‌ نبوت‌ آورده‌اي، در دوران‌ اجداد ما روي‌ نداده ‌است‌. يا ما چنين‌ سحر و جادويي‌ را نشنيده‌ايم، پدرانمان‌ را جز بر رسم‌ و راه‌ شرك‌ نديده‌ايم‌ و از آنان‌ آيين‌ توحيد را سراغ‌ نداريم، با آن‌كه‌ اجداد ما اهل ‌تمدن‌ هم‌ بوده‌اند. پس‌ اين‌ آيين‌ تو دروغي‌ بيش‌ نيست‌.
 
سوره آل عمران آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لاَّ رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
همچنان‌ راسخان‌ در علم‌ چنين‌ دعا مي‌كنند: «پروردگارا! تو گردآورنده‌ مردماني» يعني‌: برانگيزاننده‌ و زنده‌كننده‌ و گردهم‌ آورنده‌ آناني‌ «در روزي» يعني‌: براي‌حساب‌ روزي‌ «كه‌ هيچ‌ شكي‌ در آن‌ نيست» كه‌ همانا روز قيامت‌ است‌ و در وقوع‌ آن‌ و وقوع‌ حساب‌ و جزا در آن، هيچ‌ شكي‌ نيست‌ «قطعا خداوند در وعده‌ خلاف ‌نمي‌كند» يعني‌: اي‌ معبود برحق‌ من‌! وفا به‌ عهد لايق‌ شأن‌ توست‌ و در اين‌ امرشكي‌ نيست‌. اين‌ دعا خود مي‌رساند كه‌ هم‌ و غم‌ راسخان‌ در علم، كار آخرت‌ وفكر و سوداي‌ آن‌ است‌.
 
سوره قصص آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ مُوسَى رَبِّي أَعْلَمُ بِمَن جَاء بِالْهُدَى مِنْ عِندِهِ وَمَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و موسي‌ گفت‌» در پاسخ‌ آنان‌ «پروردگارم‌ به‌ كسي‌ كه‌ از سوي‌ او هدايت‌ را آورده ‌است، داناتر است‌» منظور موسي‌(ع) از كسي‌ كه‌ هدايت‌ را آورده، خود وي‌ بود. يعني: خدا(ج) به‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ من‌ آورنده‌ رهنمود و هدايت‌ از سوي‌ وي‌ هستم، داناتر است‌ «و» پروردگارم‌ داناتر است‌ به‌ «كسي‌ كه‌ سرانجام‌ نيك‌ آن‌ سراي‌ رادارد» و آخرالامر پيروزي‌ و نصرت‌ از آن‌ او خواهد بود. موسي‌(ع) از آن‌ روي ‌به‌طور تلويحي‌ و كنايي‌ به‌ اين‌ معني‌ اشاره‌ كرد تا قبل‌ از آن‌كه‌ حجت‌ را براي‌ آنان ‌آشكار نمي‌گرداند، هدفش‌ را صراحتا به‌ آنان‌ مطرح‌ نكرده‌ باشد. والله اعلم‌ «بي‌گمان‌ ستمكاران‌» يعني: مشركان‌ «رستگار نمي‌شوند» به‌ هيچ‌ خواسته‌ نيكي‌.
 
سوره قصص آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَل لِّي صَرْحاً لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و فرعون‌ گفت: اي‌ بزرگان‌ قوم‌! من‌ جز خود براي‌ شما خدايي ‌نمي‌شناسم‌» بدين‌سان، آن‌ ملعون‌ به‌ ادعاي‌ باطل‌ و بي‌بنياد خود تمسك‌ جست‌ تا قومش‌ را به‌ مغالطه‌ و سردرگمي‌ بيندازد در حالي‌ كه‌ او خود به‌خوبي‌ مي‌دانست ‌پروردگارش‌ الله(ج) است‌. سپس‌ به‌ راه‌ تكبر و گردنكشي‌ و به ‌واهمه‌ انداختن‌ قومش ‌در اين‌ كه‌ از كمال‌ اقتدار برخوردار است، بازگشت‌ و گفت: «پس‌ اي‌ هامان‌» وزيرم‌ «برايم‌ بر گل‌ آتش‌ برافروز» يعني: گل‌ را براي‌ من‌ پخته‌ كن‌ تا به ‌آجر تبديل‌ شود «آن‌گاه‌ برجي‌ براي‌ من‌ برآور» يعني: برجي‌ بلند براي‌ من‌ بساز «شايد من‌ از خداي‌ موسي‌ اطلاع‌ يابم‌» يعني: بر آن‌ برج‌ بلند فراز شوم‌ و خداي‌ موسي‌(ع) را ببينم‌ «و من‌ جدا او را از دروغگويان‌ مي‌پندارم‌» فرعون‌ بدين‌گونه ‌قومش‌ را در اين‌ وهم‌ و گمان‌ افگند كه‌ او صرفا يك‌ انديشمند جست‌وجوگري‌ است‌ كه‌ جوياي‌ حق‌ مي‌باشد.
 
سوره قصص آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و او و لشكريانش‌ به‌ناحق‌ در زمين‌ استكبار ورزيدند» مراد از زمين، سرزمين ‌مصر است‌. استكبار: برتري‌طلبي‌ و بزرگ‌نمايي‌ بدون‌ داشتن‌ شايستگي‌ واستحقاق‌ بلكه‌ از روي‌ تجاوز و گردن‌كشي‌ است‌. آري‌! فرعون‌ مستكبر بود زيرا نه‌حجت‌ و دليلي‌ در اختيار داشت‌ كه‌ پيام‌ موسي‌÷ را با آن‌ دفع‌ كند و نه‌ شبهه‌اي ‌داشت‌ كه‌ آن‌ را در مقابل‌ معجزات‌ موسي‌(ع) قرار دهد «و پنداشتند كه‌ به‌سوي‌ ما بازگردانيده‌ نمي‌شوند» و حشر و نشر و معادي‌ در كار نيست‌.
 
سوره قصص آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ او و لشكريانش‌ را فروگرفتيم‌» بعد از آن‌كه‌ در كفر سركشي‌ كرده‌ و در آن‌ از حد گذشتند «و آنان‌ را به‌ دريا افگنديم‌» بيان‌ اين‌ واقعه‌ قبلا گذشت‌ «پس‌ بنگر كه ‌فرجام‌ كار ستمكاران‌ چگونه‌ بود» يعني: اي‌ محمدص! بنگر كه‌ آخر كار كافران‌ ـ در دنيا قبل‌ از آخرت‌ ـ چگونه‌ بود آن‌گاه‌ كه‌ به‌ درياي‌ هلاك‌ در افگنده ‌شدند.
 
سوره قصص آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنان‌ را پيشواياني‌ گردانيديم‌ كه‌ به‌سوي‌ آتش‌ فرامي‌خواندند» يعني: سردمداران‌ كفر را در ميان‌ كافران‌ رؤساي‌ فرمانروا و مطاعي‌ گردانيديم‌ كه‌ پيروان‌ خويش‌ را به‌سوي‌ آتش‌ دوزخ‌ فرامي‌خواندند زيرا پيروان‌ به‌ تقليد از اين ‌رؤسايشان، راه‌وروش‌ آنها را پي‌ مي‌گيرند «و روز قيامت‌ ياري‌ نمي‌يابند» يعني: هيچ‌كس‌ آنان‌ را ياري‌ نمي‌دهد و هيچ‌ مانعي‌ آنان‌ را از عذاب‌ خداوندأ بازنمي‌دارد، بدين‌سان‌ است‌ كه‌ خواري‌ دنيا در پيوند با خواري‌ آخرت، جمعا وبال‌ گردنشان‌ مي‌شود.
 
سوره قصص آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُم مِّنَ الْمَقْبُوحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و در همين‌ دنيا لعنتي‌» يعني: طرد و دوري‌اي‌ از رحمت‌ خويش‌ را «بدرقه ‌راهشان‌ كرديم‌» يا بندگان‌ خود را فرمان‌ داديم‌ كه‌ بر آنان‌ لعنت‌ بگويند پس‌ هر كس ‌از اهل‌ حق‌ كه‌ از آنان‌ ياد مي‌كند، بر آنان‌ لعنت‌ مي‌فرستد «و روز قيامت‌ هم، آنان‌ از مقبوحان‌ هستند» مقبوح: مطرود، دور داشته‌ و نفرين‌ شده‌ است‌. به‌قولي‌ مقبوح: كسي‌ است‌ كه‌ در خلقت‌ مسخ، مشوه‌ و زشت‌ شده‌ است‌.
سوره قصص آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ مِن بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولَى بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌راستي‌ پس‌ از آن‌كه‌ نسلهاي‌ نخستين‌ را هلاك‌ ساختيم‌» يعني: پس‌ از آن‌كه ‌اقوام‌ نوح، عاد، ثمود و غيره‌ را هلاك‌ ساختيم‌. يا معني‌ اين‌ است: بعد از آن‌كه ‌فرعون‌ و قومش‌ را هلاك‌ كرده‌ و قارون‌ را در زمين‌