نَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ به‌ آنان‌ گفته‌ شود: در زمين‌ فساد نكنيد» با نفاق، برقرار ساختن‌ پيوند دوستي‌ با كفار و متفرق‌ ساختن‌ مردم‌ از پيرامون‌ محمدص و قرآن‌ و ايمان‌ زيرا با اين‌ عمل‌ فساد انگيزتان‌ آنچه‌ در زمين‌ است‌ - با هلاك‌ شدن‌ مردم‌ و ويراني‌ ديارشان‌ - تباه‌ مي‌شود «مي‌ گويند: ما اصلاحگراياني‌ بيش‌ نيستيم‌» يعني: كار ما فساد افروزي‌ نيست‌ بلكه‌ ما فقط مردماني‌ مصلح‌ هستيم‌ كه‌ در جهت‌ خير و صلاح ‌و اصلاح‌ مي‌كوشيم‌.
بدين‌سان‌ است‌ كه‌ چون‌ خداوند(ج) آنان‌ را از فساد نهي‌ مي‌كند، مدعي‌ مي‌شوند كه‌ صفت‌ «صلاح‌» ويژه‌ آنان‌ است‌. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ اين‌ روش ‌مفسدان‌ در هر زماني‌ است‌ كه‌ فسادشان‌ را در قالب‌ «صلاح‌» معرفي‌ مي‌كنند.
اما خداوند(ج) اين‌ ادعايشان‌ را با رساترين‌ بيان‌ رد نموده‌ و آنان‌ را به‌ وصف ‌فسادگر كه‌ درحقيقت‌ به‌ آن‌ موصوف‌ هستند، محكوم‌ نمود و فرمود:
 
آيه  281
‏متن آيه : ‏
‏ وَاتَّقُواْ يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از روزي‌ بترسيد كه‌ در آن‌ به‌ سوي‌ خداوند بازگردانده‌ مي‌شويد» و آن‌ روز مردن‌است‌ «سپس‌ به‌ هركسي‌ جزاي‌ هركاري‌ كه‌ كرده‌ است، به‌ تمامي‌ داده‌ مي‌شود و بر آنان ‌ستم‌ نمي‌رود» ابن‌عباس‌(رض)  مي‌گويد: «آخرين‌ آيه‌ قرآن‌ كه‌ بر رسول‌ خداص نازل‌ شد، همين‌ آيه: ﴿‏ وَاتَّقُواْ يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللّهِ...﴾  بود و در ميان‌ نزول‌ آن‌ و رحلت‌ رسول‌ خداص فقط سي‌ويك‌ روز فاصله‌ بود». در اين‌ باره‌ روايات ‌ديگري‌ چون‌ نه‌ شب، هفت‌ شب، سه‌ شب‌ يا سه‌ ساعت‌ نيز آمده‌ است‌. همچنين ‌از رسول‌ خدا ص روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ در اين‌ حديث‌ شريف‌ فرمودند: «در امتهاي ‌پيشين‌ تاجري‌ بود كه‌ به‌ مردم‌ قرض‌ مي‌داد و چون‌ تنگدستي‌ را مي‌ديد، به ‌خدمتكارانش‌ مي‌گفت: از او درگذريد، شايد خداي‌ عزوجل‌ از ما درگذرد. پس‌خداي‌ عزوجل‌ (به‌ فرشتگان) فرمود: ما از اين‌ شخصي‌ كه از مردم‌ درمي‌گذشت، به‌ گذشت‌ نمودن‌ سزاوارتريم، پس‌ از وي‌ در گذريد».
خلاصه‌ احكام‌ بيان‌ شده‌ در آيات‌ مباركه‌ (275 - 281) متضمن‌ پنج‌موضوع‌ است: 
1- جواز انواع‌ دادوستد.
2- تحريم‌ ربا و محكوميت‌ سخت‌ رباخواران‌.
3- مهلت ‌دادن‌ به‌ بدهكار تنگدست‌.
4- پاداش‌ ايمان‌ و عمل‌ شايسته‌.
5- و امر به‌ تقوي‌.
ربا بر دو نوع‌ است: 
1- رباي‌ نسيه‌. 2 - رباي‌ افزوده‌. رباي‌ نسيه‌ يا در وام‌ است، يا در دادوستد. صورت‌ آن‌ در وام‌ اين‌ است‌ كه‌ مقدار معيني‌ از مال‌ براي‌ مدت‌ محدودي‌ به‌ وام‌داده‌ شود؛ به‌ اين‌ شرط كه‌ در صورت‌ تمديد مدت، بر اصل‌ مبلغ‌ افزوده‌ شود و اين‌همان‌ نوع‌ ربايي‌ است‌ كه‌ در زمان‌ جاهليت‌ متعارف‌ بود. اين‌ نوع‌ از معامله‌ ربوي ‌هم ‌اكنون‌ نيز در سيستم‌هاي‌ بانكي‌ رايج‌ است‌. مثال‌ رباي‌ نسيه‌ در معاملات‌ ودادوستدها: فروختن‌ يك‌ كيلو از گندم‌ به‌ يك‌ كيلو و نيم‌ به‌ اين‌ شرط است‌ كه ‌مثلا بعد از دو ماه‌ به‌ فروشنده‌ پرداخت‌ شود و چنان‌كه‌ گفتيم، اين‌ نوع‌ ربا به‌ اتفاق ‌حرام‌ است‌.
اما رباي‌ افزوده‌ در دادوستدها و معاملات‌ اين‌ است‌ كه: مال‌ معيني‌ با شرط افزودن‌ يكي‌ از دو عوض‌ بر ديگري، در حال‌ نقدا فروخته‌ شود، چون‌ فروش‌ يك‌كيلو خرما به‌ دو كيلو. كه‌ اين‌ نوع‌ ربا نيز حرام‌ است‌. رباي‌ افزوده‌ در وام‌ اين‌ است‌كه: مثلا كسي‌ صد درهم‌ وام‌ به‌ ديگري‌ مي‌دهد، به‌ اين‌ شرط كه‌ سال‌ آينده‌ دويست‌ درهم‌ از وي‌ بازستاند. كه‌ اين‌ نيز حرام‌ است‌. پس‌ با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ آيات‌كريمه‌ به‌ قيد رباي‌ نسيه‌ مقيد گردانيده‌ نشده‌ و به‌ طور مطلق‌ ذكر گرديده‌اند، لذا برحرمت‌ تمام‌ معاملات‌ ربوي‌ - اعم‌ از رباي‌ نسيه‌ رايج‌ در جاهليت‌ و انواع‌ رباي‌ مرسوم‌ فعلي‌ - دلالت‌ مي‌كنند، چنان‌ كه‌ برتحريم‌ مصالحه‌ ميان‌ وام‌دهنده‌ وبدهكار در وام‌ مدت‌دار بر مقداري‌ كمتر از اصل‌ وام، نيز دلالت‌ مي‌كنند، چرا كه‌اين‌ هم‌ به‌ معني‌ رباي‌ جاهليت مي‌باشد. مثالش‌ اين‌ است‌ كه‌ كسي‌ از ديگري‌ مبلغ‌هزار دينار تا مدتي‌ معين‌ طلبكار است، پس‌ با بدهكار به‌ مبلغ‌ پانصد دينار به‌ طورنقد مصالحه‌ مي‌كند. گفتني‌ است‌ كه‌ از انواع‌ ربا، فروش‌ وام‌ به‌ وام‌ مي‌باشد، كه ‌اين‌ نيز حرام‌ است‌.
بايد دانست‌ كه‌ از نظر جمهور فقها - از آن‌ جمله‌ ائمه‌ مذاهب‌ چهارگانه‌ - حرمت‌ ربا به‌ شش‌ نوع‌ معيني‌ كه‌ در حديث‌ شريف‌ ذيل‌ ذكر شده‌ محدود و منحصرنمي‌باشد، بلكه‌ حرمت‌ آن‌ به‌ هرچيزي‌ كه‌ علت‌ ربا در آن‌ موجود باشد، تسري‌مي‌يابد. آن‌ حديث‌ شريف‌ اين‌ است: «طلا در برابر طلاست، نقره‌ در برابر نقره،گندم‌ در برابر گندم، جو در برابر جو، خرما در برابر خرما، نمك‌ در برابر نمك، مثل‌ در برابر مثل، برابر با يك‌ديگر، دست‌ به‌ دست، اما چون‌ اين‌ اجناس‌ مختلف‌شد، معامله‌ كنيد هرگونه‌ كه‌ خواهيد، به‌ شرط اين‌ كه‌ دادوستد باشد». يعني: جنس‌ و بها بلافاصله‌ معاوضه‌ و قبض‌ گردد.
از نظر جمهور فقها، چون‌ عقد ربا باطل‌ است، لذا فسخ‌ آن‌ نيز واجب‌ مي‌باشد، ولي‌ احناف‌ عقد ربا را فاسد مي‌دانند، پس‌ از نظر آنان، ربا ساقط مي‌گردد، اما اصل‌ بيع‌ صحيح‌ است‌. بنا بر مذهب‌ ابوحنيفه، مالك‌ و شافعي، بدهكاري‌ كه ‌مدعي‌ ورشكستگي‌ مالي‌ است، بايد زنداني‌ شود تا ورشكست‌ بودن‌ وي‌ مدلل‌ وثابت‌ گردد[4].
 
[4] در مورد علت تحریم ربا و زیانهای فردی و اجتماعی آن؛ نگاه کنید به تفسیر المنیر، ترجمه فارسی (3/134).
سوره شعراء آيه  189
‏متن آيه : ‏
‏ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ او را تكذيب‌ كردند» يعني: بر تكذيب‌ وي‌ استمرار ورزيده‌ و بر آن‌ اصرار و پافشاري‌ كردند «پس‌ عذاب‌ روز ظله‌ آنان‌ را فرو گرفت‌» ظله: ابر آتشباري‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ آن‌ را بر سرشان‌ گسترد و آن‌ ابر بر آنان‌ آتش‌ باريد و بر اثر آن‌ هلاك‌ شدند. بدين‌سان، خداي‌ سبحان‌ آنچه‌ را كه‌ خود پيشنهاد داده‌ بودند، بر آنان‌ فرود آورد «بي‌گمان‌ آن‌ عذاب‌ روزي‌ سهمگين‌ بود» بدان‌ جهت‌ كه‌ چنان‌ سختي‌اي‌ بر آنان‌ فرود آمد كه‌ بشر حد و اندازه‌ آن‌ را نمي‌تواند بسنجد.
ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «خداي‌ سبحان‌ بر آنان‌ باد سمومي‌ از جهنم‌ را فرستاد پس‌ آن‌ باد سموم‌ و سوزان، هفت‌ روز بر آنان‌ گشت‌ تا گرما و داغي‌ آن‌ بدنهايشان ‌را پخته‌ و بريان‌ كرد، خانه‌هايشان‌ د