اوت‌ خويش‌ قرار مي‌دادند و از حقيقت‌ ماجرا كه‌ كفر منافقان‌ است‌ آگاهي‌ نداشتند». اما امام‌ شافعي: در اين‌ باره‌ مي‌گويد: «دليل‌ خودداري‌ رسول‌ اكرمص از كشتن‌منافقان، نمايان‌ كردن‌ اسلام‌ از سوي‌ آنان‌ بود». چنان‌كه‌ در اين‌ حديث‌ شريف‌ كه‌ همه‌ بر صحت‌ آن‌ اجماع‌ دارند، آمده‌ است: «أمرت أن أقاتل الناس حتى يقولوا لا إله إلا الله، فإذا قالوها عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحقها وحسابهم على الله عزوجل: مأمور شده‌ام‌ كه‌ با مردم‌ تا آن‌ زمان‌ بجنگم‌ كه‌ لا اله‌ الا الله بگويند، پس‌ چون‌ اين‌ كلمه‌ را گفتند، خونها و اموالشان‌ را از تعرض‌ من‌ در پناه‌ نگاه‌ داشته‌اند مگر به‌ حق‌ آن‌ و در نهايت‌ حسابشان‌ با خداي‌ عزوجل‌است‌». معناي‌ اين‌حديث‌ شريف‌ اين‌ است‌ كه‌: هر كس‌ كلمه‌ طيبه‌ را گفت، احكام‌ اسلام‌ در ظاهر براو جاري‌ مي‌شود، حال‌ اگر به‌ اين‌ كلمه‌ اعتقاد هم‌ داشته‌ باشد، ثواب‌ آن‌ را درآخرت‌ مي‌يابد و اگر اعتقاد نداشته‌ باشد، جاري‌ شدن‌ حكم‌ مسلماني‌ بر وي‌ دردنيا، هيچ‌ سودي‌ برايش‌ در آخرت‌ نخواهد داشت‌.
آيه  272
‏متن آيه : ‏
‏ لَّيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَكِنَّ اللّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ فَلأنفُسِكُمْ وَمَا تُنفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغَاء وَجْهِ اللّهِ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هدايت‌ آنان‌» يعني: هدايت‌ كفار «برعهده‌ تو نيست‌» اي‌ پيامبرص! «بلكه‌خدا هركه‌ را بخواهد هدايت‌ مي‌كند» يعني: برعهده‌ تو نيست‌ تا آنان‌ را به‌ اسلام‌ درآوري‌ و پذيراي‌ اوامر و نواهي‌ شرع‌ گرداني، بلكه‌ خدا(ج) هركه‌ را بخواهد هدايت ‌مي‌كند. اين‌ نوع‌ از هدايت‌ كه‌ همانا هدايت‌ توفيق‌ بخشيدن‌ به‌ راه‌ خير و سعادت‌است، مختص‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌ مي‌باشد، پس‌ تكليف‌ تو فقط تبليغ، ارشاد وراهنمايي‌ به‌ سوي‌ خير است‌ و بس‌.
ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: «تا اين‌ آيه‌ نازل‌ نشده‌ بود رسول‌ خداص دستور مي‌دادند كه‌ جز بر اهل‌ اسلام‌ صدقه‌ نكنيد، اما بعد از نزول‌آن، ايشان‌ صدقه‌ دادن‌ به‌ هرفرد سائلي‌ را - از هرديني‌ كه‌ باشد - اجازه‌ دادند». ازاين‌ جهت‌ اين‌ مقوله‌ در ميان‌ عرفا رايج‌ شد كه: «نانش‌ دهيد و از ايمانش‌ نپرسيد».
«و هر مالي‌ كه‌ انفاق‌ كنيد» بسيار باشد، يا كم‌ «به‌ سود خود شماست‌» و خدا(ج) را از آن‌ سودي‌ نيست، چه‌ او از عالميان‌ بي‌نياز است‌ «و سزاوار نيست‌ كه‌ انفاق‌كنيد مگر براي‌ طلب‌ خشنودي‌ خدا» يعني: انفاق‌ معتبر و مقبول، فقط همان‌ است‌ كه ‌براي‌ رضاي‌ الهي‌ باشد «و هر آنچه‌ را كه‌ انفاق‌ كرديد، پاداش‌ آن‌ به‌طور كامل‌ به‌ شما داده‌ خواهد شد و ستمي‌ بر شما نخواهد رفت‌» پس‌ آن‌گاه‌ كه‌ صدقه ‌دهنده‌، براي‌ خشنودي‌ خدا(ج) انفاق‌ مي‌كند، پاداش‌ وي‌ چند برابر به‌ او مي‌رسد و ديگر او مسئول‌ اين‌ امر نيست‌ كه‌ صدقه‌ وي‌ به ‌دست‌ شخص‌ خوبي‌ رسيده، يا به‌ دست ‌شخص‌ بدي‌ زيرا او به‌ هرحال‌ - بنا برنيت‌ خود - صاحب‌ ثواب‌ است‌.
 
سوره شعراء آيه  72
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» ابراهيم‌(ع) به‌ قومش‌ «آيا وقتي‌ آنها را به‌ پرستش‌ مي‌خوانيد، نداي‌ شما را مي‌شنوند؟».
 
	سوره شعراء آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا به‌ شما سودي‌ مي‌بخشند» به‌ وجهي‌ از وجوه‌ سودرساني‌ «يا زياني ‌مي‌رسانند؟» چنانچه‌ پرستش‌ آنها را ترك‌ كنيد؟! پس‌ اگر چنين‌ نيست‌ و آنها نه‌ مي‌شنوند و نه‌ سود و زياني‌ مي‌رسانند، ديگر براي‌ عبادت‌ آنها چه‌ دليل‌ و توجيهي ‌وجود دارد.
 
	سوره شعراء آيه  74
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏  
«گفتند: نه‌» هيچ‌ يك‌ از اينها نيست‌؛ نه‌ بتان‌ نداي‌ ما را مي‌شنوند، نه‌ به‌ ما سودي ‌مي‌بخشند و نه‌ زياني‌ مي‌رسانند «بلكه‌ نياكانمان‌ را يافتيم‌ كه‌ چنين ‌مي‌كردند» و ما هم‌ از آنها تقليد كرده‌ايم‌. بدين‌گونه‌ بود كه‌ قومش‌ هيچ‌ پاسخ‌ ديگري‌ براي‌ توجيه‌ پرستش‌ آنها نيافتند، جز اين‌كه‌ تقليد محض‌ را انگيزه‌ كار خود معرفي‌ كرده‌ و اقرار كنند به‌ اين‌كه‌ بتان‌ چنان‌ عاجز و ناتوانند كه‌ نه‌ مي‌توانند سود و زياني‌ برسانند، نه‌ مي‌شنوند و نه‌ مي‌بينند.
 
سوره شعراء آيه  75‏متن آيه : ‏‏ قَالَ أَفَرَأَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ‏
 آيه  76‏متن آيه : ‏‏ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ ‏
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» ابراهيم‌(ع)، در رد اين‌ تقليد كوركورانه‌ آنان‌ «آيا در آنچه‌ شما و نياكان ‌پيشينتان‌ مي‌پرستيده‌ايد، تأمل‌ كرده‌ايد؟».سوره شعراء آيه  77‏متن آيه : ‏‏ فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّي إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بدانيد كه‌ آنها دشمن‌ من‌اند» يعني: بتان‌ دشمنان‌ من‌اند و من‌ در زندگي‌ خود دشمني‌ با آنها را راه‌ و روش‌ خويش‌ قرار داده‌ام، با آنها دشمني‌ مي‌ورزم‌ تا پرستش‌ آنها را از روي‌ زمين‌ ريشه‌كن‌ كنم‌ و هيچ‌ باكي‌ هم‌ از آنها ندارم‌ «جز پروردگار عالميان‌» يعني: ليكن‌ پروردگار عالميان‌ دشمن‌ من‌ نيست‌ بلكه‌ او در دنيا وآخرت‌ دوست‌ و سرور من‌ است‌. بدين‌سان، پاسخ‌ ابراهيم‌(ع) هم‌ عاطفي‌ و هم‌ عقلي‌ بود در حالي‌كه‌ پاسخ‌ مشركان‌ صرفا پاسخي‌ عاطفي‌ بود. و از آنجا كه‌ پاسخ ‌ابراهيم‌(ع) حاوي‌ اعلان‌ اين‌ حقيقت‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ پروردگارش‌ مي‌باشد بنابراين، به‌ شناساندن‌ او آغاز كرد و گفت:سوره شعراء آيه  78‏متن آيه : ‏‏ الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ ‏
 آيه  79‏متن آيه : ‏‏ وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همان‌ كسي‌ كه‌ مرا آفريده ‌است‌ و همو مرا هدايت‌ مي‌كند» به‌سوي‌ مصالح‌ و منافع‌ دين‌ و دنيايم‌. به‌ اين‌ ترتيب، ابراهيم‌ خليل‌(ع) پروردگارش‌ را به‌ اوصافي‌ وصف‌ كرد كه‌ او به‌خاطر آنها سزاوار پرستش‌ است‌ زيرا آفرينش، هدايت‌كردن، روزي‌دادن، دفع‌ بيماري، جلب‌ شفا، ميراندن، زنده‌ كردن‌ و آمرزيدن‌ ـ كه‌ آيات ‌بعدي‌ بر آنها صراحت‌ دارند ـ همه، نعمت‌هايي‌ هستند كه‌ شكر منعم‌ را با تمام‌ انواع‌ شكر ـ كه‌ بلندترين‌ و سزاوارترين‌ آن‌ نيايش‌ و پرستش‌ است‌ ـ مي‌طلبند، چنانچه‌ مي‌فرمايد: «و همان‌ كسي‌ كه‌ به‌ من‌ خوراك‌ مي‌دهد و سيرابم‌ مي‌گرداند» با رام‌ كردن‌ اسباب‌ آسماني‌ و زميني‌ براي‌ من‌.
 
	سوره شعراء آيه  80‏متن آيه : ‏‏ وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ ي