هلاكتشان ‌رساند، يا زمين‌ آنان‌ را به‌ كرات‌ ديگر و فضاي‌ بيروني‌ خود بيفگند.
 
	﴿ سوره‌ مومنون ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (118) آيه‌ است‌.
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ مباركه‌ «مؤمنون‌» ناميده‌ شد زيرا با اين‌ فرموده‌ حق‌ تعالي: ﴿قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ﴾  آغاز شده‌ است‌ و آيات‌ بعد از آن‌ نيز به‌ بيان ‌اوصاف‌ هفت‌گانه‌ مؤمنان‌ و پاداش‌ عظيم‌ ايشان‌ در آخرت‌ ـ كه‌ عبارت‌ از به‌ ارث ‌بردن‌ فردوس‌ برين‌ است‌ ـ مي‌پردازد.
فضيلت‌ اين‌ سوره: احمد، ترمذي‌، نسائي‌ و حاكم‌ از عمربن‌الخطاب‌(رض) روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: هنگام‌ نزول‌ وحي‌ بر رسول‌ خدا ص نزديك‌ چهره ‌ايشان‌ زمزمه‌اي‌ مانند صداي‌ زنبور عسل‌ شنيده‌ مي‌شد. روزي‌ وحي‌ بر ايشان‌ درحال‌ نزول‌ بود و ما ساعتي‌ درنگ‌ كرديم‌ تا نزول‌ وحي‌ بر ايشان‌ تمام‌ شد سپس‌ ايشان‌ روي‌ به‌ قبله‌ كرده‌، دستان‌ خود را به‌ آسمان‌ برداشتند و چنين‌ دعا كردند: «اللهم‌ زدنا ولا تنقصنا، وأكرمنا ولا تهنا، وأعطنا ولا تحرمنا، وآثرنا ولا تؤثر علينا، وارض‌ عنا وأرضنا: بارالها! بر ما بيفزاي‌ و از ما كم‌ نكن‌، گرامي‌مان‌ بدار وخوارمان‌ نكن‌، به‌ ما بده‌ و ما را محروم‌ نگردان‌، ما را برگزين‌ و ديگران‌ را بر ما ترجيح‌ مده‌ و از ما راضي‌ باش‌ و ما را راضي‌ كن‌». سپس‌ فرمودند: «به‌ تحقيق ‌همين‌ اكنون‌ بر من‌ ده‌ آيه‌ نازل‌ شد كه‌ هر كس‌ آنها را برپا دارد، به‌ بهشت‌ داخل ‌مي‌شود آن‌گاه‌ قرائت‌ كردند: ﴿ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ...﴾   تا ده‌ آيه‌ را تمام‌ نمودند».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3066.txt"> آيه  18</a><a class="text" href="w:text:3067.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:3068.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:3069.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:3070.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:3071.txt"> آيه  23</a><a class="text" href="w:text:3072.txt"> آيه  24</a><a class="text" href="w:text:3073.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:3074.txt"> آيه  26</a><a class="text" href="w:text:3075.txt"> آيه  27</a></body></html>سوره مؤمنون آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ وَإِنَّا عَلَى ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از آسمان‌ آبي‌ را فرودآورديم‌» يعني: آب‌ باران‌ را، كه‌ حيات‌ زمين‌ و موجودات‌ زنده‌اي‌ كه‌ در آن‌ به‌سر مي‌برند، وابسته‌ به‌ اين‌ آب‌ است‌ «به‌اندازه‌» يعني: اين‌ آب‌ را به‌ ميزاني‌ كه‌ از جانب‌ ما مقدر و معين‌ است‌ فرود آورديم‌؛ به‌ همان‌ مقداري‌ كه‌ كشتزارها و درختان‌ به‌ آن‌ قوام‌ و سامان‌ يافته‌ و رشدكنند و نياز موجودات‌ حيه‌ بدان‌ برآورده‌ شود زيرا اگر آب‌ از اندازه‌ خود بيشتر شود، درختان‌، كشتزارها و جانداران‌ همه‌ تباه‌ مي‌شوند و اگر از اندازه‌ هم‌ كمتر شود، نياز كشتزارها، محصولات‌ و موجودات‌ حيه‌ را بسنده‌ نمي‌كند.
ابن‌كثير مي‌گويد: «حتي‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌سوي‌ زمين‌هايي‌ كه‌ كشت‌ آنها نياز به‌ آب‌ بسياري‌ دارد اما خود زمين‌ آنها قدرت‌ تحمل‌ بارانهاي‌ زياد را ندارد، از بلاد ديگر و از سرزمينهاي‌ دور آب‌ مي‌فرستد، مانند سرزمين‌ مصر كه‌ زميني‌ شنزار داشته‌ و طبيعت‌ آن‌ تحمل‌ باران‌ بسيار را ندارد پس‌ مي‌بينيم‌ كه‌ خداوند متعال‌ از فاصله‌هاي‌ دور، آب‌ نيل‌ را به‌سوي‌ آن‌ مي‌فرستد و در فصل‌ بارانهاي‌ موسمي ‌همراه‌ با اين‌ آب‌ از سرزمين‌ حبشه‌ گل‌ سرخي‌ را بركنده‌ و آن‌ را به‌ سرزمين‌ مصر مي‌فرستد، كه‌ آب‌ زمين‌ را سيراب‌ مي‌كند و آن‌ گل‌ سرخ‌ هم‌ بر بستر زمين‌ ته‌نشين‌ شده‌ پوشش‌ خاكي‌ مناسبي‌ را جهت‌ آماده ‌ساختن‌ زمين‌ براي‌ كشاورزي‌، آماده‌ مي‌گرداند».
«و آن‌ را در زمين‌ جاي‌ داديم‌» يعني: آب‌ باران‌ را در زمين‌ مستقر گردانيديم‌ تا در وقت‌ نيازشان‌ از آن‌ بهره‌ گيرند، همچون‌ آب‌ چشمه‌ها، آبهاي‌ زيرزميني‌، آبگيرها، قنات‌ها و مانند آنها كه‌ گنجينه‌هاي‌ فياضي‌ براي‌ آب‌ بارانند «و هرآينه‌ ما بر بردن‌ آن‌ تواناييم‌» يعني: چنان‌كه‌ بر فرود آوردن‌ اين‌ آب‌ توانا بوديم‌، بر از بين‌ بردن‌ آن‌ نيز تواناييم‌؛ يا از طريق‌ فروبردن‌ آن‌ در لايه‌هايي‌ از زمين‌ كه ‌استخراج‌ آن‌ براي‌ بشر غير ممكن‌ باشد، يا با دگرگون ‌ساختن‌ عنصر آب‌ به‌ عنصر ديگري‌، يا به‌ وجهي‌ از وجوه‌ ديگر.
قابل‌ ذكر است‌ كه‌ برخي‌ از علماي‌ طبيعت‌ مي‌گويند: آيه‌ كريمه‌ به‌ اولين ‌فرود آوردن‌ آب‌ از آسمان‌ اشاره‌ دارد آن‌گاه‌ كه‌ زمين‌ سير تكاملي‌ خود را از شكل‌ يك‌ كره‌ آتشين‌ به‌ يك‌ كره‌ سرد طي‌ مي‌كرد و آبي‌ بر روي‌ آن‌ وجودنداشت‌. البته‌ علم‌ هيدرولوژي‌ جديد در اين‌ عرصه‌ به‌ نتايجي‌ رسيده‌ است‌ و با مطالعه‌ آن‌ در مي‌يابيم‌ كه‌ ميان‌ داده‌هاي‌ اين‌ علم‌ با آيات‌ قرآني‌ در اين‌ باب‌، توافق‌ شگفت‌آوري‌ مشاهده‌ مي‌شود.
 
سوره مؤمنون آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَنشَأْنَا لَكُم بِهِ جَنَّاتٍ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ لَّكُمْ فِيهَا فَوَاكِهُ كَثِيرَةٌ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ با آن‌ آب‌، براي‌ شما باغ‌هايي‌ از درختان‌ خرما و انگور پديد آورديم‌» جنات: يعني‌ باغ‌هايي‌ با درختاني‌ انبوه‌ كه‌ از بس‌ قوي‌ و پر شاخ ‌و برگ‌ است‌، آنچه‌ را كه‌ در زير آن‌ قرار دارد، مي‌پوشاند و مستور مي‌كند «براي‌ شما در آنها» يعني: در آن ‌باغستانها «ميوه‌هاي‌ بسيار است‌» كه‌ از آنها بهره‌ گرفته‌ و به‌ وسيله‌ آنها تر و تازه‌ وخرم‌ و سرخوش‌ مي‌شويد. فواكه: ميوه‌هايي‌ است‌ كه‌ مردم‌ آنها را تناول‌ مي‌كنند، چون‌ انار و انجير و سيب‌ و مانند آن‌، كه‌ نه‌ غذايشان‌ است‌ و نه‌ نان‌ خورششان‌ بلكه‌ فقط از باب‌ تلذذ و ترفه‌ آنها را تناول‌ مي‌كنند و بدنشان‌ از مواد معدني‌ و خواص ‌مفيد آنها بهره‌مند مي‌شود «و از آنها مي‌خوريد» يعني: از بعضي‌ از اين‌ ميوه‌ها به‌عنوان‌ قوت‌ و غذا نيز استفاده‌ مي‌كنيد.
 
	سوره مؤمنون آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَشَجَرَةً تَخْرُجُ مِن طُورِ سَيْنَاء تَنبُتُ بِالدُّهْنِ وَصِبْغٍ لِّلْآكِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آفريديم‌» براي‌ شما «درختي‌ را كه‌ از طور سينا بيرون‌ مي‌آيد» مراد، درخت ‌زيتون‌ است‌ كه‌ بخشنده‌ترين‌، منفعت‌بارترين‌ و پر بركت‌ترين‌ درختان‌ است‌ «به‌وجهي‌ مي‌رويد كه‌ از آن‌ روغن‌ برمي‌آيد» يعني: ميوه‌ آن‌ درحالي‌ مي‌رويد كه‌ داراي ‌روغن‌ زيتون‌ است‌ «و نان‌ خورشي‌ براي‌ خورندگان‌ است‌» يعني: آن‌ روغن‌ زيتون‌، خود نان‌ خورشي‌ است‌ كه‌ غذا با آن‌ رنگين‌ و خوشگوار مي‌شود و هر نان‌ خورش ‌ديگري‌ نيز نوعي‌ «صبغ‌» يعني‌ رنگ‌ است‌ كه‌ غذا از