وْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«قارون‌ از قوم‌ موسي‌ بود» نخعي‌ و قتاده‌ و غير آنها نقل‌ كرده‌اند: قارون‌ فرزند يصهر فرزند قاهث‌ فرزند لاوي‌ فرزند يعقوب‌(ع) است‌ و موسي‌(ع) فرزند عمران‌ فرزند قاهث‌ فرزند لاوي‌ فرزند يعقوب‌(ع). پس‌ آن‌ دو، پسرعموي‌ يك‌ديگر بودند. نقل‌ است‌ كه‌ قارون‌ تورات‌ را به‌ صدايي‌ خوش‌ مي‌خواند، از اين‌ جهت ‌منور ناميده‌ شد ولي‌ پس‌ از آن‌ نفاق‌ پيشه‌ كرد چنان‌كه‌ سامري‌ به‌ نفاق‌ گراييد «پس ‌برآنان‌ بغاوت‌ كرد» يعني: قارون‌ در گردنكشي‌ و تكبر بر قوم‌ خود از حد گذشت، از فرمان‌ موسي‌(ع) سرپيچيد و به‌ خداي‌ عزوجل‌ كافر شد «و ما به‌ او از گنجها» گنج: مال‌ ذخيره‌ شده‌ است‌ «به‌اندازه‌اي‌ بخشيديم‌ كه‌ كليدهاي‌ او» يعني:كليدهاي‌ گنجهاي‌ اموال‌ و صندوقهاي‌ قفل‌شده‌ او «بر گروهي‌ نيرومند سنگيني‌ مي‌كرد» يعني: پشت‌ مجموعه‌اي‌ از مردان‌ را خم‌ مي‌كرد؛ وقتي‌ مي‌خواستند آنها را حمل‌ كنند. پس‌ وقتي‌ كليدهاي‌ گنجهاي‌ اموال‌ او اين‌ مقدار بود، تصور كنيد كه ‌خود اين‌ گنجها چه‌ مقدار و چه‌ اندازه‌ بود؟ مراد از «عصبه‌» گروهي‌ اند كه‌ بعضي‌ پشتيبان‌ بعضي‌ ديگر بوده‌ و همديگر را ياري‌ مي‌كنند، گويي‌ آنان‌ يد واحده‌ هستند. ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «كليدهاي‌ گنجهاي‌ او را چهل‌ مرد نيرومند حمل ‌مي‌كردند» «آن‌گاه‌ كه‌ قومش‌ به‌ او گفتند: شادي‌ نكن‌» يعني: به‌ سبب‌ بسياري‌ مال‌ دنيا؛ سرمستي، سبكسري، تكبر و گردنكشي‌ نكن‌ «بي‌گمان‌ خداوند شادي‌زدگان‌ را دوست‌ ندارد» يعني: متكبران‌ مغرور و گردنكش‌ و ناسپاسي‌ را دوست‌ ندارد كه‌ او را در برابر نعمت‌هايش‌ شكر نمي‌گزارند و سپاس‌ نمي‌گويند. پس‌ فقط كسي‌ به‌ دنيا شادمان‌ است‌ كه‌ بدان‌ قرار و آرام‌ يابد اما كسي‌ كه‌ قلبش‌ به‌ سوي‌ آخرت‌ و رويكردش‌ به‌ سوي‌ نعمت‌هاي‌ پايدار آن‌ است، به‌ دنيا شادمان‌ نمي‌شود زيرا مي‌داند كه‌ به‌ زودي‌ دنيا را ترك‌ خواهد كرد.
 
سوره قصص آيه  77
‏متن آيه : ‏
‏ وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» اي‌ قارون‌ «در آنچه‌ خداوند به‌ تو داده‌ است‌» از توانگري‌ و ثروت‌ «سراي ‌آخرت‌ را بجوي‌» لذا اين‌ اموال‌ را در آنچه‌ كه‌ خدا(ج) مي‌پسندد، انفاق‌ كن‌ نه‌ در تجاوز و گردنكشي‌ و ستم‌ «و» درعين‌حال‌ «بهره‌ات‌ را از دنيا هم‌ فراموش ‌نكن‌» يعني: در بهره‌برداري‌ از حلال‌ و تكاپو در جهت‌ كسب‌ آن‌ ـ مانند خوردن، آشاميدن، پوشيدن، مسكن‌ و ازدواج‌ ـ نيز تلاش‌ متناسب‌ آن‌ را به‌خرج‌ ده‌ زيرا همان‌ گونه‌ كه‌ پروردگارت‌ را بر تو حقي‌ است، نفست‌ را نيز بر تو حقي‌ است‌ پس ‌حق‌ هر صاحب‌ حقي‌ را به‌ او بده‌. ابن‌عمرك مي‌گويد: «اعمل‌ لدنياك‌ كانك‌ تعيش‌ابدا، و اعمل‌ لاخرتك‌ كانك‌ تموت‌ غدا: براي‌ دنيايت‌ چنان‌ كار كن‌ كه‌ گويي‌ به‌طورهميشه‌ زنده‌ هستي‌ و براي‌ آخرتت‌ چنان‌ كار كن‌ كه‌ گويي‌ فردا مي‌ميري‌».
«و نيكي‌ كن‌» با بندگان‌ خدا(ج) «همچنان‌كه‌ خدا به‌ تو نيكي‌ كرده‌ است‌» با آنچه‌كه‌ از نعمتهاي‌ دنيا به‌ تو ارزاني‌ داشته‌ است‌ «و در زمين‌ فساد مجوي‌» يعني: در آن ‌به‌ معاصي‌ خداوندأ عمل‌ نكن‌ «كه‌ خداوند فسادپيشگان‌» در روي‌ زمين‌ «را دوست‌ نمي‌دارد» بلكه‌ آنان‌ را دشمن‌ مي‌دارد و اين‌ سنت‌ و عادت‌ وي‌ است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3726.txt"> آيه  78</a><a class="text" href="w:text:3727.txt"> آيه  79</a><a class="text" href="w:text:3728.txt"> آيه  80</a><a class="text" href="w:text:3729.txt">آيه  81</a><a class="text" href="w:text:3730.txt"> آيه  82</a><a class="text" href="w:text:3731.txt"> آيه  83</a><a class="text" href="w:text:3732.txt"> آيه  84</a></body></html>سوره قصص آيه  78
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِي أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِن قَبْلِهِ مِنَ القُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَأَكْثَرُ جَمْعاً وَلَا يُسْأَلُ عَن ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌» قارون‌ در پاسخ‌ قومش‌ «همانا اين‌» مال‌ و ثروت‌ «به‌خاطر علمي‌ كه‌ نزد من‌ است، به‌ من‌ داده‌ شده‌است‌» و آن‌ علم، عبارت‌ از آگاهي‌ و شناخت‌ وي‌ ازانواع‌ تجارتها و ساير راه‌هاي‌ مال‌اندوزي‌ بود. به‌قولي: دانش‌ وي، شناخت‌ گنجهاو دفينه‌ها بود. به‌قولي‌ معني‌ اين‌ است: خداوند(ج) اين‌ مال‌ را به‌ من‌ داد زيرا مي‌دانست‌ كه‌ من‌ اهل‌ فضل‌ هستم‌ و شايسته‌ اين‌ نعمتها مي‌باشم‌ پس‌ خداوندأ فضيلت‌ من‌ را ارج‌ گذاشته‌ و اين‌همه‌ مال‌ را به‌ من‌ بر اساس‌ شايستگي‌ام‌ ارزاني ‌كرد. ابن‌كثير اين‌ قول‌ را كه‌ قارون‌ كيمياگر بود و مس‌ و روي‌ را طلا و نقره ‌مي‌گردانيد، ضعيف‌ مي‌پندارد. «آيا ندانست‌ كه‌ خداوند پيش‌ از او از قرنها» يعني: از امتهاي‌ گذشته‌ «كساني‌ را كه‌ از او نيرومندتر و مال‌اندوزتر بودند، نابود كرده ‌است‌؟» پس‌ اگر مال‌ يا نيرومندي، بر فضيلت‌ كسي‌ دلالت‌ مي‌كرد، هرگز خداوندأ هلاكشان‌ نمي‌كرد «و مجرمان‌ از گناهانشان‌ پرسيده‌ نمي‌شوند» يعني: فرشتگان‌ در فرداي‌ قيامت‌ مجرمان‌ را جويا نمي‌شوند و از آنها پرس‌وجو نمي‌كنند، بدان‌جهت‌ كه‌ مجرمان‌ از سيمايشان‌ شناخته‌ مي‌شوند چرا كه‌ با روي ‌سياه‌ محشور مي‌گردند.
 
سوره قصص آيه  79
‏متن آيه : ‏
‏ فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ بر قومش‌ در زينت‌ خويش‌ بيرون‌ شد» يعني: قارون‌ با تجمل‌ و آرايشي ‌خيره‌كننده‌ و نمايش‌ و كوكبه‌اي‌ آراسته‌ و در موكبي‌ پر زرق‌وبرق‌ از خدم‌ و حشم ‌به‌ ميان‌ قومش‌ بيرون‌ شد كه‌ هر كس‌ آن‌ صحنه‌ را مي‌ديديد، شگفت‌زده‌ مي‌شد، به‌طوري‌كه‌ «گفتند كساني‌ كه‌ خواهان‌ زندگاني‌ دنيا» و زينت‌ آن‌ «بودند، اي‌ كاش‌ ما نيز مانند آنچه‌ به‌ قارون‌ داده‌ شده، داشتيم، به‌راستي‌ او داراي‌ بهره‌اي‌ بزرگي‌» از دنيا «است‌» درباره‌ گويندگان‌ اين‌ سخن‌ اختلاف‌نظر وجود دارد؛ به‌قولي: آنان‌ از مؤمنان‌ آن‌ زمان‌ و به‌قولي‌ديگر: از كفار آن‌ زمان‌ بودند.
 
سوره قصص آيه  80
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحاً وَلَا يُلَقَّاهَا إِلّ