‌ مي‌ورزند» يعني: مجددا به‌ شرك‌ برگشته‌ و غير خداي‌ سبحان‌ را مي‌خوانند.
البته‌ اين‌ شيوه‌ كفار برخلاف‌ شيوه‌ مؤمنان‌ با اخلاص‌ است‌ كه‌ پس از نجات‌ از مهالك‌ و سختي‌ها نعمت‌ خداي‌ عزوجل‌ بر خويشتن‌ را شكر گزارده‌ و نعمت‌ها را وسيله‌اي‌ براي‌ افزوني‌ طاعاتشان‌ مي‌گردانند. «اذا» حرفي‌ است‌ كه‌ بر تحقق‌ بي‌درنگ‌ ما بعد خود دلالت‌ مي‌كند.
 
سوره عنكبوت آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ وَلِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آري‌! مجددا به‌ شرك‌ روي‌ مي‌آورند «تا در آنچه به‌ آنان‌ بخشيده‌ايم‌» از نعمت‌ها «كفران‌ پيشه‌ كنند» و ناسپاسي‌ ورزند «و تا برخوردار شوند» از نعمتهاي‌ خداوند(ج) به‌گونه‌اي‌ كه‌ او نمي‌پسندد «پس‌ به‌زودي‌ مي‌دانند» فرجام‌ اين‌ عملكرد خويش‌ و سختي‌ و عذابي‌ را كه‌ در پي‌ آن‌ خواهد آمد.
 
سوره عنكبوت آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَماً آمِناً وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا نديده‌اند» كفار قريش‌ «كه‌ ما» مكه‌ را براي‌ آنان‌ «حرمي‌ امن ‌قرار داده‌ايم‌» كه‌ از هجوم‌ و قتل‌ و اسارت‌ و چپاول‌ ايمن‌ مي‌باشند «و حال‌ آن‌كه ‌مردم‌ از پيرامونشان‌ ربوده‌ مي‌شوند» يعني: ساكنان‌ حرم‌ از آفات‌ و بليات‌ زميني‌اي‌كه‌ ديگر اعراب‌ مبتلاي‌ آن‌ هستند، در سلامت‌ و عافيت‌ قرار دارند زيرا اعراب‌ديگر همه‌وقت‌ در معرض‌ حملات‌ و يورشهاي‌ مهاجمان‌ قرار دارند، اموالشان‌ توسط جنگجويان‌ غارت‌ مي‌شود، سپاهيان‌ مهاجم‌ خونهايشان‌ را بر زمين‌ مي‌ريزندو هرزگان‌ و شيطانهاي‌ عرب، نواميس‌ و اموال‌ و ارزشهايشان‌ را مباح‌ مي‌شمارند، با اين‌ وجود «آيا به‌ باطل‌ ايمان‌ مي‌آورند» يعني: آيا به‌ شرك‌ مي‌گرايند، بعد ازآن‌كه‌ حجت‌ خداوند(ج)برآنان‌ آشكار  شده‌ است‌ «و به‌ نعمت‌ خداوند كفر مي‌ورزند» ناسپاسي‌ نعمت‌ را به‌جاي‌ شكران‌ آن‌ قرار داده‌ و به‌ پيام‌ رسول‌ خدا ص كفر مي‌ورزند؟!
ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: مشركان‌ مكه‌ گفتند؛ اي‌ محمد! علت‌ ديگري‌ ما را از پذيرش‌ دين‌ تو بازنمي‌دارد مگر بيم‌ اين‌ كه‌ اگر ايمان‌ آوريم، مردم ‌عرب‌ ما را از جا برمي‌كنند زيرا ما در اقليت‌ قرار داريم‌ و اعراب‌ پيرامون‌ ما در اكثريت‌. همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد.
 
سوره عنكبوت آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كيست‌ ستمكارتر از آن‌ كس‌ كه‌ بر خدا دروغ‌ بندد» يعني: كسي‌ ستمكارتر از آن‌ كس‌ نيست‌ كه‌ مي‌پندارد: خداي‌ سبحان‌ شريكي‌ دارد، يا كسي‌ ستمكارتر از آن‌ كس‌ نيست‌ كه‌ بر خداي‌ سبحان‌ دروغ‌ بافته‌ و سخني‌ را به‌ او نسبت‌ مي‌دهد كه ‌او آن‌ را نگفته‌ است‌ «يا» كيست‌ ستمكارتر از آن‌ كس‌ كه‌ «چون‌ حق‌» يعني ‌پيامبر و كتاب‌ و توحيد «نزد او آيد، آن‌ را تكذيب‌ كند؟ آيا جايگاه‌ كافران‌ در دوزخ ‌نيست‌؟» استفهام‌ براي‌ تقرير و تثبيت‌ است‌. يعني: بي‌شك‌ و شبهه، دوزخ ‌اقامتگاه‌ و جايگاه‌ كافران‌ است‌.
 
سوره عنكبوت آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌ كه‌ در راه‌ ما جهاد كرده‌اند» يعني: كساني‌ كه‌ عليه‌ نفس‌ و شيطان‌ جهاد كرده‌اند و جانهاي‌ خود را در دعوت‌ به‌سوي‌ الله(ج) و براي‌ طلب‌ خشنودي‌ وي‌ به‌رنج‌ و سختي‌ درافگنده‌اند؛ «البته‌ آنان‌ را به‌ راههاي‌ خود رهنمون‌ مي‌شويم‌» يعني: به‌ راههاي‌ خير كه‌ ايشان‌ را به‌سرمنزل‌ خشنودي‌ و رضاي‌ ما مي‌رساند «و بي‌گمان‌ خدا با نيكوكاران‌ است‌» با نصرت‌ و ياري‌ خويش‌ در دنيا و دادن‌ پاداش‌ نيك‌ در آخرت‌ و هر كس‌ كه‌ خداأ با او باشد، هرگز خوار و ذليل‌ نمي‌شود.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «من‌ عمل‌ بما علم، ورثه‌ الله‌ علم‌ ما لم‌ يعلم: هر كس ‌به‌ آنچه‌ كه‌ مي‌داند عمل‌ كند، خداوندأ علم‌ آنچه‌ را كه‌ نمي‌داند به‌ وي ‌مي‌بخشايد». ابوسليمان‌ داراني‌ مي‌گويد: «مراد از جهاد در آيه‌ كريمه، فقط جنگيدن‌ با كفار نيست‌ بلكه‌ ياري ‌دادن‌ دين‌ خداأ، مبارزه‌ با باطل‌انديشان، سركوب‌ ستمگران‌ و در رأس‌ همه، امربه‌معروف‌ و نهي‌ از منكر و مجاهده‌ با نفس ‌در طاعت‌ حق‌ تعالي‌ است‌».

سوره روم آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ الم ‏
 
‏ترجمه : ‏
خوانده‌ مي‌شود: «الف، لام، ميم‌» و سخن‌ درباره‌ حروف‌ مقطعه، در آغاز سوره‌ «بقره‌» گذشت‌.
 
	سوره روم آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ غُلِبَتِ الرُّومُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«روميان‌ شكست‌ خوردند» از دست‌ ايرانيان‌. ابن‌كثير مي‌گويد: «روميان‌ از نسل ‌روم‌ فرزند عيص‌ فرزند اسحاق‌ فرزند ابراهيم(ع) اند و بر دين‌ نصرانيت‌ بوده‌اند». مفسران‌ نقل‌ مي‌كنند: «فارسيان‌ كه‌ آتش‌پرست‌ (مجوسي‌) بودند بر روميان‌ كه‌ اهل‌ كتاب‌ بودند، پيروز شدند و اين‌ واقعه‌ چند سال‌ قبل‌ از هجرت‌ رسول‌اكرمص به‌ مدينه‌ اتفاق‌ افتاد پس‌ كفار مكه‌ از پيروزي‌ فارسيان‌ شادمان‌ شده‌ و گفتند: كساني‌كه‌ بي‌كتاب‌ بودند، بر كتابيان‌ پيروز شدند. بدين‌سان، اين‌ پيروزي‌ را به‌ رخ ‌مسلمانان‌ مي‌كشيدند اما مسلمانان‌ دوست‌ داشتند كه‌ روميان‌ بر فارسيان‌ پيروز شوند چراكه‌ آنان‌ اهل‌ كتاب‌ آسماني‌ انجيل‌ بودند. پس‌ ابوبكر(رض) اين‌ موضوع‌ را با رسول‌ خداص در ميان‌ گذاشت‌. رسول‌ خدا ص فرمودند: «بدان‌ كه‌ روميان ‌به‌زودي‌ بر فارسيان‌ پيروز مي‌شوند». آن‌گاه‌ او اين خبر را به‌ مشركان‌ داد. مشركان‌ به‌ او گفتند: ميان‌ ما و خود ميعادي‌ بگذار پس‌ اگر سخن‌ ما در مورد پيروزي ‌فارسيان‌ مسلم‌ شد، اين‌.. و اين‌.. تعداد شتر به‌ ما بدهيد و اگر سخن‌ شما محقق ‌شد و روميان‌ پيروز شدند، اين‌.. و اين‌.. تعداد شتر به‌ شما مي‌دهيم‌. چنين‌ بود كه ‌با ابوبكر(رض) شرط بندي‌ كردند و ابوبكر(رض) ميعاد پنج‌ سال‌ را ميان‌ خود و آنان ‌شرط قرار داد. سپس‌ به‌دستور رسول‌اكرم‌ ص اين‌ ميعاد را تا نه‌ سال‌ افزايش‌ داد و با گذشت‌ اين‌ مدت‌ بود كه‌ روميان‌ در اين‌ نوبت‌ بر فارسيان‌ پيروز شدند.
نسفي‌ مي‌گويد: «به‌ قول‌ قتاده، شرط بندي‌ ابوبكر(رض) با مشركان‌ قبل‌ از تحريم ‌قمار بود ولي‌ مذهب‌ امام‌ ابوحنيفه‌ و امام‌ محمد اين‌ است‌ كه‌ عقدهاي‌ فاسد ـ مانند عقد ربا و غير آن‌ ـ در دار ح