 مورد آنچه‌كه‌ در معيارها و مقياسهايتان‌ سهل‌ يا دشوار است‌ مثلي‌ زده‌ است‌ پس‌ اين‌ مثل‌ را عين‌ متمثل‌ ندانيد و نپنداريد كه‌ در پيشگاه‌ قدرت‌ مطلقه‌ وي، آساني‌ و سختي‌اي ‌وجود دارد زيرا كل‌ ممكنات‌ نسبت‌ به‌ قدرت‌ او يكسان‌ است‌ و مثل‌ برتر؛ يعني ‌صفت‌ يگانگي‌ براي‌ اوست‌ پس‌ او را در آسمانها و زمين‌ شبيه‌ و مانندي‌ نيست‌ «و اوست‌ عزيز» پيروزمند در ملكش، توانايي‌ كه‌ هرگز مغلوب‌ نمي‌شود «حكيم‌» است‌ در سخنان‌ و افعال‌ خويش‌.
در حديث‌ شريف‌ قدسي‌ آمده‌ است: «خداوند متعال‌ مي‌فرمايد: فرزند آدم‌ مرا تكذيب‌ كرد درحالي‌كه‌ اين‌ شايسته‌ شأن‌ وي‌ نبود و مرا دشنام‌ داد درحالي‌كه‌ اين‌شايسته‌ شأن‌ وي‌ نبود؛ اما تكذيب‌ وي‌ مرا در اين‌ سخن‌ وي‌ است: خداوند آن‌گونه‌ كه‌ مرا در ابتدا آفريده ‌است، مجددا بازنمي‌گرداند. درحالي‌كه‌ آفرينش‌ اول ‌از اعاده‌ آن‌ بر من‌ آسانتر نيست‌. و اما دشنام‌ دادن‌ وي‌ مرا، در اين‌ سخن‌ وي‌است: (خدا فرزندي‌ برگرفته ‌است‌) «بقره‌/116» درحالي‌كه‌ من‌ يگانه‌ بي‌نياز هستم، كسي‌ كه: (نه‌ فرزند آورد و نه‌ از كسي‌ زاييده‌ شده‌ است‌ و هيچ‌كس‌ براي‌ او همتا نيست‌) «اخلاص‌ / 4 ـ 3»».
ابن‌ابي‌حاتم‌ از عكرمه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ كرده‌است‌ كه‌ گفت: كفار از طرح‌ مسئله‌ زنده‌ كردن‌ مردگان، در شگفتي‌ و حيرت‌ فرورفتند پس‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد.
 
سوره روم آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ ضَرَبَ لَكُم مَّثَلاً مِنْ أَنفُسِكُمْ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن شُرَكَاء فِي مَا رَزَقْنَاكُمْ فَأَنتُمْ فِيهِ سَوَاء تَخَافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنفُسَكُمْ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداوند براي‌ شما از خودتان‌ مثلي‌ زده‌است‌» يعني: چنان‌ مثلي‌ زده‌ است‌ كه‌ برگرفته‌ و برآمده‌ از خودتان‌ است‌ زيرا اين‌ مثل‌ نزديكترين‌ چيز به‌ اذهان‌ شما بر بطلان‌ شرك‌ است: «آيا در آنچه‌ به‌ شما روزي‌ داده‌ايم، از آنچه‌ كه‌ يمين‌هايتان‌ مالك‌ آن‌ شده‌ است‌ شريكاني‌ داريد كه‌ در آن‌ برابر و يكسان‌ باشيد» يعني: آيا شما براي ‌خودتان‌ مي‌پسنديد كه‌ غلامان‌ و كنيزانتان‌ در تصرف‌ اموالي‌ كه‌ به‌ شما روزي ‌داده‌ايم، با شما برابر و يكسان‌ بوده‌ و در اين‌ اموال‌ با شما مشاركت‌ داشته‌ باشند، بي‌ آن‌كه‌ هيچ‌ فرقي‌ ميان‌ شما و آنان‌ باشد؟ «و همانطور كه‌ شما از يك‌ديگر بيم‌ داريد از آنها بيم‌ داشته‌ باشيد؟» يعني: چنان‌كه‌ از افراد آزاد شريك ‌مال‌ خود، بيمناكيد و حساب‌ مي‌بريد، از آنان‌ هم‌ بيمناك‌ بوده‌ و ملاحظه‌ آنان‌ را داشته ‌باشيد؟ لابد آنان‌ در پاسخ اين‌ سؤال‌ مي‌گويند: نه‌! نمي‌پسنديم‌ كه‌ با بردگانمان‌ يكسان‌ باشيم‌! پس‌ چون‌ شركت‌ ميان‌ بردگان‌ و سرورانشان‌ در چيزي‌ كه‌ سروران‌ مالك‌ آن‌ هستند، باطل‌ شد در حالي‌ كه‌ غلامان‌ و كنيزان‌ با آنان‌ در بشريت‌ همانند و همسانند، قطعا شركت‌ ميان‌ خداي‌ عزوجل‌ و يكي‌ از مخلوقاتش ‌نيز باطل‌ و بي‌اساس‌ است‌ زيرا از يك‌سو خلق، همگي‌ بندگان‌ خداوند متعال ‌هستند و از سوي‌ ديگر ميان‌ او و بندگانش‌ هيچ‌گونه‌ همانندي‌ و مشابهتي‌ نيست‌. آري‌! درحالي‌كه‌ شما تساوي‌ ميان‌ خود و برده‌ خويش‌ را نمي‌پسنديد پس‌ چگونه‌ اين‌ تساوي‌ را براي‌ رب‌الارباب‌ و مالك‌ بي‌چون‌ همه‌ آزادان‌ و بردگان‌ مي‌پسنديد و برخي‌ از بندگان‌ وي‌ را براي‌ وي‌ شريك‌ قرار مي‌دهيد؟ «بدين‌سان‌ آيات‌ خود را براي‌ خردورزان‌ به‌روشني‌ بيان‌ مي‌كنيم‌» باشد كه‌ در اين‌ مثلها بينديشند.
از ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: اهل‌ شرك‌ در مناسك‌ حج‌ چنين‌ تلبيه‌ مي‌گفتند: «لبيك، اللهم‌ لبيك، لبيك‌ لا شريك‌ لك‌ إلاَّ شريكاً هو لك‌ تملكه‌ وما ملك: بارخدايا! به‌ فرمان‌ حاضريم، به‌ فرمان‌ حاضريم، براي‌ تو شريكي‌ نيست‌ جز همان‌ شريكي‌ كه‌ او خود از آن‌ توست، تو مالك‌ اويي‌ و مالك ‌هرآنچه‌ كه‌ او مالك‌ آن‌ است‌». پس‌ خداوندأ نازل‌ فرمود: (هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم  ... )
سوره روم آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَهْوَاءهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ فَمَن يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«نه، چنين‌ نيست‌ بلكه‌ ستمكاران‌ بي‌هيچ‌ علمي‌ از هوسهاي‌ خويش‌ پيروي ‌كرده‌اند» در پرستش‌ بتان‌ پس‌ در آيات‌ و نشانه‌هاي‌ حق‌ تعالي‌ تفكر نكرده‌ و در آنها نينديشيده‌اند در حالي‌ كه‌ نمي‌دانند كه‌ خود كاملا در گمراهي‌ قرار دارند «پس‌ آن‌ كس‌ را كه‌ خدا بيراهش‌ گذاشته، چه‌ كسي‌ هدايت‌ مي‌كند؟» يعني: چنانچه ‌خداوندأ برايش‌ هدايت‌ را مقدر نكرده‌ باشد، هيچ‌كس‌ نيست‌ كه‌ بر هدايت ‌كردن ‌وي‌ توانا باشد «و براي‌ آنان‌ ياوراني‌ نيست‌» كه‌ ميان‌ آنها و عذاب‌ خداي‌ سبحان ‌حايل‌ و مانع‌ گردند.
	سوره روم آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ رويت‌ را به‌سوي‌ اين‌ دين‌» مستقيم‌ «بگردان، با حق‌ گرايي‌» يعني: پايدارانه‌ و استوارانه‌ روي‌ به‌ آن‌ كن، بي‌هيچ‌ گرايش‌ و التفاتي‌ به‌سوي‌ غير آن‌ از اديان‌ باطل‌. اين‌ «فطرت‌ خداوند» يعني: خلقت‌ و سرشتي‌ است‌ «كه‌ مردم‌ را بر آن ‌آفريده‌ است‌» يعني: خداوندأ مردم‌ را بر فطرت‌ اسلام‌ آفريده ‌است‌ و اگر عوارضي‌ در آنان‌ پديد نيايد كه‌ به‌سبب‌ آن‌ به‌ كفر گرايند، آنها بر اين‌ سرشت‌ خود پايدارند پس‌ اين‌ فقط دين‌ مستقيم‌ الهي‌ است‌ كه‌ با فطرت‌ بشري‌ منسجم‌ و هماهنگ‌ مي‌باشد. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابوهريره‌(رض) آمده ‌است: «هيچ‌ نوزادي‌ نيست‌ مگر اين‌ كه‌ بر فطرت‌ متولد مي‌شود ولي‌ پدر و مادرش‌ او را يهودي‌ يا نصراني‌ يا مجوسي‌ مي‌گردانند». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ قدسي‌ به‌روايت‌ عياض‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌خدا ص روزي‌ خطبه‌ مي‌خواندند و در خطبه‌ خويش‌ به‌نقل‌ از خداي‌ سبحان‌ فرمودند: «من‌ همه‌ بندگانم‌ را حنيف‌ و حق‌گرا آفريده‌ام‌ ولي‌ شياطين‌ به‌ سوي‌ آنها آمده‌ و آنان‌ را از دينشان‌ گمراه‌ ساختند وآنچه‌ را كه‌ من‌ حلال‌ كرده‌ بودم، بر آنان‌ حرام‌ گردانيدند».
اين‌ آيه‌ كريمه‌ و احاديث‌ شريف‌ ياد شده، دليل‌ بر فطري‌ بودن‌ عقيده‌ توحيدي ‌و سلامت‌