ه‌ كفر كافران‌ رضايت ‌باطني‌ وجود نداشته‌ باشد. اما دوستي‌ و موالات‌ با كفار حربي‌اي‌ كه‌ اسباب‌ آزارمسلمانان‌ را فراهم‌ آورده‌ باشند، جايز نبوده‌ بلكه‌ دشمني‌ با آنها واجب‌ است‌.
2 ـ برخي‌ از مالكي‌ها برآنند كه‌ اين‌ آيات، دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ ياري‌ جستن‌ از كفار در جنگ‌ روا نيست‌. ولي‌ بيشتر پيروان‌ مذاهب‌ اربعه، ياري‌ جستن‌ از كافر عليه‌ كافر را جايز مي‌دانند، در صورتي‌ كه‌ آن‌ كافر، به‌ مسلمانان‌ پندار و انديشه ‌نيك‌ داشته‌ باشد. ولي‌ شافعي‌ها حتي‌ اين‌ ياري‌ جستن‌ را نيز به‌ اين‌ شرط مشروط گردانيده‌اند كه‌ مسلمانان‌ به‌ ياري‌ آنها نياز داشته‌ باشند.
3 ـ آيه‌ كريمه‌ (28)، دليل‌ بر مشروعيت‌ «تقيه» است‌. تقيه‌ عبارت‌ است‌ از: نگهداري‌ جان، يا آبرو، يا مال‌ از شر دشمنان، كه‌ اين‌ بر حسب‌ نوعيت‌ دشمن‌ بر دو نوع‌ تقسيم‌ مي‌شود؛ زيرا دشمن‌ يا دشمن‌ دين‌ است، يا دشمن‌ دنيا. اگر دشمن ‌دين‌ باشد؛ پس‌ مسلماني‌ كه‌ در مكاني‌ قرار دارد كه‌ در آن‌ بر آشكار ساختن‌ دين‌خويش‌ قادر نيست، بر وي‌ واجب‌ است‌ كه‌ از آن‌ مكان‌ هجرت‌ كرده‌ به‌ جايي‌ برود كه‌ در آن‌ توانايي‌ اظهار دينش‌ را دارد و اگر از مستضعفان‌ است‌ و قادر به‌ هجرت ‌نيست، بر وي‌ رواست‌ كه‌ در دار كفر بماند و به ‌قدر ضرورت‌ با آنها در ظاهر امر همراهي‌ و موافقت‌ كند، اما اين‌ اظهار موافقت، رخصت‌ است‌ و آشكار ساختن‌ دين‌ خويش‌ عزيمت‌. و اگر دشمن، دشمن‌ دنياي‌ انسان‌ باشد و او به‌ سبب‌ مال، يا امور دنيوي‌ خويش‌ در جايي‌ احساس‌ خطر كند، به‌قول‌ راجح، در اين‌ صورت‌ نيز هجرت‌ بر وي‌ واجب‌ است‌.
 
 سوره لقمان آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَداً وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بي‌گمان‌ علم‌ قيامت‌ نزد خداوند است‌» يعني: علم‌ و آگاهي‌ وقت‌ آن‌ فقط نزد اوست‌ و جز او احدي‌ وقت‌ آن‌ را نمي‌داند «و باران‌ را فرومي‌فرستد» در اوقاتي‌كه‌ براي‌ فرود آوردن‌ آن‌ معين‌ كرده‌ است‌ «و آنچه‌ را كه‌ در رحمهاست‌ مي‌داند» از نري‌ و مادگي، صلاح‌ و فساد و غير اينها، بدون‌ وسيله‌ و ابزار و آزمايشي‌ در حالي‌كه‌ اگر بشر نري‌ و مادگي‌ را مي‌داند، با ابزار و آزمايش‌ و اعمال‌ تجربه‌ است‌ «و نمي‌داند هيچ‌ نفسي‌» از نفوس‌ و حتي‌ فرشتگان‌ و پيامبران‌ و جن‌ و انس‌ «كه‌ فردا چه ‌كسب‌ مي‌كند» از كسب‌ دين‌ يا كسب‌ دنيا و از به‌دست‌ آوردن‌ خير يا شر «و هيچ‌كسي‌ نمي‌داند كه‌ در كدامين‌ سرزمين‌ مي‌ميرد» و حق‌ تعالي‌ در كدامين‌ مكان‌ جانش‌ را مي‌ستاند؟
ابن‌جرير و ابن‌ابي‌حاتم‌ از مجاهد در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده‌اند كه‌ گفت: «مردي‌ از صحرانشينان‌ نزد رسول‌ خدا ص آمد و گفت: زنم‌ باردار است‌ پس‌ مرا آگاه‌ كن‌ كه‌ چه‌ مي‌زايد؟ در سرزمين‌ ما خشكسالي‌ است‌ لذا به‌ من ‌خبر بده‌ كه‌ چه‌وقت‌ باران‌ فرود مي‌آيد؟ و از تاريخ‌ تولد خود آگاهم‌ اما تو به‌ من‌خبر بده‌ كه‌ چه‌ وقت‌ مي‌ميرم‌؟ همان‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ نازل‌ فرمود: ( إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ  ..._).
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ ابن‌ عمر رضي‌الله عنهما آمده ‌است‌ كه‌ رسول‌خدا ص فرمودند: «مفاتيح‌ الغيب‌ خمس‌ لا يعلمهن‌ الا الله، لا يعلم‌ ما في‌ غدا الا الله‌ و لا متي ‌تقوم‌ الساعه، الا الله، ولا ما في‌الارحام، الا الله، و لا متي‌ ينزل‌ الغيث، الا الله، و ما تدري‌ نفس‌ باي‌ ارض‌ تموت، الا الله: كليدهاي‌ غيب‌ پنج‌ چيز است‌ كه‌ آنها را هيچ‌كس‌ جز خداوند نمي‌داند: آنچه‌ را كه‌ فردا روي‌ مي‌دهد، جز خداوند هيچ‌كس‌ نمي‌داند، جز خداوند كسي‌ نمي‌داند كه‌ قيامت‌ چه‌ وقت‌ برپا مي‌شود، جز خداوند كسي‌ نمي‌داند كه‌ چه‌ چيزي‌ در رحم‌هاست، جز خداوند كسي‌ نمي‌داند كه‌ چه‌وقت‌ باران‌ فرود مي‌آيد و جز خداوند هيچ‌كس‌ نمي‌داند كه‌ در كدام‌ سرزمين ‌مي‌ميرد». اما آنچه‌ كه‌ امروزه‌ از پيشبيني‌ها و سنجش‌ها در امور هواشناسي‌ و غير آن‌ مي‌بينيم، اينها بر وسايل‌ و ابزارهاي‌ ويژه‌اي‌ ـ از جمله‌ دستگاه‌هاي‌ شناخت‌ نسبت‌ رطوبت‌ و سرعت‌ باد ـ متكي‌ است، كه‌ هرگز علم‌ غيب‌ شناخته‌ نمي‌شود بلكه‌ تخمين‌ و تجربه‌ و حدسي‌ است‌ كه‌ گاهي‌ هم‌ عكس‌ آن‌ روي‌ مي‌دهد. «بي‌گمان‌ خداوند داناست‌» به‌ امور غيب‌ «آگاه‌ است‌» به‌ آنچه ‌كه‌ بوده‌ و خواهد بود.

  
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3922.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:3923.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:3924.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:3925.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:3926.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:3927.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:3928.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:3929.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:3930.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:3931.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:3932.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:3933.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ سجده ﴾ </a></body></html>سوره سجدة آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ الم ‏
 
‏ترجمه : ‏
خوانده‌ مي‌شود: «الف، لام، ميم‌» و سخن‌ درباره‌ حروف‌ مقطعه، در آغاز سوره‌ «بقره‌» گذشت‌.
 
	سوره سجدة آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ تَنزِيلُ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فروفرستادن‌ اين‌ كتاب، هيچ‌ شكي‌ در آن‌ نيست‌» يعني: هيچ‌ شكي‌ در آن ‌نيست‌ كه‌ اين‌ كتاب‌ فرو فرستاده‌ «از سوي‌ پروردگار عالميان‌ است‌» پس‌ نه‌ دروغ ‌است، نه‌ جادو، نه‌ فال‌بيني‌ و نه‌ افسانه‌هاي‌ پيشينيان‌ زيرا قرآن‌ كتابي‌ اعجازگر براي ‌بشر است‌ و كتابي‌ كه‌ خود عاجز كننده‌ بشر باشد، دورترين‌ چيز از معرض‌ چنين‌ شكي‌ است‌.
 
	سوره سجدة آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْماً مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِيرٍ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا مي‌گويند: آن‌ را بربافته‌ است‌» آيا مشركان‌ مي‌گويند: محمد ص قرآن‌ را از نزد خود بربافته‌ است‌؟ «ام‌»: براي‌ انتقال‌ از سخن‌ سابق‌ به‌سوي‌ سخن‌ بعدي، يعني ‌انكار پندار يادشده‌ آنان‌ است‌. «نه، چنين‌ نيست‌ بلكه‌ آن‌ حق‌ است‌» و ثابت‌ و يقيني‌ «از سوي‌ پروردگار تو» نه‌ چنان‌ كه‌ آنها از روي‌ جهل‌ و عناد ادعا مي‌كنند. «بل‌»: براي‌ اضراب‌ و نفي‌ قولشان‌ و اثبات‌ سخني‌ است‌ كه‌ بعد از آن‌ مي‌آيد.
سپس‌ خداي‌ عزوجل‌ حكمت‌ فرو فرستادن‌ قرآن‌ را بيان‌ كرده‌ مي‌فرمايد: «تا مردمي‌