دُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از آن‌كه‌ خداوند(ج) صفات‌ زشت‌ پنج‌ گانه‌ گردنكشان‌ يعني: برتري‌جويي ‌در زمين، به‌استضعاف ‌كشيدن‌ مردم، كشتن‌ فرزندان‌ پسر و باقي‌گذاشتن‌ فرزندان‌ دختر بني‌اسرائيل‌ و فسادافروزيشان‌ در زمين‌ را بيان‌ كرد، اينك‌ در مقابل‌ آن‌ پنج‌ وصف‌ از اوصاف‌ مستضعفان‌ را بيان‌ مي‌كند:
«و ما مي‌خواهيم‌» با تدبير حكيمانه‌ خويش‌ «بر كساني‌ كه‌ در زمين‌ به‌ استضعاف ‌كشيده‌ شده‌اند، منت‌ گذاريم‌» بعد از آن‌ كه‌ به‌ استضعاف‌ كشيده‌ شده‌اند. به‌همين‌ جهت‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ موسي‌(ع) را به‌ رسالت‌ برانگيخت‌ و معجزاتي‌ به‌ وي ‌داد و سرانجام‌ بني‌اسرائيل‌ را از مصر به‌ سلامت‌ بيرون‌ كرد و فرعون‌ و لشكريانش ‌را ـ به‌ كيفيتي‌ كه‌ شرح‌ و تفصيل‌ آن‌ بعد از اين‌ اجمال‌ مي‌آيد ـ به‌ هلاكت‌ رسانيد «و آنان‌ را پيشوايان‌ گردانيم‌» يعني: مستضعفان‌ را رهبران‌ خير، دعوتگران‌ به‌سوي ‌حق‌ و متوليان‌ و فرمانرواياني‌ در ميان‌ مردم‌ مي‌گردانيم‌ «و ايشان‌ را وارث‌ زمين ‌گردانيم‌» يعني: وارثان‌ سرزمين‌ مقدس‌ كه‌ بيت‌المقدس‌ در آن‌ قرار دارد چنان‌كه ‌خداوندأ مي‌فرمايد:(‏ وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا ) : (و مشارق‌ زمين‌ و مغارب‌ آن‌ را كه‌ در آن‌ بركت ‌نهاده‌ايم، به‌ قومي‌ كه‌ ناتوان‌ و مستضعف‌ شمرده‌ مي‌شدند، به‌ارث‌ داديم‌) «اعراف‌ /137».
 
﴿ سوره‌ قصص ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (88) آيه‌ است‌.
جلال‌الدين‌ سيوطي‌ در مقدمه‌ اين‌ سوره‌ كريمه‌ مي‌گويد: «چون‌ خداي‌ سبحان ‌در سوره‌هاي‌ (شعراء) و (طس‌) داستان‌ موسي‌÷ را به‌ اجمال‌ ذكر كرد، در اين ‌سوره‌ آن‌ اجمال‌ را به‌ تفصيل‌ بيان‌ مي‌كند».
صاحب‌ تفسير «في‌ ظلال‌ القرآن‌» نيز در مقدمه‌ اين‌ سوره‌ مي‌گويد: «اين‌ سوره‌ در حالي‌ نازل‌ شد كه‌ مسلمانان‌ در مكه‌ اقليتي‌ مستضعف‌ بودند و مشركان‌ در قدرت‌ و شكوه‌ قرار داشتند پس‌ اين‌ سوره‌ نازل‌ شد تا موازين‌ و معيارهاي‌ حقيقي‌ نيروها و ارزش‌ها را تبيين‌ كرده‌ و اين‌ حقيقت‌ را در باور مسلمانان‌ پايدار گرداند كه‌ در پهناي‌ اين‌ هستي‌ بزرگ، فقط يك‌ قدرت‌ وجود دارد و آن‌ هم‌ قدرت‌ مطلقه ‌خداي‌ سبحان‌ است، يك‌ ارزش‌ وجود دارد و آن‌ هم‌ ارزش‌ ايمان‌ است‌ لذا كسي‌كه‌ قدرت‌ خداأ با او بود، ديگر نبايد از هيچ‌ نيروي‌ ديگري‌ ترس‌ و هراس‌ داشته ‌باشد، هر چند از ديگر نيروها بي‌بهره‌ باشد و كسي‌ كه‌ قدرت‌ خداأ عليه‌ وي‌ بود، او نه‌ امنيتي‌ دارد و نه‌ آرامشي، هر چند كه‌ تمام‌ قوت‌هاي‌ زميني‌ پشتيبان‌ وي ‌باشند».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3645.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:3646.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:3647.txt"> آيه  8</a><a class="text" href="w:text:3648.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:3649.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:3650.txt"> آيه  11</a><a class="text" href="w:text:3651.txt"> آيه  12</a><a class="text" href="w:text:3652.txt">آيه  13</a></body></html>سوره قصص آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِي فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُوا يَحْذَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ آنان‌ در زمين‌ تمكن‌ مي‌بخشيم‌» يعني: مستضعفان‌ را در روي‌ زمين‌ صاحب‌ اقتدار مي‌گردانيم‌ تا هرگونه‌ كه‌ مي‌خواهند در آن‌ تصرف‌ كنند.
آيا مراد از «زمين‌» فقط سرزمين‌ فلسطين‌ است، يا شامل‌ سرزمين‌ شام‌ و مصر نيز مي‌شود؟ پاسخ‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌گواهي‌ تاريخ، نفوذ بني‌اسرائيل‌ در زمان ‌سليمان‌(ع) به‌ همه‌ اين‌ مناطق‌ و حتي‌ فراتر از آنها نيز رسيد و اين‌ دليل‌ برآن‌ است‌ كه ‌تمام‌ آن‌ سرزمين‌ها شامل‌ اين‌ مقوله‌ هستند «و به‌ فرعون‌ و هامان‌» وزير او «ولشكريان‌ آن‌ دو بنمايانيم‌» و نشان‌ دهيم‌ «آنچه‌ را كه‌ از جانب‌ آنان‌» يعني: از سوي ‌اين‌ مستضعفان‌ «بيمناك‌ بودند» و با تمام‌ توان‌ در دفع‌ آن‌ مي‌كوشيدند. اين‌ بيم، احساس‌ خطر از نابودي‌ پادشاهي‌ و براندازيشان‌ به‌ دست‌ نوزادي‌ از بني‌اسرائيل ‌مستضعف‌ بود. آري‌! خداي‌ عزوجل‌ حكم‌ خويش‌ را به‌ گونه‌اي‌ معجزه‌آسا به‌اجرا درآورد؛ آن‌گاه‌ كه‌ نابودي‌ فرعون‌ و قومش‌ را به‌ دست‌ كسي‌ رقم‌ زد كه‌ فرعون‌ او را در قصر خود و بر فرش‌ و غذاي‌ خود پرورش‌ داده‌ بود.
 
سوره قصص آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ ‏
 
‏ترجمه :
«و به‌ مادر موسي‌ وحي‌ كرديم‌ كه‌ او را شير ده‌» يعني: به‌ مادر موسي‌(ع) الهام ‌كرديم‌ و در قلب‌ وي‌ اين‌ معني‌ را درافگنديم‌. پس‌ مراد از اين‌ وحي، آن‌ وحيي ‌نيست‌ كه‌ بر پيامبران(ع) القا مي‌شود زيرا پيامبران‌ الهي‌ همه‌ از مردان‌ بوده‌اند «و» به‌ مادر موسي‌ وحي‌ كرديم‌ كه‌ «چون‌ بر او» يعني: بر موسي‌(ع) «بيمناك ‌شدي‌» از خطر فرعون، به‌ اين‌ كه‌ خبر تولدش‌ به‌ فرعون‌ رسيد، مثلا همسايگان ‌جيغ‌ و داد وي‌ را شنيدند و كسي‌ از روي‌ سخن‌ چيني، فرعون‌ را از ماجرا آگاه‌ كرد «او را به‌ دريا بينداز» مراد رودخانه‌ نيل‌ است‌. بيان‌ كيفيت‌ انداختن‌ موسي‌(ع) در نيل‌ از سوي‌ مادرش‌ در سوره‌ «طه‌/ 39 »گذشت‌ «و نترس‌» بر وي‌ از غرق‌ وضايع ‌شدن‌ «و غم‌ مخور» بر فراق‌ و جدايي‌ وي‌ «چراكه‌ ما به‌يقين‌ او را به‌ تو بازمي‌گردانيم‌» در زماني‌ نزديك، به‌ شيوه‌اي‌ كه‌ نجات‌ وي‌ در آن‌ شيوه‌ باشد «و از زمره‌ پيامبرانش‌ قرار مي‌دهيم‌» پيامبراني‌ كه‌ آنان‌ را به‌سوي‌ بندگان‌ خويش‌ مي‌فرستيم‌.
 
 سوره قصص آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوّاً وَحَزَناً إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ خانواده‌ فرعون‌ او را برگرفتند» يعني: صندوقچه‌اي‌ را كه‌ موسي‌(ع) در آن‌ نهاده‌ شده‌ بود، از آب‌ يافتند و آن‌ را برگرفتند «تا سرانجام‌ دشمن‌ آنان‌ و مايه‌ اندوهشان‌ باشد» آنها او را به‌قصد آن‌ گرفتند تا فرزند و نورچشمي‌ برايشان‌ باشد، نه‌ اين‌ كه‌ دشمن‌ و مايه‌ براندازيشان‌ گردد اما خداي‌ عزوجل‌ چنين‌ اراده‌ كرده‌ بود كه‌ موسي‌(ع) را برايشان‌ دشمن‌ و مايه‌ اندوه‌ گرداند پس‌ اي‌  مردم‌! در اين‌ تدبير خداي‌ عزوجل‌ و حكمت‌ عظيم