 پوشانيده‌ است‌».
«و از مردم‌ كساني‌ هستند كه‌ درباره‌ خداوند» يعني: در توحيد و صفات‌ وي‌ «مجادله‌ مي‌كنند» از روي‌ مكابره‌ و عناد، بعد از آن‌كه‌ حق‌ برايشان‌ آشكار گشته‌ و حجت‌ بر آنان‌ اقامه‌ شده‌ است‌؛ مانند نضربن‌ حارث‌ و امثال‌ وي‌ از سردمداران ‌شرك‌ در مكه‌ و اين‌ مجادله‌شان‌ درباره‌ خداوند: «بدون‌ هيچ‌ علمي‌» است‌ از علوم ‌عقلي‌ يا نقلي‌ زيرا عقل‌ و علم‌ تجربي‌ انسان، فريادگر وجود و يگانگي‌ خداوند (ج) و تجلي‌گاه‌ اين‌ حقيقت‌اند و كتابهاي‌ آسماني‌ و رسالتهاي‌ الهي‌ نيز براي‌ روشن ‌كردن‌ بيشتر اين‌ حقيقت‌ آمده‌اند. «و» نيز اين‌ مجادله‌شان‌ «بدون‌ هيچ‌ هدايتي‌» است‌ كه‌انسان‌ بتواند به‌وسيله‌ آن، به‌ راه‌ صواب‌ رهنمون‌ شود «و» نيز اين‌ مجادله‌شان ‌«بي‌هيچ‌ كتاب‌ روشنگري‌» است‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ آن‌ را نازل‌ كرده ‌باشد. پس‌ اين ‌مجادله‌شان‌ در حق‌ خداوند (ج)، صرفا از روي‌ لجاجت‌ و گردنكشي‌ و كاملا بر بنياد عناد محض‌ مي‌باشد و هيچ‌ تكيه‌گاهي‌ از عقل، علم، معرفت، كتاب‌ و هدايت ‌ندارد.
 
	سوره لقمان آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ به‌ آنان‌» يعني: به‌ اين‌ بت‌پرستان‌ اهل‌ جدال‌ و عناد در امر توحيد و يگانگي‌ حق‌ تعالي‌ «گفته‌ شود: از آنچه‌ خدا نازل‌ كرده‌» بر پيامبرش‌ از كتاب‌ «پيروي‌ كنيد» آنها به‌ تقليد محض‌ تمسك‌ ورزيده‌ و «مي‌گويند: نه‌! بلكه‌ از چيزي‌ كه‌ پدرانمان‌ را بر آن‌ يافته‌ايم‌ پيروي‌ مي‌كنيم‌» پس‌ بتاني‌ را كه‌ آنها مي‌پرستيده‌اند، مي‌پرستيم‌ و در راهي‌ كه‌ آنها بر آن‌ روان‌ بوده‌اند، مي‌رويم‌ «حتي‌ اگر هم‌ شيطان ‌آنان‌ را به‌سوي‌ عذاب‌ سوزان‌ فراخواند؟» گويي‌ حق‌ تعالي‌ مي‌گويد: آيا از پدرانشان ‌در شرك‌ پيروي‌ مي‌كنند، حتي‌ اگر شيطان‌ عقيده‌ فاسد شرك‌ را براي‌ پدرانشان ‌آراسته‌ باشد و در نهايت، آنان‌ را به‌ شرك‌ درافگنده‌ و بدين‌گونه‌ وارد جهنم ‌سوزان‌ كرده‌ باشد؟ پس‌ در صورتي‌كه‌ حال‌ و وضع‌ اين‌چنين‌ باشد، پيروي‌ از پدران‌ چه‌ معني‌ و چه‌ توجيهي‌ دارد؟ و اين‌ منع‌ صريحي‌ از تقليد در اصول‌ عقيده است‌.
 
	سوره لقمان آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هركه‌ روي‌ خود را به‌سوي‌ الله متوجه‌ كند» يعني: هر كس‌ امور خويش‌ را به‌خداوند (ج) سپرده‌ و عبادت‌ خويش‌ را براي‌ او خالص‌ گرداند و با تمام‌ وجود به‌سوي‌ او روي‌ آورد «درحالي‌كه‌ محسن‌ باشد» يعني: در اعمال‌ خويش‌ نيكوكار باشد، چنين‌ كسي‌ «به‌راستي‌ كه‌ به‌ دست‌آويزي‌ محكم‌ چنگ‌ زده ‌است‌» يعني: به‌ عهدو پيماني‌ استوار و محكم‌ چنگ‌ زده‌ و خود را به‌ آن‌ آويخته‌ است‌. احسان: چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ تعريف‌ شده، عبارت‌ است‌ از اين‌كه: «خدا را چنان ‌عبادت‌ كني‌ كه‌ گويي‌ او را مي‌بيني‌ زيرا اگر تو او را نمي‌بيني، قطعا او تو را مي‌بيند».
اين‌ آيه‌ حال‌ كسي‌ كه‌ امور خويش‌ را به‌ خداوند (ج) مي‌سپرد، به‌ حال‌ شخصي ‌تمثيل‌ مي‌كند كه‌ مي‌خواهد به‌ كوهي‌ بلند و سربه‌فلك‌كشيده‌اي‌ بالا رود پس‌ دراين‌ صعود خويش، به‌ دست‌آويزي‌ محكم‌ و ريسماني‌ متين‌ كه‌ در آن‌ كوه‌ فروآويخته‌ شده‌ است‌ چنگ‌ مي‌زند و به‌ مدد آن‌ دست‌آويز، به‌ آن‌ كوه‌ بالا مي‌رود تا به‌ قله‌ آن‌ مي‌رسد.
«و بازگشت‌ كارها به‌سوي‌ الله است‌» نه‌ به‌سوي‌ غير وي‌ و پاداش‌هايتان‌ را از او دريافت‌ مي‌كنيد نه‌ از غير وي‌ پس‌ با نيروي‌ ايمان‌ و صلابت‌ عمل، به‌ اوجگاه‌ رضاي‌ او صعود كنيد.
 
سوره لقمان آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن كَفَرَ فَلَا يَحْزُنكَ كُفْرُهُ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هركه‌ كافر شد، نبايد كفر وي‌ تو را اندوهگين‌ كند» زيرا كفر وي‌ به‌ تو زياني ‌نمي‌رساند «بازگشتشان‌ به‌سوي‌ ماست‌ و آنان‌ را از آنچه‌ كرده‌اند آگاه‌ مي‌كنيم‌» يعني: آنان‌ را از اعمال‌ زشت‌ و ننگينشان‌ خبر مي‌دهيم‌ و در برابر آن‌ مجازاتشان‌ مي‌كنيم‌ «در حقيقت‌ خدا به‌ راز دلها داناست‌» و هيچ‌ چيز از اين‌ رازها بر او پنهان‌ نمي‌ماند زيرا رازها در نزد خداوند (ج) مانند امور علني، آشكار است‌ بنابراين، حق‌ تعالي‌ با آنان‌ به‌ حسب‌ علم‌ خويش‌ درباره‌شان‌ رفتار مي‌كند.
 
	سوره لقمان آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلاً ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلَى عَذَابٍ غَلِيظٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنان‌ را اندكي‌ برخوردار مي‌سازيم‌» يعني: كفار را در دنيا مدت‌ اندكي‌ مجال ‌مي‌دهيم‌ تا از آن‌ برخوردار و بهره‌مند شوند پس‌ اين‌ بهره‌مندي‌ هرچند بسيار باشد، باز هم‌ اندك‌ است‌ زيرا نعمت‌ زوال‌پذير با نعمت‌ هميشگي‌ قابل‌ قياس‌ نيست‌ و كم‌تر از كمترين‌ است‌ «سپس‌ آنان‌ را به‌سوي‌ عذابي‌ سخت‌ ناگزير مي‌سازيم‌» و آنان‌ را با بيچارگي‌ به‌سوي‌ عذاب‌ دوزخ‌ مي‌رانيم‌.
 
	سوره آل عمران آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ لاَّ يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُوْنِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللّهِ فِي شَيْءٍ إِلاَّ أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللّهِ الْمَصِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
ابن‌جرير طبري‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از ابن‌عباس‌(رض) روايت‌ كرده‌ است‌كه‌ فرمود: گروهي‌ از يهوديان‌ با جمعي‌ از انصار مدينه‌ رابطه‌ دوستي‌ برقرار كرده‌بودند تا از اين‌ طريق، ايشان‌ را از دينشان‌ بر گردانند، در اين‌ ميان‌ جمعي‌ ازمسلمانان‌ دلسوزانه‌ به‌ آن‌ انصاريان‌ گفتند: از اين‌ يهوديان‌ مكار حذر كنيد و از اين ‌پيوند دوستي‌ بپرهيزيد، مبادا شما را در دينتان‌ به‌ فتنه‌ در افگنند. اما آن‌ انصاريان، نصيحت‌ برادران‌ ديني‌ خويش‌ را نپذيرفتند، همان‌ بود كه‌ نازل‌ شد: «مؤمنان‌ نبايد كافران‌ را ـ به‌جاي‌ مؤمنان‌ ـ به‌ دوستي‌ بگيرند» و با آنها مهر و محبت‌ بورزند و قلبا به‌ همياري‌ با آنان‌ متمايل‌ باشند «و هركه‌ چنين‌ كند» يعني‌: هركه‌ كافران‌ را به‌جاي‌مؤمنان‌ به‌ ولايت‌ و دوستي‌ بگيرد «در هيچ‌ چيز از الله نيست‌» يعني‌: او را ازدوستي‌ خداوند(ج) هيچ‌ بهره‌اي‌ نيست،