 كه‌ رسول‌ خدا ص از اين‌ معني‌ مورد سؤال‌ قرار گرفتند پس‌ فرمودند: «سوگند به‌ ذاتي‌ كه‌ جانم‌ در دست‌ اوست‌، آنان‌ با چنان‌ فشاري‌ به‌دوزخ‌ درآورده‌ مي‌شوند چنان‌كه‌ ميخ‌ به‌ فشار در ديوار فرو برده‌ مي‌شود». «دست‌وپابسته‌» دست‌هايشان‌ در دوزخ‌ با غل‌ و زنجير به‌ گردنهايشان‌ بسته‌ شده‌ است‌. به‌قولي‌ معناي‌ (مقرنين) اين‌ است‌ كه: با شياطين‌ به‌هم‌ بسته‌ و پيوسته‌ گردانيده‌ شده‌اند، يعني: هركدام‌ از آنان‌ به‌ شيطان‌ خويش‌ همراه‌ شده‌ «آنجاست‌» يعني: در آن‌ مكان‌ تنگ‌ و خفقاني‌ است‌ «كه‌ خواهان‌ نابودي ‌شوند» يعني: در آنجاست‌ كه‌ سخت بي‌تاب‌ شده‌ در حق‌ خود نابودي را آرزو مي‌كنند و فرياد مي‌زنند كه: اي‌ هلاكت‌! ما را درياب‌، از شدت‌ بلايي‌ كه‌ بر آنان‌ نازل‌ شده‌ است‌.
ابن‌كثير مي‌گويد: «ثبور: جمع‌كننده‌ معاني‌ هلاكت‌، بربادي‌، ويراني‌ و زيان ‌است‌». در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ انس‌بن‌ مالك‌(رض) از رسول‌ خدا ص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «اولين‌ كسي‌ كه‌ بر وي‌ جامه‌اي‌ از آتش‌ پوشانده‌ مي‌شود ابليس ‌است‌، او آن‌ جامه‌ را بر پيشاني‌ خويش‌ گذاشته‌ و از پشت‌ سر خويش‌ آن‌ را مي‌كشد درحالي‌كه‌ نسل‌ وي‌ به‌دنبال‌ وي‌ اند و در اين‌ حال‌ فرياد مي‌كشد: اي‌ هلاكت‌! كجايي‌، مرا درياب‌! و نسل‌ و تبار وي‌ هم‌ فرياد مي‌كشند: اي‌ هلاكت‌ ما را درياب‌! تا چون‌ در پرتگاه‌ دوزخ‌ قرار داده‌ شوند، ابليس‌ مي‌گويد: يا ثبوراه‌! يعني: اي‌ هلاكت‌! مرا درياب‌. و نسل‌ و تبارش‌ نيز چنين‌ بانگي‌ بر مي‌آورند، در اين‌ هنگام‌ به‌ آنان‌ گفته‌ مي‌شود:
	سوره فرقان آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ لَا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُوراً وَاحِداً وَادْعُوا ثُبُوراً كَثِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«امروز يك‌بار نابودي‌ را نخواهيد بلكه‌ بسيار نابودي‌ را بخواهيد» يعني: امروز در حق‌ خود يك‌بار دعاي‌ هلاكت‌ نكنيد بلكه‌ بارها هلاكت‌ و نابودي‌ را بخواهيد زيرا عذابي‌ كه‌ شما در آن‌ قرار داريد، سخت‌تر از بارها هلاكت‌ و نابودي‌ است‌ چرا كه ‌مدت‌ اين‌ عذاب‌ طولاني‌ و پايان‌ناپذير است‌ در حالي‌كه‌ سختي‌ و عذاب‌ مرگ‌ چندلحظه‌اي‌ بيش‌ نيست‌. مراد: نا اميد ساختن‌ آنان‌ از تحقق‌ آرزوي‌ هلاكت‌ و نابوديي‌ است‌ كه‌ نجات‌دهنده‌ آنان‌ از آن‌ عذاب‌ سخت‌ است‌.
 
آيه  260
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً وَاعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» اي‌ محمد ص! به‌ياد آور «آن‌گاه‌ كه‌ ابراهيم‌ گفت: پروردگارا! به‌ من‌ بنما كه‌ چگونه‌ مردگان‌ را زنده‌ مي‌كني‌؟» جمهور علما بر آنند كه‌ اين‌ سؤال‌ ابراهيم‌(ع) ازروي‌ شك‌ و ترديد در قدرت‌ خداوند متعال‌ نبود زيرا ابراهيم‌(ع) هرگز در قدرت‌ حق‌ تعالي‌ بر زنده‌ساختن‌ مردگان‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ نداشت، بلكه‌ فقط مي‌خواست ‌تا كيفيت‌ زنده‌ شدن‌ را به‌ چشم‌ سر ببيند. ابن‌ كثير مي‌گويد: «براي‌ اين‌ درخواست‌ابراهيم‌(ع) چند سبب‌ ذكر كرده‌اند، از آن‌ جمله‌ اين‌ كه‌ چون‌ او به‌ نمرود گفت: (پروردگار من‌ همان‌ است‌ كه‌ زنده‌ مي‌گرداند و مي‌ميراند)؛ دوستدار آن‌ شد كه‌در اين‌ باره، از علم‌ اليقين‌ به‌ عين‌اليقين‌ ارتقا يابد». بنابراين، ابراهيم‌(ع) با اين‌خواسته‌اش‌ نه‌ رؤيت‌ قلب، بلكه‌ رؤيت‌ چشم‌ را اراده‌ داشت‌ تا براي‌ او طمأنينه‌ وآرامش‌ حاصل‌ شود. پس‌ خداوند(ج) در پاسخ‌ وي‌ «فرمود: مگر ايمان ‌نياورده‌اي‌؟» به‌ اين‌ كه‌ من‌ به‌ زنده‌ساختن‌ مردگان‌ قادرم، كه‌ اينك‌ از من‌ نماياندن ‌آن‌ را مي‌خواهي‌؟ طرح‌ اين‌ سؤال، در عين‌ علم‌ خداوند(ج) به‌ ايمان‌ داشتن‌ابراهيم‌(ع)، براي‌ تعليم‌ دادن‌ به‌ شنوندگان‌ است‌ «گفت: چرا» باور داشته‌ام‌ و ايمان‌ آورده‌ام‌ كه‌ تو بر اين‌ كار توانايي‌ «و ليكن‌ براي‌ اين‌ كه‌» با يك‌جاشدن‌ دليل‌ عيان‌ همراه‌ با دلايل‌ ايمان‌ «دلم‌ آرام‌ گيرد»، خواستار اين‌ معاينه‌ و مشاهده‌ گرديده‌ام‌. آري‌! ابراهيم‌(ع) هرگز در زنده‌شدن‌ مردگان‌ شكاك‌ و متردد نبود و براي‌ پيامبران: چنين‌ شك‌ و ترديدي‌ جايز هم‌ نيست، ولي‌ او به‌خاطر آن‌ خواهان‌ ديدن‌ اين‌ امر شد كه‌ فطرت‌ انسان‌ براين‌ سرشته‌ شده‌ كه‌ از مشاهده‌ آنچه‌ كه‌ ازوجود آن‌ خبر يافته، به‌ اطمينان‌ دست‌ مي‌يابد.
به‌ همين‌ جهت، رسول‌ خدا ص در اين‌ حديث‌ شريف‌ فرموده‌اند: «خبر يافتن ‌همچون‌ معاينه‌ و ديدن‌ نيست‌». ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «در قرآن‌ كريم‌ آيه‌اي‌ ازاين‌ آيه‌ كريمه‌ اميدوار كننده‌تر نيست‌». خواجه‌ عبدالله انصاري: مي‌گويد: «يقين‌را سه‌ رتبت‌ است، اول‌ علم‌اليقين، پس‌ عين‌اليقين‌؛ پس‌ حق‌اليقين، ابراهيم‌(ع) خواست‌ تا هر سه‌ رتبت‌ در او جمع‌ شود و علم‌اليقين، عين‌اليقين‌ گردد». لذا خداوند متعال‌ خواسته‌ ابراهيم‌(ع) را اجابت‌ نموده‌ «فرمود: چهار پرنده‌ را بگير و آنهارا پيش‌ خود ريزريز گردان‌» يعني: بعد از برگرفتن‌ چهار پرنده، هركدام‌ آنها راقطعه‌قطعه‌ كن‌ «سپس‌ بر سر هركوهي‌ پاره‌اي‌ از آنها را بگذار» يعني: از هركدام‌ آنها پاره‌اي‌ بر سر هركوهي‌ قرار ده‌ «آن‌گاه‌ آنها را فرا خوان، شتابان‌ به‌سوي‌ تو مي‌آيند» يعني: شتابان‌ به ‌سوي‌ تو به‌ پرواز در مي‌آيند «و بدان‌ كه‌ خداوند، عزيز حكيم‌ است‌» يعني: حق‌ تعالي‌ غالب‌ و توانايي‌ است‌ كه‌ چيزي‌ او را عاجز نمي‌گرداند و در صنع ‌و تدبير خويش‌ فرزانه‌ و باحكمت‌ است‌.
نقل‌ است‌ كه‌ ابراهيم‌(ع) چهار پرنده‌ را از چهار نوع‌ بر گرفت: طاووس، كرگس، كلاغ‌ و خروسي‌ را. ابن‌عباس‌(رض)  مي‌گويد: «ابراهيم‌(ع) پرندگان‌ ريزريزشده‌ و به‌ هم‌ در آميخته‌ را بر هفت‌ كوه‌ قرار داد، آن‌گاه‌ سرهايشان‌ رابه‌ دست‌ خود گرفت، سپس‌ نگاه‌ كرد كه‌ چگونه‌ اجزاي‌ آنها به ‌هم‌ مي‌پيوندد وپرهايشان‌ يكي‌يكي‌ به‌هم‌ مي‌آيد و همه‌ زنده‌ شدند».
 سوره فرقان آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَذَلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاء وَمَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: آيا اين‌» عقوبت‌ «بهتر است‌، يا بهشت‌ جاويدان‌ كه‌ به‌ پرهيزكاران‌ وعده‌ داده‌ شده‌ است‌» يعني: آيا اين‌ فرو رفتنشان‌ در كام‌ فروزان‌ آتش‌ ماندگار بهتر است‌، يا بهشت‌ جاويداني