به‌ شيوايي‌ و روشني‌ و كمال‌ استواري‌ و محكمي‌.
يكي‌ از حكمت‌هاي‌ نازل‌ كردن‌ تدريجي‌ قرآن‌ نيز همين‌ بود زيرا رسول‌ خداص و امتشان‌ هر دو امي‌ بودند و نوشتن‌ و خواندن‌ را نمي‌شناختند پس ‌اگر قرآن‌ به‌ يكباره‌ بر ايشان‌ نازل‌ مي‌شد، قطعا حفظ و نگه‌داشت‌ آن‌ بر ايشان‌ دشوار بود، به‌علاوه‌ اين‌كه‌ مشاهده‌ گاه‌ به‌گاه‌ جبرئيل‌(ع) از سوي‌ رسول‌ اكرم‌ ص، خود از اموري‌ بود كه‌ عزم‌ آن‌ حضرت‌ ص را استوارتر گردانيده‌ و ايشان‌ را به‌ صبر و شكيبايي‌ در تبليغ‌ رسالت‌ وا مي‌داشت‌.
دومين‌ حكمت‌ نزول‌ تدريجي‌ قرآن‌، دفع‌ حرج‌ و دشواري‌ از مكلفان‌ بود زيرا اگر قرآن‌ تمامما به‌ يكباره‌ نازل‌ مي‌شد، آنها دفعتا به‌ احكام‌ بسياري‌ مكلف‌ مي‌شدند و اين‌ امر برايشان‌ سخت‌ و سنگين‌ بود.
سومين‌ حكمت‌ نزول‌ تدريجي‌ قرآن‌، تدرج‌ در قانون‌گذاري‌ بود چراكه‌ عادات‌ و روشهاي‌ جاهلي‌ چنان‌ موروثي‌ و ريشه‌دار بود كه‌ بركندن‌ آنها از نهاد جامعه‌، نياز به‌ زمان‌ كافي‌ داشت‌.
 
آيه  262
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ثُمَّ لاَ يُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُواُ مَنّاً وَلاَ أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ اموال‌ خود را در راه‌ خدا انفاق‌ مي‌كنند، سپس‌ در پي‌ آنچه‌ انفاق‌ كرده‌اند، منت‌ و آزاري‌ در ميان‌ نمي‌آورند» من: سخن‌گفتن‌ شخص‌ از بخشش‌ و انفاق‌ خود است، كه‌ آن‌ سخن‌ به‌ گوش‌ گيرنده‌ مي‌رسد و مايه‌ آزار روحي‌ وي‌ مي‌گردد و اين‌از گناهان‌ كبيره‌ است‌. اذي: دشنام‌دادن، فخرفروشي‌ و تكبر به‌ انفاق‌ مال‌ ويادآوري‌ آن‌ به‌ كسي‌ است‌ كه‌ فقير دوست‌ ندارد او از آن‌ آگاه‌ شود. آري‌! چنين‌كساني‌ كه‌ اموالشان‌ را بي‌منت‌ و آزار در راه‌ خدا(ج) انفاق‌ مي‌كنند: «پاداششان ‌برايشان‌ نزد پروردگارشان‌» محفوظ «است‌». اين‌ كه‌ خداوند(ج) در اينجا انفاق‌كنندگان‌ را به‌ پروردگاري‌ خود منسوب‌ مي‌سازد، گرامي ‌داشت‌ و بزرگ ‌داشتي‌ براي‌ آنان‌ و تأكيدي‌ بر دريافت‌ پاداش‌ از سوي‌ ايشان‌ است‌ «و بيمي‌ بر آنان ‌نيست‌» در هر دو سراي‌ دنيا و آخرت‌ «و آنان‌ اندوهگين‌ نمي‌شوند» اين‌ تعبير، بيانگر نفي‌ هميشگي‌ حزن‌ و اندوه‌ از آنان‌ است‌.
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ مسلم‌ از ابوذر(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «ثلاثة لا يكلمهم الله يوم القيامة ولا ينظر إليهم ولا يزكيهم ولهم عذاب أليم: المنان بما أعطى، والمسبل إزاره، والمنفق سلعته بالحلف الكاذب‌: سه‌ كس‌اند كه‌ خداي‌ عزوجل‌ در روز قيامت‌ با آنان‌ سخن‌ نمي‌گويد، به ‌سوي‌ آنان‌ نمي‌نگرد، آنان‌ را تزكيه‌ نمي‌كند و برايشان‌ عذابي‌ دردناك‌ است: منت‌گذارنده‌ دربرابر آنچه‌كه‌ بخشيده‌ است، كسي‌ كه‌ در راه‌رفتن، شلوار (ولباسش) را از روي‌ كبر وخودبزرگ‌بيني‌ بر زمين‌ به‌ دنبال‌ خود مي‌كشد و كسي‌ كه‌ كالاي‌ خود را با سوگند دروغ‌ مي‌فروشد».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3281.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:3282.txt"> آيه  34</a><a class="text" href="w:text:3283.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:3284.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:3285.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:3286.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:3287.txt"> آيه  39</a><a class="text" href="w:text:3288.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:3289.txt">آيه  41-42</a><a class="text" href="w:text:3290.txt"> آيه  43</a></body></html>سوره فرقان آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌نزد تو هيچ‌ مثلي‌ نمي‌آورند، مگر آن‌كه‌ ما جوابي‌ برحق‌ و نيكوتر از روي‌ تفسير، برايت‌ مي‌آوريم‌» يعني: اي‌ محمد ص! مشركان‌ هيچ‌ سؤالي‌ از سؤالهاي‌ باطل‌ كه ‌گويي‌ در بطلان‌ خود مثلي‌ است‌ و هيچ‌ حجت‌ و شبهه‌اي‌ نمي‌آورند، مگر آن‌كه‌ ما در مقابل‌ مثل‌ باطل‌ و شبهه‌ بي‌اساس‌ آنان‌، برايت‌ پاسخ‌ حق‌، راستين‌ و استواري‌ را مي‌آوريم‌ كه‌ مثلشان‌ را بي‌اثر گردانيده‌ و آن‌ را دفع‌ و نابود مي‌كند و اين‌ پاسخ‌ ما از نظر بياني‌ رساتر و از نظر معني‌ نيكوتر است‌، به‌گونه‌اي‌ كه‌ شبهه‌ و مشكلي‌ را كه ‌برايت‌ آورده‌اند، از درون‌ مي‌شكافد و آن‌ را دفع‌ مي‌كند چنان‌كه‌ در دفع‌ شبهه ‌نزول‌ تدريجي‌ قرآن‌، پاسخ‌ منطقي‌ و محكم‌ خود را دريافت‌ كردند.
	سوره فرقان آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَلَى وُجُوهِهِمْ إِلَى جَهَنَّمَ أُوْلَئِكَ شَرٌّ مَّكَاناً وَأَضَلُّ سَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ به‌ روي‌ درافتاده‌ به‌سوي‌ جهنم‌ حشر مي‌شوند، اينان‌ بدترين‌ جاي‌ و گم‌ترين‌ راه‌ را دارند» يعني: آنچه‌ مشركان‌ را به‌ طرح‌ اين‌ شبهات‌ وامي‌دارد اين ‌است‌ كه‌ آنان‌ جايگاه‌ و منزلت‌ پيامبر اسلام‌ ص را حقير پنداشته‌ و راه‌ صواب‌ او را گمراهي‌ مي‌پندارند در حالي‌كه‌ اگر به‌ ديده‌ انصاف‌ بنگرند در مي‌يابند كه‌ آنان ‌خود در جايگاه‌ و منزلت‌ و راه‌ و روش‌ و بازگشتگاه‌ خود، بسي‌ حقير و گم‌ كرده‌ راهند! و اين‌ نكوهشي‌ سخت‌ براي‌ آنان‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «مردم ‌در روز قيامت‌ در سه‌ گروه‌ حشر مي‌شوند: گروهي‌ پياده‌، گروهي‌ سواره‌ و گروهي ‌به‌ روي‌ افتاده‌. سؤال‌ شد: يا رسول‌الله! چگونه‌ به‌ روي‌ افتاده‌ محشور مي‌شوند؟ فرمودند: همان‌ ذاتي‌ كه‌ آنان‌ را بر پاهايشان‌ روان‌ مي‌گرداند، بر اين‌ امر نيز تواناست‌ كه‌ آنان‌ را بر چهره‌هايشان‌ روان‌ گرداند...».
	سوره فرقان آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيراً ‏
 
‏ترجمه :
 ‏«و به‌ يقين‌ ما به‌ موسي‌ كتاب‌ داديم‌» يعني: به‌ او تورات‌ را عطا كرديم‌ چنان‌كه‌ به‌ تو قرآن‌ را عطا كرديم‌ پس‌ تو در امر رسالت‌ پديده‌ نودرآمدي‌ نيستي‌ و كتابت‌ اولين‌ كتاب‌ آسماني‌ نيست‌ «و برادرش‌ هارون‌ را همراه‌ او وزيرش‌ گردانيديم‌» وزير: دستيار، همكار، ياور و مشاور است‌، با آن‌كه‌ هارون‌ پيامبر نيز بود. پس‌ اي‌ محمد ص! دستيار موسي‌(ع) وزيري‌ از فرشتگان‌ نبود چنان‌كه‌ مشركان‌ از تو اين‌ رامي‌طلبند.
	سوره فرقان آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ فَقُلْنَا اذْهَبَا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَدَمَّرْنَاهُمْ تَدْمِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ گفتيم: هر دو به‌سوي‌ قومي‌ كه‌ آيات‌ ما را دروغ‌ انگاشته‌اند، برويد» هرچند كه‌ تكذيب‌ از سوي‌ فرعون‌ و قومش‌ در هنگام‌ صدور فرمان‌ خداي‌ متعال‌ به‌ رسالت ‌موسي‌ و هارون علیهماال