ما با انكشافات‌ علمي‌ و پيشرفت‌ دانش‌ تجربي، آيات‌ پروردگار و نشانه‌هاي‌ وجود، وحدانيت‌ و عظمت‌ وي‌ را مي‌شناسيد. كه‌ عصر حاضر بهترين‌ تجلي‌گاه‌ اين‌ شناخت‌ است‌ «و پروردگار تو از آنچه‌ مي‌كنيد غافل‌ نيست‌» بلكه‌ بر همه‌ چيز گواه‌است‌. و اين‌ خود تهديد و هشداري‌ براي‌ انسانها است‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «يا ايها الناس، لا يغترن‌ احدكم‌ بالله‌ فان‌ الله‌ لو كان ‌غافلا شيئا لاغفل‌ البعوضة‌ و الخردلة‌ و الذرة: هان‌ اي‌ مردم‌! كسي‌ از شما درباره ‌خداأ فريفته‌ نشود زيرا اگر خداأ از چيزي‌ غافل‌ بود، بايد يك‌ پشه، يك‌ دانه ‌ارزن‌ و يك‌ ذره‌ غبار را به‌ غفلت‌ وامي‌گذاشت‌» اما چنين‌ نيست‌ زيرا به‌قول‌ شاعر:
دل‌ هر ذره‌ را كه‌ بشكافي ‌آفتابش‌ در ميان‌ بيني‌

سوره قصص آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ طسم ‏
 
‏ترجمه : ‏
خوانده‌ مي‌شود: «طا، سين، ميم‌» با كشيدن‌ مد در سين‌ و ميم‌ و ادغام‌ نون‌ در ميم‌. سخن‌ پيرامون‌ حروف‌ مقطعه‌ آغاز سوره‌ها، در سوره‌ «بقره‌» گذشت‌.
 
سوره قصص آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ است‌ آيات‌ كتاب‌ مبين‌» يعني: كتابي‌ كه‌ خير و بركت‌ آن‌ روشن‌ است، يا روشنگر حلال‌ و حرام، وعده‌ و وعيد و اخلاص‌ و توحيد است‌.
سوره آل عمران آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللّهَ لاَ يَخْفَىَ عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ هيچ‌ چيز بر خدا پوشيده‌ نمي‌ماند، نه‌ در زمين‌ و نه‌ در آسمان» و از جمله‌آنچه‌ كه‌ بر وي‌ پوشيده‌ نمي‌ماند، ايمان‌ مؤمنان‌ و كفر كافران‌ است‌. آسمان‌ وزمين‌ را مخصوصا ياد كرد زيرا حس‌ بشري‌ از محدوده‌ آنها به‌ عوالم‌ ديگر فراترنمي‌رود.
 
سوره قصص آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ نَتْلُوا عَلَيْكَ مِن نَّبَإِ مُوسَى وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بخشي‌ از خبر موسي‌ و فرعون‌ را براي‌ اهل‌ ايمان‌ به‌ درستي‌ بر تو مي‌خوانيم‌» يعني: اي‌ محمد ص! در اين‌ سوره‌ كريمه‌ بخشي‌ از گزارش‌ حال‌ موسي‌(ع) و فرعون‌ و داستان‌ آنها را درحالي‌ بر تو مي‌خوانيم‌ كه‌ اين‌ اخبار، مشحون‌ از وصف‌ راستي‌ و درستي‌ است، حال‌ آن‌كه‌ كتب‌ آسماني‌ پيشين‌ همه‌ تحريف‌ شده‌اند تا آنچه‌ را بر تو مي‌خوانيم، مايه‌ هدايت‌ و عبرت‌ مؤمنان‌ باشد اما كساني‌ كه‌ به‌ آن‌ كافرند، از آن‌ هيچ‌ بهره‌اي‌ نمي‌برند. اين‌ آيه‌ مؤمنان‌ را به‌ ضرورت‌ درس‌ گرفتن‌ از آيات‌ اين‌ سوره‌ متوجه‌ مي‌سازد.
 
سوره قصص آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ فرعون‌ در زمين‌ سركشي‌ كرد» يعني: با سلطه‌ و قدرتي‌ كه‌ داشت، تكبر و گردنكشي‌ پيشه‌ كرد و مدعي‌ ربوبيت‌ شد «و مردمانش‌ را گروه‌گروه‌ كرد» يعني: مردم‌ مصر را به‌ بردگي‌ كشيد و آنها را در خدمت‌ خويش‌ به‌ فرقه‌ها و گروه‌هايي‌ مختلف‌ تقسيم‌ كرد، بدان‌ منظور كه‌ آنان‌ را درگير اختلاف‌ نموده‌ و برخي‌ از آنان ‌را به‌وسيله‌ برخي‌ديگر سركوب‌ كند تا باهم‌ يكدست‌ نشوند و در نتيجه‌ كار سلطه ‌وي‌ به‌ اخلال‌ روبرو نشود و از او به‌ طور دلخواهش‌ فرمان‌پذير و مطيع‌ باشند «طايفه‌اي‌ از آنان‌ را به‌ استضعاف‌ مي‌كشيد» مراد از اين‌ طايفه: قوم‌ بني‌اسرائيل‌اند و مظاهر استضعاف‌ و به ‌زبوني ‌كشيدنشان‌ از سوي‌ فرعون‌ عبارت‌ بود از اين‌ كه: «پسرانشان‌ را مي‌كشت‌ و دخترانشان‌ را» براي‌ خدمتگزاري‌ «زنده‌ نگه ‌مي‌داشت‌» نقل‌ است‌ كه‌ منجمان‌ به‌ فرعون‌ خبر داده‌ بودند كه‌ قدرت‌ و سلطنتش‌ به‌دست‌ مردي‌ از بني‌اسرائيل‌ كه‌ به‌ دنيا خواهد آمد از بين‌ مي‌رود، از اين‌ روي‌ او فرزندان‌ ذكور بني‌اسرائيل‌ را مي‌كشت‌. زجاج‌ مي‌گويد: «حماقت‌ فرعون‌ درخور تعجب‌ است‌ زيرا كاهني‌ كه‌ اين‌ خبر را به‌ او داده‌ بود، اگر در خبرش‌ صادق‌ بود، لابد آن‌ خبر تحقق‌ مي‌يافت‌ و كشتن‌ فرزندان‌ ذكور بني‌اسرائيل، به‌ حال‌ وي ‌سودي‌ نداشت‌ و اگر آن‌ كاهن‌ كاذب‌ بود، باز هم‌ كشتن‌ آنها هيچ‌ معنايي‌ نداشت‌». البته‌ تصديق‌ اين‌ روايت‌ جاي‌ تأمل‌ دارد زيرا منجمان‌ چيزي‌ از علم‌ غيب ‌را نمي‌دانند پس‌ شايد او فرزندان‌ بني‌اسرائيل‌ را فقط بدين‌ انگيزه‌ مي‌كشت‌ كه ‌ايشان‌ را به‌بردگي‌ و استضعاف‌ بكشاند. يا انگيزه‌ فرعون‌ از اين‌ عمل، اخباري‌ بود كه‌ بني‌اسرائيل‌ آن‌ را از پيامبران‌ خويش‌ درباره‌ ظهور موسي‌÷ نقل‌ مي‌كردند و الله اعلم‌. «بي‌گمان‌ او از فسادكاران‌ بود» زيرا كشتن‌ به‌ستم، كار مفسدان‌ است، چنان‌كه‌ بسياري‌ ديگر از مظاهر و مصاديق‌ فساد نيز در فرعون‌ نمايان‌ بود.
ابن‌كثير مي‌گويد: «چون‌ فرعون‌ به‌ كشتار فرزندان‌ پسر بني‌اسرائيل‌ ادامه‌ داد، قبطي‌ها از آن‌ ترسيدند كه‌ نسل‌ بني‌اسرائيل‌ منقرض‌ شود زيرا پير مردان‌ بني‌اسرائيل ‌هم‌ در شرف‌ نابودي‌ بودند و اين‌ خود سبب‌ مي‌شد تا اعمال‌ شاقه‌اي‌ را كه‌ بني‌اسرائيل‌ انجام‌ مي‌دادند، بر دوش‌ قبطيان‌ بيفتد. پس‌ آنها از اين‌ بيم‌ به‌ فرعون ‌گفتند: نزديك‌ است‌ كه‌ جز زنان‌ بني‌اسرائيل‌ كسي‌ ديگر از آنان‌ باقي‌ نماند و ما نمي‌توانيم‌ كارهاي‌ شاقه‌اي‌ را كه‌ مردان‌ آنها انجام‌ مي‌دهند، برعهده‌ بگيريم‌! لذا فرعون‌ دستور داد كه‌ پسران‌ آنها را در يك‌ سال‌ زنده‌ نگه ‌دارند و در سال‌ ديگر بكشند. نقل‌ است‌ كه‌ هارون‌(ع) در سالي‌ تولد شد كه‌ پسران‌ را در آن‌ زنده‌ باقي ‌مي‌گذاشتند اما موسي‌(ع) در سالي‌ از سالهاي‌ قتل‌ پسران‌ متولد شد. فرعون ‌مأموراني‌ داشت‌ كه‌ عهده‌دار بازرسي، نظارت‌ و اجراي‌ اين‌ برنامه‌ بودند و پرستاران‌ زني‌ را نيز بر گمارده‌ بود كه‌ بر زنان‌ بني‌اسرائيل‌ مراقبت‌ داشتند و چون ‌يكي‌ از آنان‌ حامله‌ مي‌شد، نامش‌ را در جدول‌ آماري‌ كه‌ به‌ همين‌ منظور تهيه‌ مي‌شد، ثبت‌ مي‌كردند لذا مأموران‌ در هنگام‌ زايمان‌ وي‌ سر مي‌رسيدند و اگر نوزاد دختر مي‌بود، آن‌ را به‌ حال‌ خود وا مي‌گذاشتند اما اگر پسر مي‌بود، او را سر بريده‌ و راه‌ خود را در پيش‌ مي‌گرفتند و مي‌رفتند. چون‌ مادر موسي‌(ع) به‌ وي‌ حامله‌ شد، نشانه‌ها و مظاهر بارداري‌ ـ به‌ حكم‌ خداي‌ عزوجل‌ ـ بسان‌ ديگر زنان‌ حامله‌ بر وي‌ نمايان‌ نگرديد و دايه‌هاي‌ مأمور فرعون‌ به‌ بارداري‌ وي‌ پي ‌نبردند».
 
سوره قصص آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَنُرِ