ين‌ روايت‌ تأكيد كرده‌ و آن‌ را باطل‌ وبي‌اساس‌ دانسته‌ اند. بيهقي‌ نيز گفته‌ است: اين‌ داستان‌ از جهت‌ نقل‌ ثابت‌ نشده ‌است‌. ابن‌خزيمه‌ گفته‌ است: اين‌ داستان‌ از جعل‌ زنادقه‌ است‌. بخاري‌ نيز در صحيح‌ خويش‌ روايت‌ قرائت‌ سوره‌ «نجم‌» و سجده‌ مسلمانان‌ و مشركان‌ و انس‌ وجن‌ را نقل‌ كرده‌ ولي‌ در آن‌ از داستان‌ «غرانيق‌» هيچ‌ ذكري‌ به‌ميان‌ نياورده‌ است‌.امام‌ فخرالدين‌ رازي‌ مي‌گويد: «عقلا نيز اين‌ داستان‌ مردود است‌، به‌ چندين‌ دليل‌؛ و قوي‌ترين‌ آنها اين‌ است‌ كه: اگر ما وقوع‌ اين‌ ماجرا را جايز بدانيم‌، امان‌ و اطمينان‌ از شريعت‌ خداي‌ عزوجل‌ برداشته‌ مي‌شود زيرا در ميان‌ كم‌ ساختن‌ از وحي ‌و افزودن‌ بر آن‌، عقلا هيچ‌ تفاوتي‌ وجود ندارد و اگر بپذيريم‌ كه‌ اين‌ جمله‌ در اثرالقاي‌ شيطان‌ بر وحي‌ افزوده‌ شده‌ است‌، آن‌ وقت‌ ـ العياذ بالله ـ اين‌ فرموده ‌خداوند(ج) باطل‌ مي‌شود كه: (يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ): (اي‌ پيامبر! آنچه‌ را كه‌ از جانب ‌پروردگارت‌ به‌ سويت‌ نازل‌ شده‌است‌ ابلاغ‌ كن‌ و اگر چنين‌ نكني‌، پيام‌ او رانرسانده‌اي‌ و خداوند تو را از آسيب‌ مردم‌ نگاه‌ مي‌دارد) «مائده‌ / 67».
قرآن‌ نيز از چند وجه‌ و در چندين‌ آيه‌، بطلان‌ اين‌ روايت‌ را روشن‌ كرده‌ است‌؛ از جمله‌ در اين‌ آيه: (و اگر بر ما سخناني‌ مي‌بست‌، دست‌ راستش‌ را مي‌گرفتيم‌، سپس‌ شاهرگش‌ را قطع‌ مي‌كرديم) «الحاقه/‌46ـ44». همچنين‌ در اين‌ آيه: (بگو: مرا نرسد كه‌ آن‌ را از پيش‌ خود تغيير دهم‌، جز از وحيي‌ كه‌ به‌ من‌ مي‌شود از چيز ديگري‌ پيروي‌ نمي‌كنم) «يونس/‌15». و نيز در اين‌ آيه: (و پيامبر از سر هواي‌ نفس‌سخن‌ نمي‌گويد، اين‌ نيست‌ جز وحيي‌ كه‌ به‌ او فرستاده‌ مي‌شود) «نجم/‌4 ـ3».
بنابراين‌، معني‌: (شيطان‌ چيزي‌ در امنيه‌ وي‌ افگند) اين‌ است‌ كه: چون‌ رسول‌ خدا ص در خاطر خود سخني‌ را مرور كردند، يعني‌ «حديث‌ نفس‌» نمودند، شيطان‌ آن‌ را بر زبان‌ آورد و آن‌ را در شنوايي‌هاي‌ مشركان‌ افگند، بدون ‌آن‌كه‌ ايشان‌ به‌ آن‌ امر سخن‌ گفته‌ باشند يا آن‌ حديث‌ نفس‌ بر زبانشان‌ جاري‌ شده ‌باشد. يعني: اي‌ پيامبر! اين‌ ماجرا كه‌ شيطان‌ سخني‌ را بر شنوايي‌ مردم‌ افگند، نبايد تو را به‌ هول‌ و هراس‌ اندازد يا اندوهگين‌ كند زيرا چنين‌ امري‌ براي‌ برخي‌ از انبياي ‌قبل‌ از تو نيز اتفاق‌ افتاده‌ است‌.
مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ امروزه‌، كوششهاي‌ برخي‌ از منتسبان‌ به‌ مسيحيت‌ و يهوديت ‌در القاي‌ شبهات‌ و پخش‌ دروغها و افتراها درباره‌ حقايق‌ اسلام‌ و تأويل‌ بعضي‌ ازآيات‌ قرآن‌ بر وجه‌ نادرست‌، نيز شبيه‌ همين‌ كار شيطان‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ در اين‌ آيه‌ از آن‌ ياد كرده‌ است‌. سپس‌ بطلان‌ شبهات‌ بي‌پايه‌ آنان‌ به‌دست‌ علماي‌ مبارز مسلمان‌ نيز، از باب‌ بطلان‌ و بي‌اثر ساختن‌ القاآت‌ شيطان‌ از سوي‌ خداي‌ سبحان‌ مي‌باشد.
 
سوره حج آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«تا خدا آنچه‌ را كه‌ شيطان‌ القا مي‌كند، فتنه‌اي‌ بگرداند» يعني: آزمايشي‌، يا گمراهي‌اي‌ «براي‌ كساني‌ كه‌ در دلهايشان‌ بيماري‌ است‌» يعني: اين‌ القاي‌ شيطان‌، گمراهي‌ يا آزمايشي‌ است‌ براي‌ كساني‌ كه‌ در دلهايشان‌ بيماري‌ شك‌ و نفاق‌ است «و نيز» القاي‌ شيطان‌ را آزمايش‌ يا گمراهي‌اي‌ بگرداند «براي‌ آنان‌ كه‌ دلهايشان ‌سخت‌ است‌» يعني: براي‌ مشركان‌ «و هرآينه‌ ستمگران‌» يعني: منافقان‌، مشركان‌ وفاسقان‌ «در ستيزه‌اي‌ بس‌ دور و درازند» يعني: آنها با حق‌ و اهل‌ آن‌ در دشمني‌ بسيار سختي‌ قرار دارند.
 
	سوره حج آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و تا آنان‌ كه‌ به‌ ايشان‌ علم‌ داده‌ شده‌ است‌» نسبت‌ به‌ اوصاف‌ جلال‌ و كمال ‌خداي‌ عزوجل‌ و نسبت‌ به‌ دين‌ و آيات‌ وي‌ «بدانند كه‌ اين‌ وحي‌ از جانب‌ پروردگار تو حق‌ است‌» يعني: حقي‌ نازل‌ شده‌ از نزد پروردگار توست‌ «و بدان‌ ايمان‌ آورند» يعني: بر ايمان‌ به‌ قرآن‌، ثبات‌ و پايداري‌ ورزند «و دلهايشان‌ براي‌ او خاشع‌ گردد» يعني: آرامش‌ يابد و نرم‌ و منقاد شود زيرا ممكن‌ نيست‌ كه‌ ايمان‌ آوردن‌ به‌وحي‌ و خشوع‌ و نرم ‌شدن‌ دلها براي‌ آن‌، در اثر نفوذ و القاي‌ شيطان‌ باشد بلكه‌ اين‌ امر ثمره‌ نفوذ و تمكين‌ قرآن‌ است‌ «و به‌ راستي‌ خداوند كساني‌ را كه‌ ايمان‌ آورده‌اند راهبر است‌» در امور دينشان‌ «به‌سوي‌ راهي‌ راست‌» يعني: به‌سوي‌ راهي‌ صحيح‌ ومتين‌ كه‌ هيچ‌ كجي‌ و انحرافي‌ در آن‌ نيست‌ و در اثر همين‌ رهبري‌ الهي‌ است‌ كه‌ آنان‌ متشابهات‌ دين‌ را با تأويلات‌ صحيح‌ تفسير مي‌كنند.
 
	سوره حج آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كافران‌ همواره‌ از آن‌ در ترديدند» يعني: آنها همواره‌ درباره‌ قرآن‌، يا درباره ‌دين‌ در شك‌ و ترديدند «تا بناگاه‌ قيامت‌ براي‌ آنان‌ فرارسد» و بناگاه‌ غافلگيرشان‌ كند «يا عقوبت‌ روزي‌ عقيم‌ به‌ سراغشان‌ بيايد» و آن‌ عذاب‌ روز قيامت‌ است‌. آن‌روز از اين‌روي‌ عقيم‌ است‌ كه‌ در آن‌ براي‌ كفار گشايش‌ و راحتي‌ نبوده‌ و برايشان ‌بسي‌ بي‌خير و بدفرجام‌ است‌. به‌قولي: مراد از آن‌، روز جنگي‌ چون‌ روز بدراست‌ كه‌ كفار در آن‌ كشته‌ مي‌شوند و روز جنگ‌ عقيم‌ است‌ چراكه‌ فرزندان‌ زنان‌ در آن‌ به‌قتل‌ مي‌رسند و آن‌ زنان‌ به‌منزله‌ زناني‌ مي‌گردند كه‌ نازا و سترونند، گويي ‌اصلا فرزندي‌ نزاده‌اند. اما ابن‌كثير معني‌ اول‌ را ترجيح‌ داده‌ و گفته‌ است: «صحيح ‌همان‌ است‌». از اين‌ جهت‌، حق‌ تعالي‌ در آيه‌ بعد مي‌فرمايد:
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3020.txt">آيه  56</a><a class="text" href="w:text:3021.txt">آيه  57</a><a class="text" href="w:text:3022.txt"> آيه  58</a><a class="text" href="w:text:3023.txt">آيه  59</a><a class="text" href="w:text:3024.txt"> آيه  60</a><a class="text" href="w:text:3025.txt">آيه  61</a><a class="text" href="w:text:3026.txt">آي