزندي‌ اختيار كرده‌» گويندگان‌ اين‌ سخن‌، قبيله‌ «خزاعه‌» بودند كه‌ مي‌گفتند: فرشتگان‌ دختران‌ خدايند! «او منزه‌ است‌» از اين ‌افترا «بلكه‌ آنان‌ بندگاني‌ ارجمنداند» يعني: فرشتگان‌ چنان‌كه‌ آنان‌ مي‌پندارند نيستند بلكه‌ ايشان‌ بندگاني‌ براي‌ خداي‌ سبحان‌ هستند كه‌ به‌ سبب‌ تكريم‌ و گرامي‌داشت‌ وي‌ ارجمند و والاقدر شده‌ و به‌ موهبت‌ قرب‌ وي‌ نايل‌ آمده‌اند و از آنجا كه ‌عبوديت‌ با ولديت‌ منافات‌ دارد پس‌ آنان‌ فرزندان‌ وي‌ نيستند.
سوره أنبياء آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كه‌ در هيچ‌ سخني‌ بر او پيشدستي‌ نمي‌كنند» يعني: فرشتگان‌ هيچ‌ سخني ‌نمي‌گويند تا حق‌ تعالي‌ آن‌ را نگويد، يا ايشان‌ را بدان‌ امر نكند «و آنان‌ به‌ فرمان‌ او كار مي‌كنند» يعني: فرشتگان‌ فقط همان‌ كاري‌ را مي‌كنند كه‌ خداوند(ج) ايشان‌ را به‌ آن‌ دستور دهد پس‌ ايشان‌ در نهايت‌ اطاعت‌ براي‌ حق‌ تعالي‌ قرار دارند و چنان‌كه‌ سخنشان‌ تابع‌ سخن‌ پروردگار است‌، عملشان‌ نيز مبتني‌ بر امر وي‌ مي‌باشد.
 
	سوره أنبياء آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنچه‌ در پيش‌ رويشان‌ و آنچه‌ پشت‌ سرشان‌ است‌، مي‌داند» يعني: خداوند متعال‌ آنچه‌ را كه‌ فرشتگان‌ در گذشته‌ عمل‌ كرده‌اند و آنچه‌ را كه‌ در آينده‌ عمل‌ خواهند كرد، مي‌داند پس‌ ايشان‌ هيچ‌ عملي‌ را انجام‌ نداده‌ و هيچ‌ سخني‌ را نگفته‌اند و نمي‌گويند مگر به‌ علم‌ حق‌ تعالي‌ «و جز براي‌ كسي‌ كه‌ خدا رضايت‌ داده‌ شفاعت‌ نمي‌كنند» وكساني‌ كه‌ حق‌ تعالي ‌به‌ شفاعت‌ فرشتگان‌ در حقشان‌ رضايت ‌داده‌، اهل‌ «لااله‌الاالله» اند كه‌ حق‌ تعالي‌ از ايشان‌ خشنود شده‌ است‌ «و خود از خشيت‌ حق‌ تعالي‌ هراسانند» خشيت: ترس‌ همراه‌ با تعظيم‌ و بزرگداشت‌ است‌ اما اشفاق: ترسي‌ است‌ كه‌ با توقع‌ و احتياط و حذر همراه‌ باشد. يعني: فرشتگان‌ به‌سبب‌ شناخت‌ و معرفتي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ خداوند(ج) دارند چنان