 كه‌ در آن ‌شرك‌ ورزيده‌اند. يعني: اي‌ ساكنان‌ حريم‌ بيت‌ و اي‌ مدعيان‌ ولاي‌ ابراهيم‌! بدانيد كه‌ توحيد و يگانه‌پرستي‌ و پاك‌نگاه‌داشتن‌ حريم‌ بيت‌ از شرك‌ و بت‌پرستي‌، شرط حق‌ تعالي‌ بر پدرتان‌ ابراهيم‌(ع) و كساني‌ كه‌ بعد از وي‌ مي‌آيند بود اما شما به‌ اين‌شرط و به‌ ولاي‌ پدرتان‌ وفادار نمانديد بلكه‌ شرك‌ آورده‌ و در خانه‌ كعبه‌ بتان‌ رانصب‌ كرديد و در نتيجه‌ با اين‌ كارتان‌ كعبه‌ را به‌ پليدي‌ آلوديد.
 
	سوره حج آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالاً وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در ميان‌ مردم‌ براي‌ حج‌ ندا درده‌» جمعي‌ از مفسران‌ گفته‌اند: چون‌ ابراهيم‌(ع) از بناي‌ كعبه‌ فارغ‌ شد، جبرئيل‌(ع) نزد وي‌ آمد و به‌ وي‌ دستور داد تا در ميان‌ مردم‌ براي‌ حج‌ بانگ‌ برآورد. نقل‌ است‌ كه‌ ابراهيم‌(ع) گفت: اين‌ پيام‌ را چگونه‌ به‌ مردم‌ ابلاغ‌ كنم‌، درحالي‌كه‌ صداي‌ من‌ به‌ آنان‌ نمي‌رسد؟ جبرئيل‌(ع) گفت: تو بانگ ‌برآور و رساندنش‌ بر عهده‌ ما. آن‌گاه‌ ابراهيم‌(ع) بر مقام‌ خود و به‌قولي‌ بر فراز حجرالاسود و به‌قولي‌ بر فراز صفا و به‌قولي‌ بر فراز كوه‌ ابوقبيس‌ برآمد و چنين‌ ندا درداد: هان‌ اي‌ مردم‌! بدانيد كه‌ پروردگار شما خانه‌اي‌ براي‌ خود برگرفته‌ و بر شما حج‌ اين‌ خانه‌ را فرض‌ گردانيده‌ پس‌ پروردگارتان‌ را اجابت‌ گوييد، لبيك‌ اللهم‌ لبيك‌. نقل‌ است‌ كه: كوهها همه‌ سر خم‌ كردند و خداوند متعال‌ صداي‌ ابراهيم‌(ع) را به‌همه‌ اطراف‌ و اكناف‌ زمين‌ و نيز به‌ همه‌ كساني‌ كه‌ در رحمهاي‌ مادران‌ و پشت‌هاي ‌پدرانشان‌ بودند، رسانيد پس‌ همه‌ چيزهايي‌ كه‌ صداي‌ ابراهيم‌(ع) را شنيدند ـ اعم‌از سنگ‌ و درخت‌ و غيره‌ ـ و همه‌ كساني‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ تا روز قيامت‌ بر آنان مقدر كرده‌ كه‌ به‌ حج‌ خانه‌ كعبه‌ مشرف‌ شوند، پاسخ‌ دادند: «لبيك‌اللهم‌ لبيك: به‌فرمان‌ حاضريم‌ بارخدايا! به‌ فرمان‌ حاضريم‌». اين‌ همان‌ مضموني‌ است‌ كه‌ ابن‌كثير آن‌ را از ابن‌عباس‌ و مجاهد و عكرمه‌ و سعيدبن‌ جبير و جمعي‌ديگر از سلف‌ صالح ‌نقل‌ كرده‌ است‌. والله اعلم‌.
آري‌! اي‌ ابراهيم‌! در ميان‌ مردم‌ براي‌ حج‌ ندا درده‌ «تا» زايران‌ «به‌سوي‌ تو پياده‌ و سوار بر هر شتر لاغري‌ بيايند» ضامر: شتر لاغري‌ است‌ كه‌ سفر آن‌ را خسته‌ ورنجور كرده‌ است‌. يعني: تا شتران‌ سرنشينان‌ خود را به‌ حج‌ آورند «از هر فج ‌عميقي‌» يعني: از هر راه‌ دوري‌. مجاهد مي‌گويد: مردم‌ تا آن‌ زمان‌ در سفر حج‌ برمركب‌ سوار نمي‌شدند پس‌ خداوند(ج) سوارشدن‌ بر مركب‌ و نيز تجارت‌ در مراسم ‌حج‌ را به‌ آنان‌ رخصت‌ داد، هم‌ در اين‌ آيه‌ و هم‌ در آيه‌ بعدي:
 
	آيه  239
‏متن آيه : ‏
‏ فَإنْ خِفْتُمْ فَرِجَالاً أَوْ رُكْبَاناً فَإِذَا أَمِنتُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه :
«ولي‌ اگر بيمناك‌ بوديد» از دشمني، يا از سيل، يا از درنده‌اي‌؛ پس‌ در حال‌ خوف‌ «پياده‌ يا سواره‌ نماز گزاريد» يعني: براي‌ شما جايز است‌ كه‌ در حال‌ شدت ‌خوف‌ و هراس، سواره‌ بر مركب‌ خود، يا در حال‌ پياده‌روي، رو به‌سوي‌ قبله‌ يا بدون‌ آن، همراه‌ با حركت‌ و انتقال‌ و جولان‌ و حمله‌ و گريز، نماز را به‌جا آوريد «و چون‌ ايمن‌ شديد» يعني: چون‌ خوف‌ و هراس‌ شما برطرف‌ شد؛ «پس‌ خدا را ياد كنيد چنان ‌كه‌ به‌ شما آموخته‌ است‌» از قوانين‌ و برنامه‌هاي‌ اسلام‌ «آنچه‌ كه‌» قبل‌ازآن‌ «نمي‌دانستيد» يعني: با از بين‌رفتن‌ خوف، نماز را با رعايت‌ تمام‌ شروط و اركان‌ آن‌ به‌ هيأت‌ كامل‌ و اصلي‌ و رو به‌ قبله‌ ادا كنيد. اين‌ آيه‌ كريمه‌ ناظر بر حكم ‌نماز خوف‌ همراه‌ با امام، كه‌ نمازگزاران‌ در آن‌ به‌ دو قسمت‌ تقسيم‌ مي‌شوند، نيست‌ زيرا اين‌ حكم‌ در سوره‌ «نساء» مي‌آيد.
خلاصه‌ احكام‌ دو آيه‌ گذشته‌ اين‌ است: 
1- نماز به‌ هيچ‌ حالي‌ از شخص‌ مكلف‌ ساقط نمي‌شود و ترك‌ آن‌ با هيچ‌ گونه ‌عذري‌ جايز نيست، هرچند به‌ هنگام‌ رويارويي‌ با دشمن‌ در صف‌ كارزار، يا درحال‌ شدت‌ بيماري‌ باشد، از همين‌ روي‌ اسلام‌ آن‌ را به‌ كيفيتي‌ مشروع‌ گردانيده‌ كه‌ با تمام‌ احوال، تناسب‌ و هماهنگي‌ داشته‌ باشد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌رسول‌ خداص به‌ عمران‌بن‌ حصين‌(رض)  فرمودند: «ايستاده‌ نماز بگزار، پس‌ اگرنتوانستي‌ به‌طور نشسته‌ و اگر بازهم‌ نتوانستي‌ به‌ پهلو». حتي‌ در صورت‌ وجودعذر، نماز گزاردن‌ به‌ اشاره‌ پلك‌ها، يا با اجراي‌ اركان‌ آن‌ به‌ قلب‌ نيز جايز است‌. و اين‌ مذهب‌ جمهور (مالك، شافعي‌ و احمد ) مي‌باشد. اما ابوحنيفه‌ بر آن‌ است‌كه‌ نماز گزاردن‌ در حالت‌ جنگي‌ كه‌ همراه‌ با جولان‌ و جست‌ و گريز است، باطل‌ مي‌باشد و فقط در صورتي‌ جايز است‌ كه‌ امكان‌ درنگ‌ كردن بر جاي‌ خود وجود داشته‌ باشد، در غير آن‌، رزمندگان‌ بايد نماز را به‌ تأخير اندازند.
2- در نزد شافعي‌ها و حنبلي‌ها؛ نماز با سخني‌ كه‌ به‌ جهت‌ مصلحت‌ خود نماز ازروي‌ سهو صادر شده ‌باشد، باطل‌ نمي‌شود، اما احناف‌ بر آنند كه‌ نماز با سخن‌گفتن‌ به‌ قصد يا به‌ سهو، يا از روي‌ جهل‌ و خطا، يا اجبار، با بيان‌ حداقل‌ دوحرف، باطل‌ مي‌شود.
3- جمهور علما جايز دانسته‌اند كه‌ مقتدي‌ صحيح‌ و سالم، پشت‌ سر امام‌ بيماري ‌كه‌ بر ايستادن‌ قادر نمي‌باشد، نماز بخواند زيرا هر يك‌ از آنها فرض‌ خويش‌ را به ‌اندازه‌ توان‌ خويش‌ ادا مي‌كند، ولي‌ مشهور از مذهب‌ مالك‌، باطل‌ شدن‌ چنين ‌نمازي‌ - هم‌ براي‌ امام‌ و هم‌ براي‌ مأموم‌ - است‌.
بايد دانست‌ كه‌ صدور دستور مواظبت‌ برنماز در ميان‌ طرح‌ احكام‌ خانواده، به‌اين‌ حقيقت‌ اشاره‌ دارد كه: شرايط متحول‌ زندگي‌ خانوادگي‌ و آشفتگي‌هايي‌ كه ‌احيانا در آن‌ به‌ظهور مي‌رسد، به‌هيچ‌ وجه‌ نبايد ما را از نماز كه‌ يادآور عملي ‌پيوند انسان‌ با خداي‌ عزوجل‌ است، به‌ خود مشغول‌ گرداند.
 
سوره حج آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَّعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا شاهد منافعي‌ براي‌ خويش‌ باشند» به‌قولي: مراد از منافع‌، اداي‌ مناسك‌ حج ‌است‌. به‌قولي‌ ديگر: مراد، تجارت‌ و ذبح‌ هدايا و قرباني‌هاست‌. ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «مراد، منافع‌ دنيا و آخرت‌ هر دو است‌» «و تا نام‌ خدا را در روزهاي ‌معلومي‌