رجال‌ من‌ النساء: بعد از خود، فتنه‌اي‌ زيانبارتر از زنان‌ را بر مردان‌ سراغ‌ ندارم». اما اگر هدف‌ از محبت‌ به‌ زنان، پاكدامني‌ و توالد و تناسل‌ فرزندان‌ شايسته ‌باشد؛ اين‌ امر مطلوب، بلكه‌ مستحب‌ است، چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «الدنيا متاع وخير متاعها المرأة الصالحة: دنيا همه‌ متاع‌ است‌ و بهترين‌ متاع‌ آن، زن‌ شايسته‌ مي‌باشد». «و» براي‌ مردم‌ آراسته‌ شده، محبت‌ «قناطير مقنطره‌ از زر وسيم» قناطير: جمع‌ قنطار و هر قنطار صد رطل‌ است، و مراد از آن‌ مال‌ هنگفت‌ وبسيار مي‌باشد. مقنطره‌: يعني‌ به‌ مقادير زياد مضاعف‌ گردانيده‌شده‌. از سعيدبن‌جبير(رض) نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ مراد از آن، صدهزار دينار مي‌باشد. يادآور مي‌شويم ‌كه‌ به‌ هنگام‌ ظهور اسلام، صد مرد سرمايه‌دار از مقنطرها در مكه‌ وجود داشتند.«و» براي‌ مردم‌ آراسته‌ شده‌ «اسبان‌ مسومه» يعني‌: اسباني‌ كه‌ در چراگاهها ومراتع رها شده‌اند. يا مسومه‌: يعني‌ نشانه‌گذاري ‌شده‌ با نشانه‌اي‌ كه‌ به‌ وسيله‌ آن‌ از ديگر اسبان‌ تمييز داده‌ مي‌شوند «و» براي‌ مردم‌ آراسته‌ شده‌ «محبت‌ چهارپايان» كه‌ عبارت‌اند از: شتر و گاو و گوسفند «و محبت‌ زراعت» يعني‌: مزارع، كه‌ شامل‌خود زمين‌ و كشت‌ آن‌ مي‌شود. «اين‌ همه‌ بهره‌ زندگاني‌ دنياست» يعني‌: آنچه‌ ذكرشد، تماما بهره‌هاي‌ گذراي‌ زندگاني‌ دنياست‌ كه‌ فنا مي‌شود و باقي‌ نمي‌ماند «و» حال‌ آن‌ كه‌ «فرجام‌ نيكو» كه‌ مي‌ماند و جاودانه‌ است‌ «نزد خداست».
بايد دانست‌ كه‌ هدف‌ آيه‌ كريمه‌ قطعا اين‌ نيست‌ كه‌ انسان‌ را از محبت‌ معتدل‌ شهوات‌ كه‌ امري‌ فطري‌ است‌ باز دارد، به‌ دليل‌ اين‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ در آيه‌ ديگري‌مي‌فرمايد:( ‏ قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ )اي محمد! بگو: چه‌ كسي‌ زينت‌ خدا را كه‌ براي‌ بندگانش‌ بيرون‌ آورده‌ و روزي‌هاي‌ پاكيزه‌ را حرام‌ گردانيده‌؟) «اعراف‌ / 32». پس‌ آنچه‌ منع‌ شده‌؛ افراط و زياده‌روي‌ در محبت ‌شهوات‌ و گرفتارشدن‌ در گردونه‌ آن‌ است، به‌گونه‌اي‌ كه‌ با طغيان‌ شهوات، دين‌ و وظايف‌ دنيوي‌ و آخرتي‌ انسان‌ به‌ فراموشي‌ سپرده‌ شود. عبارت‌: ﴿‏ زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ﴾ نيز مستدعي‌ پليدي‌ و منفوربودن‌ شهوات‌ نيست، بلكه‌ اين‌ تعبير، بيانگر طبيعت‌ اين‌ شهوات‌ است، پس‌ مطلوب‌ آن‌ است‌ كه‌ بندگان‌ خدا(ج) شهوات ‌را در جايگاه‌ طبيعي‌ آن‌ قرار دهند، به‌گونه‌اي‌ كه‌ دلبستگي‌ به‌ آن‌ سبب‌ طغيان‌ عليه ‌ارزشهايي‌ نشود كه‌ در عرصه‌ وجود از شهوات‌ گرامي‌تر و برترند. بنابراين، اسلام‌نيازهاي‌ فطري‌ را به‌ رسميت‌ مي‌شناسد و در صدد سركوب‌ غرايز نيست‌.
صاحب‌ تفسير «معارف‌ القرآن» مي‌گويد: «خداي‌ متعال‌ طبعا محبت‌ اين‌ چيزهارا در دل‌ انسان‌ قرار داده‌ و در اين‌ امر هزاران‌ حكمت‌ وجود دارد؛ از آن‌ جمله‌اين‌كه‌: اگر طبيعت‌ انسان‌ به‌ طرف‌ اين‌ چيزها مايل‌ نبود، نظام‌ جهان‌ به‌هم‌ مي‌خوردزيرا در آن‌ صورت‌ چه‌ كسي‌ نياز داشت‌ كه‌ زحمت‌ كشاورزي‌ و كارگري‌ وصنعت‌گري‌ را متحمل‌ شود، يا تمام‌ مساعي‌ خويش‌ را در تجارت‌ مبذول‌ دارد.
آبادي‌ و بقاي‌ جهان‌ در اين‌ نهفته‌ است‌ كه‌ محبت‌ اين‌ اشيا در طبيعت‌ انسان ‌ايجاد شود تا او خود درصدد تهيه‌ و جمع‌آوري‌ آنها برآيد، كارگر صبح‌ هنگام‌ با اين‌ فكر از خانه‌ بيرون‌ مي‌آيد كه‌ مقداري‌ پول‌ به‌دست‌ آورد، ثروتمند با اين ‌انديشه‌ خانه‌ را ترك‌ مي‌كند كه‌ قدري‌ پول‌ صرف‌ كرده‌ كارگري‌ بياورد تا از او كاربگيرد، تاجر، وسايل‌ لوكس‌ تهيه‌ كرده‌ در انتظار مشتري‌ مي‌نشيند تا سرمايه‌اي‌بيندوزد، مشتري‌ نهايت‌ سعي‌ خود را به‌كار مي‌برد تا با پولي‌ كه‌ دارد، اسباب‌ ووسايل‌ مورد نياز خود را خريداري‌ كند، اگر اندكي‌ تأمل‌ شود، همين‌ علايق ‌دنيوي‌ است‌ كه‌ همه‌ را از خانه‌هايشان‌ بيرون‌ آورده‌است‌ و نظام‌ تمدن‌ جهان‌ را براساس‌ اصولي‌ منظم‌ و مستحكم‌ قرار داده ‌است‌.
حكمت‌ ديگر اين‌ است‌ كه‌ اگر ميل‌ و محبت‌ نعمتهاي‌ دنيوي‌ در قلب‌ انسان‌ قرارنداشته‌ باشد، نمي‌تواند طعم‌ نعمت‌هاي‌ اخروي‌ را درك‌ كند و نه‌ به‌ آنها تمايل‌داشته‌ باشد، پس‌ چه‌ نيازي‌ دارد كه‌ درصدد انجام‌ اعمال‌ نيك‌ باشد تا بهشت‌ راكسب‌ نمايد و از اعمال‌ بد پرهيز كند تا از دوزخ‌ نجات‌ يابد.
حكمت‌ سوم‌ كه‌ در اينجا بيشتر مورد توجه‌ است، اين‌ است‌ كه‌ محبت‌ اين‌ اشياطبعا در دل‌ انسان‌ ايجاد شده‌ تا از او امتحان‌ گرفته‌ شود كه‌ چه‌ كسي‌ در محبت‌ آنهاغرق‌ شده‌ و آخرت‌ را فراموش‌ مي‌كند و چه‌ كسي‌ بر حقيقت‌ گذرا بودن‌ و فاني‌بودن‌ آن‌ وقوف‌ يافته‌ و فقط به‌ حد ضرورت‌ و معقول‌ به‌ فكر آنها مي‌باشد و آنهارا در مسير سعادت‌ اخروي‌ به‌كار مي‌برد. چنان‌كه‌ در آيه‌ (7) از سوره‌ «كهف» حكمت‌ اين‌ تزيين‌ به‌ همين‌ صورت‌ بيان‌ شده‌است‌: ﴿ ‏ إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً ‏ ﴾  (ما آنچه‌ را كه‌ بر روي‌ زمين‌ است‌ براي‌ زمين‌ زينتي‌ قرارداديم‌ تا مردم‌ را مورد آزمايش‌ قرار دهيم‌ كه‌ چه‌ كسي‌ عمل‌ نيك‌ انجام‌ مي‌دهد). 
ولي‌ در بعضي‌ از آيات، اين‌ نوع‌ تزيين‌ به‌ شيطان‌ نسبت‌ داده‌ شده‌؛ مانند آيه‌(48) سوره‌ «انفال»: ﴿زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ﴾ مراد از آن، تزيين‌ چيزهايي‌ است‌كه‌ شرعا و عقلا بد باشند، يا مراد آن‌ درجه‌ تزيين‌ است‌ كه‌ به‌ سبب‌ گذشتن‌ از حدبد باشد وگرنه‌ تزيين‌ مباحات‌ نه‌ تنها بد نيست‌ بلكه‌ در آنها فوايد بسياري‌ نيز وجوددارد، بنابراين، در بعضي‌ آيات‌ اين‌ تزيين‌ صراحتا به‌ خداوند(ج) نسبت‌ داده‌ شده، همان‌طور كه‌ ذكر آن‌ گذشت‌.
شكي‌ نيست‌ كه‌ دائما به‌ فكر مسايل‌ مادي‌ بودن، روح‌ و جان‌ انسان‌ را خسته‌ مي‌سازد و مهلت‌ استفاده‌ از دنيا را نيز از انسان‌ سلب‌ مي‌كند و خود اين، نوعي ‌عذاب‌ براي‌ انسان‌ است‌. بنابراين، تلاش‌ در ميدان‌ امور دنيوي‌ بايد رعايت‌ احكام‌ الهي‌ را همراه‌ با اعتدال‌ در نصب‌ العين‌ خود داشته‌ و رستگاري‌ دو جهان‌ را مدنظر داشته‌ باشد؛ لذا به‌كار بردن‌ آن‌ در راه‌هاي‌ نادرست‌ و يا زياده‌ روي‌ در راه‌ صحيح‌ كه‌ به‌سبب‌ آن‌ انسان‌ از آخرت‌ غفلت‌ ورزد، مايه‌ هلاك‌ است‌.
مولاناي‌ رومي‌ چه‌قدر اين‌ مضمون‌ را به‌طور عالي‌ به‌ نظم‌ كشيده‌ آنجا كه‌مي‌گويد:
آب‌اندر زيركشتي‌ پشتي‌است‌      آب‌در كشتي