چم‌هايشان‌ را واژگون‌ كرد، همان‌گونه‌ كه‌ تكذيب‌كنندگان‌ ديگر از امتهاي‌ انبياي‌ ذكر شده‌ را به‌ هلاكت‌ رسانيد.
 
	سوره حج آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَصْحَابُ مَدْيَنَ وَكُذِّبَ مُوسَى فَأَمْلَيْتُ لِلْكَافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» همچنين‌ تكذيب‌ كردند «اهل‌ مدين‌» شعيب‌(ع) را «و نيز موسي‌ تكذيب ‌شد» از سوي‌ فرعون‌ و كسانش‌ «پس‌ كافران‌ را مهلت‌ دادم‌» يعني: عذاب‌ را از آنان‌ به‌ تأخير افگندم‌ «سپس‌ آنها را فروگرفتم‌» به‌ عذاب‌، بعد از سپري ‌شدن‌ آن‌ مهلت‌ «بنگر، عقوبت‌ من‌ چگونه‌ بود؟» يعني: بنگر كه‌ انكار من‌ بر آنان‌ و دگرگون‌ ساختن‌ نعمتهايي‌ كه‌ در آن‌ قرار داشتند و نهايتا به ‌هلاكت‌ رساندنشان‌ ازسوي‌ من‌ چگونه‌ بود؟.
 

	سوره حج آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ فَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُّعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَّشِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چه‌ بسيار شهرها را ـ كه‌ ستمكار بودند ـ هلاكشان‌ كرديم‌ و اينك‌ آن‌ شهرها برسقفهاي‌ خود فروافتاده‌ است‌» به‌سبب‌ از بين‌ رفتن‌ ساكنان‌ آنها تا بدانجا كه‌ سقفهاي ‌آنها فرو ريخته‌ و به‌ كلي‌ ويران‌ شده‌اند «و چه‌ بسيار چاه‌هاي‌ معطل‌» يعني: متروك ‌و خالي‌ از صاحبان‌ و ساكنان‌ پيراموني‌، كه‌ همه‌ هلاك‌ شده‌اند. به‌قولي‌ معني‌ اين ‌است: آن‌ چاه‌ها از دلوانداختن‌ و رسن ‌كشيدن‌ بي‌استفاده‌ مانده‌اند «و چه‌ بسيارقصرهاي‌ بلند و افراشته‌» مشيد: بلند و سر به‌فلك‌ كشيده‌ است‌. به‌قولي: مراد از مشيد، گچ‌اندودش ده‌ و آراسته‌ است‌. يعني: چه ‌بسيار قصرهاي‌ سربه‌فلك‌ كشيده‌ وآراسته‌اي‌ كه‌ از ساكنان‌ خود، يا از اسباب‌ و آلات‌ خود متروك‌ و خالي‌ مانده‌اند. حاصل‌ معني‌ اين‌ است: اهالي‌ بسياري‌ از شهرها و صحراهايي‌ را كه‌ تكذيب‌ و ستم‌پيشه‌ كرده‌اند، به‌ سبب‌ اين‌ تكذيب‌ و ستم‌ نابود كرديم‌ پس‌ بايد دروغ‌ انگاران‌ ستمگر از چنان‌ سرنوشتي‌ بر حذر باشند و به‌ خود آيند.
 

سوره حج آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا در زمين‌ گردش‌ نكرده‌اند» اين‌ تعبير، مردم‌ را به‌ سفر در نواحي‌ زمين‌ برمي‌انگيزد تا كشتارگاهها و هلاكت‌گاه‌هاي‌ آن‌ امتهاي‌ ستمگر را ببينند و درس‌عبرت‌ بگيرند «تا دل‌هايي‌ داشته‌ باشند كه‌ با آن‌ فهم‌ كنند» يعني: تا به‌سبب‌ مشاهده‌اين‌ پديده‌هاي‌ عبرت‌ آموز، دلهايشان‌ چنان‌ شفاف‌ و آماده‌ شود كه‌ بتوانند با آنها بينديشند و آنچه‌ را كه‌ بايد، دريابند «يا گوشهايي‌ كه‌ با آن‌ بشنوند» آنچه‌ را كه‌ بايد بشنوند؛ از كلام‌ الهي‌ كه‌ انبيايشان‌ برآنان‌ مي‌خوانند؟ «در حقيقت‌ چشم‌ها كور نمي‌شوند ولي‌ دلهايي‌ كه‌ در سينه‌هاست‌ كور مي‌شوند» يعني: در حواس‌ ظاهري‌ آنان‌ خللي‌ نيست‌ بلكه‌ خللي‌ كه‌ هست‌ در عقلها و دلهايشان‌ است‌ پس‌ به‌ سبب‌ اين‌ خلل‌، دلهايشان‌ مسائل‌ حق‌ را درك‌ نمي‌كند و از مشاهده‌ اماكن‌ عبرت‌ انگيز به‌ خود نمي‌آيد.
ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: چون‌ آيه‌ (و من كان في هذه اعمي) : (و هركه‌ در اين‌ دنيا كور باشد پس‌ در آخرت‌ هم‌ كور و گمراه‌تر خواهد بود) «اسراء /72» نازل‌ شد، ابن‌ ام‌مكتوم‌ گفت: يا رسول‌ الله! پس‌ من‌ كه‌ در دنيا كورم‌، آيا در آخرت‌ هم‌ كور خواهم‌ بود؟ در اين‌ هنگام‌ نازل‌ شد: ﴿  فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ    ... ﴾: (در حقيقت‌ چشم‌ها كور نمي‌شوند ولي‌ دلهايي‌ كه‌ در سينه‌هايند كور مي‌شوند).
 
آيه  241
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِلْمُطَلَّقَاتِ مَتَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بهره‌مند ساختن‌ زنان‌ طلاق‌ داده‌ شده‌ لازم‌ است‌» به‌ متعه‌ «به‌طور معروف‌» يعني: به‌ نيكويي‌ و به‌ شيوه‌اي‌ پسنديده‌ «كه‌ بر پرهيزگاران‌ مقرر است‌». آراي‌ فقها در خصوص‌ «متعه‌» را قبلا در آيه‌ (237) بيان‌ كرديم‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است: چون‌ آيه‌( وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ ....) تا  ( حَقّاً عَلَى الْمُحْسِنِينَ ‏...) «بقره‌/ 236» نازل‌ شد؛ مردي‌ گفت: «بنابراين، اگر قصد احسان‌ و نيكي‌ را داشتم‌ به‌ زن‌ مطلقه‌ام‌ متعه‌ مي‌دهم‌ و در غير آن‌ خير!». همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3011.txt"> آيه  47</a><a class="text" href="w:text:3012.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:3013.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:3014.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:3015.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:3016.txt">آيه  53</a><a class="text" href="w:text:3017.txt"> آيه  54</a><a class="text" href="w:text:3018.txt">آيه  55</a></body></html>سوره حج آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْماً عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از تو به‌ شتاب‌ تقاضاي‌ عذاب‌ مي‌كنند» از روي‌ تكذيب‌، ريشخند، دورانگاري‌ و استبعاد زيرا مشركان‌ شديدا منكر آمدن‌ عذاب‌ بودند پس‌ زود طلبيدن‌ عذاب‌ از سوي‌ آنان‌، به‌ شيوه‌ استهزا و تمسخر است‌ «با آن‌كه‌ هرگز خداوند وعده‌اش‌ را» در فرودآوردن‌ عذاب‌، انتقام‌ گرفتن‌ از دشمنان‌ و گرامي ‌داشتن‌ دوستانش‌ «خلاف‌ نمي‌كند» و وعده‌ او پيشي‌ جسته‌ است‌ پس‌ لابد آمدني‌ است‌ «و در حقيقت‌ يك‌ روز نزد پروردگارت‌ مانند هزار سال‌ است‌ از آنچه‌ مي‌شمريد» يعني:مدت‌ اندك‌ نزد قدرت‌ حق‌ تعالي‌ همانند مدت‌ طولاني‌ است‌ پس‌ يك‌ روز و هزار سال‌ نسبت‌ به‌ حكم‌ او يكسان‌ است‌ و از همين ‌روست‌ كه‌ به‌ آنان‌ مهلت‌ مي‌دهد اما اگر بخواهد، كار هزار سال‌ را در يك‌ روز تمام‌ مي‌كند لذا به ‌تأخير افگندن‌ عذاب‌ از آنان‌ به‌سبب‌ عجز و ناتواني‌ نيست‌ بلكه‌ بنا بر مصالحي‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ خود به‌آن‌ داناتر است‌. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: يك‌ روز از بيم‌ و هراس‌ و سختي‌آخرت‌، همانند هزار سال‌ از سالهاي‌ دنياست‌ كه‌ پر از ترس‌ و هراس‌ و سختي‌باشند.
شيخ‌ سعيد حوي: در تفسير «الاساس‌» مي‌گويد: «مردم‌ در عصر ما از دنياي ‌هستي‌ و عمر آن‌ تصورات‌ وسيعي‌ دارند چنان‌كه‌ امروزه‌ در اثر تطور و پيشرفت‌ علوم‌ مي‌گويند كه‌ ـ مثلا ـ عمر فلان‌ سياره‌ اين‌ مقدار سال‌ است‌. پس‌ فضاي ‌علمي‌ و ذهني‌ بشر هم‌ اكنون‌ با اين‌ آيه‌ بسيار آشناست