نَ ..﴾  اين‌است‌: تأويل‌ متشابه‌ را جز خدا(ج) هيچ‌ كس‌ ديگر، حتي‌ راسخان‌ و ثابت‌قدمان‌ درعلم‌ هم‌ نمي‌دانند. بنابراين‌ قول، در قرائت، بر كلمه‌ «الله» وقف‌ مي‌شود و در اين‌صورت، عبارت‌: ﴿وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْم...﴾ جمله‌ مستأنفه‌ مستقلي‌ است‌ كه‌ معني‌ آن‌چنين‌ مي‌شود: «راسخان‌ در علم‌ مي‌گويند: ايمان‌ آورديم‌ به‌ اين‌ كه‌ متشابه‌ ازبارگاه‌ خداوند(ج) است‌ و ما معني‌ و تأويل‌ آن‌ را نمي‌دانيم». بر اساس‌ اين‌ قول‌؛ مراد از متشابه‌: مسائلي‌ چون‌ وقت‌ برپايي‌ قيامت، ماهيت‌ روح‌ و مانند آن‌ از اموري‌ است‌ كه‌ بشر آنها را نمي‌داند «و جز خردمندان‌ كسي‌ پند نمي‌گيرد».
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص از راسخان‌ در علم‌ مورد سؤال‌قرار گرفتند، در پاسخ‌ فرمودند: «مَن برت يمينه، وصدق لسانه واستقام قلبه ومن عفَّ بطنه و فرجه، فذلك منالراسخين في العلم: كسي‌ كه‌ به‌ راستي‌ و درستي‌ سوگندخورد، زبان‌ او راست‌ گويد، قلب‌ او مستقيم‌ باشد و كسي‌ كه‌ عفت‌ را در شكم‌ وفرج‌ خود نگاه‌ دارد، او از راسخان‌ در علم‌ است». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌ كه‌ رسول‌ خداص اين‌ آيه‌ كريمه‌ را تلاوت‌ نمودند، آن‌گاه‌ فرمودند: «چون‌كساني‌ را ديديد كه‌ در قرآن‌ مجادله‌ مي‌كنند، آنان‌ همان‌ كساني‌ هستند كه‌ در اين‌آيه‌ كريمه‌ مورد نظر خداوند(ج) مي‌باشند [يعني‌ فتنه‌گرند] پس‌ از آنان‌ حذركنيد». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ امام‌ احمد از ابوامامه‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌رسول‌خدا «در تفسير: ﴿فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ﴾ فرمودند:«هم‌ الخوارج‌: آن‌ (منحرفان‌ كج‌ رو) خوارج‌ اند». ابن‌كثير مي‌گويد: «اين‌حديث، اگر هم‌ حديث‌ موقوف‌ ـ يعني‌ سخن‌ صحابي‌ باشد ـ معني‌ آن‌ صحيح‌است‌ زيرا اولين‌ بدعتي‌ كه‌ در اسلام‌ پديد آمد، فتنه‌ خوارج‌ بود».
حق‌ تعالي‌ در آيه‌ ديگري‌ قرآن‌ را تماما محكم‌ معرفي‌ نموده‌ است‌: ﴿كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ﴾ «اين‌ كتابي‌ است‌ كه‌ آيات‌ آن‌ تماما محكم‌ گردانيده‌ شده‌ است» [هود/ 1]. مراد از آن‌ اين‌ است‌ كه‌ قرآن‌ كلامي‌ است‌ بر حق، داراي‌ الفاظي‌ فصيح‌ ومعاني‌اي‌ صحيح‌ كه‌ در آن‌ هيچ‌ عيب‌ و نقصي‌ وجود ندارد. در آيه‌ ديگري‌ تمام‌قرآن‌ متشابه‌ معرفي‌ شده‌: ﴿‏ اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَاباً مُّتَشَابِهاً ﴾ «خداوند بهترين‌كلام‌ را نازل‌ فرمود كه‌ تماما متشابه‌ است» [زمر/23]، به‌ اين‌ معني‌ كه‌ برخي‌ از آيات ‌قرآن‌ با برخي‌ ديگر در زيبايي، راستي، هدايت‌گري‌ و سالم ‌بودن‌ از تناقض، متشابه‌ و همانند است، لذا معني‌ اين‌ دو آيه‌ كريمه‌ با آيه‌ مورد بحث‌ ما در اينجا درتضاد نيست‌ و ميان‌ آيات‌ هيچ‌گونه‌ تعارضي‌ وجود ندارد.
اين‌ آيه‌ كريمه‌ درباره‌ نصاراي‌ نجران‌ نازل‌ شد كه‌ مي‌گفتند: «خداوند وقتي‌ ازخودش‌ در قرآن‌ سخن‌ مي‌گويد، صيغه‌ جمع‌: «نحن‌: ما»، و «انا: ما» را به‌كارمي‌برد، و اين‌ ضماير براي‌ جمع‌اند، لذا خداوند سوم‌ سه‌ خداست». پاك‌ و برتراست‌ خداي‌ سبحان‌ از آنچه‌ مي‌گويند. پس‌ خداي‌ متعال‌ آنان‌ را به‌ برگردانيدن ‌اين‌ موارد به‌سوي‌ آيات‌ محكم‌ خويش‌ دستور داد، چون‌ آيه‌: ﴿‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ‏﴾  (بگو: الله يگانه‌ است)، و آيه‌: ﴿انما الله اله واحد﴾ (جز اين‌ نيست‌ كه‌خداوند يگانه‌ است).
سوره قصص آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَاء رَجُلٌ مِّنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَى قَالَ يَا مُوسَى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مردي‌ از دورترين‌ نقطه‌ شهر دوان‌دوان‌ آمد» أقصي‌ المدينه: يعني ‌دورافتاده‌ترين‌ نقطه‌ شهر «گفت: اي‌ موسي‌! بدان‌ كه‌ سران‌ درباره‌ات‌ رايزني‌ مي‌كنند تا تو را بكشند» يعني: با هم‌ درباره‌ كشتنت‌ مشاوره‌ مي‌كنند، يا يك‌ديگر را به‌ كشتنت‌ امر مي‌كنند «پس‌ از شهر خارج‌ شو، كه‌ من‌ از خيرخواهان‌ توام‌» زيرا فرعون ‌از شنيدن‌ خبر قتل‌ قبطي، سخت‌ سراسيمه‌ شده‌ و عزم‌ كشتن‌ موسي‌(ع) را كرده‌ بود.
 
سوره قصص آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفاً يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏   
«موسي‌ ترسان‌ و نگران‌» از اين‌ كه‌ به‌ او برسند و دستگيرش‌ نمايند؛ «از آنجا بيرون‌ رفت، در حالي‌ كه‌ مي‌گفت: پروردگارا! مرا از قوم‌ ستمكار نجات‌ بخش‌» يعني: از فرعون‌ و كسان‌ وي‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3663.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:3664.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:3665.txt"> آيه  24</a><a class="text" href="w:text:3666.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:3667.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:3668.txt"> آيه  27</a><a class="text" href="w:text:3669.txt">آيه  28</a></body></html>سوره قصص آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاء السَّبِيلِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ به‌سوي‌ مدين‌ رو نهاد» يعني: چون‌ به‌ راهي‌ روان‌ شد كه‌ به‌ مدين‌ منتهي ‌مي‌گرديد؛ «گفت‌» موسي‌(ع) با خود: «از پروردگارم‌ اميدوارم‌ كه‌ مرا به‌راه ‌راست‌» يعني: به‌سوي‌ مدين‌ «هدايت‌ كند» پس‌ راه‌ را گم‌ نكنم‌ و به‌ بيراهه‌ نروم‌. چنين‌ هم‌ شد و خداوند متعال‌ او را در دنيا و آخرت‌ به‌ راه‌ راست‌ هدايت‌ كرد. مدين‌ شهر شعيب‌(ع) بود و در زير سلطه‌ فرعون‌ قرار نداشت‌. يادآور مي‌شويم‌ كه ‌اين‌ شهر در شمال‌ خليج‌ عقبه‌ قرار داشته‌ و از مصر به‌ سير پياده‌ هشت‌ روز راه‌ فاصله‌ دارد.
 
سوره قصص آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاء وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ به‌ آب‌ مدين‌ رسيد» يعني: به‌ چاه‌ آبي‌ كه‌ مردم‌ آب‌ آشاميدني‌ خود و چهارپايان‌ خويش‌ را از آن‌ برمي‌گرفتند «گروهي‌ از مردم‌ را بر آن‌ يافت‌ كه‌ حيوانات‌خود را آب‌ مي‌دادند و پايين‌تر از آن، دو زن‌ را يافت‌ كه‌ حيوانات‌ خود را دور مي‌كردند» از نزديك‌ آب‌ تا مردم‌ از آب‌ دادن‌ چهارپايان‌ خويش‌ فارغ‌ شوند آن‌گاه‌ بتوانند بي‌مزاحمت‌ و مانعي‌ به‌ آب‌ دادن‌ چهارپايان‌ خود بپردازند «گفت‌» موسي‌(ع) خطاب‌ به‌ آن‌ دو زن‌ «كار شما چيست‌؟» يعني: منظورتان‌ از اين‌ كار چيست‌ كه ‌گوسفندان‌ خود را همراه‌ با مردم‌ ديگر آب‌ نمي‌دهيد؟ «گفتند: ما 