جابت‌ دعاي‌ وي‌ خبر داد:
 
	سوره أنبياء آيه  84
‏متن آيه : ‏
‏ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِن ضُرٍّ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَذِكْرَى لِلْعَابِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ دعاي‌ او را اجابت‌ نموديم‌ و رنجي‌ را كه‌ به‌ او رسيده‌بود، برطرف ‌كرديم‌» يعني: بيماريش‌ را شفا عنايت‌ كرديم‌. مفسران‌ مي‌گويند: بيماري‌ ايوب‌ از بيماريهاي‌ نفرت‌انگيز نبود زيرا انبيا‡ از ابتلا به‌ چنين‌ بيماري‌هايي‌ معصومند «وخانواده‌اش‌ و همانندشان‌ را همراه‌ با آنان‌ به‌ او عطا كرديم‌» به‌ قولي: خداي عزوجل ‌كسان‌ از دست‌ رفته‌اش‌ را برايش‌ زنده‌ ساخت‌ زيرا تمام‌ اعضاي‌ خانواده‌اش‌ بجز زنش‌ مرده ‌بودند و خداي‌ عزوجل‌ همه‌ را در كمتر از يك‌ چشم ‌به ‌هم‌ زدني‌ زنده ‌كرد و مانند آنان‌ را نيز در دنيا به‌ وي‌ داد. به‌قولي‌ ديگر مراد اين‌ است: دو برابر كساني‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ آنان‌ را ميرانده‌ بود، از نو براي‌ وي‌ متولد شدند پس ‌بنابراين‌ تفسير، خداوند(ج) آن‌ مردگان‌ را زنده‌ نساخت‌ «تا» اينها همه‌ «رحمتي‌ از جانب‌ ما» باشد. يعني‌ اين‌ همه‌ را به‌ وي داديم‌، به‌ خاطر آن‌ كه‌ بر وي‌ مهربان ‌بوديم‌ «و تا پندي‌ براي‌ عبادت‌پيشگان‌ باشد» كه‌ ايشان‌ نيز بايد صبر و شكيبايي‌ پيشه ‌كنند چنان‌كه‌ ايوب‌(ع) صبور بود. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «أشد الناس‌ بلاء الأنبياء ثم‌ الصالحون‌ ثم‌ الأمثل‌ فالأمثل‌، يبتلي‌ الرجل‌ علي‌ حسب‌ دينه‌، فإن‌ كان‌ في‌ دينه ‌صلبا اشتد بلائه: سخت‌ترين‌ مردم‌ در ابتلا انبيا‡ اند، سپس‌ صالحان‌ و سپس ‌شخص‌ برحسب‌ دين‌ خويش‌ مرتبه ‌به ‌مرتبه‌ مورد ابتلا قرار مي‌گيرد پس‌ اگر در دين‌ وي‌ استواري‌ و صلابتي‌ بود، ابتلايش‌ سخت‌تر است‌».
 
سوره أنبياء آيه  85
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِّنَ الصَّابِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اسماعيل‌ و ادريس‌ و ذوالكفل‌ را ياد كن‌» به‌ قولي: ذوالكفل‌ پيامبر نبود بلكه‌ مردي‌ از بني‌اسرائيل‌ بود كه‌ از هيچ‌ معصيتي‌ پرهيز نمي‌كرد پس‌ توبه‌ كرد و خداي‌ عزوجل‌ بر او آمرزيد. اما گروهي‌ از علما بر آنند كه‌ او پيامبر بود و اين‌ قول ‌راجح‌تر است‌. ابن‌كثير مي‌گويد: «از سياق‌ آيات‌ كه‌ پيرامون‌ داستانهاي‌ انبيا‡ است‌، چنين‌ بر مي‌آيد كه‌ ذوالكفل‌ هم‌ پيامبر بوده‌ است‌. والله اعلم‌». مجاهد مي‌گويد: «ذوالكفل‌ متكفل‌ آن‌ شد كه‌ به‌ امور قومش‌ قيام‌ نموده‌ و در ميانشان‌ به‌عدالت‌ حكم‌ كند، از اين‌ جهت‌ او را ذوالكفل‌ ناميدند». «هريك‌» از اين‌ گروه‌ «از صابران‌ بودند» در انجام‌ آنچه‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ ايشان‌ را بدان‌ مكلف‌ ساخته ‌بود.
	سوره أنبياء آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُم مِّنَ الصَّالِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنان‌ را در رحمت‌ خود داخل‌ نموديم‌» يعني: در بهشت‌ يا در نبوت‌ خود «همانا ايشان‌ از صالحان‌ بودند» كه‌ رسوب‌ ناخالصي‌هاي‌ فساد، صفاي‌ صلاحشان‌ را نمي‌آلود چراكه‌ از آن‌ ناخالصي‌ها معصوم‌ بودند.
	آيه  234
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجاً يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْراً فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
به‌ دنبال‌ بيان‌ احكام‌ طلاق‌ و رجعت‌ و مسؤوليتهاي‌ پدران‌ در قبال‌ فرزندان‌ شيرخواره‌ و همسران‌ مطلقه‌شان‌؛ خداوند متعال‌ حكم‌ عده‌ وفات‌ را بيان‌ مي‌كند تا اين‌ گمان‌ پيش‌ نيايد كه‌ عده‌ وفات‌ هم، مانند عده‌ طلاق‌ است: «و كساني‌ از شما كه ‌مي‌ميرند و همسراني‌» يعني: زناني‌ را «پس‌ از خود بجا مي‌گذارند» پس‌ زنانشان «بايد چهار ماه‌ و ده‌ روز» يعني: چهار ماه‌ و ده‌ شبانه‌ روز «انتظار بكشند» و پس‌ ازآن‌ مي‌توانند ازدواج‌ مجدد نمايند. حكمت‌ در تعيين‌ اين‌ مدت‌ براي‌ عده‌ وفات ‌دو چيز است: 
1- احتمال‌ اين‌ كه‌ زن‌ حامله‌ باشد. و هرچند جنين‌ غالبا در چهارماهگي‌ زنده ‌مي‌شود و حركت‌ مي‌كند، اما خداي‌ سبحان‌ ده‌ شبانه‌روز ديگر را احتياطا بر آن ‌افزوده‌ زيرا چه‌بسا كه‌ جنين‌ ضعيف‌ بوده‌ در چهارماهگي‌ قادر به‌ حركت‌ نباشد. ودر صورت‌ محرزشدن‌ حمل‌؛ عده‌ زن‌ حامله، وضع‌ حمل‌ اوست‌.
2- در تعيين‌ اين‌ مدت، حرمت‌ نهادن‌ به‌ نكاح‌ اول‌ نيز مورد نظر است‌. قابل‌ ذكراست‌ كه‌ عده‌ وفات‌ براي‌ زن‌؛ چه‌ زن‌ صغيره‌باشد چه‌ كبيره، چه‌ حايضه‌ باشد و چه‌يائسه، همان‌ مدت‌ چهار ماه‌ و ده‌ روز است‌ و عده‌ زن‌ حامله‌ چه‌ از وفات‌ و چه‌ ازطلاق‌ - به‌ قول‌ جمهور علما - وضع‌ حمل‌ اوست‌.
«پس‌ هرگاه‌ عده‌ خود را به‌پايان‌ رساندند، در آنچه‌ آنان‌ به نحو پسنديده‌ درباره‌ خود انجام‌ مي‌دهند» از آرايش‌كردن، روي‌آوردن‌ به‌ خواستگاران‌ و نهايتا ازدواج ‌مجدد، در صورتي‌ كه‌ بر وجه‌ پسنديده‌ و مخالف‌ شرع‌ نباشد «گناهي‌ بر شما نيست‌ و خداوند به‌ آنچه‌ انجام‌ مي‌دهيد، آگاه‌ است‌» پس‌ مي‌داند كه‌ چه‌ كسي‌ زنان‌ را به‌ ناروا از ازدواج‌ مجدد باز مي‌دارد و چه‌ كسي‌ حدود و حقوق‌ مقرر را به‌ خوبي ‌رعايت‌ مي‌كند بنابراين، هر كس‌ را در برابر عملش‌ جزا مي‌دهد.
با اين‌ آيه‌ كريمه‌ بر وجوب‌ «احداد» براي‌ زن‌ معتده‌ در عده‌ وفات‌ استدلال ‌شده‌ است‌. احداد: عبارت‌ است‌ از ترك‌ زينت‌ و آرايش، اعم‌ از به‌كاربردن ‌خوشبويي، پوشيدن‌ لباسهاي‌ جديد و زيورآلات‌ و بيرون‌ رفتن‌ از منزل‌ - جز به‌جهت‌ ضرورت‌ يا عذري‌ - نيز مشمول‌ آن‌ مي‌شود. بايد دانست‌ كه‌ در رأي‌جمهور علما، پرداخت‌ نفقه‌ زني‌ كه‌ در عده‌ وفات‌ شوهرش‌ به‌سر مي‌برد، واجب ‌نيست‌ زيرا رابطه‌ همسري‌ (زوجيت) ميان‌ آن‌ دو به‌ پايان‌ رسيده‌ است، ليكن‌ اهل‌علم‌ بر وجوب‌ پرداخت‌ نفقه‌ زن‌ حامله‌اي‌ كه‌ طلاق‌ ثلاثه‌ يا طلاق‌ رجعي‌ داده‌ شده‌ است‌ اجماع‌ دارند. همچنان‌ علما اجماع‌ دارند بر اين‌ كه‌ اگر كسي‌ زنش‌ را طلاق ‌رجعي‌ داد، سپس‌ قبل‌ از به‌ پايان‌ رسيدن‌ عده‌ وي‌، وفات‌ كرد؛ بر آن‌ زن، عده ‌وفات‌ لازم‌ است‌ و هم‌ او از آن‌ شوهر ارث‌ مي‌برد. عده‌ وفات‌؛ بر زن‌ آزاد، كنيز، صغيره‌ و كبيره‌ - چه‌ با او آميزش‌ انجام‌ گرفته‌ باشد، چه‌ نگرفته‌ باشد - همه‌ آنها لازم‌ مي‌گردد. گفتني‌ است‌ كه‌ سوگواري‌ بر مرگ‌ نزديكان‌ فقط سه‌ روز است، اما سوگواري‌ بر مرگ‌ شوهر - چنان‌كه‌ 