ايش‌ حلال‌ كرده‌ شده‌ است‌». بنابراين، با نكاح ‌محلل، زن‌ براي‌ شوهر اول‌ خويش‌ حلال‌ نمي‌شود. ولي‌ حنفي‌ها و شافعي‌ها مي‌گويند: چنانچه‌ درعقد، حلال‌كردن‌ را شرط نكرده‌ بود، آن‌ نكاح‌ با كراهيت ‌صحيح‌ است‌. «پس‌ اگر» شوهر دوم‌ «وي‌ را طلاق‌ داد» و با فسخ‌ نكاح‌ از زن‌ جداشد، يا مرد، در اين‌ صورت‌ «اگر آن‌ دو» يعني: زن‌ و شوهر اول‌ «پنداشتند كه‌حدود خدا را» يعني: حقوق‌ متقابل‌ زناشويي‌اي‌ را كه‌ بر ذمه‌ يك‌ديگر دارند «برپا مي‌دارند، گناهي‌ بر آن ‌دو» يعني: بر شوهر اول‌ و زن‌ سابقش‌ «نيست‌ كه‌ به‌ يك‌ديگربازگردند» و عقد ازدواج‌ جديدي‌ با يك‌ديگر منعقد كنند، كه‌ اين‌ عقد ازدواج‌ جديد صحيح‌ بوده‌ و مرد را يك‌بار ديگر مالك‌ سه‌ طلاق‌ جديد مي‌گرداند «و اينها حدود احكام‌ الهي‌ است‌ كه‌ آن‌ را براي‌ قومي‌ كه‌ مي‌دانند» حقايق‌ را «بيان‌مي‌كند» زيرا جاهل، امر و نهي‌ خداوند متعال‌ را نگه‌ نمي‌دارد و بدانها پايبند نيست‌.
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ كرده‌اند: اين‌ آيه‌ كريمه‌ درباره‌ عايشه‌ دختر عبدالرحمن‌بن‌عتيك‌ نازل‌ شد كه‌ زن‌ رفاعه ‌بن‌وهب‌ پسر عمويش‌ بود. ماجرا اين‌گونه‌ بود كه‌ رفاعه‌ او را سه‌ طلاقه‌ كرد، بعد از آن‌ او با عبدالرحمن‌بن‌زبيرقرظي‌ ازدواج‌ نمود و اين‌ شوهر دومي‌ نيز او را طلاق‌ داد، آن‌گاه‌ خواست‌ تا به‌ عقد نكاح‌ شوهر اولش‌ بازگردد، لذا نزد رسول‌ خداص آمد و گفت: عبدالرحمن‌(شوهر دومم) قبل‌ از آن‌ كه‌ با من‌ مقاربت‌ كند، طلاقم‌ داد، آيا مي‌توانم‌ نزد شوهر اولم‌ باز گردم‌؟ رسول‌ خداص فرمودند: «خير! نمي‌تواني‌ تا آن‌گاه‌ كه‌شوهر ديگري‌ غير از وي‌ با تو مقاربت‌ كند». در روايت‌ ديگري‌ آمده‌ است‌ كه‌رسول‌ خداص به‌ آن‌ زن‌ فرمودند: «آيا مي‌خواهي‌ كه‌ به‌ سوي‌ رفاعه‌ برگردي‌؟نه‌! اين‌ كار ممكن‌ نيست‌ تا وقتي‌ كه‌ تو از عسيله‌ او (عبدالرحمن) نچشي‌ و او ازعسيله‌ تو». مراد از چشيدن‌ عسيله: كمترين‌ حد دخول ‌آلت‌ مرد به‌ فرج‌ زن‌ است‌.
 	
سوره أنبياء آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِيهَا فِجَاجاً سُبُلاً لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در زمين‌ كوههايي‌ استوار افگنديم‌» رواسي: كوههاي‌ محكم‌ و استوار «تا مبادا زمين‌ آنان‌ را بجنباند» يعني: تا زمين‌ آنان‌ را نجنباند و مضطرب‌ و ناآرام‌ نسازد «و در آن‌» يعني: در كوههاي‌ استوار يا در زمين‌ «فجاجي‌ پديد آورديم‌» فجاج: عبارت‌ از گشادگي‌هاست‌. علامه‌ زجاج‌ در باره‌ «فجاج‌» مي‌گويد: «هر پارگي‌ وشكافي‌ در ميان‌ دو كوه‌، فج‌ است‌». و اين‌ گشادگي‌ها «راهها»يي‌ فراخ‌ و آماده‌ عبورومرور عابران‌ است‌ «تا باشد كه‌ آنان‌ راه‌ يابند» به‌سوي‌ مصالح‌ و منافع‌ زندگي ‌و شهرها و اماكن‌ موردنظر خود.
 
	سوره أنبياء آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْنَا السَّمَاء سَقْفاً مَّحْفُوظاً وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آسمان‌ را سقفي‌ محفوظ قرارداديم‌» كه‌ از سقوط و افتادن‌ بر زمين‌ محفوظ و نگاه ‌داشته‌ شده‌ است‌. فراء در تفسير آن‌ مي‌گويد: «آسمان‌ به‌ وسيله‌ ستارگان‌ از دستبرد شياطين‌ محفوظ است‌» «و آنان‌ از آيات‌ آسمان‌» يعني: از نگرش‌ در احوال ‌و نشانه‌هاي‌ آن‌ ـ همچون‌ خورشيد، ماه‌ و غيره‌ كه‌ دال‌ بر وجود خداي‌ سبحان‌، وحدانيت‌، كمال‌ قدرت‌ و بزرگي‌ حكمت‌ اوست‌ «اعراض‌ مي‌كنند» و در آنها به‌درستي‌ تدبر و تفكر نمي‌نمايند تا به‌ وجود و وحدانيت‌ خالق‌ متعال‌ پي‌ ببرند.
 
	سوره أنبياء آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اوست‌ آن‌كه‌ شب‌ و روز و آفتاب‌ و ماه‌ را آفريد كه‌ هر يك‌ در سپهري ‌شناورند» يعني: هريك‌ از خورشيد و ماه‌ و ستارگان‌، در سپهر (فلك) خاص‌ و معين‌ خود در فضا شناورند پس‌ فلك‌ آنها عبارت‌ است‌ از: مدار و خط سير آنها لذا هريك‌ در فلك‌ و مدار خود همچون‌ شناگري‌ كه‌ در آب‌ شنا مي‌كند، شنا مي‌كنند.
اشاره‌ مي‌كنيم‌ كه‌ تعمق‌ در هريك‌ از ادله‌ شش‌گانه‌ ذكر شده‌ در اين‌ آيات‌، بويژه‌ در عصر حاضر كه‌ آيات‌ قرآن‌ كريم‌ بر جبين‌ علوم‌ جديد مي‌درخشند، براي ‌ايمان‌ آوردن‌ جهاني‌ كافي‌ است‌.
 
	سوره أنبياء آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِّن قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَفَإِن مِّتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ما پيش‌ از تو هم‌ براي‌ هيچ‌ بشري‌ جاودانگي‌ قرار نداديم‌» در دنيا. اكثر فقها با استناد به‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ برآنند كه: خضر(ع) نيز در گذشته‌ است‌. «آيا اگر تو بميري‌» به‌ اجل‌ مقرر و محتوم‌ خود «آنان‌ جاويدانند؟» يعني: اگر تو مي‌ميري‌، آنها نيز مي‌ميرند بنابراين‌، در مرگ‌ دشمن‌ هيچ‌ گونه‌ شادي‌ و دشمن‌ كامي‌اي ‌نيست‌.
اين‌ آيه‌ چنان‌كه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌، هنگامي‌ نازل‌ شد كه‌ كفار گفتند: محمد ص به‌زودي‌ مي‌ميرد و ما از دست‌ وي‌ راحت‌ مي‌شويم‌. ابن‌منذر از ابن‌جريج‌ روايت‌ ديگري‌ را در بيان‌ سبب‌ نزول‌ ذكر كرده‌ و مي‌گويد: از ملأ أعلي ‌به‌ رسول‌ خدا ص خبر مرگ‌ ايشان‌ را دادند، آن‌ حضرت‌ ص عرض‌ كردند: پروردگارا! چه‌ كسي‌ براي‌ امتم‌ باقي‌ مي‌ماند تا آنان‌ را رهبري‌ كند؟ همان‌ بود كه ‌اين‌ آيه‌كريمه‌ نازل‌ شد.
 
سوره أنبياء آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هر نفسي‌ چشنده‌ مرگ‌ است‌» يعني: هر روحي‌ چشنده‌ مفارقت‌ و جدايي‌ از جسم‌ خويش‌ است‌ پس‌ احدي‌ از صاحبان‌ ارواح‌ باقي‌ نمي‌ماند مگر اين‌كه‌ روح‌ از بدنش‌ جدا مي‌شود؛ هر كسي‌ كه‌ باشد و اين‌ مقتضاي‌ صفت‌ قهاريت‌ حق‌ تعالي‌ است ‌«و شما را از راه‌ امتحان‌ به‌ بد و نيك‌ مبتلا مي‌كنيم‌» ابن‌عباس‌(رض) در تفسير آن‌ مي‌گويد: «يعني‌ شما را به‌ آساني‌ و سختي‌، سلامتي‌ و بيماري‌، توانگري‌ و فقر، حلال‌ و حرام‌، طاعت‌ و معصيت‌ و هدايت‌ و ضلالت‌ مي‌آزماييم‌ تا در عينيت ‌بنگريم‌ كه‌ شكر و صبر شما چگونه‌ است‌». البته‌ آزمودن‌ به‌ نعمت‌، سخت‌تر از آزمودن‌ به‌ نكبت‌ و مصيبت‌ است‌ چرا كه‌ بسياري‌ در آزمون‌ دشواري‌ها موفق ‌مي‌شوند اما كم‌اند كساني‌ كه‌ در آزمون‌ نعمت‌ها پايداري‌ كنند «و به‌سوي‌ ما بازگردانيده‌ مي‌شويد» نه‌ به‌سوي‌ ديگران‌ پس‌ شما را در برابر اعمالتان‌ جزا مي‌دهيم‌.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8