َشْفِينِ ‏
آيه  81‏متن آيه : ‏‏ وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ بيمار شوم‌ همو مرا شفا مي‌دهد» و جز او كسي‌ بر شفا دادنم‌ قادر نيست ‌«و آن‌ كس‌ كه‌ مرا مي‌ميراند و سپس‌ زنده‌ام‌ مي‌گرداند» و جز او كسي‌ قادر بر اين‌ كارنيست‌. ابراهيم‌(ع) فقط بيماري‌ را به‌ خود نسبت‌ داد نه‌ ديگر افعال‌ ذكرشده‌ را، از روي‌ رعايت‌ ادب‌ با پروردگار خويش‌ و الا بيماري‌ و غير آن‌ همه‌ از جانب‌ خداي‌ سبحان‌ است‌.
 
سوره شعراء آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آن‌ كس‌ كه‌ اميدوارم‌ در روز جزا خطايم‌ را بر من‌ ببخشايد» حاصل‌ و خلاصه ‌پيام‌ ابراهيم‌(ع) در اين‌ بيان‌ شيوا و حجت‌ روشن‌ وي‌ اين‌ است‌ كه: فقط آفريننده، بخشنده‌ و اداره‌كننده‌ اين‌ پديده‌ها و نعمت‌هاست‌ كه‌ شايسته‌ پرستش‌ مي‌باشد، نه‌ غير وي‌.
مجاهد مي‌گويد: «مراد ابراهيم‌(ع) از خطايش، سه‌ مورد ذيل‌ بود:
اول‌ اين‌كه‌ او در پاسخ‌ اين‌ سؤال‌ بت‌پرستان‌ كه‌ بتان‌ را چه ‌كسي‌ خرد كرده‌ است‌؟ گفته‌ بود:  (بل فعله كبيرهم هذا) : (بلكه‌ اين‌ كار بت‌ بزرگ‌ است‌) در حالي‌كه ‌بت‌شكن‌ خود او بود.
دوم‌ اين‌كه‌  او به‌ قومش‌ در توجيه‌ عدم‌ بيرون‌ رفتن‌ با آنان‌ به‌ مراسم‌ عيدشان‌ و دنبال‌ كشيدن‌ خود براي‌ شكستن‌ بتان‌ گفته‌ بود: (اني سقيم): (من‌ بيمارم‌) درحالي‌كه ‌بيمار نبود.
سوم‌ اين‌ كه‌ او به‌ حاكم‌ ستمگر كه‌ قصد تجاوز به‌ ساره‌ همسرش‌ را داشت، گفته ‌بود: (ساره‌ خواهر من‌ است‌).
حسن‌ افزوده‌ است: و اين‌ سخن‌ وي‌ درباره‌ ستاره‌ كه‌ گفته‌ بود:  (هذا ربي) : (اين‌ پروردگار من‌ است‌) نيز از آن‌ جمله‌ است‌.
زجاج‌ مي‌گويد: «پيامبران‡ بشرند و جايز است‌ كه‌ از آنان‌ گناه‌ سر زند، مگر از آنان‌ گناه‌ كبيره‌ سر نمي‌زند زيرا آنان‌ از ارتكاب‌ گناه‌ كبيره‌ معصوم‌ اند». هرچند كه‌ سخنان‌ ابراهيم‌(ع) از «معاريض‌» بود، يا در مقام‌ محاجه‌ گفته‌ شده‌ بود لذا هدف‌ وي‌ دروغ‌ گويي‌ نبود.
 
سوره شعراء آيه  83
‏متن آيه : ‏
‏ رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پروردگارا! به‌ من‌ حكم‌ ببخش‌» مراد از حكم: دانش‌ و فهم‌ است‌. به‌قولي: نبوت‌ و رسالت‌ است‌. به‌قولي ‌ديگر: شناخت‌ حدود الله أ، احكام‌ و غير اين‌ از معارف‌ است‌ «و مرا به‌ صالحان‌ ملحق‌ فرماي‌» يعني: مرا به‌ پيامبران‌ قبل‌ از من‌ در بهشت‌ ملحق‌ گردان‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «اللهم‌ أحينا مسلمين‌ وأمتنا مسلمين‌ وألحقنا بالصالحين، غير خزايا ولا مبدلين: بارالها! ما را مسلمان‌ زنده‌ بدار و مسلمان ‌بميران‌ و ما را به‌ شايستگان‌ ملحق‌ گردان، بي‌آن‌كه‌ خوارمان‌ كرده ‌باشي‌ يا از كساني ‌كه‌ دين‌ خود را دگرگون‌ كرده‌اند».
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3410.txt"> آيه  84</a><a class="text" href="w:text:3411.txt"> آيه  85</a><a class="text" href="w:text:3412.txt">آيه  86</a><a class="text" href="w:text:3413.txt">آيه  87</a><a class="text" href="w:text:3414.txt">آيه  88</a><a class="text" href="w:text:3415.txt">آيه  89</a><a class="text" href="w:text:3416.txt">آيه  90</a><a class="text" href="w:text:3417.txt">آيه  91</a><a class="text" href="w:text:3418.txt">آيه  92-93</a><a class="text" href="w:text:3419.txt"> آيه  94</a><a class="text" href="w:text:3420.txt">آيه  95</a><a class="text" href="w:text:3421.txt">آيه  96</a><a class="text" href="w:text:3422.txt">آيه  98</a><a class="text" href="w:text:3423.txt">آيه  99</a><a class="text" href="w:text:3424.txt"> آيه  100</a><a class="text" href="w:text:3425.txt"> آيه  101</a><a class="text" href="w:text:3426.txt"> آيه  102</a><a class="text" href="w:text:3427.txt">آيه  103</a><a class="text" href="w:text:3428.txt">آيه  104</a><a class="text" href="w:text:3429.txt">آيه  105</a><a class="text" href="w:text:3430.txt"> آيه  106</a><a class="text" href="w:text:3431.txt">آيه  107</a><a class="text" href="w:text:3432.txt">آيه  108</a><a class="text" href="w:text:3433.txt">آيه  109</a><a class="text" href="w:text:3434.txt">آيه  110</a><a class="text" href="w:text:3435.txt"> آيه  111</a></body></html>آيه  273
‏متن آيه : ‏
‏ لِلْفُقَرَاء الَّذِينَ أُحصِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لاَ يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«صدقات‌ براي‌ فقرايي‌ است‌» يعني: صدقات‌ خود را براي‌ آن‌ تهيدستاني‌ بدهيد «كه‌ خود را وقف‌ در راه‌ خدا كرده‌اند» با جهاد و مبارزه‌ «و نمي‌توانند در زمين‌ سفر كنند» براي‌ تجارت‌ يا زراعت‌ و امثال‌ آن‌ از مشاغل‌ ديگر، به‌ منظور تأمين‌ مخارج ‌زندگي، چراكه‌ تمام‌ وقت‌ به‌ جهاد مشغولند و خود را براي‌ آن‌ وقف‌ كرده‌اند، يا هجرت‌ كرده‌اند تا در تحت‌ فرمان‌ خدا و رسول‌ وي‌ باشند. همچون‌ اصحاب ‌صفه‌[3] كه‌ به‌طور دسته‌جمعي‌ شب‌ و روز در مسجد النبي‌ زندگي‌ مي‌كردند و به‌عبادت‌ و تلاوت‌ مشغول‌ بوده‌ مشتاقانه‌ در تمام‌ غزوات‌ و سريه‌ها داوطلب‌ جهاد مي‌شدند و چنان‌ كه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است، اين‌ آيه‌ كريمه‌ در شأن‌ ايشان‌ نازل‌ شد.
علما در بيان‌ احكام‌ گفته‌اند: تكدي‌ در اسلام‌ حرام‌ است‌ مگر براي‌ ضرورتي، پس‌ تكدي‌ براي‌ كسي‌ كه‌ به‌ كسب‌ و كار توانايي‌ دارد، حلال‌ نيست، به‌ دليل‌ اين‌حديث‌ شريف: «لا تحل الصدقة لغني ولا لذي مرة سوي‌: صدقه‌ براي‌ شخص‌ ثروتمند و كسي‌ كه‌ توانايي‌ دارد و سليم‌ الاعضاء است‌ روا نيست‌».
علما برآنند كه‌ گدايي‌ براي‌ سه‌ كس‌ حلال‌ است: 
1- فقير و محتاجي‌ كه‌ زمين‌گير شده‌ باشد.
2- كسي‌ كه‌ وامي‌ سنگين‌ بر عهده‌اش‌ قرار داشته‌ باشد. و آن‌ وامي‌ است‌ كه‌ انسان‌ خود به‌ پرداخت‌ آن‌ متعهد گشته‌ بي‌آن‌ كه‌ در قبال‌ آن‌ عوضي‌ گرفته‌ باشد، چون ‌مال‌ ضمانت، يا انفاق‌ براي‌ اصلاح‌ ذات‌البين‌ و انفاق‌ براي‌ دفع‌ مظلمه‌اي‌.
3- كسي‌ كه‌ پرداخت‌ ديه‌ فرد صالح، يا دوستي‌ را بر عهده‌ گرفته‌ است‌ كه‌ اگر آن ‌ديه‌ را ندهد، آن‌ فرد كشته‌ مي‌شود و او از كشته‌شدن‌ وي‌ دردمند مي‌گردد.
و اين‌ حديث‌ شريف‌ جامع‌ هر سه‌ معناي‌ يادشده‌ است‌: «المساله‌ لاتحل‌ الا لذي‌ فقرمدقع، او لذي‌ غرم‌ مفظع، اولذي‌ دم‌ موجع‌»، پس‌ الحاح‌ و پافشاري‌ بر تكدي، با وجود بي‌نيازي‌ از آن‌ روا نيست‌. همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «كسي‌ كه ‌اموال‌ مردم‌ را به‌ تكدي‌ از آنان‌ مي‌طلبد تا سرمايه‌دار گردد، جز اين‌ نيست‌ كه ‌اخگر آتش‌ را براي‌ خويش‌ درخواست‌ نموده‌ است، پس‌ او مختار است‌ كه‌ به‌ كم ‌قناعت‌ ورزد، يا همچنان‌ افزون‌ طلبي‌ پيشه‌ كند».
«و» آن‌ فقراي‌ مجاهد در راه‌ خدا(ج) «از مناعتي‌ كه‌ دارند، هر كس‌ ناآگاه‌ باشد، آنان‌ را توانگر مي‌انگارد» زيرا ايشان‌ خود