"text" href="w:text:38.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:39.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:40.txt">آيه  16</a></body></html>آيه  232
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْاْ بَيْنَهُم بِالْمَعْرُوفِ ذَلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ مِنكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكُمْ أَزْكَى لَكُمْ وَأَطْهَرُ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بخاري‌ و غير آن‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده‌اند: معقل‌بن‌ يسار(رض) ، خواهرش‌ را به‌ عقد مردي‌ از مسلمانان‌ در آورده‌ بود، آن‌ مرد مدتي‌ با خواهرش‌ به ‌سر برد، آن ‌گاه‌ وي‌ را يك‌ طلاق‌ داد و به‌ او رجوع‌ نكرد تاعده‌اش‌ به‌پايان‌ رسيد، ليكن‌ هم‌ آن‌ مرد دوستدار زن‌ بود و هم‌ آن‌ زن‌ هوادار مرد، سرانجام‌، مرد عزمش‌ را جزم‌ كرده‌ به‌ همراه‌ جمعي‌ نزد معقل‌ برادرش‌ به‌خواستگاري‌ او آمد، ولي‌ معقل‌ به‌ وي‌ گفت: اي‌ ناكس‌! تو را با ازدواج‌ خواهرم‌ گرامي‌ داشتم، اما تو طلاقش‌ دادي‌؟! نه‌! به‌ خدا كه‌ ديگر هرگز زنت‌ نمي‌شود و به‌سويت‌ بر نمي‌گردد. همان‌ بود كه‌ خداوند متعال‌ - كه‌ نياز آن‌ دو را به‌ يك‌ديگرمي‌دانست‌ - نازل‌ فرمود: «و چون‌ زنان‌ را طلاق‌ داديد و عده‌ خود را به‌پايان‌ رساندند، آنان‌ را از ازدواج‌ با همسرانشان، چنانچه‌ به‌ خير و خوشي‌ به‌ توافق‌ رسيده‌ بودند، بازنداريد». چون‌ معقل‌ فرمان‌ پروردگارش‌ را شنيد، گفت: به‌ جان‌ و دل‌ فرمانبرم‌! آن‌گاه‌ شوهرخواهر سابقش‌ را فراخواند و به‌ او گفت: مرا ببخش‌؛ اينك‌ خواهرم ‌را مجددا برايت‌ تزويج‌ مي‌كنم‌ و گراميت‌ مي‌دارم‌! و همين‌كار را هم‌ كرد.
بنابراين، خطاب‌ در آيه‌كريمه‌ متوجه‌ اولياي‌ زنان‌ است‌ كه‌ نبايد دختران‌ يا خواهران‌ مطلقه‌شان‌ را از رجوع‌ به‌ شوهران‌ سابقشان‌ در هنگام‌ عده، يا از ازدواج ‌مجدد با آنان‌ بعد از انقضاي‌ عده‌ - به‌ شرط رضايت‌ و توافق‌ كامل‌ جانبين‌ - منع‌نمايند. به‌ قولي: خطاب‌ متوجه‌ شوهران‌ سابق‌ است‌. يعني: شما شوهران‌ به‌ انگيزه ‌ننگ‌ و غيرت‌ جاهليت، زنان‌ سابق‌ خود را كه‌ عده‌شان‌ را گذرانده‌اند، از ازدواج ‌با فرد دلخواهشان‌ ممانعت‌ نكنيد، چنان‌ كه‌ بسياري‌ از سران‌ و سلاطين، از اين‌ كه‌زنان‌ سابقشان‌ همسر مرداني‌ ديگر شوند، به‌ انگيزه‌ نام‌ و ننگ‌ جلوگيري‌ مي‌كنند. والبته‌ «هر كس‌ از شما به‌ خدا و روز بازپسين‌ ايمان‌ داشته ‌باشد، به‌ اين‌» دستورها عمل‌كرده‌ و از آنها «پند مي‌گيرد» پس‌ رعايت‌ «اين‌ امر براي‌ شما پر بركت‌تر و پاكيزه‌تر است‌» از آلوده‌ شدن‌ به‌ پليديهاي‌ معنوي‌ و فساد ضمير «و خدا مي‌داند» آنچه‌ را كه ‌براي‌ شما از سود و صلاح‌ در اجراي‌ اين‌ احكام‌ نهفته‌ است‌ «و شما نمي‌دانيد» اين‌حقيقت‌ را، لذا از فرمان‌ وي‌ پيروي‌ كنيد.
 
سوره أنبياء آيه  58
‏متن آيه : ‏
‏ فَجَعَلَهُمْ جُذَاذاً إِلَّا كَبِيراً لَّهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ آنها را ريزريز كرد» ابراهيم‌(ع) بتان‌ را درهم‌ شكست‌ و خرد و قطعه‌قطعه‌شان‌ كرد «مگر بت‌ بزرگترشان‌ را» يعني: بت‌ بزرگتر از ميان‌ بتان‌ را. نقل‌ است‌كه‌ ابراهيم‌(ع) تبر را بر گردن‌ او آويخت‌، يا آن‌ را در دستش‌ قرار داد «باشد كه ‌به‌سوي‌ او» يعني: به‌سوي‌ آن‌ بت‌ بزرگتر يا به‌ سوي‌ ابراهيم‌(ع) «بازگردند» وابراهيم‌(ع) با آنان‌ با دلايلي‌ كه‌ بعدا مي‌آيد محاجه‌ كند. يا: باشد كه‌ آنان‌ به‌سوي ‌بت‌ بزرگتر روي‌ آورند و از او جويا شوند كه‌ چه‌ كسي‌ بتان‌ ديگر را درهم‌ شكسته ‌است‌؟ به‌ او بگويند: چرا اينها همه‌ ريزريزند و تو سالمي‌ و تبر بر گردنت‌ آويخته ‌است‌؟! پس‌ چون‌ از وي‌ بپرسند، هيچ‌ صدايي‌ از وي‌ بر نمي‌خيزد، در اين‌ هنگام ‌مي‌دانند كه‌ آن‌ بت‌ نه‌ قادر به‌ رساندن‌ منفعتي‌ است‌، نه‌ مي‌تواند زياني‌ را دفع‌ كند ونه‌ حتي‌ از هيچ‌ كاري‌ آگاه‌ است‌.
 
	سوره أنبياء آيه  59
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا مَن فَعَلَ هَذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: چه‌كسي‌ با خدايان‌ ما چنين‌ كرده‌است‌؟ او واقعا از ستمكاران‌ است‌» يعني: چون‌ از جشن‌ خويش‌ بازگشتند و ديدند كه‌ بر سر خدايانشان‌ چه‌ آمده ‌است‌، اين‌سخن‌ را گفتند.
 
سوره أنبياء آيه  60
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا سَمِعْنَا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» بعضي‌ از آنان‌ در پاسخ‌ سؤال‌كنندگان‌. يا همان‌ كسي‌ كه‌ سوگند ابراهيم‌(ع) در به‌كار بردن‌ تدبيري‌ عليه‌ بتان‌ را شنيده‌ بود، گفت: «شنيديم‌ جواني‌ از آنان‌ سخن‌ مي‌گفت‌» يعني: از بتان‌ به‌ بدي‌ ياد مي‌كرد و عيبشان‌ را برملا مي‌نمود؛ «كه‌ به‌ او ابراهيم‌ گفته‌ مي‌شود» يعني: اسم‌ او ابراهيم‌ است‌. ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «خداوند(ج) هيچ‌ پيامبري‌ را به‌ نبوت‌ مبعوث‌ نكرد مگر در جواني‌». لذا جوانان ‌بايد به‌هوش‌ باشند كه‌ فرصت‌ جواني‌ بهترين‌ فرصت‌ براي‌ پرداختن‌ به‌ كار دين ‌است‌.
 
	سوره أنبياء آيه  61
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلَى أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» زمامداران‌ كفر «پس‌ او را در پيش‌ چشمان‌ مردم‌ حاضر كنيد تا باشد كه ‌آنان‌ حاضر باشند» در صحنه‌ مجازات‌ وي‌ و از اين‌ رويداد درس‌ عبرت‌ بگيرند تا ديگر كسي‌ به‌سوي‌ بتان‌ چپ‌ ننگرد. يا مراد اين‌ است: مردم‌ را گرد آوريد كه‌ عليه ‌ابراهيم‌(ع) شهادت‌ دهند تا اين‌ شهادت‌ حجتي‌ باشد عليه‌ وي‌ و با اتمام‌ اين‌ حجت‌، آن‌ تصميمي‌ كه‌ در قبال‌ وي‌ گرفته‌ مي‌شود، نزد مردم‌ توجيه‌ شده ‌باشد. البته ‌ابراهيم‌(ع) نيز دقيقا به‌دنبال‌ چنين‌ هدفي‌ بود تا در يك‌ گردهمايي‌اي‌ بزرگ‌، جهل ‌و كودني‌شان‌ در پرستش‌ بتان‌ بي‌جان‌ را كه‌ حتي‌ در دفع‌ زيان‌ از خود هم‌ توانا نيستند، نمايان‌ سازد.
 
سوره أنبياء آيه  62‏متن آيه : ‏‏ قَالُوا أَأَنتَ فَعَلْتَ هَذَا بِآلِهَتِنَا يَا إِبْرَاهِيمُ ‏
سوره أنبياء آيه  63‏متن آيه : ‏‏ قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هَذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِن كَانُوا يَنطِقُونَ ‏
‏ترجمه : ‏
«گفتند» زمامداران‌ كفر خطاب‌ به‌ ابراهيم‌(ع)، بعد از آن‌كه‌ او را احضار كردند: «آيا تو با معبودان‌ ما اين‌ كار را كردي‌ اي‌ ابراهيم‌؟ گفت‌» ابراهيم‌(ع) در حالي‌كه‌ به‌سوي‌ بت‌ بزرگتري‌ اشاره‌ مي‌كرد كه‌ آن‌ را نشكسته‌ بود: «نه‌! بلكه‌ آن‌را همين‌ بزرگترشان‌ كرده‌ است‌» ابراهيم‌(ع) كار شكستن