 آيه  91
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِّلْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ياد كن‌» داستان‌ «آن‌ زن‌ را كه‌ خود را پاكدامن‌ نگاه ‌داشت‌» او مريم ‌عليهاالسلام‌ است‌ كه‌ دامن‌ خويش‌ را به‌ عفت‌ پيچيد و پاكدامني‌ خويش‌ را حفظ كرد و هرگز هيچ‌ بشري‌ در حرام‌ به‌ او دست‌ نيازيد «پس‌ در او از روح‌ خويش‌ دميديم‌» مراد روح‌ عيسي‌(ع) است‌. نسبت ‌دادن‌ روح‌ عيسي‌(ع) به‌ خداوند(ج)، از باب‌ گراميداشت‌ عيسي‌(ع) است‌ «و او و پسرش‌ را آيتي‌ براي‌ جهانيان‌ گردانيديم‌» آيت‌ و نشانه‌ شگرف‌ الهي‌ در مريم‌ و عيسي‌ هردو، يك‌ آيت‌ و نشانه‌ است‌ زيرا مريم‌ عيسي‌(ع) را بدون‌ شوهر به‌ دنيا آورد.
بعد از آن‌كه‌ خداوند متعال‌ به‌ گوشه‌هايي‌ از زندگي‌ اين‌ پيامبران‌ گراميش‌ اشاره‌ نمود، در اينجا بر وحدت‌ دين‌ الهي‌ در گذر زمان‌ تأكيد نموده‌، مي‌فرمايد:
 
	سوره أنبياء آيه  92
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ است‌ امت‌ شما كه‌ امتي‌ يگانه‌ است‌» يعني: بي‌گمان‌ امتي‌ كه‌ اين‌ گروه‌ انبيا‡ از آنها نمايندگي‌ مي‌كنند، امت‌ يگانه‌ توحيد است‌ كه‌ شما امت‌ اسلام‌ نيز به‌ آن‌ منسوب‌ هستيد پس‌ دين‌ شما دين‌ واحدي‌ است‌ زيرا ميان‌ امت‌هاي‌ مختلف ‌هيچ‌ گونه‌ اختلافي‌ در عقيده‌ توحيد نيست‌، تفاوتي‌ كه‌ هست‌، در شريعتها و فروعات‌ دين‌ است‌. آري‌! آيين‌ يگانه‌ الهي‌ در گذر زمان‌، همانا آيين‌ اسلام‌ است ‌چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «نحن‌ معاشر الأنبياء أولاد علات: ما گروه‌هاي‌ انبيا برادران‌ علاتي‌ هستيم‌» علاة: فرزندان‌ يك ‌مرد از زنهاي‌ مختلف‌اند «و من‌ پروردگار شما هستم‌ پس‌ مرا بپرستيد» مخصوصا، نه‌ غير من‌ را ـ هر كس‌ كه‌ باشد.
 
	سوره أنبياء آيه  93
‏متن آيه : ‏
‏ وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ كُلٌّ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ولي‌ امتها در كارشان‌» يعني: در كار انبيا‡ «متفرق‌ شدند در ميان ‌خويش‌» يعني: امتها ميان‌ خود در كار انبيا‡ پراكنده‌ گشته‌ هر يك‌ راه‌ و روشي ‌را در پيش‌ گرفتند و به‌ بخش‌ و گروه‌ و فرقه‌اي‌ جداگانه‌ تقسيم‌ شدند مگر اين‌ امت ‌اسلام‌ كه‌ آيين‌ تمام‌ انبيا‡ را باور دارند. يا معني‌ اين‌ است: امت‌ها در كار دين‌ به‌ فرقه‌هاي‌ مختلف‌ تقسيم‌ شدند تا بدانجا كه‌ دين‌ به‌ مانند قطعه‌هاي‌ پراكنده‌اي‌ در اينجا و آنجا تبديل‌ شد لذا مي‌بينيم‌ كه‌ اين ‌يكي‌ موحد است‌، آن‌ يكي‌ يهودي‌ و آن ‌ديگر نصراني‌، درحالي‌كه‌ واجب‌ همگان‌ اين‌ بود كه‌ بر آيين‌ اسلام‌ و بر كيش‌توحيد پايدار باشند «هر يك‌ به‌سوي‌ ما بازمي‌گردند» يعني: هريك‌ از اين‌ گروه‌ها ـ اعم‌ از تفرقه‌گرايان‌ و موحدان‌ ـ به‌سوي‌ ما باز مي‌آيند؛ با برانگيخته‌ شدن‌ پس‌ ازمرگ‌ پس‌ آنان‌ را در قبال‌ اعمالشان‌ جزا مي‌دهيم‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «بني‌اسرائيل‌ به‌ هفتادويك‌ فرقه‌ متفرق‌ شدند، هفتاد فرقه‌ از آنان‌ هلاك‌ شد و فقط يك‌ فرقه ‌نجات‌ يافت‌ و قطعا امت‌ من‌ به‌ هفتاد و دو فرقه‌ متفرق‌ مي‌شوند پس‌ هفتاد و يك ‌فرقه‌ از آنان‌ هلاك‌ مي‌شود و فقط يك‌ فرقه‌ نجات‌ مي‌يابد. اصحاب‌ گفتند: يا رسول‌الله! اين‌ فرقه‌ ناجيه‌ چه‌ فرقه‌اي‌ است‌؟ فرمودند: جماعت‌، جماعت‌، جماعت‌».
 
سوره أنبياء آيه  94
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَا كُفْرَانَ لِسَعْيِهِ وَإِنَّا لَهُ كَاتِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ هر كس‌ از كارهاي‌ شايسته‌ انجام‌ دهد» يعني: چيزي‌ از اعمال‌ صالح‌ را انجام‌ دهد «و مؤمن‌ هم‌ باشد» به‌ خدا(ج)، پيامبرانش‌‡، روز آخرت‌ و ديگر اعتقادات‌ حق‌ «پس‌ براي‌ كوشش‌ او كفراني‌ نيست‌» يعني: عملش‌ مورد انكار و ناسپاسي‌ قرار نمي‌گيرد و پاداشش‌ ضايع‌ نمي‌شود «و هرآينه‌ ما براي‌ او مي‌نويسيم‌» يعني: سعي‌ و تلاشش‌ را ثبت‌ كرده‌ و كرام ‌الكاتبين‌ را دستور مي‌دهيم‌ تا آن‌ را در نامه‌ اعمالش‌ بنويسند.
 
	سوره أنبياء آيه  95
‏متن آيه : ‏
‏ وَحَرَامٌ عَلَى قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لَا يَرْجِعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بر مردم‌ شهري‌ كه‌ آن‌ را هلاك‌ كرده‌ايم‌ باز گشتشان‌ حرام‌ است‌» يعني: بر مردم ‌هر شهر و قريه‌اي‌ كه‌ نابودي‌ آنان‌ را مقدر كرده‌ايم‌، غير ممكن‌ است‌ كه‌ بعد از هلاكت‌ به‌سوي‌ دنيا بازگردند. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: بر آنها حرام‌ است‌ كه‌ توبه ‌كرده‌ و از كفر به‌ اسلام‌ برگردند، يعني‌ آنان‌ امكان‌ توبه‌ نمي‌يابند پس‌ مردم‌ بايد از چنين‌ فرجام‌ ناميموني‌ گريزان‌ باشند.
 
	آيه  235
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُم بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاء أَوْ أَكْنَنتُمْ فِي أَنفُسِكُمْ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَكِن لاَّ تُوَاعِدُوهُنَّ سِرّاً إِلاَّ أَن تَقُولُواْ قَوْلاً مَّعْرُوفاً وَلاَ تَعْزِمُواْ عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّىَ يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و درباره‌ آنچه‌ شما به‌ طور سربسته‌ از زنان‌» عده‌دار كه‌ در عده‌ وفات، يا طلاق ‌ثلاثه‌ به‌سر مي‌برند «خواستگاري‌ كرده، يا» نيت‌ و عزم‌ ازدواج‌ با آنان‌ بعد از انقضاي‌ عده‌ را «در دل‌ نگه‌داريد، گناهي‌ بر شما نيست‌» تعريض‌ (سربسته): ضد تصريح‌ است‌ و به‌ معناي‌ اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ مقصود خويش‌ را به‌ مخاطب‌ با لفظي ‌بفهماند كه‌ آن‌ لفظ صراحتا براي‌ مقصود او نهاده‌ نشده‌ است، بلكه‌ تلويحا و اشارتا بر آن‌ دلالت‌ دارد و بنابراين، فهم‌ آن‌ به‌ قرينه‌اي‌ نياز دارد، چرا كه‌ از ذهن‌ شنونده ‌دور است‌. پس‌ خواستگاري‌ به‌ شيوه‌ سربسته‌ و كنايي‌ چنين‌ است‌ كه: خواستگار چيزي‌ را ذكر كند كه‌ بر آنچه‌ ذكر نكرده‌ است، دلالت‌ كند، مانند اين‌ كه‌ به‌ زن ‌بگويد: آمده‌ام‌ تا بر تو سلام‌ كنم‌ و به‌ چهره‌ات‌ بنگرم‌...! اي‌ كاش‌ زني‌ شايسته ‌برايم‌ پيدا مي‌شد!... و از اين‌ قبيل‌ سخنان‌ كنايه‌ آميز ديگر. خطبه: يعني: آنچه‌ كه‌ خواستگار همراه‌ با برخورد لطف‌آميز در گفتار و عمل، از زن‌ مي‌طلبد. «خدا مي‌دانست‌ كه‌ شما به‌ زودي‌ آنان‌ را ياد خواهيد كرد» يعني: خدا(ج)  مي‌دانست‌ كه ‌شما از بيان‌ رغبت‌ خويش‌ به‌ آن‌ زنان‌ شكيبا