 بر تو سخت‌ گيرم‌» با الزام‌ و اجبارت‌ به‌ تمام‌ كردن‌ ده‌ سال‌ «و مرا ان‌شاءالله از صالحان‌ خواهي‌ يافت‌» در حسن‌ صحبت، معامله‌ نيك‌ و وفاي‌ به‌ عهد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «موسي‌(ع) خود را در برابر عفت‌ فرج‌ (شرمگاه‌) و غذاي‌ شكمش‌ اجير گردانيد».
اين‌ آيه‌ كريمه‌ دليل‌ مشروعيت‌ خواستگاري‌ ولي‌ براي‌ دخترش‌ از مردي‌ است ‌كه‌ كفو و شايسته‌ باشد و اين‌ امر در اسلام‌ سنتي‌ پايدار است‌ چنان‌كه‌ معروف‌ است ‌عمر دخترش‌ حفصه‌ را به‌ ابوبكر و عثمان ك پيشنهاد كرد. و موارد بسيار ديگري‌ از اين‌ دست‌ نيز در ايام‌ نبوت‌ و عصر صحابه‌ (رض) روي‌ داده‌ است‌. همچنين‌ اين‌ آيه‌ دليل‌ جمهور فقهاء است‌ بر اين‌ كه‌ نكاح ‌دادن‌ دختر حق‌ ولي‌ است‌ نه‌ حق‌ خود دختر، بجز امام‌ ابوحنيفه: كه‌ اين‌ امر را در حوزه‌ اختيار خود دختر مي‌داند.
 
سوره قصص آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ ذَلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلَا عُدْوَانَ عَلَيَّ وَاللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» موسي‌(ع) «اين‌» قرارداد و عهدي‌ كه‌ آن‌ را بازگو كردي‌ و بر من‌ و خود در آن‌ شرط نهادي‌ «ميان‌ من‌ و تو باشد » و هيچ‌يك‌ از ما دوطرف‌ نبايد از مفاد آن‌ تخلف‌ كنيم‌ «هريك‌ از اين‌ دو مدت‌ را به‌ انجام‌ رسانيدم‌» هشت‌ يا ده‌ سال‌را «نبايد بر من‌ عدواني‌ باشد» يعني: نبايد بر من‌ ـ با زياده‌خواهي‌ از آن‌ ـ تعدي‌ و ستمي‌ برود. موسي‌(ع) هر دو مدت‌ را باهم‌ جمع‌ كرد  تا وفا به‌ مدت‌ اول‌ را در اولويت‌ قرار دهد «و خدا بر آنچه‌ مي‌گوييم‌» از اين‌ شرطهايي‌ كه‌ در ميان‌ ما منعقد شد؛ «وكيل‌ است‌» يعني: گواه‌ و نگهبان‌ است‌ لذا هيچ‌يك‌ از ما راهي‌ به‌سوي‌ تجاوز از اين‌ شروط نداريم‌.
سوره آل عمران آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند متعال‌ از راسخان‌ در علم‌ چنين‌ خبر مي‌دهد: آنان‌ چون‌ پيروان ‌متشابه‌ و كژروان‌ از راه‌ راست‌ را مي‌بينند، چنين‌ دعا مي‌كنند: «پروردگارا! پس‌ از آن‌ كه‌ ما را هدايت‌ كردي» به‌سوي‌ حق‌ «دلهايمان‌ را دستخوش‌ انحراف‌ نگردان» يعني‌: دلهايمان‌ را با پيروي‌ نمودن‌ از متشابهات‌ منحرف‌ نگردان، چنان‌كه‌ دلهاي‌كساني‌ كه‌ از متشابهات‌ پيروي‌ مي‌كنند، منحرف‌ گرديده‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ به ‌روايت‌ عايشه‌ رضی الله عنها آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص اين‌ دعا را بسيارمي‌خواندند: «يا مقلب القلوب ثبت قلبي على دينك‌: اي‌ گرداننده‌ دلها! دلم‌ را بردينت‌ پايدار بدار». «و رحمتي» بزرگ‌ و وسيع‌ فقط «از جانب‌ خود بر ما ارزاني‌ دار، هرآينه‌ تو خود بخشنده‌اي» و براي‌ هركس‌ كه‌ خواهي، بخششي‌ فراوان‌ عنايت‌مي‌كني‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ سعيدبن‌ مسيب‌(رض) از عايشه‌ رضي‌الله عنها آمده‌است‌ كه‌ رسول‌ خداص چون‌ شبانگاه‌ از خواب‌ بيدار مي‌شدند؛ اين‌ دعا رامي‌خواندند: «لا إله إلا أنت سبحانك، أستغفرك لذنبي، واسألك رحمتك، اللهم زدني علما ولا تزغ قلبي بعد إذ هديتني، وهب لي من لدنك رحمة، إنك أنت الوهاب»[1].
[1] ترجمه‌: خدايا! جز تو معبودي‌ نيست، پاكي‌ توراست، از تو براي‌ گناهانم‌ آمرزش‌ مي‌خواهم‌ و ازتو رحمتت‌ را مي‌طلبم، خدايا! برعلم‌ من‌ بيفزاي، قلبم‌ را منحرف‌ نگردان‌ و به‌ من‌ از جانب‌ خودت‌ رحمتي‌ببخش، همانا تو بسيار بخشنده‌اي‌. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3671.txt"> آيه  29</a><a class="text" href="w:text:3672.txt"> آيه  30</a><a class="text" href="w:text:3673.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:3674.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:3675.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:3676.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:3677.txt"> آيه  35</a></body></html>سوره قصص آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا قَضَى مُوسَىالْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَاراً قَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَاراً لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ موسي‌ آن‌ مدت‌ مقرر را به‌پايان‌ رسانيد» و آن‌ كامل‌ترين‌ دو مدت، يعني‌ مدت‌ ده‌ سال‌ بود چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «از جبرئيل‌ پرسيدم‌ كه‌ موسي‌ كدام‌يك‌ از دو مدت‌ را به‌سر رسانيد؟ گفت: تمام‌ترين‌ و كامل‌ترين‌ آن‌ دو را». «و خانواده‌اش‌ را همراه‌ برد» به‌سوي‌ مصر. اين‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ مرد مي‌تواند خانواده‌اش‌ را در هر جا كه‌ خواست‌ با خود ببرد «از جانب‌ طور آتشي‌ را ديد» تفسير نظير اين‌ بخش‌ از آيه، در سوره‌ «طه‌» به‌طور مفصل‌ گذشت‌ «به‌خانواده‌اش‌ گفت: اينجا درنگ‌ كنيد كه‌ من‌ آتشي‌ از دور ديدم، شايد براي‌ شما از آنجا خبري‌ بياورم‌» تفسير اين‌ بخش‌ نيز در سوره‌ «طه‌» و سوره‌ «نمل‌» گذشت‌ «يا جذوه‌اي‌» جذوه: پاره‌اي‌ از آتش‌ است‌ «باشد كه‌ خود را گرم‌ كنيد» با آن‌ آتش‌. اين ‌آيه‌ بر سرد بودن‌ هوا در سفر موسي‌(ع) دلالت‌ مي‌كند.
 
سوره قصص آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِي مِن شَاطِئِ الْوَادِي الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ به‌ آن‌ آتش‌ رسيد» آتشي‌ كه‌ از دور آن‌ را ديده‌ بود «از كرانه‌ وادي ‌ايمن‌ ندا داده‌ شد» ايمن‌ صفت‌ كرانه‌ است، يعني‌ از جانب‌ راست‌ موسي‌(ع)، يا جانب‌ راست‌ آب‌ از ناحيه‌ غرب‌ وادي‌ ـ درصورتي‌كه‌ وادي‌ در معرض‌ سيلان ‌آب‌ قرار گيرد ـ ندا داده‌ شد «در آن‌ جايگاه‌ مبارك‌» كه‌ به‌ سبب‌ سخن‌ گفتن ‌خداوند متعال‌ با وي، بركت‌ يافته‌ است‌. خداوندأ در جاي‌ ديگري‌ از قرآن، اين‌ وادي‌ را مقدس‌ ناميده‌ است‌. آري‌! ندا داده‌ شد «از ميان‌ درخت‌» درختي‌ كه‌ بر كرانه‌ وادي‌ روييده‌ بود «كه‌ اي‌ موسي‌! من‌ خداوندم، پروردگار عالميان‌» يعني: كسي‌كه‌ تو مخاطب‌ او هستي، پروردگار جهانيان‌ است‌.
عبدبن‌حميد و ابن‌جرير از عبدالله بن‌ مسعود(رض) روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود: «به‌ياد درختي‌ افتادم‌ كه‌ موسي‌(ع)به‌ سوي‌ آن‌ مأوي‌ گرفت‌ (و از آنجا تاج‌ و لقد كلم‌الله‌... بر تارك‌ عز وي‌ نهاده‌ شد) پس‌ به‌ شوق‌ ديدار آن‌ درخت‌ يك‌ شبانه‌روز راه ‌پيمودم‌ تا صبحگاهان‌ بر سر آن‌ درخت‌ رسيدم، بناگاه‌ ديدم‌ كه‌ آن‌ درخت، سبز وخرم‌ و پرجنب‌وجوش‌ است‌ آن‌گاه‌ بر رسول‌ خدا ص درود و سلام‌ فرستادم‌. در اين‌ اثنا شترم‌ كه‌ گرسنه‌ بود، قصد آن‌ درخت‌ كرد و از آن‌ يك‌