اني‌ از اهل‌ كتاب‌ كه‌ اسلام‌ آورده‌اند ـ آنان‌ به‌ قرآن‌ نيز ايمان‌ مي‌آورند زيرا ايشان‌ وجود اشتراك‌ ميان‌ پيام‌ قرآن‌ و كتاب‌هاي‌ آسماني‌ پيشين‌ را توجيهي‌ ديگر جز اين‌ نمي‌توانند كرد كه‌ اين‌ كتاب‌ها همه‌ از بارگاه‌ الهي‌ است‌.
سعيدبن‌جبير در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: اين‌ آيه‌ درباره‌ هفتاد تن‌ از كشيشاني ‌نازل‌ شد كه‌ نجاشي‌ ايشان‌ را به‌ محضر نبي‌اكرم‌ص فرستاد و چون‌ به‌ خدمت‌ آن ‌حضرت‌ ص مشرف‌ شدند، آن‌ حضرت‌ ص سوره‌ «يس‌» را تا به‌ آخر برايشان‌ تلاوت‌ كردند و ايشان‌ در اين‌ حال‌ مي‌گريستند. و چنان‌كه‌ ابن‌كثير نقل‌ كرده‌ است، همه‌ آنها اسلام‌ آوردند.
سوره قصص آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌» قرآن‌ «برايشان‌ خوانده‌ شود، مي‌گويند: بدان‌ ايمان‌ آورديم، بي‌گمان‌ آن‌ حق‌ است‌ و از جانب‌ پروردگار ماست‌» يعني: حقي‌ است‌ كه‌ ما آن‌ را مي‌شناسيم‌ و از جانب‌ پروردگار ما فروفرستاده‌ شده‌ است‌ «ما پيش‌ از آن‌» يعني: پيش‌ از نزول ‌قرآن‌ نيز «مسلمان‌ بوده‌ايم‌» يعني: براي‌ خداوندأ مخلص‌ و به‌ يگانگي‌ او مقر و معترف‌ بوده‌ايم‌. يا به‌ محمد ص و به‌ آنچه‌ كه‌ با خود از كتاب‌ و رسالت‌ آورده ‌است، مؤمن‌ بوده‌ايم‌؛ بدان‌ جهت‌ كه‌ شمايل، اوصاف‌ و بشارت‌ به‌ بعثت‌ وي‌ درتورات‌ و انجيل‌ را خوانده‌ و به‌ اين‌ حقايق‌ باور داشتيم‌ و مي‌دانستيم‌ كه‌ او به‌زودي‌ در آخرالزمان‌ مبعوث‌ مي‌شود و قرآن‌ بر او نازل‌ مي‌گردد.
 

سوره قصص آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ گروه‌» از اهل‌ كتاب‌ دوبار پاداش‌ داده‌ مي‌شوند «به‌ خاطر آن‌كه‌ صبر كردند» و برايمان‌ به‌ كتاب‌هاي‌ الهي‌ از اول‌ تا آخر و ايمان‌ به‌ پيامبران‌ پيشين‌ وپيامبر آخرالزمان، ثبات‌ ورزيدند «و به‌ خاطر آن‌كه‌ بدي‌ را با نيكي‌ دفع ‌مي‌كنند» يعني: آنها آزارهاي‌ آن‌ عده‌ از قوم‌ خود را كه‌ به‌ قرآن‌ ايمان‌ نياورده‌اند، با بردباري‌ و سخن‌ نيكو دفع‌ مي‌كنند. يا معني‌ اين‌ است: آنها به‌وسيله‌ طاعت، معصيت‌ را دفع‌ مي‌كنند «و از آنچه‌ روزي‌شان‌ داده‌ايم‌ انفاق‌ مي‌كنند» در راه‌ خير و در آنچه‌ كه‌ شريعت‌ بدان‌ امر كرده ‌است‌. البته‌ زكات‌ فرض‌ و صدقات‌ نافله‌ همه ‌شامل‌ اين‌ معني‌ مي‌شود. آري‌! به‌ پاس‌ اين‌ همه‌ اعمال‌ نيك‌؛ «پاداششان‌ دوبار داده‌ مي‌شود» در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ بخاري‌ و مسلم‌ و غير آنان‌ از ابوموسي‌اشعري‌(رض)  آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «سه‌ كس‌اند كه ‌پاداششان‌ دوبار داده‌ مي‌شود:
1 ـ مردي‌ از اهل‌ كتاب‌ كه‌ به‌ كتاب‌ اول‌ و آخر ايمان‌ آورده ‌است‌.
2 ـ مردي‌ كه‌ داراي‌ كنيزي‌ است‌ و آن‌ را ادب‌ آموخته‌ و نيكو ادبش‌ داده، سپس ‌آزادش‌ كرده‌ و با آن‌ ازدواج‌ نموده‌ است‌.
3 ـ غلام‌ مملوكي‌ كه‌ عبادت‌ پروردگارش‌ را به‌ نيكويي‌ انجام‌ داده‌ و خيرخواه ‌مولايش‌ باشد».
 
آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَكِن لاَّ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ به‌ آنان‌ گفته‌ شود: همان‌گونه‌ كه‌ ساير مردم‌ ايمان‌ آورده‌اند، شما هم‌ ايمان‌بياوريد، مي‌گويند: آيا ما نيز همانند كم‌ خردان‌ و نادانان‌ ايمان‌ بياوريم‌؟» اين‌گونه‌ است‌ كه‌ از روي‌ استهزا و تحقير، به‌ مؤمنان‌ نسبت‌ بي‌ خردي‌ را مي‌دهند و همين ‌وقاحت‌شان‌ سبب‌ شد تا خداوند(ج) سفاهت‌ و بي‌ خردي‌ را منحصرا به‌ خودشان ‌مربوط دانسته‌ و بگويد: «آگاه‌ باشيد كه‌ آنان‌ همان‌ كم‌ خردانند؛ ولي‌ نمي‌دانند».
علت‌ اين‌ كه‌ خداوند متعال‌ در بيان‌ فسادكاريشان: «لايشعرون‌» و در بيان‌ ايمان ‌نياوردنشان: «لايعلمون‌» فرمود، اين‌ است‌ كه‌: شعور؛ ادراك‌ امور پنهاني‌ و علم‌؛ يقين‌ داشتن‌ و مطابقت‌ فهم‌ با واقعيت‌ است‌ و از آنجا كه‌ فسادانگيزي‌ در زمين‌ امري ‌محسوس‌ است‌ و منافقان‌ چنان‌ حس‌ بالايي‌ ندارند كه‌ آن‌ را درك‌ كنند، پس‌ نسبت‌ دادن‌ بي‌شعوري‌ به‌ آنان‌ با اين‌ حالشان‌ سازگار است، اما از آنجا كه‌ ايمان ‌يك‌ امر قلبي‌ است‌ و آن‌ را فقط كسي‌ درك‌ مي‌كند كه‌ حقيقتش‌ را بداند، لذا به‌دليل‌ آن‌ كه‌ آنها از چنين‌ علمي‌ بي‌بهره‌اند، پس‌ حقيقت‌ ايمان‌ را نيز در نمي‌يابند، از اين‌رو نسبت‌ دادن‌ بي‌ علمي‌ به‌ آنان‌ در اينجا نيز كاملا با حالشان‌ سازگار وهماهنگ‌ است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:371.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:372.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:373.txt"> آيه  12</a><a class="text" href="w:text:374.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:375.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:376.txt">آيه  15</a></body></html>سوره قصص آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌» اين‌ گروه‌ اهل‌ كتاب‌ «لغوي‌ بشنوند، از آن‌ روي‌ برمي‌گردانند» از روي ‌خودنگهداري، پاكيزه‌منشي‌ و ادب‌ پذيري‌ از آداب‌ شرعي‌. مراد از لغو در اينجا، سخنان‌ بيهوده‌اي‌ است‌ كه‌ مؤمنان‌ در حق‌ خود و دين‌ خويش، از مشركان‌ مي‌شنوند و ريشخندها و تمسخرهايي‌ است‌ كه‌ از آنان‌ مي‌بينند «و مي‌گويند» به‌مردم‌ فرورفته‌ در لغو «اعمال‌ ما از آن‌ ما و اعمال‌ شما از آن‌ شماست‌» به‌ ما از مضرات‌ كفر شما چيزي‌ نمي‌رسد و به‌ شما از نفع‌ ايمان‌ ما چيزي‌ عايد نمي‌شود «سلام‌ بر شما» مراد از سلام‌ در اينجا، اعلام‌ متاركه‌ است‌ نه‌ تقديم‌ درود وتحيت‌. لذا معناي‌ آن‌ اين‌ است: شما از سوي‌ ما ايمن‌ هستيد، ما پاسخ‌ بدي‌ شما را با بدي‌اي‌ همانند آن‌ نمي‌دهيم‌ و در اين‌ موضعي‌ كه‌ شما بر آن‌ قرار داريد، با شما همپايي‌ و موافقت‌ نمي‌كنيم‌. زجاج‌ مي‌گويد: «اين‌ حكم‌ قبل‌ از صدور دستور جنگ‌ در اسلام‌ بود». «ما جاهلان‌ را نمي‌طلبيم‌» يعني: ما جوياي‌ صحبت‌ ومعاشرت‌ با نادانان‌ نيستيم‌.
ابن‌كثير در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از محمدبن‌اسحاق‌ نقل‌ مي‌كند: در مكه ‌بيست‌ تن‌ يا نزديك‌ به‌ آن‌ از نصارا نزد رسول‌ خدا ص آمدند... رسول‌ خداص برايشان‌ قرآن‌ تلاوت‌ كردند و ايشان‌