ه‌ به‌ هريك‌ از آنان‌ است‌.
زنا: عبارت‌ است‌ از مقاربت‌ جنسي‌ مرد با زن‌ بدون‌ عقد ازدواج‌ و بدون‌ وجود شبهه‌ نكاح‌. زانيه: زني‌ است‌ كه‌ به‌ زنا رغبت‌ داشته‌ و در برابر مرد زناكار تمكين ‌مي‌كند، نه‌ زني‌ كه‌ اين‌ عمل‌ به‌زور و اجبار با وي‌ انجام‌ مي‌شود. جلد: زدن‌ با تازيانه‌ يا عصاست‌، گفته‌ مي‌شود: «جلده‌» آن‌گاه‌ كه‌ كسي‌ بر پوست‌ بدن‌ كسي ‌ديگر تازيانه‌ بزند.
زدن‌ صد تازيانه‌، حد زناي‌ مرد آزاد بالغ‌ بكر (غيرمتأهل) و زن‌ زناكار آزاد بالغ‌ غيرشوهردار است‌، البته‌ در سنت‌ رسول‌اكرم‌ ص افزون‌ بر زدن‌ صد تازيانه‌، تبعيد يك‌ سال‌ هم‌ ثابت‌ شده‌ است‌، هرچند اين‌ حكم‌ ميان‌ فقها اتفاقي‌ نيست‌، چنان‌ كه‌ خواهد آمد. اما مرد و زني‌ كه‌ آزاد و متأهل‌ باشند، يعني‌ با نكاح‌ صحيح ‌ازدواج‌ كرده‌ باشند و ميان‌ آنها مقاربت‌ هم‌ انجام‌ گرفته‌ باشد ـ هرچند يك‌ بار ـ ومرتكب‌ زنا گردند، حد آنها بنا بر سنت‌ صحيح‌ متواتر، رجم‌ (سنگسار) است‌ وفقها بر اين‌ حكم‌ اتفاق‌ نظر دارند. همچنين‌ اتفاق‌ نظر دارند بر اين‌كه‌ حد زناي‌ مرد و زن‌ متأهل‌ برده‌ كه‌ آزاد نيستند، فقط زدن‌ تازيانه‌ است‌ زيرا در بردگان‌ سنگساري ‌نيست‌. اما در خصوص‌ حد زناي‌ بكر (مرد و زن‌ غيرمتأهل)، احناف‌ با عمل‌ به ‌صريح‌ آيه‌ فقط به‌ تازيانه‌ حكم‌ مي‌كنند نه‌ به‌ تبعيد يك‌ سال‌ ولي‌ جمهور فقها (مالك‌، شافعي‌، احمدحنبل) برآنند كه‌ حد زناي‌ مرد بكر، صد تازيانه‌ به‌ اضافه ‌تبعيد يك‌ سال‌ از محل‌ اقامتش‌ مي‌باشد و حد اقل‌ مسافت‌ اين‌ تبعيد نزد شافعي‌ها وحنبلي‌ها، مسافت‌ كوتاه‌ كردن‌ نماز يعني‌ مقدار (89) كيلومتر است‌. اما نزد مالكي‌ها، مرد بكر در همان‌ سرزميني‌ كه‌ تبعيد شده‌، زنداني‌ نيز مي‌شود ولي‌ زن‌ بكر زناكار به‌ اتفاق‌ فقها تبعيد نمي‌شود تا مبادا بار ديگر در تبعيدگاه‌ به‌ آفت‌ زنا مبتلا گردد.
اين‌ آيه‌ ناسخ‌ آيه‌ حبس‌ و آيه‌ آزار دادن‌ زناكاران‌ است‌ كه‌ در دو آيه‌ 16 و 15سوره‌ «نساء» گذشت‌ زيرا مجازات‌ مرد زناكار در صدر اسلام‌ آزار دادن‌ و طعنه ‌زدن‌ و مجازات‌ زن‌ زناكار زنداني‌ كردن‌ وي‌ در خانه‌اش‌ بود، كه‌ آن‌ حكم‌ با اين‌ آيه‌ منسوخ‌ شد.
دليل‌ اين‌كه‌ آيه‌ كريمه‌، زن‌ زناكار را بر مرد زناكار مقدم‌ گردانيد، اين‌ است‌ كه‌ انگيزه‌ زنا در اغلب‌ احوال‌ از زن‌ بروز مي‌كند زيرا اوست‌ كه‌ با چهره‌نمايي‌ها وعشوه‌گريهاي‌ فريبنده‌ براي‌ مرد با روشهاي‌ گوناگون‌، اورا به‌ عمل‌ حرام‌ تحريك‌ مي‌نمايد. دليل‌ ديگر تقدم‌ ذكر وي‌ اين‌ است‌ كه‌ مفسده‌ زنا و ننگ‌ و بدنامي‌ آن‌، در زن بيشتر از مرد است‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌اكرم‌ ص فرمودند: «يا معشر الناس!‌ اتقوا الزني‌، فإن‌ فيه‌ ست‌ خصال: ثلاث‌ في‌ الدنيا وثلاث‌ في‌ الآخرة، أما التي‌ في ‌الدنيا، فيذهب ‌البهاء ويورث‌ الفقر وينقص‌ العمر، وأما التي‌ في ‌الآخرة: فسخط الله سبحانه‌ وتعالي‌، وسوء الحساب‌ وعذاب‌ النار: اي‌ گروه‌ مردم‌! از زنا بپرهيزيد زيرا در آن‌ شش ‌خصلت‌ است‌، سه‌ در دنيا و سه‌ در آخرت‌ اما آن‌كه‌ در دنياست‌، اين‌ است‌ كه: زنا اعتبار و ارزش‌ و جمال‌ انسان‌ را ازبين‌ مي‌برد، فقر را به‌جا مي‌گذارد و عمر را كم‌ مي‌كند و اما آن‌ سه‌ كه‌ در آخرت‌ است‌ عبارت‌ است‌ از: خشم‌ خداي‌ سبحان‌، بدي‌ حساب‌ و عذاب‌ دوزخ‌». «و نبايد در اجراي‌ حكم‌ خدا درباره‌ آنان‌ دچار رأفت ‌شويد» رأفت: رحمت‌ و دلسوزي‌ است‌. به‌قولي: رأفت‌، رقيق‌ترين‌ عواطف‌ مهر و دلسوزي‌ است‌ «اگر به‌ خدا و روز قيامت‌ ايمان‌ داريد» يعني: اگر به‌ يگانگي‌خدا(ج) و روز رستاخيز كه‌ در آن‌ پاداش‌ اعمال‌ به‌ تمامي‌ داده‌ مي‌شود باور داريد پس‌ نبايد حدود خداي‌ متعال‌ را معطل‌ گردانيد. اين‌ از باب‌ تهييج‌ و برانگيختن ‌غيرت‌ ايماني‌ و ديني‌ مؤمنان‌ است‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص به‌ اسامه‌ بن‌ زيد(رض) ـ آن‌گاه‌ كه‌ در باره‌ فاطمه‌ دختر اسود مخزومي‌ كه‌ روسري‌اي‌ را دزديده‌ بود شفاعت‌ كرد ـ فرمودند: «اتشفع‌ في‌ حد من‌ حدود الله: آيا در حدي‌ از حدود خداوند(ج) شفاعت ‌مي‌كني‌؟» سپس‌ به‌پاخاسته‌ خطبه‌اي‌ ايراد كرده‌ و فرمودند: «إنما أهلك‌ الذين‌ من ‌قبلكم‌ أنهم‌ كانوا إذا سرق‌ فيهم‌ الشريف‌ تركوه‌ وإذا سرق‌ الضعيف‌ أقاموا عليه ‌الحد وأيم‌الله‌ لو أن‌ فاطمة‌ بنت‌ محمد سرقت‌ لقطعت‌ يدها: جز اين‌ نيست‌ كه‌ سبب‌ هلاكت ‌مردمي‌ كه‌ قبل‌ از شما بودند، اين‌ بود كه‌ چون‌ در ميانشان‌ شخص‌ شريفي‌ دزدي‌ مي‌كرد، او را آزاد مي‌گذاشتند اما اگر شخص‌ ضعيفي‌ دزدي‌ مي‌كرد، حد را بر وي‌ اقامه‌ مي‌كردند و سوگند به‌ خداي ‌عزوجل‌ كه‌ اگر فاطمه‌ دختر محمد ص دزدي‌كند، بي‌گمان‌ دستش‌ را قطع‌ مي‌كنم‌». «و بايد گروهي‌ از مؤمنان‌ بر عذاب‌ آنها حاضر باشند» براي‌ سرزنش‌ بيشتر، تشهير، رسوايي‌ و بدنامي‌ زناكاران‌ پس‌ كيفر آنان‌ با تشهير همراه‌ است‌. نسفي‌ مي‌گويد: «حد اقل‌ گروهي‌ كه‌ بايد در هنگام‌ مجازات‌ زناكاران‌ حاضر باشند، سه‌ يا چهار نفر است‌».
احناف‌ و حنبلي‌ها برآنند كه‌ بايد تمام‌ حدودالهي‌ در محضر مردم‌ برپا داشته ‌شود زيرا هدف‌ از اقامه‌ حدود، هشدار دادن‌ به‌ مردم‌ و بازداشتن‌ آنها از ارتكاب‌ چنان‌ اعمالي‌ است‌.
اما ابزار زدن‌ تازيانه: علما اتفاق‌ نظر دارند بر اين‌كه‌ تازيانه‌ زدن‌ زناكاران‌ با چوبي‌ واجب‌ است‌ كه‌ هنوز ميوه‌ نداده‌ نباشد و آن‌ تازيانه‌اي‌ است‌ متوسط كه‌ نه ‌بسيار سخت‌ و ضخيم‌ است‌ و نه‌ نرم‌ و لطيف‌. البته‌ چگونگي‌ تازيانه‌ زدن‌ در همه‌ حدود يكسان‌ است‌. اما احناف‌ برآنند كه: تازيانه‌ زدن‌ در تعزير نسبت‌ به‌ تازيانه‌ زدن‌ در حدود شديدتر است‌ تازيانه‌ زدن‌ در حد زنا، از تازيانه‌ زدن‌ در حد شراب‌ شديدتر است‌ و تازيانه‌ زدن‌ در حد شراب‌، از تازيانه‌ زدن‌ در حد قذف‌ (بهتان) شديدتر است‌. حكم‌ ديگر دراين‌ مورد اين‌ است‌ كه‌ مرد به‌ حالت‌ ايستاده‌ تازيانه‌ زده‌ مي‌شود و زن‌ به‌ حالت‌ نشسته‌.
خطاب‌ اين‌ آيه‌ به‌ اتفاق‌ مذاهب‌، متوجه‌ زمامداران‌ جامعه‌ اسلامي‌ و جانشينان ‌ايشان‌ مي‌باشد. به‌ قولي: خطاب‌ متوجه‌ تمام‌ مسلمين‌ است‌ و حاكم‌ مسلمان ‌نمايندگي‌ آنان‌ را بر عهده‌ دارد.
 
سوره نور آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ الزَّانِي لَا يَنكِحُ إلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مرد زناكار جز با زن‌ زناكار يا زن‌ مش