‌. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ قبل‌ ازداوود، پادشاهي‌ و نبوت‌ براي‌ هيچ‌كس‌ فراهم‌ و يك‌جا نشده‌ بود و خداوند(ج)  نبوت‌ و پادشاهي‌ را هر دو يك‌جا به‌ او بخشيد، در حالي‌كه‌ قبلا چوپاني‌ بيش‌نبود. زبور نيز بر داوود(رض)  نازل‌ شد «و از آنچه‌ مي‌خواست‌ به‌ او آموخت‌» يعني: ازآنچه‌ كه‌ مشيت‌ خداوند متعال‌ بر آن‌ رفته‌ بود، به‌ داوود آموخت، همچون‌ صنعت‌زره‌سازي، شناخت‌ زبان‌ پرندگان‌ و داوري‌ ميان‌ مردم‌ در اختلافات‌ و دعاوي‌ آنان ‌«و اگر خداوند برخي‌ از مردم‌ را» كه‌ كارگزاران‌ اسباب‌ شر و فساد هستند «به‌وسيله‌برخي‌ديگر» از آنان‌ كه‌ به‌ وسيله‌ جهاد و امربه‌ معروف‌ و نهي‌ازمنكر، جلو شر وفساد و مفسدان‌ را مي‌گيرند «دفع‌ نمي‌كرد، قطعا زمين‌ تباه‌ مي‌شد» زيرا اهل‌ فساد بابرپاكردن‌ شراره‌هاي‌ شر و فتنه‌ كه‌ براندازنده‌ نسلها و آباداني‌ها و كشتزارهاست، برزمين‌ غلبه‌ مي‌كردند و مسلمانان‌ را از ميان‌ برداشته، مساجد و عبادتگاهها را ويران‌مي‌ساختند، پس‌ اين‌ اهل‌ ايمانند كه‌ با نيرومندي‌ مادي‌ و معنوي‌ خويش، بازدارنده ‌شر و فساد از روي‌ زمين‌ مي‌باشند «و خداوند نسبت‌ به‌جهانيان‌ تفضل‌ دارد» و براساس‌ همين‌ فضل‌ خويش، برخي‌ از آنان‌ را به‌ وسيله‌ برخي‌ ديگر دفع‌ نموده‌ و شراره‌هاي‌ شر و فتنه‌ را فرو مي‌خواباند.
 
سوره مؤمنون آيه  80
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ وَلَهُ اخْتِلَافُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اوست‌ آن‌ كس‌ كه‌ زنده‌ مي‌كند و مي‌ميراند» آري‌! فقط اوست‌ ـ به‌ طور انفراد و بالاستقلال‌ ـ نه‌ ديگري‌ «و اختلاف‌ شب‌ و روز از اوست‌» زيرا آنها را چنان‌ آفريده‌ كه‌ پي‌درپي‌ مي‌آيند، نه‌ از حركت‌ سست‌ مي‌شوند و نه‌ با زمان‌ ديگري‌ كه ‌از آهنگ‌ شب‌ و روز خارج‌ باشد، از هم‌ديگر جدا مي‌شوند چنان‌كه‌ در روشنايي ‌بخشيدن‌ و تاريك‌ نمودن‌ نيز با هم‌ اختلاف‌ دارند. به‌قولي‌ مراد از اختلاف‌ شب‌ و روز: تكرار آنها، روزي‌ از پي‌ روز ديگر و شبي‌ از پي‌ شبي‌ ديگراست‌ «مگر نمي‌انديشيد» در قدرت‌ باري‌تعالي‌ تا به‌ خود آييد و اين‌ حقيقت‌ را كه ‌قدرت‌ وي‌ بر همه‌ ممكنات‌ فراگير است‌ دريابيد و بدانيد كه‌ برانگيختن‌ پس‌ از مرگ ‌نيز از همين‌ مقوله‌ قدرت‌ است‌؟
 
سوره مؤمنون آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ بَلْ قَالُوا مِثْلَ مَا قَالَ الْأَوَّلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بلكه‌ گفتند» كفار مكه‌ «مانند آنچه‌ پيشينيان‌» يعني: پدرانشان‌ يا كفار امتهاي ‌گذشته‌ «گفته ‌بودند».
 
	سوره مؤمنون آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَاباً وَعِظَاماً أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: آيا چون‌ بميريم‌ و خاك‌ و استخواني‌چند شويم‌، آيا باز برانگيخته‌ خواهيم ‌شد؟» آري‌! چنين‌ گفتند در حالي‌كه‌ اين‌ نحوه‌ نگاه‌، صرفا بعيد انگاري‌ ذهني‌اي ‌است‌ كه‌ هيچ‌ باري‌ از تعقل‌ و انديشه‌ ندارد و الا، نه‌ علم‌ چنين‌ حقيقتي‌ را نفي ‌مي‌كند و نه‌ عقل‌ از آن‌ گريزان‌ است‌. بلي‌! بعيد انگاشتن‌ حقيقت‌ احياي‌ مجدد، بي‌آن‌كه‌ دراين‌ قضيه‌ به‌سراغ‌ مشابه‌هاي‌ ديگري‌ بروند، يا در اين‌ حقيقت‌ كه‌ خود در آغاز از همين‌ خاك‌ آفريده‌ شده‌ اند، تأمل‌ نمايند، از هرگونه‌ پشتوانه‌ عقلي‌ و علمي‌ بي‌بهره‌ است‌.
شبهه‌ ديگرشان‌ در توجيه‌ آن‌ استبعاد اين‌ است:
 
	سوره مؤمنون آيه  83
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«درست‌ اين‌ سخن‌ را قبلا به‌ ما و پدرانمان‌ وعده‌ داده‌ بودند» يعني: قبل‌ از بعثت ‌محمد ص نيز به‌ ما و پدرانمان‌ همين‌ وعده‌ احياي‌ مجدد را داده‌ بودند اما ما نديديم‌كه‌ پدران‌ ما برانگيخته‌ شوند «اين‌ جز افسانه‌هاي‌ پيشينيان‌ چيزي‌ نيست‌» يعني: اين‌ وعده‌ها دروغ‌پردازيهاي‌ پيشينيان‌ است‌ كه‌ به‌عنوان‌ اسطوره‌هاي‌ خيالي‌ آنها را در كتب‌ خويش‌ نگاشته‌اند. اسطوره: چيزي‌ است‌ كه‌ ساخته‌ و پرداخته‌ دروغ‌پردازان ‌است‌.
 
	سوره مؤمنون آيه  84
‏متن آيه : ‏
‏ قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمد ص به‌ مردم‌ مكه‌ در مقام‌ پرسش‌ از آنان: «زمين‌ و هركه‌ در آن ‌است‌ از آن‌ كيست‌؟» و به‌ چه‌ كسي‌ تعلق‌ دارد؟ «اگر مي‌دانيد» و چيزي‌ از علم‌ وآگاهي‌ داريد پس‌ به‌ من‌ خبر دهيد. مراد از (هركه‌ در آن‌ است)، تمام‌ مخلوقات ‌روي‌ زمين‌ مي‌باشند.
 
	سوره مؤمنون آيه  85
‏متن آيه : ‏
‏ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«زودا كه‌ گويند: از آن‌ خداست‌» يعني: آنها ناگزير مي‌گويند كه‌ زمين‌ و هر كه‌ درآن‌ است‌ از آن‌ خداست‌ زيرا به‌ آفريدگاري‌ خداوند(ج) معترفند «بگو: پس‌ آيا پند نمي‌گيريد؟» يعني: چنانچه‌ شما به‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ زمين‌ و هركه‌ در آن‌ است‌ از آن‌ خداست‌ و او آفريننده‌ زمين‌ و متصرف‌ آن‌ مي‌باشد، مقر و معترفيد پس‌ چرا با باري‌تعالي‌ خدايان‌ ديگري‌ را كه‌ به‌ خوبي‌ مي‌دانيد مالك‌ هيچ‌ چيزي‌ نيستند، مي‌پرستيد؟ و چرا از اعتراف‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ طفره‌ مي‌رويد كه‌ ذاتي‌ كه‌ بر آفرينش ‌ابتدايي‌ و اختراعي‌ انسان‌ قادر باشد، بر زنده‌ كردن‌ بعد از مرگ‌ او نيز تواناست‌؟
 
سوره مؤمنون آيه  86‏متن آيه : ‏‏ قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ‏
آيه  87‏متن آيه : ‏‏ سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«بگو: پروردگار آسمانهاي‌ هفتگانه‌ و پروردگار عرش‌ بزرگ‌ كيست‌؟ خواهند گفت‌، اين‌همه‌ از آن‌ الله است‌» يعني: آسمانها و عرش‌ همه‌ از آن‌ خداست‌ و او پروردگار آنهاست‌ «بگو» اي‌ محمد ص «پس‌ آيا پروا نمي‌كنيد؟» يعني: هرگاه‌ مي‌دانيد كه‌ خدايان‌ شما مالك‌ هيچ‌چيز در آسمانها نيستند پس‌ چرا كار پرستش‌ را كه‌ فقط خداي‌ يگانه‌ سزاوار آن‌ است‌، به‌ آنها اختصاص‌ مي‌دهيد؟ و چرا رستاخيز را خارج‌ از محدوده‌ قدرت‌ مطلق‌ او مي‌پنداريد؟
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «آسمانها و آنچه‌ در آنهاست‌، دربرابر كرسي‌ جز مانند حلقه‌اي‌ كه‌ در بياباني‌ افگنده‌ شده‌ نيست‌ و بي‌گمان‌ كرسي‌ با آنچه‌ در آن‌ است‌، نسبت‌ به‌ عرش‌ همانند اين‌ حلقه‌ در اين‌ بيابان‌ است‌».
 
سوره مؤمنون آيه  88
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: كيست‌ آن‌كه‌ ملكوت‌ 