عال‌ بزم‌آرايي‌ مي‌كنند، نكوهش‌ مي‌كند اما شب‌نشيني‌ و محفل‌آرايي‌ براي‌ طاعت‌ خدا(ج)، مانند مجالس‌ علم‌ و مجالس‌ ذكر، بسي‌ نيكو و پر ثمر است‌.
 
	سوره مؤمنون آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
خداوند متعال‌ در اينجا به‌ بيان‌ اين‌ حقيقت‌ مي‌پردازد كه‌ سبب‌ اقدامشان‌ بر كفر، يكي‌ از عوامل‌ پنج‌گانه‌اي‌ است‌ كه‌ در اين‌ آيه‌ و آيات‌ بعد مطرح‌ مي‌شود و هريك ‌از آنها به‌خودي‌خود كافي‌ است‌ كه‌ برگرداننده‌شان‌ از ايمان‌ باشد. در اين‌ آيه‌ به‌بيان‌ دو عامل‌ از آنها مي‌پردازد، عامل‌ اول: عدم‌ تدبر و انديشيدن‌ آنها در قرآن ‌است‌ «آيا در اين‌ سخن‌ نينديشيده‌اند» زيرا اگر در معاني‌ قرآن‌ تدبر و انديشه‌ مي‌كردند، يقينا حقانيت‌ آن‌ برايشان‌ آشكار مي‌شد و به‌ قرآن‌ و آنچه‌ در آن ‌است‌، ايمان‌ مي‌آوردند. عامل‌ دوم‌ اين‌ است: «يا مگر چيزي‌ برايشان‌ آمده‌ كه‌براي‌ پدران‌ پيشين‌ آنها نيامده‌ بود» لذا اين‌ عامل‌، سبب‌ انكار قرآن‌ از سوي‌ آنان ‌شده‌ است‌؟! درحالي‌كه‌ اگر آنان‌ نيك‌ مي‌انديشيدند، قطعا مي‌دانستند كه‌ نزول‌ قرآن‌ بر آنان‌ نه‌ بر پدرانشان‌، به‌ اين‌ جهت‌ بوده‌ است‌ كه‌ باري‌تعالي‌ اين‌ خير را براي‌ آنان‌ اراده‌ داشته‌ است‌ نه‌ براي‌ پدرانشان‌.
عامل‌ سوم‌ كفرورزي‌شان‌ اين‌ است:
	سوره مؤمنون آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا پيامبر خود را درست‌ نشناخته‌اند پس‌ به‌ او ناآشنايند» يعني: يا مگر پيامبر خود ص را به‌ راستگويي‌ و امانتداري‌ نشناخته‌اند پس‌ چون‌ از او بيگانه‌اند لذا از سرانكار با او برخورد مي‌كنند؟ درحالي‌كه‌ روشن‌ است‌ كه‌ آنان‌ او را به‌ اوصاف‌ راستگويي‌ و امانتداري‌ شناخته‌اند و هرگز دروغگويي‌ و خيانتي‌ را از او تجربه ‌نكرده‌اند.
عامل‌ چهارم‌ كفرورزي‌شان‌ اين‌ است:
 
سوره مؤمنون آيه  70
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مي‌گويند او جنوني‌ دارد؟» درحالي‌كه‌ آنان‌ نيك‌ مي‌دانند كه‌ پيامبر ص برترين ‌مردم‌ از نظر عقل‌ و خرد است‌ بنابراين‌، چنان‌ نيست‌ كه‌ مي‌گويند «بلكه‌ او حق‌ را» كه‌ عبارت‌ از دين‌ استوار و مبين‌ الهي‌ است‌ «برايشان‌ آورده‌ ولي‌ بيشترشان‌ حق ‌را خوش‌ ندارند» به‌سبب‌ تعصب‌ و سرسختي‌اي‌ كه‌ جزء سرشت‌ آنان‌ شده‌ است‌.يعني: اكثريتشان‌ حق‌ را دوست‌ ندارند اما اقليتشان‌ با آن‌كه‌ در مورد حق‌ بدبين ‌نيستند ولي‌ از ترس‌ كساني‌ كه‌ دوست‌دار حق‌ نيستند، ايمانشان‌ را آشكار نمي‌سازند.
 
	آيه  250
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آن‌گاه‌ كه‌ براي‌ جنگ‌ با جالوت‌ و سپاهيانش‌ به‌ ميدان‌ آمدند» برزوا: در براز بيرون‌ آمدند. «براز»: زمين‌ و فضاي‌ فراخ‌ است‌ «گفتند: اي‌ پروردگارما! برما» باران‌ «صبر فروريز و گامهايمان‌ را استوار بدار» يعني: ما را نيرومند گردان‌ تا به ‌شكست‌ روبرو نشويم‌ و از ميدان‌ جنگ‌ نگريزيم‌ «و ما را بر خدانشناسان‌ پيروزگردان‌» و ياريمان‌ كن‌ تا بر جالوت‌ و سپاهيانش‌ غالب‌ گرديم‌.
 
سوره مؤمنون آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر حق‌» تعالي‌ «از هوي‌ و هوسهايشان‌ پيروي‌ مي‌كرد» يا اگر اصول‌ و پيام‌هاي‌ حق‌ به‌ همان‌ شيوه‌اي‌ مي‌آمد كه‌ آنان‌ دوست‌ دارند؛ «قطعا آسمانها و زمين‌ و هركه‌ در آنهاست‌، تباه‌ مي‌شد» پس‌ تفسير آيه‌ كريمه‌ بر دو وجه‌ است‌؛ اول ‌اين‌كه: اگر حق‌تعالي‌ ـ چنان‌كه‌ آنان‌ دوست‌ دارند ـ با خود شريكي‌ قرار مي‌داد، بي‌شك‌ آسمانها و زمين‌ تباه‌ و بي‌انتظام‌ مي‌شد. وجه‌ دوم‌ اين‌ است: اگر حق‌ همان‌ چيزي‌ مي‌بود كه‌ آنان‌ مي‌گويند ـ از وجود خدايان‌ متعدد به‌همراه‌ خداي‌ يگانه‌ ـ در آن‌ صورت‌ قطعا خدايان‌ با همديگر اختلاف‌ پيدا مي‌كردند و درنتيجه ‌اختلاف‌ آنها همه‌ كائنات‌ به‌ نابودي‌ كشيده‌ مي‌شد. و همانند اين‌ استدلال‌ است ‌فرموده‌ باري‌تعالي: (‏ لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا) كه‌ تفسير آن‌ در (آيه‌ 22،سوره‌ انبيا) گذشت‌.
«بلكه‌ حق‌ اين‌ است‌ كه‌ ذكر خودشان‌ را برآنان‌ آورده‌ايم‌» يعني: كتابي‌ را برايشان‌ آورده‌ايم‌ كه‌ يادنامه‌ فخر و شرفشان‌ است‌ زيرا پيامبر ص از ميان‌ خودشان ‌برانگيخته‌ شده‌ و قرآن‌ نيز به‌ زبان‌ خودشان‌ نازل‌ گرديده‌ است‌. به‌ قولي: مراد از «ذكر»، پند و اندرز و هشدار است‌ «ولي‌ آنها از ذكر خود روگردانند» يعني: آنها به ‌امري‌ كه‌ بزرگترين‌ يادنامه‌ فخر و شرف‌ آنهاست‌، بي‌اعتنايند و اين‌ بي‌اعتنايي‌ به‌دليل‌ انتخاب‌ نادرست‌ آنهاست‌.
عامل‌ پنجم‌ اقدام‌ آنان‌ بر كفر اين‌ پندارشان‌ است:
 
سوره مؤمنون آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجاً فَخَرَاجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا از آنان‌ مزدي‌ مطالبه‌ مي‌كني‌؟» يعني: يا عاملي‌ كه‌ آنان‌ را از ايمان‌ آوردن‌ بازمي‌دارد اين‌ است‌ كه‌ مي‌پندارند: تو از آنان‌ دربرابر اداي‌ وظيفه‌ رسالت‌، مزد يا مقرري‌اي‌ مي‌طلبي‌ پس‌ از همين‌روي‌ ايمان‌ به‌ تو و پذيرش‌ دعوت‌ و پيامت‌ را فروگذاشته‌اند؟ با آن‌كه‌ مي‌دانند كه‌ تو از آنان‌ چنين‌ مزد و پاداشي‌ نخواسته‌اي‌. حتي‌خداوند(ج) پذيرفتن‌ صدقه‌ را بر رسولش‌ حرام‌ ساخته‌ است‌ تا گوينده‌اي‌ نگويد: او براي‌ به‌دست‌آوردن‌ مال‌ و ثروت‌ مدعي‌ رسالت‌ شده‌ است‌ «پس‌ خراج‌ پروردگارت‌بهتر است‌» يعني: رزقي‌ كه‌ پروردگارت‌ برايت‌ در دنيا مي‌دهد و مزدي‌ كه‌ درآخرت‌ به‌ تو عنايت‌ مي‌كند، برايت‌ از آنچه‌ ذكر شد، بهتر است‌ «و او بهترين‌روزي‌دهندگان‌ است‌».
خلاصه‌ اين‌كه: آنان‌ در عدم‌ اجابت‌گفتن‌ به‌ دعوت‌ رسول‌ خدا ص ، هيچ‌ عذر و حجتي‌ ندارند.
 
	سوره مؤمنون آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در حقيقت‌ تو آنان‌ را به‌ راهي‌ راست‌ مي‌خواني‌» پس‌ سزاوار است‌ كه‌ به‌ نداي‌ دعوتت‌ لبي