 بخوريد و اگر كسي‌ بيمار يا در حال‌ جنگيدن‌ با كفار است‌، مي‌تواند نماز را به‌ اشاره‌ برگزار كند اگر بر وجه‌ ديگري‌ قادر به‌ اداي‌ آن‌ نيست‌.آري‌! خداوند(ج) با مكلف‌ نكردن‌ شما به‌ تكاليف‌ سنگين‌ و دشوار، بر شما سخت ‌و تنگ‌ نگرفت‌ و با گشودن‌ در توبه‌ و استغفار و كفاره ‌دادن‌ در آنچه‌ كه‌ كفاره‌ وديت‌ و ارش‌ را در آنها مشروع‌ گردانيده‌ و نيز با غير اينها از رخصت‌هاي‌ شرع‌ كه ‌در كتب‌ فقه‌ به‌ تفصيل‌ آمده‌ است‌، براي‌ شما راه‌ خروجي‌ از گناه‌ قرار داد. چنان‌كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص در حديث‌ شريف‌ فرموده‌اند: «بعثت‌ بالحنفية‌ السمحة: من‌ به ‌دين‌ حق‌گراي‌ آسان‌ برانگيخته‌ شده‌ام‌».
«آيين‌ پدرتان‌ ابراهيم‌» نيز چنين‌ بوده‌ است‌. يعني: دينتان‌ را به‌ مانند فراخي‌ و وسعت‌ آيين‌ پدرتان‌ ابراهيم‌(ع)، بر شما وسيع‌ گردانيديم‌. اما زجاج‌ در تفسير آن‌ گفته‌ است: «از آيين‌ پدرتان‌ ابراهيم‌(ع) پيروي‌ كنيد». ابراهيم‌(ع) از آن‌ روي‌ پدر مسلمين‌ ناميده‌ شد كه‌ او جد محمد مصطفي‌ ص است‌ و ايشان‌ از حيث‌ اين ‌كه‌ سبب‌ حيات‌ ابدي‌ امت‌ خويش‌ هستند، مانند پدري‌ براي‌ امتشان‌ مي‌باشند. يا ابراهيم‌(ع)از باب‌ تغليب‌ پدر همگي‌ مسلمانان‌ ناميده‌ شد بدان‌ جهت‌ كه‌ اكثريت‌ اعراب‌ از نسل ‌وي‌اند. «او» يعني: خداوند(ج) «شما را پيش‌ از اين‌ مسلمان‌ نام‌ گذاشت‌» دركتابهاي‌ پيشين‌. به‌قولي‌ مراد اين‌ است: ابراهيم‌(ع) بود كه‌ شما را پيش‌ از اين‌مسلمان‌ ناميد؛ با اين‌ دعاي‌ خويش: ﮋﭥ  ﭦ  ﭧ  ﭨ  ﭩﮊ : (و از نسل‌ ما نيز امتي‌ قرار ده‌ كه‌ براي‌ تو مسلمان باشند) «بقره‌ / 128». «و در اين‌ نيز» يعني: در قرآن‌ نيز، شما مسلمان‌ ناميده‌ شده‌ايد «تا اين‌ پيامبر بر شما گواه‌ باشد» با تبليغ‌ ورساندن‌ قرآن‌ «و شما بر مردم‌ گواه‌ باشيد» بر اين‌ كه‌ پيامبرانشان‌ پيامهاي‌ الهي‌ را به ‌آنان‌ رسانده‌اند. يا مراد اين‌ است: تا شما در روز قيامت‌ بر امتهايي‌ كه‌ شريعت ‌خداوند(ج) را به‌ آنها رسانده‌ايد، گواه‌ باشيد «پس‌ نماز را برپا داريد و زكات‌ را بدهيد» تخصيص‌ اين‌ دو فريضه‌ به‌ يادآوري‌، به‌خاطر شرف‌ و فضيلت‌ بسيار آنهاست‌ «و به‌ خدا چنگ‌ زنيد» يعني: او را پناه‌ خويش‌ قرار دهيد از هر چه‌ كه‌ ازآن‌ بيم‌ و هراس‌ داريد و به‌ او در تمام‌ امور خود التجا كنيد «او مولاي ‌شماست‌» يعني: او مددكار و متولي‌ امور شماست‌ «چه‌ نيكومولايي‌ و چه‌ نيكوياري ‌دهنده‌اي‌ است‌» يعني: او در ولايت‌ و كارسازي‌ امور شما و نصرت ‌دادنتان‌ بر دشمنانتان‌، هيچ‌ همانندي‌ ندارد چنان‌كه‌ در تمام‌ صفات‌ جلال‌ و جمال‌ خود، بي‌مانند و بي‌همتاست‌.

  <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:3046.xml">صفحة (342)</a><a class="folder" href="w:html:3065.xml">صفحة (343)</a><a class="folder" href="w:html:3076.xml">صفحة (344) </a><a class="folder" href="w:html:3092.xml">صفحة (345)</a><a class="folder" href="w:html:3108.xml">صفحة (346) </a><a class="folder" href="w:html:3124.xml">صفحة (347)</a><a class="folder" href="w:html:3139.xml">صفحة (348)</a><a class="folder" href="w:html:3154.xml">صفحة (349)</a><a class="folder" href="w:html:3169.xml">صفحة (350)</a><a class="folder" href="w:html:3180.xml">صفحة (351)</a><a class="folder" href="w:html:3191.xml">صفحة (352)</a><a class="folder" href="w:html:3199.xml">صفحة (353) </a><a class="folder" href="w:html:3204.xml">صفحة (354)</a><a class="folder" href="w:html:3210.xml">صفحة (355) </a><a class="folder" href="w:html:3218.xml">صفحة (356)</a><a class="folder" href="w:html:3229.xml">صفحة (357) </a><a class="folder" href="w:html:3235.xml">صفحة (358)</a><a class="folder" href="w:html:3239.xml">صفحة (359)</a><a class="folder" href="w:html:3246.xml">صفحة (360) </a><a class="folder" href="w:html:3256.xml">صفحة (361)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3047.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:3048.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:3049.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:3050.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:3051.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:3052.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:3053.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:3054.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:3055.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:3056.txt"> آيه  10</a><a class="text" href="w:text:3057.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:3058.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:3059.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:3060.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:3061.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:3062.txt"> آيه  16</a><a class="text" href="w:text:3063.txt"> آيه  17</a><a class="text" href="w:text:3064.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ مومنون ﴾</a></body></html>سوره مؤمنون آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌راستي‌ كه‌ مؤمنان‌ رستگار شدند» ولي‌ نه‌ همه‌ آنان‌ بلكه‌ مؤمناني‌ كه‌ گردآورنده‌ صفات‌ زيراند:
 
	سوره مؤمنون آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ در نمازشان‌ خاشعند» خشوع: فروتني‌، ترس‌ قلب‌، خودشكني‌ و نرمدلي ‌است‌. به‌قولي: خشوع‌ در نماز، عبارت‌ است‌ از: آرامش‌، التفات‌ نكردن ‌به‌ اشياي‌ خارج‌ از نماز و بازي‌ نكردن‌ با اعضا و لباس‌ خود. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: رسول‌ خدا ص مردي‌ را ديدند كه‌ درحال‌ نماز با ريش‌ خود بازي‌ مي‌كرد، فرمودند: «لو خشع‌ قلب‌ هذا، لخشعت‌ جوارحه: اگر قلب‌ اين‌ (آقا) خاشع‌ وفروتن‌ بود، قطعا اندامهاي‌ او نيز آرامش‌ و سكون‌ خود را حفظ مي‌كرد». پس‌ در نماز فقط براي‌ كسي‌ خشوع‌ پيدا مي‌شود كه‌ دلش‌ فارغ‌ از همهمه‌هاي‌ اندروني‌ به‌خلوتگاه‌ نيايش‌ حاضر باشد و در اين‌ هنگام‌ است‌ كه‌ نماز برايش‌ بسيار راحت‌بخش ‌و روح‌افزا خواهدبود. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ ديگري‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌خدا ص فرمودند: «... آرامش‌ روان‌ من‌ در نماز قرار داده‌ شده‌ است‌».
حاكم‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ از ابوهريره‌(رض) روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: رسول‌ خدا ص در هنگام‌ نماز، نگاهشان‌ را به‌سوي‌ آسمان‌ معطوف‌ مي‌كردند پس ‌چون‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد، سرشان‌ را فروانداختند.
 
	سوره مؤمنون آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنان‌ كه‌ از لغو روي‌گردانند» روي‌گرداني‌ مؤمنان‌ از لغو، عبارت‌ است‌ از: پرهيز كردنشان‌ از آن‌ و عدم‌ توجه‌ به‌ آن‌. لغو: هر باطل‌، لهو، بيهودگي‌، ياوه‌، معصيت‌ و هر گفتار و كردار ناپسندي‌ است‌. به‌قولي: لغو، شامل‌ شرك‌ و همه‌ معاصي‌ مي‌شود.
 
	آيه  245
‏متن آيه : ‏
‏ مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافاً كَثِيرَةً وَاللّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از آن‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ جهاد امر كرد، اينك‌ به‌ انفاق‌ مال‌ در راه‌ خويش ‌نيز دستور مي‌دهد زيرا جهاد نياز به‌ امكانات‌ مالي‌ دارد: «كيست‌ آن‌ كه‌ به‌ خدا وام‌ دهد وامي‌ نيكو؟» يعني: به‌ طيب‌ خاطر و بدون‌ فشار و آزار و منتي‌. وام‌ دادن‌ به‌ خدا(ج)