فزودن‌ مالي‌ است‌ مخصوص‌ بدون‌ عوضي‌ در مبادله‌ مال‌ با مال‌. يا افزودن‌ در مقدار يا مدت‌ معامله‌ دادوستد يا وام‌ است‌.
در جاهليت‌ عملكرد غالب‌ اين‌ بود كه‌ چون‌ زمان‌ پرداخت‌ وام‌ سر مي‌رسيد، طلبكار به‌ وامدار مي‌گفت: يا وامت‌ را مي‌پردازي‌ و يا بر مبلغ‌ مي‌افزايي‌! پس‌ اگر وامدار وام‌ را نمي‌پرداخت، بر اصل‌ مالي‌ كه‌ بر ذمه‌ وي‌ بود، مقداري‌ مي‌افزود ودر مقابل، طلبكار به‌ او تا مدتي‌ ديگر مهلت‌ مي‌داد. كه‌ اين، «رباي‌ نسيه‌» ناميده‌مي‌شود و به ‌اتفاق‌ علماي‌ اسلام‌ حرام‌ است‌. و هرچند هشدار اين‌ آيه‌ كريمه‌ متوجه‌خود رباخواران‌ است، اما حديث‌ شريف‌ زير، ديگران‌ را نيز كه‌ در اين‌ قضيه‌ به ‌نوعي‌ دخيلند، به‌ رباخوار ملحق‌ گردانيده‌ است، رسول‌ اكرمص فرمودند: «خدا لعنت‌كند خورنده، خوراننده، نويسنده‌ و گواهان‌ ربا را». و فرمودند: «آنان‌ همه‌ باهم‌برابرند».
آري‌! اين‌ رباخواران‌ «برنمي‌خيزند» يعني: در روز قيامت‌ از قبرهايشان‌ به‌سوي‌ ميدان‌ محشر «مگر مانند برخاستن‌ كسي‌ كه‌ شيطان‌ براثر تماس، آشفته‌ سرش‌كرده‌ است‌» يعني: مانند كسي‌ برمي‌خيزند كه‌ شيطان‌ بر او چيره‌ شده‌ و او را مجنون‌كرده‌ است‌. مفسران‌ مي‌گويند: رباخوار در روز قيامت‌ همچون‌ مجنون‌ برانگيخته‌مي‌شود - به‌عنوان‌ مجازاتي‌ براي‌ وي‌ و نفرت‌انگيز كردن‌ وي‌ نزد اهل‌ محشر - زيرا حرص‌ و آز و شيفتگي‌ او به‌ جمع‌كردن‌ مال‌ دنيا، او را در دنيا آن‌چنان‌ ازجاي‌ بركنده‌ و مدهوش‌ و بيخود گردانيده‌ بود كه‌ در حركت‌ خود شبيه‌ ديوانگان‌ گرديده‌ بود. خبط: برخاستن‌ به‌طور ناموزون‌ و بدون‌ برخورداري‌ از تعادل‌ است، همانند برخاستن‌ شخصي‌ كه‌ دچار بيماري‌ صرع‌ شده‌باشد و تا مي‌خواهد برخيزد، تلوتلو مي‌خورد و بر زمين‌ مي‌افتد. مس: جنون‌ است‌. «اين» حال‌ و فرجام‌ بدرباخواران‌ «بدان‌ سبب‌ است‌ كه‌ آنان‌ گفتند: جز اين‌ نيست‌ كه‌ دادوستد مانند رباست‌» يعني: آنان‌ خريد وفروش‌ و ربا را يك‌ چيز پنداشتند، به‌ اين‌ دليل‌ كه‌ انسان‌ همان‌طوري‌ كه‌ در دادوستد سود مي‌برد، در ربا نيز سود مي‌برد.
خداوند(ج) اين‌ قياس‌ فاسدشان‌ را اين‌گونه‌ رد مي‌كند: «و حال‌ آن‌ كه‌ خداوند دادوستد را حلال‌ و ربا را حرام‌ گردانيده‌ است‌» يعني: فرق‌ ميان‌ آنها اين‌ است‌ كه‌خداوند(ج) دادوستد (بيع) را حلال‌ و نوعي‌ از انواع‌ آن‌ را كه‌ داد وستد همراه‌ بارباست، حرام‌ گردانيده‌ زيرا دادوستد (بيع) انجام‌ نمي‌گيرد، مگر به‌ روي ‌نيازي‌ و آن‌ معاوضه‌ و مبادله‌اي‌ است‌ عادلانه‌ كه‌ زيان‌ آشكاري‌ در آن‌ نيست، اما ربا صرفا بهره‌برداري‌ سوء از نيازمندي‌ انسان‌ گرفتار و درمانده‌ است‌ كه‌ هيچ‌ عوضي‌ در قبال‌ آن‌ وجود ندارد. رد اين‌ پندار آنان‌ كه‌ بيع‌ مانند رباست‌ با اين‌ تعبيركه: خداوند(ج) بيع‌ را حلال‌ و ربا را حرام‌ گردانيده‌ است‌؛ براي‌ قطع‌ جدال‌ وبگومگوي‌ آنها و بيان‌ سخني‌ فيصله‌كن‌ در اين‌ رابطه‌ است‌. بلي‌! تو تا آنجا كه ‌مي‌خواهي‌ ميان‌ بيع‌ و ربا وجوه‌ مشابهت‌ را جست‌وجو كن، ولي‌ سخن‌ اين‌ است‌كه‌ آيا مؤمن‌ هستي‌ يا نه‌؟ پس‌ اگر مؤمني، شأن‌ مؤمن‌ آن‌ است‌ كه‌ بي‌هيچ‌ جدال‌ و بگومگويي‌ خداي‌ عزوجل‌ را در تمام‌ اوامر و نواهي‌اش‌ اطاعت‌ مي‌كند و الا اگر پاي‌ دليل‌ و حجت‌ هم‌ درميان‌ باشد، بدون‌ شك، مفاسد ربا و محاسن‌ بيع‌ وتجارت‌ بر هيچ‌ فرد عاقل‌ و آگاهي‌ پوشيده‌ نيست، پس‌ چگونه‌ مي‌گويند كه‌ بيع ‌مانند رباست؟
اما ابن‌كثير مي‌گويد: «اين‌ سخن‌ مشركان‌ كه‌ (بيع‌ مانند رباست) به‌ معني‌ قياس‌ ربا به‌ بيع‌ از سوي‌ آنان‌ نيست‌ زيرا مشركان‌ به‌ مشروعيت‌ اصل‌ بيعي‌ كه‌ خداوند(ج) آن‌ را در قرآن‌ مشروع‌ گردانيده، اعتراف‌ نداشتند و اگر اين‌ سخن‌ آنان‌ از باب‌قياس‌ مي‌بود؛ بايد مي‌گفتند: انما الربا مثل‌ البيع‌: همانا ربا مانند بيع‌ است، درحالي‌كه‌ گفتند: انما البيع‌ مثل‌ الربا: بيع‌ مانند ربااست، پس‌ چرا آن‌ مباح‌ و اين‌حرام‌ گردانيده‌ شده‌؟». «پس‌ هر كس‌ اندرزي‌ از جانب‌ پروردگارش‌ بدو رسيد» كه‌ نهي‌ از ربا از آن‌ جمله‌ است‌ «و» بنابرآن‌ «از رباخواري‌ بازايستاد» امر خدا(ج) واندرز وي‌ را اجرا و اطاعت‌ كرد و دربرابر آن‌ رام‌ و فرمانبردار شد، پس‌ «آنچه‌ گذشته، از آن‌ اوست‌» يعني: او در رباخواريهاي‌ گذشته‌ دوران‌ جاهليت‌ خويش، موردمؤاخذه‌ نيست‌ زيرا سودي‌ كه‌ او در گذشته‌ خورده، قبل‌ از نزول‌ حكم‌ تحريم ‌ربا بوده‌ است‌ «و كارش‌ به‌ خدا واگذار مي‌شود» در بخشيدن‌ گناهش‌ و ساقط كردن ‌بار تبعات‌ گذشته‌ از گردنش‌ «و هركه‌ به‌ سودخواري‌ بازگشت‌» يعني: به‌ معامله‌ سود. يا: هركه‌ به‌سوي‌ اين‌ سخن‌ بازگشت‌ كه‌ خريدوفروش‌ مانند رباست‌؛ «آنان‌ اهل‌آتشند و جاودانه‌ در آنند» مراد از خلود و جاودانه ‌ماندن‌ در آتش‌ - در باره‌ مؤمناني ‌كه‌ مرتكب‌ اين‌ جنايت‌ مي‌شوند – ماندگار بودن‌ در دوزخ‌ به‌مدت‌ دور و درازي‌ است، نه‌ براي‌ هميشه‌.
ابن‌كثير مي‌گويد: «باب‌ ربا بر بسياري‌ از دانشمندان‌ از مشكل‌ترين‌ ابواب‌ است، چنان‌كه‌ عمر(رض) فرمود: آيه‌ ربا از آخرين‌ آيات‌ قرآن‌ كريم‌ از نظر زمان‌ نزول ‌بود و رسول‌ خداص رحلت‌ كردند و آن‌ را براي‌ ما به‌طور شافي‌ بيان‌ نفرمودند، پس‌ هرآنچه‌ را كه‌ شبهه‌ناك‌ است‌ فرو گزاريد و به‌سوي‌ چيزهايي‌ روي‌ آريد كه‌شبهه‌ناك‌ نيست‌». در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابي‌هريره‌(رض)  از رسول‌ خداص آمده‌است‌ كه‌ فرمودند: «ربا هفتاد بخش‌ است‌ و آسانترين‌ آن‌ از نظر مجازات، همانند مجازات‌ آن‌ مردي‌ است‌ كه‌ با مادر خود هم‌بستر شود». هم‌او در حديث‌ شريف‌ديگري‌ از رسول‌ خداص روايت‌ نموده‌ كه‌ فرمودند: «يأتي على الناس زمان يأكلون فيه الربا. قال: قيل له: الناس كلهم؟ قال: من لم يأكله منهم ناله من غباره: بر مردم‌زماني‌ مي‌آيد كه‌ در آن‌ ربا مي‌خورند». راوي‌ مي‌گويد: از آن‌ حضرت‌ص سؤال‌شد كه‌ آيا همگي‌ مردم‌ در آن‌ روزگار ربا مي‌خورند؟ فرمودند: «هر كس‌ ازآنان‌ كه‌ ربا نخورد، غباري‌ از آن‌ بدو مي‌رسد».
سوره شعراء آيه  115
‏متن آيه : ‏
‏ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«من‌ جز هشداردهنده‌اي‌ آشكار نيستم‌» يعني: من‌ فقط هشداردهنده‌اي‌ هستم‌ كه ‌آنچه‌ را خداي‌ سبحان‌ مرا به‌ ابلاغ‌ آن‌ به‌سوي‌ شما فرمان‌ داده‌ است، به‌ طور واضح‌ و آشكار براي‌ شما مي‌رسانم‌. يعني: اين‌ مستضعفان‌ نيز از جمله‌ كساني ‌هستند كه‌ من‌ به‌ هشداردادنشان‌ مأمور شده‌ام‌ پس‌ چگونه‌ آنان‌