ين‌ را جز به‌ آن‌كس‌ كه‌ دوستش‌ دارد، نمي‌دهد پس‌ هر كس‌ كه ‌خداي‌ عزوجل‌ دين‌ را به‌ وي‌ داد، بي‌گمان‌ او را دوست‌ داشته‌ است‌ و سوگند به‌ذاتي‌ كه‌ جان‌ محمد در يد اوست‌، هيچ‌ بنده‌اي‌ مسلمان‌ نمي‌شود تا دل‌ و زبانش‌تسليم‌ نشود و ايمان‌ نمي‌آورد تا آن‌كه‌ همسايه‌اش‌ از بوائقش‌ ايمن‌ نباشد»، اصحاب‌ گفتند: يا رسول‌الله ! بوائق‌ وي‌ چيست‌؟ فرمودند: «ظلم‌ و ستم‌ وي‌. سپس‌ افزودند: «و هيچ‌ بنده‌اي‌ مالي‌ از حرام‌ به‌دست‌ نمي‌آورد كه‌ از آن‌ خرج‌ و مصرف‌ كند و باز در عين‌ حال‌، به‌ او در آن‌ بركت‌ داده‌ شود؛ و از آن‌ صدقه ‌نمي‌كند كه‌ باز از وي‌ پذيرفته‌ شود (يعني‌ نه‌ در آن‌ بركت‌ داده‌ مي‌شود و نه‌ هم‌ ازوي‌ پذيرفته‌ مي‌شود) و آن‌ را پشت‌ سرش‌ به‌جا نمي‌گذارد مگر اين‌كه‌ توشه‌ وي ‌براي‌ دوزخ‌ است‌؛ بدانيد كه‌ در حقيقت‌ خداي‌ عزوجل‌ بدي‌ را به‌ وسيله‌ بدي‌ محو نمي‌كند بلكه‌ بدي‌ را به‌ وسيله‌ نيكي‌ محو مي‌كند زيرا ترديدي‌ نيست‌ كه‌ پليدي‌، پليدي‌ را محو نمي‌كند».
آن‌ گاه‌ حق‌ تعالي‌ اوصاف‌ شتابگران‌ به‌سوي‌ خوبي‌ها را در سه‌ آيه‌ اين ‌چنين ‌بيان‌ مي‌كند:
 
سوره مؤمنون آيه  57
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ هُم مِّنْ خَشْيَةِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ كساني‌ كه‌ از خشيت‌ پروردگارشان‌ بيمناكند» يعني: كساني‌ كه‌ از بس‌ از خداوند(ج) بيمناكند، با وجود آن‌ كه‌ نيكوكارند و از ايمان‌ و عمل‌ صالح‌ بهره‌مند، با اين‌ همه‌ از وي‌ در خوف‌ و بيمي‌ هميشگي‌ به‌سر مي‌برند چنان‌كه‌ حسن‌ بصري: مي‌گويد: «مؤمن‌، پارسايي‌ و بيم‌ را با هم‌ جمع‌ مي‌كند و منافق‌ بدكاري‌ و ايمني ‌را».
 
	سوره مؤمنون آيه  58‏متن آيه : ‏‏ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ ‏
آيه  59‏متن آيه : ‏‏ وَالَّذِينَ هُم بِرَبِّهِمْ لَا يُشْرِكُونَ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«و آنان‌ كه‌ به‌ آيات‌ پروردگار خويش‌» كه‌ به‌سويشان‌ نازل‌ شده‌ است‌ و نيز به‌ آيات ‌هستي‌ و آفرينش‌ وي‌ «ايمان‌ مي‌آورند» و به‌ همه‌ آيات‌ و كتاب‌هاي‌ او باور دارند «و آنان‌ كه‌ براي‌ پروردگار خويش‌ شريك‌ مقرر نمي‌كنند» يعني: غير او را با وي‌ در پرستش‌ شريك‌ نمي‌گردانند.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3109.txt"> آيه  60</a><a class="text" href="w:text:3110.txt">آيه  61</a><a class="text" href="w:text:3111.txt">آيه  62</a><a class="text" href="w:text:3112.txt"> آيه  63</a><a class="text" href="w:text:3113.txt">آيه  64</a><a class="text" href="w:text:3114.txt">آيه  65</a><a class="text" href="w:text:3115.txt"> آيه  66</a><a class="text" href="w:text:3116.txt"> آيه  67</a><a class="text" href="w:text:3117.txt">آيه  68</a><a class="text" href="w:text:3118.txt">آيه  69</a><a class="text" href="w:text:3119.txt">آيه  70</a><a class="text" href="w:text:3120.txt"> آيه  71</a><a class="text" href="w:text:3121.txt"> آيه  72</a><a class="text" href="w:text:3122.txt">آيه  73</a><a class="text" href="w:text:3123.txt">آيه  74</a></body></html>سوره مؤمنون آيه  60
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنان‌ كه‌ مي‌دهند آنچه‌ را داده‌اند» در راه‌ خدا(ج) از زكات‌ و صدقات‌ «درحالي‌كه‌ دلهايشان‌ ترسان‌ است‌ كه‌ به‌سوي‌ پروردگارشان‌ بازمي‌گردند» يعني: گمان‌ مي‌كنند كه‌ دادن‌ زكات‌ و صدقات‌ آنان‌ را از عذاب‌ خداوند(ج) نجات‌ نمي‌دهد زيرا از آن‌ بيم‌ دارند كه‌ اين‌ صدقه‌ آن‌ گونه‌ كه‌ مطلوب‌ است‌ از آنان‌ پذيرفته‌ نشده‌ باشد و در هنگام‌ بازگشت‌ به‌سوي‌ پروردگارشان‌ مستوجب‌ خشم‌ وي ‌گردند.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها آمده‌ است‌ كه‌ گفت: يا رسول‌الله! (كساني‌ كه‌ مي‌دهند آنچه‌ را داده‌اند در حالي‌كه‌ دلهايشان‌ ترسان‌ است) همان‌كساني‌ هستند كه‌ دزدي‌ و زنا مي‌كنند و شراب‌ مي‌نوشند اما در عين ‌حال‌ از خداي ‌عزوجل‌ مي‌ترسند؟ فرمودند: «لا يا بنت‌ ابي‌ بكر، يا بنت‌ الصديق‌، و لكنه‌ الذي‌ يصلي ‌ويصوم‌ ويتصدق‌ وهو يخاف‌ الله‌ عزوجل: نه‌! اي‌ دختر ابي‌بكر، اي‌ دختر صديق‌! بلكه‌ او كسي‌ است‌ كه‌ نماز مي‌خواند و روزه‌ مي‌گيرد و صدقه‌ مي‌دهد اما در عين‌حال‌ از خداي‌ عزوجل‌ مي‌ترسد».
	آيه  249
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو اللّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هنگامي‌ كه‌ طالوت‌ با لشكريان‌ رهسپار شد» از شهر خويش‌ بيت ‌المقدس‌ ولشكر را از شهر به‌ جنگ‌ «عمالقه‌» خارج‌ كرد، فصل‌؛ فصل‌ تابستان‌ و هوا سخت‌گرم‌ بود، لذا لشكريان‌ از طالوت‌ آب‌ خواستند، او «گفت: خداوند شما را به‌وسيله ‌رودخانه‌اي‌ مي‌آزمايد» نقل‌ است‌ كه‌: مراد از آن‌ رودخانه‌اي‌ در ميان‌ اردن‌ وفلسطين‌ است‌. گفتني‌ است‌ كه‌ هدف‌ از اين‌ آزمون، سنجش‌ ميزان‌ اطاعت‌ لشكريان‌ وي‌ بود. طالوت‌ افزود: «پس‌ هر كس‌ از آن‌ بنوشد از پيروان‌ من‌ نيست‌» لذا هر كس‌ از من‌ در اين‌ دستور اطاعت‌ كند، در ساير فرمانها نيز مطيع‌ من‌ خواهد بود و هر كس‌ اين‌ دستور را ناديده‌ بگيرد و خواهش‌ نفسش‌ بر او چيره‌ شود، پس‌ او در ساير امور سخت‌ و دشوار، به‌طريق‌ اولي‌ خداوند(ج)  را عصيان‌ و نافرماني‌خواهد كرد «و هر كس‌ از آن‌ نخورد، قطعا او از من‌ است، مگر كسي‌ كه‌ با دستش‌ غرفه‌اي‌ برگيرد» اغتراف: گرفتن‌ آب‌ به‌ دست‌ يا به‌ وسيله‌ ديگري‌ است‌ و (غرفه) برگرفتن‌ آب‌ با يك‌ كف‌ دست، يا با هردو كف‌ دست‌ است‌. آري‌! طالوت، فقط نوشيدن‌ يك‌ مشت‌ آب‌ را به‌ آنان‌ رخصت‌ داد تا آزار تشنگي‌ را اندكي‌ از آنان ‌برطرف‌ ساخته‌ باشد و تا بدين‌ وسيله‌ بتوانند كشمكش‌ نفس‌ خويش‌ را مهاركنند «پس‌ همه‌ از آن‌ نوشيدند» و از فرمانده‌ خويش‌ نافرماني‌ كردند، لذا او نيز به‌ آنان ‌اجازه‌ نداد كه‌ باوي‌ در جنگ‌ با دشمن‌ همراهي‌كنند «جز اندكي‌ از ايشان‌» كه‌ ننوشيدند و ايشان‌ به‌ تعداد اصحاب‌ بدر (سيصدوسيزده‌ تن) بودند، چنان‌كه‌ درصحيح‌بخاري‌ و غيرآن‌ آمده‌ است‌.
ابن‌ جرير از براءبن‌عازب‌(رض)  روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: «ما در ميان‌ خودمان‌چنين‌ مي‌گفتيم‌ كه‌ اصحاب‌ محمدص در روز بدر سيصدوده‌تن‌واندي‌ بودند، به ‌شم