م‌ داده‌ شده‌ و ما فرمانبردار بوده‌ايم‌» به‌ قولي: اين‌ جمله‌ از سخن‌ سليمان‌(ع) است‌. يعني: پيش‌ از بلقيس‌ از سوي‌ خداوندأ علم‌ داده‌ شده‌ و براي‌ خداوندأ از در اطاعت‌ درآمده‌ بوديم‌. يا معني‌ اين‌ است: پيش‌ از اين‌ به‌ مسلمان‌ شدن‌ بلقيس‌ و آمدن‌ وي‌ به‌ رضا و رغبت، آگاه‌ ساخته‌ شده‌ايم‌. به‌قولي‌ ديگر: اين‌ سخن‌ از قوم‌ سليمان‌(ع) و پيروان‌ وي‌ بود.
	سوره نمل آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ وَصَدَّهَا مَا كَانَت تَّعْبُدُ مِن دُونِ اللَّهِ إِنَّهَا كَانَتْ مِن قَوْمٍ كَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنچه‌ كه‌ به‌جاي‌ خداوند پرستش‌ مي‌كرد، او را باز داشته‌ بود» يعني: بلقيس‌ را تعلق‌ خاطر و دل‌مشغولي‌ وي‌ به‌ پرستش‌ خورشيد كه‌ بر آن‌ تربيت‌ و رشد يافته‌ بود،از ايمان‌ به‌ حق‌ باز داشته‌ بود «و او از جمله‌ گروه‌ كافران‌ بود» اين‌ آيه‌ نيز از ادامه‌ سخن‌ سليمان‌(ع)، يا از كلام‌ خداي‌ سبحان‌ است‌.
 
	سوره نمل آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَن سَاقَيْهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُّمَرَّدٌ مِّن قَوَارِيرَ قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
گويي‌ ديدن‌ تخت‌ دگرگون‌ شده‌ بلقيس‌ فقط براي‌ ايمان ‌آوردن‌ وي‌ كافي‌ نبود زيرا او به‌ پرستش‌ خورشيد سخت‌ تعلق‌ خاطر داشت‌ بدين‌ جهت‌ سليمان‌(ع) او را در وضعيت‌ رواني‌ ديگري‌ قرار داد: «به‌ آن‌ زن‌ گفته‌ شد: به‌ صرح‌ وارد شو» صرح: كاخ‌ پادشاهي‌ است‌. ابن‌قتيبه‌ مي‌گويد: صرح‌ تخته‌هايي‌ بود كه‌ براي‌ بلقيس‌ از آبگينه‌ سپيد ساختند و در زير آن‌ آب‌ و ماهي‌ را روان‌ كردند «و چون‌ آن‌ را ديد، پنداشت‌ كه‌ بركه‌ آبي‌ است‌» لجه: آب‌ بسيار است‌ «و» بدين‌ جهت‌ «از ساقهايش ‌لباس‌ را بالا زد» تا به‌ پندار خود به‌ آب‌ فرو رود و وقتي‌ او چنين‌ كرد: «گفت‌» سليمان‌ «اين‌ قصري‌ صاف‌ و صيقلي‌ از آبگينه‌هاست‌» و آب‌ نيست‌. ممرد: تراشيده، صيقل‌ داده‌ شده‌ و بالا بلند. در اينجا بود كه‌ بلقيس‌ به‌ حق‌ اذعان‌ كرد و تسليم‌ شد: «گفت: پروردگارا! من‌ بر خود ستم‌ كردم‌» با پرستش‌ غير تو «و اينك‌ با سليمان‌» در گردن ‌نهادن‌ به‌ دين‌ حق‌ «در برابر خدا پروردگار عالميان، تسليم‌ شدم‌».
از داستان‌ بلقيس‌ چنين‌ بر مي‌آيد كه‌ او در ميان‌ ملتي‌ فرمانروايي‌ مي‌كرد كه‌ داراي‌ مدنيتي‌ ريشه‌دار و بزرگ‌ بودند پس‌ سليمان‌(ع) با نشان‌ دادن‌ مدنيتي‌ ريشه‌دارتر و بزرگتر به‌ وي، او را متحير و بهت‌زده‌ كرد، هم‌ از اين‌ روي‌ بود كه‌ بلقيس‌ گردن‌ نهاد و تسليم‌ شد. البته‌ اين‌ امر به‌ ما مي‌آموزد كه‌ مدنيت‌ راستين ‌اسلامي‌ آنچنان‌ مدنيت‌ پرهيمنه‌ و با ابهتي‌ است‌ كه‌ تمدنهاي‌ ديگر را از نظر رواني‌ منفعل‌ و فرومانده‌ گرداند.
ابن‌ابي‌شيبه‌ و ابن‌ابي‌حاتم‌ از ابن‌عباس‌ك در روايتي‌ طولاني‌ نقل‌ كرده‌اند كه ‌فرمود: «سليمان‌(ع) بعد از آن‌ با بلقيس‌ ازدواج‌ كرد». اما ابن‌كثير اين‌ روايت‌ را جدا منكر دانسته‌ و استناد آن‌ را به‌ ابن‌عباس‌ك رد كرده‌ است‌. قول‌ راجح‌ نيز اين ‌است‌ كه‌ ازدواج‌ سليمان‌(ع) با بلقيس، از اخبار اهل‌ كتاب‌ مي‌باشد كه‌ نه‌ تصديق‌ مي‌شود و نه‌ تكذيب‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3584.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:3585.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:3586.txt"> آيه  47</a><a class="text" href="w:text:3587.txt"> آيه  48</a><a class="text" href="w:text:3588.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:3589.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:3590.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:3591.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:3592.txt"> آيه  53</a><a class="text" href="w:text:3593.txt">آيه  54</a><a class="text" href="w:text:3594.txt">آيه  55</a></body></html>سوره نمل آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِيقَانِ يَخْتَصِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اينك‌ داستان‌ ديگري‌ بيان‌ مي‌شود: «و به‌ راستي‌ به‌ سوي‌ قوم‌ ثمود برادرشان ‌صالح‌ را فرستاديم‌ كه: خداوند را بپرستيد» يعني: او را با دعوت‌ و پيام‌ پرستش‌ خداوندأ فرستاديم‌ «پس‌ بناگاه‌ آنان‌ به‌ دو گروه‌ ستيزه‌گر و متخاصم‌ تقسيم‌ شدند» كه‌ آن‌ دو گروه، مؤمنان‌ و كافران‌ بودند و هر گروهي‌ با تكيه‌ بر راه‌ و روش ‌خود، با گروه‌ ديگر ستيزه‌ كرده‌ و ادعا مي‌كرد كه‌ حق‌ با وي‌ است‌. به‌قولي: خصومت‌ و ستيزه‌ ميان‌ دو گروه، درباره‌ صالح‌(ع) بود كه‌ آيا او پيامبر مرسل‌ است ‌يا خير؟.
 
	سوره نمل آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«صالح‌ گفت: اي‌ قوم‌ من، چرا سيئه‌ را پيش‌ از حسنه‌» يعني: عذاب‌ را پيش‌ از رحمت‌ «به‌ شتاب‌ مي‌طلبيد» يعني: چرا ايماني‌ را كه‌ جلب‌كننده‌ پاداش‌ و نيكي‌ است‌ به‌ تأخير مي‌اندازيد و كفري‌ را كه‌ جلب‌كننده‌ عذاب‌ است، جلو مي‌افگنيد؟ زيرا آنان‌ از فرط كفر و عناد مي‌گفتند: اي‌ صالح‌! منتظر چه‌ هستي‌؟ عذابي‌ را كه‌وعده‌ مي‌دهي‌ براي‌ ما بياور «چرا از خداوند آمرزش‌ نمي‌خواهيد» و به‌سوي‌ او از شرك‌ توبه‌كار نمي‌شويد، قبل‌ از آن‌كه‌ عذابش‌ بر شما فرود آيد؟ «باشد كه‌ مورد رحمت‌ قرار گيريد» و گرفتار عذاب‌ نشويد.
 
	سوره نمل آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: ما به‌ تو و همراهانت‌» از كساني‌ كه‌ دعوتت‌ را اجابت‌ گفته‌ و به‌ دينت ‌درآمده‌اند «شگون‌ بد زده‌ايم‌» و شما را شوم‌ و ناميمون‌ مي‌دانيم‌. نقل‌ است‌ كه‌ به ‌آنان‌ قحطي‌اي‌ رسيد پس‌ به‌ صالح‌(ع) شگون‌ بد زده‌ و گفتند: اين‌ از شومي‌ توست ‌«گفت‌» صالح‌(ع) به‌ آنان: «شگون‌ بدتان‌ نزد خداوند است‌» يعني: اين‌ قحطي ‌به‌سبب‌ فال‌ بدي‌ كه‌ آن‌ را شوم‌ مي‌پنداريد نيست‌ بلكه‌ سبب‌ آن‌ نزد خداوندأ است‌ زيرا خير و شر همه‌ از نزد او به‌ سوي‌ شما مي‌آيد و اين‌ قدر و قسمت‌ اوست‌كه‌ به‌ شما مي‌رسد چرا كه‌ تمام‌ امورتان‌ به‌دست‌ بلا كيف‌ اوست، هر چه‌ بخواهد انجام‌ مي‌دهد و پرندگان‌ كه‌ آنها را وسيله‌ فال‌ بد خود مي‌پنداريد، به‌ خير و شر شما علم‌ و آگاهي‌اي‌ ندارند «بلكه‌ شما مردمي‌ هستيد كه‌ آزموده‌ مي‌شويد» و مورد امتحان‌ خداوندأ قرار گرفته‌ايد. به‌قولي‌ معني اين‌ است: شيطان‌ شما را با اين‌ فال ‌بد زدنتان، يا به‌ آنچه‌ كه‌ به‌خاطر آن‌ فال‌ ب