  مثلي‌ است‌ براي‌ تقديم‌ عمل‌ نيكي‌ چون‌ انفاق‌ مال، كه‌ انجام‌دهنده‌ آن‌ سزاوار ثواب‌ مي‌شود و ازجمله، انفاق‌ آن‌ سبب‌ مي‌شود: «تا خدا آن‌ را براي‌ او چند برابر بيفزايد» يعني: در آن‌ رشد و فزوني‌ و بركت‌ عنايت‌ كند تا بدانجا كه‌ از ده‌ تا بيشتر از هفتصد برابر اصل‌ خود گردد «و خداست‌ كه‌» در روزي‌ بندگان‌ «قبض‌» پديد مي‌آورد؛ براي‌ ابتلايشان‌ «و بسط پديد مي‌آورد» براي‌ امتحانشان‌. قبض: تنگي‌ و كم‌ ساختن‌ رزق‌ و بسط: گشايش‌ و وسيع‌ساختن‌ آن‌ است‌. اين‌خود، هشداري‌ است‌ براين‌ كه: هر كس‌ به‌ هنگام‌ بسط و گشايش‌ روزي‌ بخل‌ورزد، نزديك‌ است‌ كه‌ كار بر وي‌ به‌ قبض‌ دگرگونه‌ شود «و به‌سوي‌ او بازگردانده ‌مي‌شويد» اي‌ بندگان، پس‌ شما را در قبال‌ آنچه‌ كه‌ در راه‌ وي‌ تقديم‌ كرده‌ايد، پاداش‌ مي‌دهد و اگر هم‌ بخل‌ ورزيده‌ باشيد، شما را مجازات‌ مي‌كند. ابن‌زيدمي‌گويد: «خداوند متعال‌ از روي‌ امتحان‌ بر تو گشايش‌ پديد مي‌آورد، درحالي‌كه‌ تو بيرون‌ رفتن‌ به‌ جهاد را نمي‌پسندي‌ و به‌ زمين‌ سنگيني‌ مي‌كني‌ و او بر ديگري‌ تنگ‌ و سخت‌ مي‌گيرد، در حالي‌كه‌ مشتاق‌ و سبكبال‌ براي‌ جهاد است، پس‌ آنچه ‌در دست‌ داري‌ بيرون‌ افگن‌ كه‌ فقط اين‌ دستگير تو خواهد بود».
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده‌اند: چون‌ آيه‌ ﴿‏ مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ  ﴾ «بقره/‌261» نازل‌ شد، رسول‌ خداص چنين ‌دعا كردند: «رب‌ زد امتي‌: خدايا براي‌ امت‌ من‌ بيفزاي‌»، آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌ كريمه ‌نازل‌ شد. بنابراين، اين‌ آيه‌ كريمه‌ در نزول‌ متأخر ولي‌ در تلاوت، مقدم‌ است‌.
علما دربيان‌ احكام‌ گفته‌اند: به‌ وام‌دادن‌ پول، حبوبات، خوراكي‌ها و حيوانات ‌جايز است‌ و بر عهده‌ وام‌ گيرنده‌ باز گرداندن‌ همانند آن‌ چيزي‌ است‌ كه‌ وام‌ گرفته‌است‌. همچنين‌ مسلمين‌ اجماع‌ دارند بر اين‌ كه‌ قراردادن‌ شرط افزودن‌ در مقدار وام‌ به‌ هنگام‌ بازيافت‌ آن‌ - ولو به‌ مقدار يك‌ حبه‌ - ربا است‌ و حرام‌ مي‌باشد.
 
سوره مؤمنون آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنان‌ كه‌ زكات‌ را مي‌پردازند» به‌ طور مداوم‌. مراد از زكات‌ در اينجا، صدقات ‌فرض‌ و نفل‌ و هر عملي‌ است‌ كه‌ سبب‌ نفع‌رساني‌ به‌ مسلمانان‌ گردد. ابن‌كثير مي‌گويد: «با آن‌كه‌ آيه ‌كريمه‌ مكي‌ است‌ اما اكثر علما برآنند كه‌ مراد از آن‌، زكات‌ اموال‌ است‌». بنا بر روايات‌ صحيح‌، زكات‌ در سال‌ دوم‌ هجري‌ در مدينه ‌فرض‌ شد ولي‌ ظاهرا از روايت‌ ابن‌كثير چنين‌ بر مي‌آيد كه‌ اصل‌ زكات‌ در مكه ‌فرض‌ شده‌ بود اما مقادير و نصاب‌هاي‌ آن‌ در مدينه‌ فرض‌ شد.
 
	سوره مؤمنون آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنان‌ كه‌ فروج‌ خود را نگاه‌ مي‌دارند» فرج: بر آلت‌ جنسي‌ مرد و زن‌ هر دو اطلاق‌ مي‌شود. يعني: مؤمناني‌ كه‌ با آراسته ‌شدن‌ به‌ پاكدامني‌ و عفت‌، شرمگاه‌هاي‌ خود را از هرآنچه‌ كه‌ برايشان‌ حلال‌ نيست‌، نگاه‌ مي‌دارند نيز رستگار شدند.
 
	سوره مؤمنون آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مگر بر همسران‌ خويش‌» يعني: انسان‌ در به‌كار بردن‌ شهوت‌ جنسي‌ خود در حرام‌ مورد نكوهش‌ و پيگرد است‌ لذا مؤمنان‌ مأمورند كه‌ شهوت‌ جنسي‌ خود را جز در مورد همسرانشان‌ ـ كه‌ در شهوت‌راني‌شان‌ با آنها هيچ‌ سرزنشي‌ نيست‌ ـ نگه‌ دارند «يا بر آنچه‌ كه‌ ملك‌ يمينشان‌ است‌» يعني: مأمور به‌ نگهداشت‌ شرمگاه‌ خويش‌ از كنيزاني‌ نيستند كه‌ به‌ ملك‌ خالص‌، ملك‌ دست‌ آنان‌ شده‌اند «پس‌ در اين‌ صورت‌ بر آنان‌ نكوهشي‌ نيست‌» در عدم‌ نگه‌داشت‌ شرمگاه‌ خويش‌ از همسران‌ و كنيزانشان‌ لذا براي‌ مؤمنان‌ بهره‌گيري‌ جنسي‌ از كنيزانشان‌ نيز حلال‌ است‌، مادامي‌كه‌ در اين‌ باره‌ مانعي‌ شرعي‌ فرارويشان‌ وجود نداشته‌باشد؛ از قبيل‌ اين‌كه‌ آن‌ كنيزك‌ ـ مثلا ـ خواهر رضاعي‌شان‌ باشد. اما اگر در غير اين‌ محدوده‌ درآيند وبه‌ شهوت‌راني‌ حرام‌ بپردازند، مورد نكوهش‌ و مجازات‌ قرار مي‌گيرند چنان‌كه‌ مي‌فرمايد:
 
	سوره مؤمنون آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ هركه‌ سواي‌ اين‌ طلب‌ كند» يعني: سواي‌ همسران‌ و كنيزان‌ خويش‌ را «آنان‌ از حد درگذرندگانند» يعني: تجاوزكارند به‌سوي‌ آنچه‌ كه‌ برايشان‌ حلال ‌نيست‌ لذا ستمگر و گنه‌كارند.
جمهور فقها با استناد به‌ اين‌ آيه‌، بر تحريم‌ استمنا با دست‌ (جلق) استدلال ‌كرده‌اند.
 
سوره مؤمنون آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنان‌ كه‌ امانت‌هاي‌ خود را» چون‌ بر آن‌ امين‌ قرار داده‌ شوند؛ «و عهد خود را» چون‌ عهد و پيماني‌ ببندند؛ «رعايت‌ مي‌كنند» امانت: چيزي‌ است‌ كه‌ انسان‌ بر آن‌ ايمن‌ ساخته‌ شده‌ و بر آن‌ امين‌ گردانيده‌ شود و جز گواه‌ بودن‌ خداوند(ج) هيچ ‌حجت‌ و اثبات‌ ديگري‌ بر آن‌ نباشد پس‌ كسي‌ كه‌ نزد وي‌ وديعه‌اي‌ گذاشته ‌مي‌شود، مؤتمن‌ (امانت‌دار) است‌، كسي‌ كه‌ به‌ وي‌ وامي‌ مي‌دهيد كه‌ مدرك‌ وحجتي‌ بر آن‌ نداريد، مؤتمن‌ است‌، پدر و ولي‌ درباره‌ كودكان‌ تحت‌ تكفلشان ‌مؤتمن‌اند، اولياي‌ امور جامعه‌ اسلامي‌ در حق‌ رعاياي‌ خويش‌ مؤتمن‌اند و مؤمن ‌در نماز و روزه‌ و طهارت‌ خويش‌ مؤتمن‌ است‌. اما عهد: چيزي‌ است‌ كه‌ در مورد آن‌ به‌ خداي‌ سبحان‌ يا به‌ بندگانش‌ تعهد داده‌ مي‌شود. رعايت: يعني‌ نگه‌داري‌.
 
	سوره مؤمنون آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنان‌ كه‌ بر نمازهايشان‌ محافظت‌ مي‌كنند» با برپاداشتن‌ آنها به‌ طور مداوم‌ در اوقات‌ مخصوص‌ آنها و به‌جا آوردن‌ ركوع‌ و سجده‌ و قرائت‌ آنها بر وجه‌ تام‌ وتمام‌ و خواندن‌ اذكار مشروعه‌ آنها.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌مسعود(رض) آمده‌ است‌ كه‌ فرمود: از رسول‌ خداص سؤال‌ كردم: يا رسول‌الله! كدام‌ عمل‌ نزد خداوند(ج) محبوبتر است‌؟ فرمودند: «نماز در وقت‌ آن‌». گفتم: سپس‌ كدام‌ عمل‌؟ فرمودند: «نيكي‌ با والدين‌». گفتم: بعد از آن‌ كدام‌ عمل‌؟ فرمودند: «جهاد در راه‌ خدا(ج)». از اين‌ جهت‌ خداوند متعال‌ ذكر اين‌ صفات‌ را با نماز آغاز و با نماز هم‌ به‌ پايان‌ بر